نگاهی بر ضرورت خصوصی سازی باشگا هها فوتبال
محمد پورپناهی کل تپه
اگر در روند کلان خصوصی سازی در وجهه عمومی آن تقویت رشد اقتصادی و ایجاد اشتغال مولفههای اصلی باشند، در حوزه ورزش به تعابیر دیگری از این دو می رسیم که توسعه اقبال عمومی به ورزش و سازمان دهی فعالیت ها و توانمندی های علاقه مندان، توسعه نهادهای اجتماعی پشتیبان ورزش، توسعه نهادهای اقتصادی متولی ورزش در ابعاد عمومی و حرفهای آن به عنوان یکی از موتورهای محرک و انگیزاننده در جامعه ، پایدار سازی روندها و نهادهای مرتبط با ورزش در هر دو بعد همگانی و حرفهای آن با هدف ارتقای بهداشت روحی، جسمانی و اجتماعی جامعه به عنوان یکی از ابزارهای عمومی توسعه را بدنبال دارد.
چندی پیش، امیررضا خادم، معاون وزیر ورزش و جوانان و رییس کمیته تربیت بدنی مجلس هفتم نیز پس از جلساتی با مدیران و مسئولین باشگاههای دولتی، از مقاومت آنها برای واگذار شدن به بخش خصوصی خبر داده بود،همچنین در برنامه زنده روز جمعه نیز بسیاری از موارد روشن گردید که تلاش های دکتر خادم در این زمینه قابل تقدیر می باشد و باید خطاب به وی بگویم، در این راه هرچقدر تهمت و سیلی بخورید اجرتان بیشتر است چرا که پای بیت المال در میان است ،هرچند مشکلاتی نیز وجود دارد اما کوتاه کردن دست برخی از بیت المال از واجبات است.
واگذاری باشگاهها به بخش خصوصی در ایران از طریق سازمان خصوصیسازی انجام میشود، و با توجه به زیانده بودن اغلب باشگاهها، واگذاری آنها باید به صورت مزایده و خارج از بورس صورت بگیرد.
اما از آنجایی که باشگاههایی مثل پرسپولیس و استقلال علیرغم سابقه طولانیشان داراییهای فیزیكی خاصی نیز ندارند و باید منابع انسانی و بازیكنان آن ارزشگذاری شوند، و همچنین به دلیل شفاف نبودن صورتهای مالی و عدم ثبت قراردادهای بازیكنانشان، قیمتگذاری باشگاهها نیز با مشکلاتی روبرو است.
اما حتی اگر ارادهای هم برای خصوصیسازی باشگاههای فوتبال در ایران وجود داشته باشد و این باشگاهها واقعاً به بخش خصوصی واگذار شوند، باز بعید است که بخش خصوصی بتواند از عهده باشگاهداری برآید پس وزارت ورزش و جوانان بعد از واگذاری نیز باید بصورت مستمر بر تیم ها نظار ت داسته باشد تا دوباره همان مشکلات قبلی دامن گیر فوتبال کشور نشود .
علاوه بر آن عدم رعایت قانون حق مولف (کپیرایت) در ایران، کسب درآمد از محل فروش پیراهن تیم و اقلام تجاری هواداران که دارای نشان باشگاه هستند را نیز بسیار دشوار میسازد.
مقایسه منابع درآمدی لیگ برتر فوتبال ایران با پنج لیگ بزرگ جهان به خوبی نشاندهنده ساختار متفاوت در بازار فوتبال ایران است.
فروش حقوق پخش تلویزیونی در فرانسه، ایتالیا، اسپانیا، انگلیس و آلمان به ترتیب 56، 56، 51، 31 و 29 درصد کل درآمدهای باشگاهها را تشکیل میدهد.
حمایت های مالی (اسپانسرینگ) و فروش اقلام تجاری نیز به ترتیب 28، 25، 25، 35 و 44 درصد است. اما در ایران، در سه دوره نخست لیگ برتر فوتبال، اصلیترین منابع درآمد، تبلیغات (73 درصد) و فروش بلیت (23 درصد) بوده است.
مادامی که این مشکلات ساختاری برطرف نشوند و آزادسازی اقتصادی انجام نگیرد، واگذاری باشگاههای فوتبال به بخش خصوصی نه تنها دردی را از فوتبال ایران دوا نمیکند، بلکه چه بسا ممکن است به مشکلات آن نیز بیفزاید.
