«خاکستری یک کابوس» در فرهنگسرای گلستان نقد و بررسی شد

|
۱۳۹۳/۰۹/۱۹
|
۱۵:۰۸:۲۱
| کد خبر: ۲۴۴۹۷۳
«خاکستری یک کابوس» در فرهنگسرای گلستان نقد و بررسی شد
جلسه نقد وبررسی مجموعه داستان «خاکستری یک کابوس» نوشته فاطمه سلیمانی ازندریانی عصر روز گذشته 18 آذر در فرهنگسرای گلستان برگزار شد.

به گزارش خبرگزاری برنا، نقد وبررسی مجموعه داستان " خاکستری یک کابوس" از سری نشست های "ترنم قلم" با حضور فاطمه سلیمانی ازندریانی نویسنده کتاب، محمدرضا گودرزی و مهرانگیز اشراقی از منتقدین ادبیات داستانی، همچنین جمعی از علاقمندان به این حوزه و با خوانش داستان کوتاه "پشت ابر" از مجموعه " خاکستری یک کابوس" توسط نویسنده کتاب آغاز شد.

مهرانگیز اشراقی در ادامه، نقد وبررسی کتاب " خاکستری یک کابوس" را با مقدمه ای از پیشینه داستان کوتاه آغاز کرد و گفت: داستان کوتاه تا اواخرقرون وسطی بیشتر به شکل حکایت های عشقی و عاطفی رواج داشت. بعد از رنسانس داستان ها بخش هایی از رساله های دینی با بار اخلاقی، آموزشی و تربیتی را تشکیل می دادند و در اوایل قرن 19 بود که داستان ها به این شکل که امروز شاهدشان هستیم درآمد و اولین فردی که روشی ساختارمند برای داستان کوتاه ارائه کرد "ادگار آلن پو" بود. علاوه بر او از دیگر نویسندگان معتبر این دوره که در حقیقت اولین داستان های کوتاه را نوشتند می توانیم به آنتوان چخوف، گی دو موپاسان، گوستاو فلوبر اشاره کنیم.

وی در ادامه افزود: در واقع این مقدمه را گفتم تا به موپاسان برسم که داستانی به نام "گردن بند" دارد که شاید خیلی از ما آن را خوانده باشیم. علت اشاره من به این داستان، ساختار مشابهی است که نویسنده " خاکستری یک کابوس" در بیشتر داستان های این مجموعه دنبال می کند که همان الگوی روایت یک داستان ساده بر اساس یک سری حوادث و اتفاق ها و توالی حلقه های داستان است که در نهایت به یک شگفتی ختم می شود که تا حدی هم داستان های لطیفه وار را یادآوری می کند. به این معنی که در این مجموعه کمتر با ترفندها و فنون نویسندگی روبه رو هستیم و داستان ها بیشتر روی حوادث و اتفاقات تمرکز دارند و به معنی دیگر داستان های عمیقی که مسائل مرتبط با انسان شناسی و هستی شناسی را مطرح کنند نیستند.

اشراقی خاطرنشان کرد: در هرحال مجموعه " خاکستری یک کابوس" را به عنوان اولین تجربه نویسنده باید تا حدی موفق ارزیابی کرد. این داستان ها به اتفاقاتی می پردازند که شاید همه ما به نوعی آن ها را تجربه کرده باشیم و به این ترتیب همذات پنداری خواننده را بر می انگیزانند.

این منتقد ادبی با اشاره به دیگر ویژگی های این اثر اظهار کرد: در مجموعه " خاکستری یک کابوس" از نماد و تمثیل خبری نیست و همه مسائلی که نویسنده می خواهد در خلال داستان هایش بگوید به راحتی از سوی خواننده برداشت می شود. دغدغه فرم را در این داستان ها نمی بینیم و اکثر آن ها فرم ساده ای دارند و به صورت خطی روایت می شوند.
وی در بخش دیگری از سخنانش با پرداختن به مصداق های موجود در این مجموعه بیان کرد: شاید بارزترین نمونه داستانی "گردن بند" موپاسان داستان "پشت ابر" باشد که نویسنده در ابتدای جلسه آن را خوانش کرد. نویسنده در این داستان عنصر تعلیق را به خوبی پیش می برد و خواننده را به دنبال خود می کشاند و در پایان داستان نیز ضربه نهایی را وارد می کند. در "تلخی مداوم یک روز" که من آن را از لحاظ فنی موفق ترین داستان این مجموعه می دانم، با راوی اول شخص روبرو هستیم که طی روایت ما را از مکنونات قلبی خود آگاه می کند و به نظر من رابطه بین عینیت و ذهنیت را به خوبی به تصویر کشیده است.

