گزارشی از آداب سفر در اسلام؛

دوباره نوروز؛دوباره سفر

|
۱۳۸۹/۱۲/۱۱
|
۱۳:۳۰:۰۰
| کد خبر: ۲۴۶۵۸
دوباره نوروز؛دوباره سفر
پس آیا در زمین سیر نكردند، تا بنگرند سرانجام كسانى كه قبل از آنان بودند چگونه بود؟
باشگاه جوانی برنا/

بسیار سفر باید کرد تا پخته شود خامی! نوروز از راه می رسد و سیروسفر ایرانی ها پا می گیرد. مسلمان ایرانی این روزها را غنیمت می شمرد و "سیروا فی الارض" می کند.در این گزارش علاوه بر آوردن تعدادی از آیات قرآن، به گفت و گو با کارشناس قرآنی با مبحث سفر پرداختیم.

علی مختارآبادی، کارشناس قرآنی، از آیات و روایات درباره سفر در اسلام می گوید: «یکی از موضوعاتی که خداوند در قرآن به ما سفارش کرده سیر و سیاحت روی زمین است. معنای سیر با سفر تفاوت دارد. با توجه به آن چه که در سوره اسرا با موضوع معراج پیامبر آمده، "سیر" سفری شبانه برای کسب معنویات و "سفر" حرکت در روز است.

سفر در اسلام با هدف صورت می گیرد. مشاهده عاقبت تکذیب کنندگان، انسان را از خواب غفلت بیدار می کند که تأمل در آثار گذشتگان برای عبرت آموزی از طریق بصری موثر است.»

در روایات سفارش به مروت و جوانمردی در سفر شده است. همانطور که امام صادق(ع) فرموده اند: «هنگامی که انسان با کسی مسافرت می رود باید سه چیز را رعایت کند:

1-کریمانه و سخاوتمندانه ببخشد و بر همسفر خود سخت نگیرد 2-سفر قطره ای از جهنم است و مرارت و تلخی دارد پس در سفر کثرت مزاح داشته باشید (مزاحی که گناه نباشد و خشم خدا را به وجود نیاورد) 3-بعد از اتمام سفر عیوب همسفر خود را به کسی نگویید.»

علی مختارآبادی با توجه به آیات و روایات، سفر را عاملی برای شناخت دوستان خواند که می توان با قرض گرفتن پول و یا غضبناک کردن او تا سه مرتبه، امتحانش کرد.

این کارشناس قرآنی ادامه داد: «ما در روایات داریم که سه چیز را مخفی بدارید: 1-مذهب 2-طلا 3-مسافرت رفتن.

البته قبل از سفر خوب است از اقوام درجه یک حلالیت بطلبیم و برایشان سوغاتی بیاوریم اما لازم نیست در بوق و کرنا کنیم و همه جا بگوییم که می خواهیم به سفر برویم.

صدقه دادن و انتخاب همسفر همراه هم از دیگر آداب سفر است. در مورد سوغاتی نیز سفارش شده، حتی اگر به آوردن یک تکه سنگ باشد.»

در ادامه آیات قرآن به همراه ترجمه و تفسیر از کتاب نور در رابطه با مضمون سفر گردآوری شده است.

وَمَآ أَرْسَلْنَا مِن قَبْلِكَ إِلَّا رِجَالاً نُّوحِى إِلَیْهِم مِّنْ أَهْلِ الْقُرَى‏ أَفَلَمْ یَسِیرُواْ فِى الْأَرْضِ فَیَنظُرُواْ كَیْفَ كَانَ عَقِبَةُ الَّذِینَ مِن قَبْلِهِمْ وَ لَدَارُ الْأَخِرَةِ خَیْرٌ لِّلَّذِینَ اتَّقَوْاْأَفَلَا تَعْقِلُونَ / 109-یوسف

ترجمه: و پیش از تو (پیامبرى) نفرستادیم، جز مردانى از اهل آبادى‏ها را كه به آنان نیز وحى مى‏كردیم. (با وجود این) آیا در زمین سیر نكرده‏اند تا عاقبت كسانى را كه پیش از آنان بوده‏اند بنگرند؟ و قطعاً سراى آخرت براى كسانى كه تقوا پیشه كرده‏اند بهتر است. آیا نمى‏اندیشید؟