اما با تمامی این مشکلا ت امیدواریم که این خصوصی سازی انجام و دست بسیاری از بیت المال کوتاه گردد چرا که تنها راه حل مشکلات دو تیم مطرح کشور و خروج از بحران واگذاری به بخش خصوص آن هم نیروی خصوصی متخصص در امر ورزش می باشد
چندی پیش، امیررضا خادم، معاون وزیر ورزش و جوانان و رییس کمیته تربیت بدنی مجلس هفتم نیز پس از جلساتی با مدیران و مسئولین باشگاههای دولتی، از مقاومت آنها برای واگذار شدن به بخش خصوصی خبر داده بود،همچنین در برنامه زنده روز جمعه نیز بسیاری از موارد روشن گردید که تلاش های دکتر خادم در این زمینه قابل تقدیر می باشد و باید خطاب به وی بگویم، در این راه هرچقدر تهمت و سیلی بخورید اجرتان بیشتر است چرا که پای بیت المال در میان است ،هرچند مشکلاتی نیز وجود دارد اما کوتاه کردن دست برخی از بیت المال از واجبات است.
واگذاری باشگاهها به بخش خصوصی در ایران از طریق سازمان خصوصیسازی انجام میشود، و با توجه به زیانده بودن اغلب باشگاهها، واگذاری آنها باید به صورت مزایده و خارج از بورس صورت بگیرد.
اما از آنجایی که باشگاههایی مثل پرسپولیس و استقلال علیرغم سابقه طولانیشان داراییهای فیزیكی خاصی نیز ندارند و باید منابع انسانی و بازیكنان آن ارزشگذاری شوند، و همچنین به دلیل شفاف نبودن صورتهای مالی و عدم ثبت قراردادهای بازیكنانشان، قیمتگذاری باشگاهها نیز با مشکلاتی روبرو است.
اما حتی اگر ارادهای هم برای خصوصیسازی باشگاههای فوتبال در ایران وجود داشته باشد و این باشگاهها واقعاً به بخش خصوصی واگذار شوند، باز بعید است که بخش خصوصی بتواند از عهده باشگاهداری برآید پس وزارت ورزش و جوانان بعد از واگذاری نیز باید بصورت مستمر بر تیم ها نظار ت داسته باشد تا دوباره همان مشکلات قبلی دامن گیر فوتبال کشور نشود .
علاوه بر آن عدم رعایت قانون حق مولف (کپیرایت) در ایران، کسب درآمد از محل فروش پیراهن تیم و اقلام تجاری هواداران که دارای نشان باشگاه هستند را نیز بسیار دشوار میسازد.
مقایسه منابع درآمدی لیگ برتر فوتبال ایران با پنج لیگ بزرگ جهان به خوبی نشاندهنده ساختار متفاوت در بازار فوتبال ایران است.
فروش حقوق پخش تلویزیونی در فرانسه، ایتالیا، اسپانیا، انگلیس و آلمان به ترتیب 56، 56، 51، 31 و 29 درصد کل درآمدهای باشگاهها را تشکیل میدهد.
حمایت های مالی (اسپانسرینگ) و فروش اقلام تجاری نیز به ترتیب 28، 25، 25، 35 و 44 درصد است. اما در ایران، در سه دوره نخست لیگ برتر فوتبال، اصلیترین منابع درآمد، تبلیغات (73 درصد) و فروش بلیت (23 درصد) بوده است.
مادامی که این مشکلات ساختاری برطرف نشوند و آزادسازی اقتصادی انجام نگیرد، واگذاری باشگاههای فوتبال به بخش خصوصی نه تنها دردی را از فوتبال ایران دوا نمیکند، بلکه چه بسا ممکن است به مشکلات آن نیز بیفزاید.
اما با تمامی این مشکلا ت امیدواریم که این خصوصی سازی انجام و دست بسیاری از بیت المال کوتاه گردد چرا که تنها راه حل مشکلات دو تیم مطرح کشور و خروج از بحران واگذاری به بخش خصوص آن هم نیروی خصوصی متخصص در امر ورزش می باشد
نظر شما