بازخوانی سخنان رهبر فرزانه انقلاب درباره صلح امام حسن

رفتار خواص موجب شد تا امام حسن صلح کند

|
۱۳۸۹/۱۲/۱۰
|
۲۰:۳۸:۰۰
| کد خبر: ۲۴۷۷۳
رفتار خواص موجب شد تا امام حسن صلح کند
آنچه در ادامه می‌خوانید سخنان رهبر فرزانه انقلاب اسلام درباره صلح امام حسن (ع) است.
باشگاه جوانی برنا/

آنچه در ادامه می‌خوانید سخنان رهبر فرزانه انقلاب اسلام درباره صلح امام حسن (ع) است:

امیرالمؤمنین علیه‌الصلاة والسلام به خاطرِ وضعیت آن روز جامعه‌ی اسلامی به شهادت رسید. بعد نوبت امامت به امام حسن علیه‌السلام رسید و در همان وضعیت بود كه آن حضرت نتوانست بیش از شش ماه دوام بیاورد. تنهای تنهایش گذاشتند. امام حسن مجتبی علیه‌السلام می‌دانست كه اگر با همان عده‌ی معدود اصحاب و یاران خود با معاویه بجنگد و به شهادت برسد، انحطاط اخلاقی زیادی كه بر خواص جامعه‌ی اسلامی حاكم بود، نخواهد گذاشت كه دنبال خون او را بگیرند! تبلیغات، پول و زرنگیهای معاویه، همه را تصرّف خواهد كرد و بعد از گذشت یكی دو سال، مردم خواهند گفت امام حسن علیه‌السّلام بیهوده در مقابل معاویه قد علم كرد. لذا، با همه‌ی سختیها ساخت و خود را به میدان شهادت نینداخت؛ زیرا می‌دانست خونش هدر خواهد شد.

گاهی شهید شدن آسان‌تر از زنده ماندن است! حقا كه چنین است! این نكته را اهل معنا و حكمت و دقّت، خوب درك می‌كنند. گاهی زنده ماندن و زیستن و تلاش كردن در یك محیط، به مراتب مشكلتر از كشته شدن و شهید شدن و به لقای خدا پیوستن است. امام حسن علیه‌السّلام این مشكل را انتخاب كرد.

وضع آن زمان چنین بوده است. خواص تسلیم بودند و حاضر نمی‌شدند حركتی كنند. یزید كه بر سرِ كار آمد، جنگیدن با او امكان‌پذیر شد. به تعبیری دیگر: كسی كه در جنگ با یزید كشته می‌شد، خونش، به دلیل وضعیّت خرابی كه یزید داشت، پامال نمی‌شد. امام حسین علیه‌السّلام به همین دلیل قیام كرد. وضع دوران یزید به گونه‌ای بود كه قیام، تنها انتخابِ ممكن به نظر می‌رسید. این، به‌خلاف دوران امام حسن علیه‌السّلام بود كه دو انتخابِ شهید شدن و زنده ماندن وجود داشت و زنده ماندن، ثواب و اثر و زحمتش بیش از كشته شدن بود. لذا، انتخاب سخت‌تر را امام حسن علیه‌السّلام كرد. اما در زمان امام حسین علیه‌السّلام، وضع بدان گونه نبود. یك انتخاب بیشتر وجود نداشت. زنده ماندن معنی نداشت؛ قیام نكردن معنی نداشت و لذا بایستی قیام می‌كرد. حال اگر در اثر آن قیام به حكومت می‌رسید، رسیده بود. كشته هم می‌شد، شده بود. بایستی راه را نشان می‌داد و پرچم را بر سرِ راه می‌كوبید تا معلوم باشد وقتی كه وضعیت چنان است، حركت باید چنین باشد. (1)
 