تفسیر: - سیر و سفر باید هدفدار باشد. «أفلم یسیروا ... فینظروا» 
- مشاهده مستقیم از كارآمدترین شیوه‏هاى دریافت حقیقت است. «أفلم یسیروا... فینظروا»
- سیر و سیاحت در زمین و آگاهى از تاریخ و درس عبرت گرفتن، براى هدایت و تربیت بسیار كارگشاست. «فینظروا»
- حفظ آثار باستانى براى عبرت و بازدید آیندگان لازم است. «فینظروا»



أَفَلَمْ یَسِیِرُواْ فِى الْأَرْضِ فَتَكُونَ لَهُمْ قُلُوبٌ یَعْقِلُونَ بِهَآ أَوْ ءَاذَانٌ یَسْمَعُونَ بِهَا فَإِنَّهَا لَا تَعْمَى الْأَبْصَرُ وَلَكِن تَعْمَى الْقُلُوبُ الَّتِى فِى الصُّدُورِ /46-حج

ترجمه: آیا آنان در زمین سیر نكردند تا دل‏هایى داشته باشند كه با آن حقیقت را درك كنند، یا گوش‏هایى كه با آن حقیقت را بشنوند؟ البتّه چشم‏هاى آنان كور نیست، لكن دل‏هایى كه در سینه دارند نابینا است.

تفسیر: - سفرهاى علمى و تجربى، كارى ارزشمند و راهى مطلوب براى گسترش شناخت است. «أفلَم یسیروا»
- زمین و زمان، كلاس درس است و كسانى كه عبرت نمى‏گیرند سزاوار توبیخ هستند. «أفلَم یسیروا فى الارض»



أَوَلَمْ یَسِیرُواْ فِى الْأَرْضِ فَیَنظُرُواْ كَیْفَ كَانَ عَاقِبَةُ الَّذِینَ مِن قَبْلِهِمْ كَانُواْ أَشَدَّ مِنْهُمْ قُوَّةً وَأَثَارُواْ الْأَرْضَ وَعَمَرُوهَآ أَكْثَرَ مِمَّا عَمَرُوهَا وَجَآءَتْهُمْ رُسُلُهُم بِالْبَیِّنَاتِ فَمَا كَانَ اللَّهُ لِیَظْلِمَهُمْ وَلَكِن كَانُواْ أَنفُسَهُمْ یَظْلِمُونَ /9-روم

ترجمه: آیا در زمین سیر نكردند تا ببینند عاقبت كسانى كه قبل از آنان بودند چگونه بود؟ آنها نیرومندتر از اینان بودند و زمین را زیر و رو كردند و بیش از آنچه اینان آباد كردند، آن را آباد ساختند، و پیامبرانشان همراه با (معجزه و) دلایل روشن به سراغشان آمدند، (امّا آنها انكار كردند و به قهر خدا گرفتار شدند) پس خداوند به آنان ستم نكرد، بلكه آنها بر خود ستم كردند.

تفسیر: -مطالعه‏ى تاریخ، سیر و سفر و استفاده از تجربه‏ى دیگران، از راه‏هاى شناخت، و ترك آن مورد توبیخ است. «اولم یسیروا»
- آگاهى از تاریخ و فلسفه‏ى آن و آشنایى با سرنوشت اقوام پیشین، انسان را از ظاهربینى نجات مى‏دهد. «یعلمون ظاهرا - اَوَلم یسیروا»
- تحوّلات تاریخى بر اساس قوانین ثابت است كه مى‏توان از گذشته، براى امروز و فردا درس گرفت. «فینظروا»
- سیر و سفر باید عامل توجّه و به دور از غفلت باشد. «فینظروا» 
- به سرنوشت و عاقبت اقوام گذشته بنگرید، نه به جلوه‏هاى روزمرّه‏ى آنان. «كیف كان عاقبة ...»



أَوَلَمْ یَسِیرُواْ فِى الْأَرْضِ فَیَنظُرُواْ كَیْفَ كَانَ عَاقِبَةُ الَّذِینَ مِن قَبْلِهِمْ وَكَانُواْ أَشَدَّ مِنْهُمْ قُوَّةً وَمَا كَانَ اللَّهُ لِیُعْجِزَهُ مِن شَىْ‏ءٍ فِى السَّمَوَاتِ وَلَا فِى الْأَرْضِ إِنَّهُ كَانَ عَلِیماً قَدِیراً /44-فاطر

ترجمه: آیا در زمین سیر نكردند تا ببینند كه سرانجام كسانى كه قبل از ایشان بودند و قدرتشان بیش از آنان بود چه شد؟ و هیچ چیز در آسمان‏ها و زمین نیست كه خداوند را به عجز در آورد (و از حیطه‏ى قدرت او خارج باشد.) البتّه او بس آگاه و تواناست.

