«بمانی» نقطه خداحافظی مهرجویی با سینمای ساختارگرا
به گزارش خبرگزاری برنا، فیلم بمانی به کارگردانی داریوش مهرجویی دوشنبه 10 آذر در سینماتک خانه هنرمندان ایران به نمایش درآمد و سپس نشست نقد و بررسی آن با حضور امید روحانی و حبیب رضایی برگزار شد.
امید روحانی در ابتدای این نشست با اشاره به فرآیند ساخت این فیلم با توجه به توضیحات داریوش مهرجویی در این باره گفت: مهرجویی خود درباره این فیلم توضیح می دهد که با ساخت این فیلم تلاش کرده است که میزان تعصب و خشونت را در آن منطقه کاهش دهد، شاید با نشان دادن این فیلم به دختران آن منطقه کمکی شود، البته مهرجویی به این مسئله نیز اشاره می کند که در جریان ساخت این فیلم با چه مشکلاتی روبرو بوده است، در طول ساخت فیلم وقتی اهالی محل متوجه شدن که مهرجویی قرار است فیلمی با این مضمون بسازد، شروع به اعتراض و مخالفت با آن کردند تا جایی که مهرجویی حتی تهدید به قتل نیز می شوند. آقای نیک بین و خانم میلانی نیز که تهیه کننده گان این فیلم هستند نیز این توضیح را داده اند که فیلم با مشکلات بسیار زیادی درگیر بوده است و در ایران به نمایش درنیامده است.
وی در ادامه افزود: اینکه این فیلم چقدر توانست فضای ایلام را تغییر دهد، نمی دانم، چون من اطلاعات دقیقی در این باره ندارم، ایلام در زمان جنگ لحظات سختی را پشت سرگذاشت، این فیلم به دورانی از ایلام می پردازد که ایلام کم کم به شکل شهر در می آید، امروز نیز ایلام معاصر تغییرات بسیار زیادی کرده است که با آن روزها تا حدود زیادی متفاوت است.
روحانی در ادامه صحبت های خود طبقه بندی آثار مهرجویی را سخت عنوان کرد و گفت: این فیلم در واقع آغازی جدید از دوران فیلم سازی داریوش مهرجویی است، مهرجویی کارگردانی است که متنوع کار می کند و فیلم می سازد، خیلی راحت نمی شود دوران فیلم سازی مهرجویی را طبقه بندی کرد، خیلی از فیلم سازان را می توان طبقه بندی کرد هم چون کیارستمی، کیمیایی و ... اما در مورد مهرجویی این کار به راحتی شدنی نیست، تنوع آثار با محتوای گوناگون و فرم های متفاوت به طوری است که دوره بندی و طبقه بندی آثار مهرجویی را برای ما منتقدان دشوار می سازد، بعد از هامون و درخت گلابی که در دهه 70 ساخته شده است، مهرجویی برای بیان ایده های خود قالب های تازه ای را به خدمت می گیرد، اگر از میکس بگذریم این دوران با فیلم «بمانی» آغاز می شود، دوره ای که همراه است با انتقادهایی از سوی منتقدان نسبت به قالب های انتخابی داریوش مهرجویی برای ساخت این فیلم های جدید، انتقاد هایی که تا به امروز نیز از سوی منتقدین جوان ادامه دارد مخصوصاً در ارتباط با فیلم های اخیر داریوش مهرجویی، انتقاد هایی به نظر من بیشتر به دلیل شناخت درست صورت گرفته است.
امید روحانی در بخش دیگری از صحبت های خود فیلم «بمانی» را نوعی تجربه جدید برای مهرجویی معرفی کرد که در آن مهرجویی به واسطه فرم مستند شروع به قصه گویی می کند. او افزود: فیلم «بمانی» به نوعی استفاده از سینمای مستند و داستان گفتن در قالب آن است که در سینمای ایران نیز مرسوم شده است، از اواسط دهه 70 نیز به واسطه آثار کیارستمی که به نوعی استفاده از همین قالب سینمایی است، مواجه می شویم، در واقع استفاده از فرم مستند برای نوعی قصه گویی. مهرجویی نیز هم چون کیارستمی همین فرم را انتخاب می کند فرمی که گویی مهرجویی آن را برای بیان ایده های خود مناسب می بیند، مهرجویی به فیلم «بمانی» علاقه بسیار زیادی دارد چراکه با استفاده از این فرم مستند و بازسازی دوباره وقایع می کوشد تا یک معضل اجتماعی را حل کند، اگر مهرجویی در فیلم هایی هم چون هامون، لیلا، سارا به نوعی کلی سخن می گوید، با ساخت فیلمی هم چون «بمانی» می کوشد بومی و جزئی تر سخن بگوید. مهرجویی از دهه 80 سراغ قالب هایی می رود که بتواند به موضوعات روزمره و تا حدود زیادی عامه اشاره کند، موضوع هایی که از قضا ما انسان ها بیشتر با آن ها از صبح تا شب درگیر هستیم. فیلم های سنتوری، مهمان مامان و نارنجی پوش از این نوع فیلم ها هستند.