اشراقی در بررسی داستان های دیگر این مجموعه نیز بیان کرد: داستان "تبعید به تنهایی" در حالی از زبان راوی غیرهمجنس بیان می شود که به نظر من اصلا نیازی به راوی اول شخص نداشت چرا که تنها در چند سطر از داستان است که از درونیات شخص اول آگاه می شویم و چالش ذهنی چندانی در آن مشاهده نمی کنیم. " خاکستری یک کابوس" تنه داستان این مجموعه است که روایتش خیلی خطی نیست و از طریق رجوع های مکرر به گذشته حوادث را پیش می برد. داستان " برای داشتن تو" به نظر من تصویر هنرمندانه ای از یک مادر را ارائه می دهد. داستان "گره کور یک دیدار" با تعلیق خوبی آغاز می شود اما از میانه ناگهان وارد فضایی می شود که داستان را از محور اصلی اش خارج می کند و پایان داستان هم به نوعی رها می شود.

این منتقد در ادامه سخنانش را با تحلیل چند داستان دیگر از این مجموعه به پایان برد و گفت: داستان " عقربه های بی قرار" فضای سنتی ماجرای پیدا کردن همسر برای پسر خانواده را به خوبی تصویر می کند. اما داستان " تا سپیده" به نظر من پختگی لازم را ندارد و در خلق فضای مورد نظرش چندان موفق عمل نمی کند. به هرحال می توان گفت " خاکستری یک کابوس" به عنوان اولین تجربه نویسنده اش موفقیت هایی به همراه دارد اما در یک نگاه کلی می شود گفت داستان های مجموعه " خاکستری یک کابوس" پیام محور اند و اغلب هم پیام ها به اصطلاح خیلی رو هستند.


محمدرضا گودرزی دیگر منتقد حاضر در این نشست نیز در ابتدای سخنانش گفت: از نظر من بهتر است این مجموعه را در قالب ژانری که در آن قرار می گیرد بررسی کنیم بدون آن که نگاه ارزش گذارانه به آن داشته باشیم. این اثر در ژانر " واقعیت گرایی اجتماعی مفهوم محور" قرار می گیرد و به تبع آن می توان اهدافش را به راحتی شناسایی کرد و برای مثال نمی توانیم از آن انتظار اهداف داستان های جویس را داشته باشیم.

وی در همین زمینه افزود: بعد از مسئله ژانر است که به توفیق یا عدم توفیق ارائه مجموعه ای یکدست در آثار نویسنده می رسیم که به نظر من در " خاکستری یک کابوس" این یکدستی دیده نمی شود و همه داستان های آن از شیوه متحدی پیروی نمی کنند اما در مجموع می توان گفت متن های این مجموعه همه دغدغه بیان مسائل اجتماعی را دارند، مفهوم محور اند و استنباط نویسنده آن ها از ادبیات انسان سازی است و تعریف متن آموزش و اصلاح جامعه است.


گودرزی در ادامه اظهار کرد: در بعضی از داستان های این مجموعه به نظر من راوی دانای کل بهتر می توانست مفاهیم را به خواننده انتقال دهد و توجیه روایت اول شخص به رغم جنبه اجتماعی داستان ها قانع کننده به نظر نمی رسد. نکته دیگر تکرار شدن اسامی شخصیت ها در داستان های این مجموعه است که شاید به نظر برسد به دلیل ارائه داستان های به هم پیوسته در مجموعه است که البته اینطور نیست و نمی توان چنین ویژگی ای را به مجموعه " خاکستری یک کابوس" نسبت داد.


این منتقد ادبیات داستانی در بخش دیگری از سخنانش بیان کرد: نویسنده این مجموعه از شگرد به تعویق انداختن اطلاعات استفاده کرده که بخشی از آن به فرهنگ ایرانی ما بر می گردد اما با این وجود " خاکستری یک کابوس" از نثری روان برخوردار است و نویسنده عنصر گفت و گو را هم در این مجموعه هم به صورت کامل و دقیق به کار گرفته.


گودرزی در پایان نقد و بررسی این مجموعه بیان کرد: در داستان های این مجموعه کنش بر توصیف می چربد که این امر نشان می دهد هم ضرباهنگ داستان ها بیشتر است و علاوه بر آن جذابیت روایت را بهتر پیش می برند. در مجموع می شود گفت داستان های این مجموعه همانطور که خانم اشراقی اشاره کردند خیلی رو هستند و نویسنده هر آچه خواسته بگوید از سوی بیننده به راحتی دریافت شده است و از لایه های پنهان و ناگفته در آن خبری نیست.


در بخش پایانی این پرسش هایی از سوی حاضرین در خصوص برخی مسائل عنوان شده در این نشست مطرح و از سوی نویسنده و منتقدین این جلسه پاسخ داده شد.
" خاکستری یک کابوس" اولین تجربه داستان نویسی فاطمه سلیمانی ازندریانی است که در قالب مجموعه ای از 10 داستان کوتاه در سال 1392 از سوی نشر نیستان به چاپ رسیده است.

نظر شما
captcha
پیشنهاد سردبیر