تفسیر: - اسلام طرفدار سیر و سفر براى كسب تجربه است. «أوَلم یسیروا»
- سیر و سفر باید جهت دار باشد. «یسیروا فینظروا»
- تاریخ پیشینیان، از منابع شناخت سنّت‏هاى حاكم بر جوامع است. (گذشته، چراغ راه آینده است.) «كیف كان عاقبة الّذین من قبلهم»
- بازدید از آثار باستانى تمّدن‏ها، مورد سفارش است. «أولم یسیروا...»


أَوَلَمْ یَسِیرُواْ فِى الْأَرْضِ فَیَنظُرُواْ كَیْفَ كَانَ عَاقِبَةُ الَّذِینَ كَانُواْ مِن قَبْلِهِمْ كَانُواْ هُمْ أَشَدَّ مِنْهُمْ قَوَّةً وَ آثَاراً فِى الْأَرْضِ فَأَخَذَهُمُ اللَّهُ بِذُنُوبِهِمْ وَمَا كَانَ لَهُم مِّنَ اللَّهِ مِن وَاقٍ /21-غافر

ترجمه: آیا در زمین سیر نكردند تا بنگرند عاقبت كسانى كه پیش از آنان بودند و قوت و آثارشان در زمین سخت‏تر و نیرومندتر از اینان بوده چگونه بوده است؟ پس خداوند آنان را به خاطر گناهانشان (به قهر خود) گرفت و در برابر (قهر) خداوند براى آنان هیچ مدافعى نبود.

تفسیر: - سیر و سفر و گردش‏گرى باید هدفدار باشد. «او لم یسیروا - فینظروا»
- تجربه و علم، به سیر و سفر نیاز دارد. «یسیروا - فینظروا»
- از منابع شناخت و معرفت، تاریخ است. «اولم یسیروا...»
- حفظ آثار باستانى، براى عبرت آیندگان لازم است. «فینظروا - آثاراً فى الارض»
- از تاریخ عبرت بگیریم. «كیف كان عاقبة الذّین...»
- امروز را نبینیم، عاقبت را ببینیم. «عاقبةُ ...»

أَفَلَمْ یَسیِرُواْ فِى الْأَرْضِ فَیَنظُرُواْ كَیْفَ كَانَ عَاقِبَةُ الَّذِینَ مِن قَبْلِهِمْ كَانُواْ أَكْثَرَ مِنْهُمْ وَ أَشَدَّ قُوَّةً وَ آثَاراً فِى الْأَرْضِ فَمَآ أَغْنَى‏ عَنْهُم مَّا كَانُواْ یَكْسِبُونَ‏ /82-غافر

ترجمه: پس آیا در زمین سیر نكردند تا ببینند عاقبت كسانى كه پیش از آنان بوده‏اند چه شد (و چگونه نابود شدند؟ آنان) تعدادشان از اینان بیشتر و قدرت و آثارشان در زمین سخت‏تر (و فزون‏تر) بود، امّا آن چه را به دست آورده بودند به كارشان نیامد.

تفسیر: - جهانگردى هدفدار مورد ستایش است. «افلم یسیروا... فینظروا»
- یكى از انتقادهاى قرآن هجرت نكردن براى كسب تجربه و عبرت و معارف است. «افلم یسیروا... فینظروا»
- تاریخ، از منابع معرفت و شناخت حقایق است. «فینظروا كیف كان... من قبلهم»
- مخالفت كفّار با پیامبر به خاطر مغرور شدن به قدرت و جمعیّت بود، لذا قرآن مى‏فرماید: ما قوى‏تر از آنان را نابود كردیم. «كانوا اكثر... و اشدّ» 
- از عوامل سقوط و زوال تمدّن‏ها، مخالفت با انبیا و ترك سنّت‏هاى الهى است. «افلم یسیروا...»
- هر تمدن و پیشرفتى ملاك رستگارى و سعادت نیست. «قوّةً و آثاراً فى الارض فما اغنى عنهم...»
- حفظ آثار اقوام گذشته، براى عبرت آیندگان لازم است. «فینظروا» 
- در محاسبات خود، امروزِ افراد و جوامع را نبینیم، عاقبت بین باشیم. «كیف كان عاقبة...»