ملت هوشیار
خدا را شكر مى‏كنیم كه ملت ما بیدار است. خدا را شكر مى‏كنیم كه جوانان ما بیدارند. خدا را شكر مى‏كنیم كه شما دانشجویان بیدارید. اما دانشجویان! بیدار بمانید. این وضعِ دانشگاهى كه امروز هست، من به شما صریح بگویم: من این وضعیت را نمى‏پسندم. دانشجویى كه اصلاً نفهمد در دنیا چه مى‏گذرد، این دانشجو، دانشجوى زمان خودش نیست؛ مرد زمان خودش نیست. دانشجو باید احساس سیاسى داشته باشد، درك سیاسى داشته باشد، تحلیل سیاسى داشته باشد. بنده در قضایاى تاریخ اسلام این مطلب را مكرّراً گفته‏ام كه، چیزى كه امام حسن مجتبى علیه‏السّلام را شكست داد، نبودن تحلیل سیاسى در مردم بود. مردم، تحلیل سیاسى نداشتند. چیزى كه فتنه خوارج را به‏وجود آورد و امیرالمؤمنین علیه‏السّلام را آن‏طور زیر فشار قرار داد و قدرتمندترین آدم تاریخ را آن‏گونه مظلوم كرد، نبودن تحلیل سیاسى در مردم بود واِلّا همه مردم كه بى‏دین نبودند. تحلیل سیاسى نداشتند. یك شایعه دشمن مى‏انداخت؛ فوراً این شایعه همه جا پخش مى‏شد و همه آن را قبول مى‏كردند!
چرا باید این‏طور باشد؟! اگر ملت، هوشیارى لازم را داشته باشد، شایعه دشمن مثل برف و یخى زیر آفتاب است. چه كسى باید این كار را بكند؟ شما جوانان باید بكنید. بنده با شما جوانان عزیزمان، حجّت خدا را تمام مى‏كنم. من به شما عرض كردم و گفتم. (2)

قدر نعمت را ندانستند
مردم كوفه، وقتى نعمت امیرالمؤمنین را فهمیدند، كه حجاج بالاى سرشان آمد؛ مردم مدینه نعمت وجود امیرالمؤمنین و امام حسن را آن روز فهمیدند، كه مسلم‏بن‏عقبه بالاى سرشان آمد، قتل‏عامشان كرد، زنهاشان را بى‏ناموس كرد، بعد هم گفت همه‏تان باید اقرار كنید كه برده‏ى یزید هستید. مردم یكى یكى آمدند و جلویش اقرار كردند و هر كس اقرار نكرد، گردنش را زد. آن مردم، آن وقت فهمیدند كه حكومت امیرالمؤمنین و حكومت امن و امان و حكومت احترام و تكریمِ به مردم در دورانِ قبل، چقدر ارزش داشته است. دوم، نعمت را از او دانستن. سوم، از خدا سپاسگزار بودن. نه اینكه بگوییم نعمت را خدا داده و وظیفه‏اش بوده كه بدهد؛ نه، بلكه بدهكار بودن در مقابل خداى متعال. و چهارم، این نعمت را به كار گرفتن؛ مثل یك پلّكان. وقتى نعمتى را به شما مى‏دهند، این پله‏اى از یك نردبان است كه پایتان را روى آن گذاشته‏اید، تا بالا بروید؛ حالا نوبت پله‏ى بعدى است. اگر دسترسى به پله‏ى بعدى پیدا كرده‏اید، پس این هم یك نعمت است؛ از آن استفاده كنید و پایتان را روى آن بگذارید و بروید بالا. آن كسى كه دسترسى به پلّكانِ نردبان پیدا مى‏كند، اما پایش را روى آن نمى‏گذارد، شكر نكرده است. شما ببینید خود این شكر با این اركان، چه نعمت بزرگ خدایى است. امام حسین (علیه‏السلام) در دعاى عرفه عرض مى‏كند كه من اگر هر كدام از نعمتهاى تو را شكر كنم، خود آن شكر، یك نعمت است؛ پس من اگر تا آخر دهر زنده بمانم، با همه‏ى وجودم گواهى مى‏دهم كه شكر یك نعمت تو را نمى‏توانم به‏جا بیاورم؛ چون همین كه آن نعمت را شكر كنم، خود اینكه توفیق شكر پیدا كرده‏ام، یك نعمت دیگر است و باید آن را شكر كنم و همین‏طور تسلسل پیدا مى‏كند تا ابد. (3)