وی افزود: مهرجویی در این دهه به جای بیان فلسفی و پیچیده که در فیلم هایی چون هامون و لیلا مشخص بود، با ساخت نوعی تازه از فیلم سعی می کند به جای آن بیان خشک و سخت، بیانی ساده برای رویداد ها و مشکلات اجتماعی انتخاب کند، مهرجویی با سینمای ساختارگرا خداحافظی می کند و با آگاهی شخصی به زبان عامه فیلم می سازد تا شاید بتواند در حل معضلات اجتماعی تاثیر بیشتری داشته باشد. به همین دلیل عام تر فیلم می سازد و این به معنای ساده انگاری آثار مهرجویی نیست.
در ادامه این نشست حبیب رضایی به مشکلات ساخت این فیلم اشاره کرد و گفت: مردم آن روز ایلام تا حدود زیادی از تصویر دور بودند یعنی با تصویر بیگانه بودند حتی میلی به تلویزیون نیز نداشتند به همین دلیل، بازسازی آن فضا که در فیلم دیدید، برای آن ها بسیار سخت بود، دختری که در این فیلم بازی می کرد برایش خیلی سخت بود گریم کردن برای فیلمبرداری و مسائل اینچنینی که بسیار بود، فرآیند ساخت این فیلم را در آن دوره بسیار دشوار کرد، البته بیشتر این مسائل به دلیل ندانستن افراد و مردم آن جا نسبت به این پروژه بود، به همین دلیل این ندانستن برای مردم و حتی مسئولین موضوع را سخت و پیچیده کرد، بعد از ساخت این فیلم نیز این مشکلات هم برای کارگردان و هم برای تهیه کنندگان ادامه داشت.
در ادامه این نشست برخی از حاضران نسبت به این فیلم انتقاد هایی مطرح کردند، یکی از حاضران در این نشست گفت: مهرجویی با ساخت این فیلم نشان داد هیچ آگاهی نسبت به مردم آن منطقه ندارد و فیلمی ساخته است که هیچ رنگ و بویی از آن منطقه ندارد، عدم آگاهی مهرجویی در این فیلم به طوری موج می زند که بیشتر از اینکه مضمون های این فیلم ریشه در واقعیت داشته باشد ریشه در تخیل مهرجویی دارد، من به عنوان یکی از اهالی آن منطقه هیچ وقت مهرجویی را نخواهم بخشید، این مشکل فقط به مهرجویی بر نمی گردد افرادی هم چون مهرجویی در واقع روشنفکران تهرانشین هستند که با مردم به عنوان موش آزمایشگاهی برخورد می کنند و دوستان خوبی هم چون امید روحانی دارند که عدم آگاهی آن ها را تئوری پردازی می کنند و برای ما نسخه می پیچند، یا افرادی هم چون حبیب رضایی که خیلی ساده می گوید مردم آن منطقه با تلویزیون و تصویر بیگانه بودند، برای این سینمای روشنفکری فقط می توان تاسف خورد.
یکی دیگر از حاضرین در این نشست گفت: من وقتی فیلم را دیدم، فهمیدم این فیلم محصول یک ذهن بدبین و بیمار است، من زاگرس نشین هستم و به راحتی می توانم بفهمم مضمون این فیلم به جای تحقیق و پژوهش، کاملاً سرسری و ژورنالیستی است، مهرجویی از هیچ استدلالی برای مضمون خود استفاده نمی کند، مهرجویی با این فیلم نشان داد که در تهران نشسته است و با اطلاعاتی که به صورت ژورنالیستی پیدا کرده است تصمیم می گیرد حالا برای تنوع فیلمی با این مضمون بسازد و چهره مردان را تا می تواند پلید بسازد. امروز با دیدن این فیلم به معنای کامل با مفهوم سیاه نمایی آشنا شدم.
«بمانی» شرح زندگی سه دختر ایلامی به نامهای مدینه، نسیم و بمانی است که در سال 1380 ساخته شده است و بازیگرانی چون حبیب رضایی، بیوک میرزایی، معصومه بخشی، شادی حیدری، توران یاقوتی (حبیبیان)، قادر حیدری، محسن خیاطی، یداله شیراندامی و حسین گیل در آن به ایفای نقش پرداختهاند.