أَفَلَمْ یَسِیرُواْ فِى الْأَرْضِ فَیَنظُرُواْ كَیْفَ كَانَ عَاقِبَةُ الَّذِینَ مِن قَبْلِهِمْ دَمَّرَ اللَّهُ عَلَیْهِمْ وَلِلْكَافِرِینَ أَمْثَالُهَا /10-محمد

ترجمه: پس آیا در زمین سیر نكردند، تا بنگرند سرانجام كسانى كه قبل از آنان بودند چگونه بود؟ خداوند آنان را هلاك كرد و براى این كافران نیز همانند آن كیفرها خواهد بود.

تفسیر: -افراد غافل كه از هلاكت گذشتگان عبرت نمى‏گیرند، قابل توبیخ و سرزنش هستند. «أفلم یسیروا»
- سیر و سیاحت و جهانگردى باید هدفدار و براى بررسى تاریخ ملّت‏ها و عامل عبرت و رشد باشد. «أفلم یسیروا... فینظروا»
- مطالعه تاریخ و شناخت سرنوشت ملّت‏ها، در جهان بینى و ایمان انسان نقش دارد. «افلم یسیروا... فینظروا»
- جلوه‏هاى رفاه مهم نیست، پایان و عاقبت كار مهم است. «كیف كان عاقبة» 
- كارهاى خداوند حكیمانه و قانونمند است. «دمّر اللّه... و للكافرین امثالها»
- اراده خداوند بر تاریخ و طاغوت‏ها، غالب و حاكم است. «دمّر اللّه...»

قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِكُمْ سُنَنٌ فَسِیرُواْ فِى الْأَرْضِ فَانْظُرُواْ كَیْفَ كَانَ عَقِبَةُ الْمُكَذِّبِینَ‏ /آل عمران-137

ترجمه: به یقین پیش از شما سنّت‏هایى بوده (و سپرى شده) است. پس در روى زمین گردش كنید و بنگرید كه سرانجام تكذیب كنندگان چگونه بوده است.

تفسیر: -قوانین و سنّت‏هاى ثابتى بر تاریخ بشر حاكم است كه شناخت آن، براى امروز بشر مفید است. «قد خلت من قبلكم سنن»
- تاریخ گذشتگان، چراغ راه زندگى آیندگان است. «فسیروا... فانظروا»
- جهانگردىِ هدفدار و بازدیدِ توأم با اندیشه، بهترین كلاس براى تربیت انسان‏هاست. «فسیروا... فانظروا»
- شما با سایر امّت‏ها فرقى ندارید. عوامل عزّت یا سقوط همه یكسان است. «فسیروا... فانظروا» 
- شناخت رفتار و پایان‏كار پیشینیان در انتخاب راه مفید است. «فسیروا... فانظروا»
- با آگاهى از تاریخ گذشته، مى‏توانید آینده‏ى راه خود را پیش‏بینى كنید. «فسیروا... فانظروا»
- حفظ آثار باستانى براى عبرت آیندگان، لازم است. «فسیروا فى الارض» 
- بررسى و تحقیق در تحولات تاریخ، لازم است. «فسیروا... فانظروا»
- در مطالعه‏ى تاریخ جلوه‏ها مهم نیست، پایان كار مهم است. «فسیروا... فانظروا كیف كان عاقبة المكذّبین»



قُلْ سِیرُواْ فِى الْأَرْضِ ثُمَّ انظُرُواْ كَیْفَ كَانَ عَقِبَةُ الْمُكَذِّبِینَ /انعام-11

ترجمه: اى پیامبر! به آنان) بگو: در زمین بگردید، سپس بنگرید كه سرنوشت تكذیب كنندگان چگونه شد؟

تفسیر: - سفرهاى علمى وآموزنده وعبرت‏آور، ستوده و نیكوست. «سیروا... ثمّ انظروا»
- شكست و سقوط مخالفان حقّ حتمى است، اگر شك دارید، تاریخشان را بخوانید و با سفر، آثارشان را ببینید و عبرت بگیرید. «سیروا... ثم انظروا»