امروز دشمن قادر نیست
در صدر اسلام بزرگترین و مهمترین ضربه‏اى كه بر اسلام وارد شد، این بود كه حكومت اسلامى از امامت به سلطنت تبدیل شد. حكومت امام حسن و حكومت على‏بن‏ابى‏طالب علیهم‏السّلام به سلطنت شام تبدیل شد! البته امام حسن مجتبى علیه آلاف التّحیة والثناء آن روز به خاطر یك مصلحت بزرگتر - كه حفظ اصل اسلام بود - مجبور شد این تحمیل را به جان بپذیرد. حكومت را از امام حسن گرفتند. وقتى حكومت از مركز دینىِ خودش خارج شد و در اختیار دنیاطلبان و دنیاداران گذاشته شد، بدیهى است كه بعد هم حادثه كربلا پیش مى‏آید. آن وقت حادثه كربلا حادثه‏اى نیست كه بشود جلوش را گرفت؛ اجتناب ناپذیر مى‏شود. بیست سال بعد از آن كه حكومت اسلامى از دست محور اصلى آن - كه امامت است - گرفته شد، امام حسینِ فرزند پیامبر در كربلا با آن وضع فجیع به خاك و خون كشیده شد. اساس حمله و نقشه دشمن این است كه حكومت را از محور اصلى - محور امامت، محور دین - خارج كند. بعد خاطرش جمع است كه همه كار خواهد كرد!
من به شما عرض كنم كه امروز دشمن قادر نیست. امروز به بركت ملتِ هوشیارى مثل ملت ایران، به بركت افكار برانگیخته‏اى مثل افكار ملت ایران، به بركت انقلاب بزرگى مثل انقلاب اسلامى ایران، نه امریكا و نه بزرگتر از امریكا - اگر در قدرتهاى مادّى باشد - قادر نیستند حادثه‏اى مثل حادثه صلح امام حسن را بر دنیاى اسلام تحمیل كنند. این‏جا اگر دشمن زیاد فشار بیاورد، حادثه كربلا اتّفاق خواهد افتاد. (4)


گاهی شهید شدن آسان‌تر از زنده ماندن است!
امیرالمؤمنین علیه‌الصّلاة والسّلام به خاطرِ وضعیّت آن روز جامعه‌ی اسلامی به شهادت رسید. بعد نوبت امامت به امام حسن علیه‌السّلام رسید و در همان وضعیت بود كه آن حضرت نتوانست بیش از شش ماه دوام بیاورد. تنهای تنهایش گذاشتند. امام حسن مجتبی علیه‌السّلام می‌دانست كه اگر با همان عدّه‌ی معدود اصحاب و یاران خود با معاویه بجنگد و به شهادت برسد، انحطاط اخلاقی زیادی كه بر خواص جامعه‌ی اسلامی حاكم بود، نخواهد گذاشت كه دنبال خون او را بگیرند! تبلیغات، پول و زرنگیهای معاویه، همه را تصرّف خواهد كرد و بعد از گذشت یكی دو سال، مردم خواهند گفت امام حسن علیه‌السّلام بیهوده در مقابل معاویه قد علم كرد. لذا، با همه‌ی سختیها ساخت و خود را به میدان شهادت نینداخت؛ زیرا می‌دانست خونش هدر خواهد شد.

گاهی شهید شدن آسان‌تر از زنده ماندن است! حقّاً كه چنین است! این نكته را اهل معنا و حكمت و دقّت، خوب درك می‌كنند. گاهی زنده ماندن و زیستن و تلاش كردن در یك محیط، به مراتب مشكلتر از كشته شدن و شهید شدن و به لقای خدا پیوستن است. امام حسن علیه‌السّلام این مشكل را انتخاب كرد. (5)
 