وَلَقَدْ بَعَثْنَا فِى كُلِّ أُمَّةٍ رَّسُولاً أَنِ اعْبُدُواْ اللَّهَ وَاجْتَنِبُواْ الطَّغُوتَ فَمِنْهُم مَّنْ هَدَى اللَّهُ وَمِنْهُم مَّنْ حَقَّتْ عَلَیْهِ الضَّلَلَةُ فَسِیرُواْ فِى الْأَرْضِ فَانظُرُواْ كَیْفَ كَانَ عَقِبَةُ الْمُكَذِّبِینَ‏ /نحل-36

ترجمه: وهمانا ما در میان هر اُمّتى پیامبرى را برانگیختیم (تا به مردم بگویند) كه خدا را بپرستید و از طاغوت (و هر معبودى جز خدا) دورى نمایید، پس گروهى از مردم كسانى هستند كه خداوند هدایتشان كرده و بعضى از آنان گمراهى بر آنان سزاوار است، پس در زمین سیر و سفر كنید، تا ببینید كه پایان كار تكذیب كنندگان چگونه بوده است؟

تفسیر: - سیر و سفر باید عبرت‏آموز باشد. «سیروا ... فانظروا»
- تاریخ قانونمند است و سنّت‏هاى حاكم بر جامعه و تاریخ، ثابت. «سیروا... فانظروا... عاقبة المكذبین» 
- قرآن، مردم را به جهانگردى هدفدار دعوت كرده است. «سیروا... فانظروا»



قُلْ سِیرُواْ فِى الْأَرْضِ فَانظُرُواْ كَیْفَ كَانَ عَقِبَةُ الْمُجْرِمِینَ /نمل-69

ترجمه: بگو: در زمین بگردید پس بنگرید كه فرجام گنه پیشگان چگونه بوده است.

تفسیر: -بازدید از آثاز بجا مانده از ستمگران تاریخ، یكى از ابزار رشد و تربیت است. «سیروا... فانظروا»
- تاریخ بشر، اصول، قانون و سنّتى دارد كه بر اساس آن اصول، عبرت‏هاى گذشته مى‏تواند براى امروز درس باشد. «سیروا ... فانظروا»
- سفرها باید هدفدار باشد. «سیروا... فانظروا»
- حفظ آثار گذشتگان، براى پندگیرى آیندگان لازم است. «فانظروا» 
- مناطقى كه با قهر خدا قلع و قمع شده، مناطق ملى است و بازدید از آنها باید براى همگان بدون مانع باشد. «سیروا... فانظروا»



قُلْ سِیرُواْ فِى الْأَرْضِ فَانظُرُواْ كَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى كُلِ‏ّ شَىْ‏ءٍ قَدِیرٌ /عنکبوت-27

ترجمه: بگو: در زمین بگردید، پس بنگرید كه (خداوند) چگونه آفرینش را آغاز كرده است؟ سپس (همان) خدا نشأه‏ى آخرت (قیامت) را ایجاد مى‏كند، همانا خداوند بر هر كارى بسیار توانا است.

تفسیر: - جهانگردى، سیر و سفر، مطالعه‏ى طبیعت و گردش‏هاى هدفدار، یك وظیفه و ارزش است. «قل سیروا فى الارض فانظروا»
- گردش در طبیعت، مى‏تواند انسان را به فكر وادارد. «قل سیروا... فانظروا»
- با مطالعه‏ى دقیق در آفرینش، شك و تردید خود را بر طرف كرده و خدا را بهتر مى‏توانیم بشناسیم. «فانظروا...»


قُلْ سِیرُواْ فِى الْأَرْضِ فَانظُرُواْ كَیْفَ كَانَ عَاقِبَةُ الَّذِینَ مِن قَبْلُ كَانَ أَكْثَرُهُم مُّشْرِكِینَ /روم-42

ترجمه: بگو: در زمین سیر كنید پس بنگرید عاقبت كسانى كه قبل از شما (زندگى مى‏كردند و) بیشترشان مشرك بودند چگونه بود.

تفسیر: جهانگردى هدفدار، مورد سفارش اسلام است. «قل سیروا...»
- حفظ آثار عبرت‏انگیز براى آیندگان، لازم است. «سیروا - فانظروا»
- تاریخ از منابع شناخت است. مطالعه‏ى تاریخ و بهره‏گیرى از حوادث گذشته، چراغ راه آینده است. «فانظروا»
- سنّت‏ها و قوانین حاكم بر تاریخ، ثابت است. (با مطالعه‏ى علل حوادث دیروز، مى‏توان راه امروز را شناسایى كرد.) «فانظروا»




***

نظر شما
captcha
پیشنهاد سردبیر