امام حسین(ع)، جزو مدافعان ایده‏ى صلح امام حسن(ع) بود
در باب صلح امام حسن(علیه‏السّلام)، این مسأله را بارها گفته‏ایم و در كتابها نوشته‏اند كه هر كس - حتّى خود امیرالمؤمنین(ع) - هم اگر به جاى امام حسن مجتبى‏(ع) بود و در آن شرایط قرار می‏گرفت، ممكن نبود كارى بكند، غیر از آن كارى كه امام حسن كرد. هیچ‏كس نمى‏تواند بگوید كه امام حسن، فلان گوشه‏ى كارش سؤال‏برانگیز است. نه، كار آن بزرگوار، صددرصد بر استدلال منطقىِ غیر قابل تخلف منطبق بود.
در بین آل رسول خدا(صلّی اللَّه‏علیه‏واله‏وسلّم)، پُرشورتر از همه كیست؟ شهادت‏آمیزترین زندگى را چه كسى داشته است؟ غیرتمندترین آنها براى حفظ دین در مقابل دشمن، براى حفظ دین چه كسى بوده است؟ حسین‏بن على(علیه‏السّلام) بوده است. آن حضرت در این صلح، با امام حسن(ع) شریك بودند. صلح را تنها امام حسن نكرد؛ امام حسن و امام حسین این كار را كردند؛ منتها امام حسن(ع) جلو بود و امام حسین(ع) پشت سر او بود.
امام حسین(علیه‏السّلام)، جزو مدافعان ایده‏ى صلح امام حسن(ع) بود. وقتى كه در یك مجلس خصوصى، یكى از یاران نزدیك - از این پُرشورها و پُرحماسه‏ها - به امام مجتبى‏(علیه‏الصّلاةوالسّلام) اعتراضى كرد، امام حسین با او برخورد كردند: «فغمز الحسین فى وجه حجر». هیچ‏كس نمی‏تواند بگوید كه اگر امام حسین به جاى امام حسن بود، این صلح انجام نمى‏گرفت. نخیر، امام حسین با امام حسن بود و این صلح انجام گرفت و اگر امام حسن(علیه‏السّلام) هم نبود و امام حسین(علیه‏السّلام) تنها بود، در آن شرایط، باز هم همین كار انجام مى‏گرفت و صلح مى‏شد.
صلح، عوامل خودش را داشت و هیچ تخلف و گزیرى از آن نبود. آن روز، شهادت ممكن نبود. مرحوم «شیخ راضى آل یاسین»(رضوان‏اللَّه‏تعالى‏علیه)، در این كتاب «صلح الحسن» - كه من بیست سال پیش، آن را ترجمه كردم و چاپ شده است - ثابت مى‏كند كه اصلاً جا براى شهادت نبود. هر كشته شدنى كه شهادت نیست؛ كشته شدنِ با شرایطى، شهادت است. آن شرایط، در آن‏جا نبود و اگر امام حسن(علیه السّلام)، در آن روز كشته مى‏شدند، شهید نشده بودند. امكان نداشت كه آن روز كسى بتواند در آن شرایط، حركت مصلحت‏ آمیزى انجام بدهد كه كشته بشود و اسمش شهادت باشد و انتحار نكرده باشد. (6)


اگر مردم هوشیار نباشند...
اگر مردم هوشیار نباشند، همان بلایى بر سرشان خواهد آمد كه بر سر مردم مسلمان در دوره‏ى امام حسن(ع) و بعضى از دوره‏هاى دیگر آمد. در آن زمان، چون مردم هوشیار و آگاه نبودند، جریان حق شكست خورد. اگر آگاهى و هوشیارى باشد، وحدت كلمه هم هست. مراقب باشید كه وحدت كلمه را حفظ كنید؛ موقعیت ها را بدرستى درك كنید و بدانید كه امروز اساسیترین كار ما، توجه به این امور است.

باید در سایه‏ وحدت كلمه، دست به دست هم دهیم و كشورمان را بسازیم و آباد كنیم. باید با امكانات فراوانى كه این كشور به فضل پروردگار دارد، زمینه‏ ایجاد زندگى مرفه را براى عامه‏ى مردم، مخصوصاً قشرهاى فقیر و محروم فراهم كنیم. باید رهنمودهاى امام(ره) را كه در همه‏ى زمینه‏ها بیان شده است و هم‏اكنون در اختیار ماست، مورد بهره‏بردارى قرار دهیم و یقیناً كمك الهى هم با ما خواهد بود. (7)


پی نوشت:
1.  بیانات در دیدار فرماندهان لشكر 27 محمد رسول‌الله (ص) / عوام و خواص - 20/3/1375
2. بیانات مقام معظم رهبرى در دیدار دانش‏آموزان و دانشجویان به مناسبت «روز ملى مبارزه با استكبار» - 12/8/1372
3. بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامى در دیدار مسؤولان و كارگزاران نظام جمهورى اسلامى -29/3/1385
4. بیانات مقام معظم رهبرى در دیدار با جوانان در مصلّاى بزرگ تهران 1/2/1379
5. بیانات در دیدار فرماندهان لشكر 27 محمد رسول‌الله (ص) / عوام و خواص ـ 20/3/1375
6. سخنرانى در دیدار با اقشار مختلف مردم(روز پانزدهم ماه مبارك رمضان و میلاد امام حسن مجتبى‏«ع») 22/1/1369
7. سخنرانى در مراسم بیعت جمع كثیرى از عشایر عرب خوزستان و مردم نجف آباد - 19/3/1368




***

نظر شما
captcha
پیشنهاد سردبیر
پرونده ویژه