مقصر اصلی قهر کریمی کیست؟/ خودش؟ نکونام؟ کیروش؟ نبی و کفاشیان؟
به گزارش سرویس ورزشی برنا، خبر کوتاه بود و تکان دهنده؛ علی کریمی به حالت قهر اردوی تیم ملی را ترک کرد و همراه ملی پوشان به استرالیا نرفت. از همان لحظه ای که این خبر در قالب شایعه و با شک و تردید اعلام شد تا به حال که دیگر تیم ملی به سیدنی رسیده، افکار عمومی مشتاق این است بداند چه شد ناگهان کریمی تیم ملی را رها کرد و قید حضور در جام ملتهای آسیا را زد. تقریبا بحث اصلی تمامی محافل فوتبالی همین سوال است که کریمی چرا قهر کرد و آرام، آرام حتی چهره های غیرورزشی هم علاقه مند شده اند بدانند پشت پرده چه گذشت که کریمی ناگهان به سیم آخر زد و در حالی که چمدان های خود را برای رفتن به استرالیا بسته بود، از اردو بیرون رفت و تماس های تلفنی مسوولان فدراسیون را هم بی پاسخ گذاشت.
در این میان برخی رسانه ها معتقدند علی کریمی از این که فهمید به عنوان مربی روی نیمکت تیم ملی جایی ندارد و به دلیل پر بودن ظرفیت کادرفنی تیم ملی یا باید روی سکو بنشیند و یا با سمت و منصبی غیر از مربی که در شان او نبود، نیمکت نشین شود، قهر کرد و رفت و برخی رسانه های دیگر هم مدعی اند او از نحوه تقسیم پاداش ها گلایه داشت. دلایل دیگری نظیر کم محلی کی روش، اختلاف با نبی، ناسازگاری با نکونام، گلایه از کفاشیان و خط خوردن پرسپولیسی های تیم ملی و ... هم از گوشه و کنار شنیده می شود اما مردم هنوز جواب سوال خود را نگرفته اند؛ مقصر اصلی قهر کریمی کیست و دلیل واقعی دلخوری او چیست؟! هیچ کس غیر از علی کریمی نمی تواند به این سوال پاسخ قطعی بدهد اما حالا که کریمی در موضع سکوت است، شاید بد نباشد بدون هیچ قضاوتی به بررسی عوامل احتمالی قهر او بپردازیم.
گزینه اول؛ خودش! منتقدین کریمی می گویند تنها عامل این اتفاق اخلاق خود کریمی است که با هیچ کس نمی سازد و وقتی از موضوعی دلخور باشد به جای آن که حرف بزند و مشکل را حل کند، دنبال بهانه می گردد و با اولین کمبود یا مشکل، معترض می شود. جادوگر سال ها نماد اعتراض در این فوتبال بود. روایت است کریمی وقتی فهمید پاداش ها و پول توجیبی های ملی پوشان به شیوه پیشنهادی نکونام تقسیم و تعیین شده، در اعتراض به اعمال نفوذ کاپیتان تیم ملی، ننشستن روی نیمکت تیم ملی و نداشتن قرارداد با فدراسیون را بهانه کرد و رفت.
گزینه دوم؛ کاپیتان نکونام منتقدین نکونام اما در هر ماجرایی او را مقصر می دانند. این عده که شمارشان کم نیست ادعا می کنند نکو علی کریمی را هم به سرنوشت رحمتی دچار کرد. آنها معتقدند احتمالا نکو که با محبوبیت کریمی و محور شدن او در اردوهای تیم ملی مشکل داشته، شرایطی را به وجود آورده که کریمی در اردوی تیم ملی نماند. این عده با وجود این که مدرکی برای اثبات ادعای خود ندارند، می گویند کی روش اصلا دوست نداشت بدون کریمی به استرالیا برود اما وقتی میان نکو و جادوگر اختلاف افتاد، کارلوس مجبور شد طرف کاپیتان را بگیرد.
گزینه سوم؛ کارلوس کی روش عده ای هم معتقدند اصل ماجرا به کارلوس کی روش برمی گردد. از نگاه این ادعا کریمی از همان اردوی آفریقای جنوبی که کی روش او را در تمرینات به بازی نمی گرفت دلخور بود. برداشت این گروه از قهر کریمی جالب است؛ کی روش کریمی را برای استفاده ابزاری از محبوبیت او به کادرفنی دعوت کرد و بعد از مدتی به واسطه سناریوی طراحی شده یک ملی پوش بانفوذ میان کی روش و کریمی شکاف افتاد و روزی که کریمی در حضور وزیر ورزش راضی نشد به اندازه کاپیتان تیم ملی از کی روش دفاع کند، این شکاف عمق بیشتری پیدا کرد. در نهایت کی روش به کریمی اعلام کرده نمی تواند به عنوان مربی روی نیمکت بنشیند و علی هم نماندن را به ماندن ترجیح داد. به قول خودش؛ وقتی نمی توانی خدمت کنی، برو تا خیانت نکنی!
گزینه چهارم؛ نبی و کفاشیان و اما گروه دیگری هم هستند که ادعا می کنند مشکل اصلی کریمی با فدراسیون فوتبال است. این عده که جمعی از نزدیکان کریمی هم نظریه شان را تایید می کنند، معتقدند کریمی از دست کی روش دلخور بود و با نکونام اختلاف داشت اما این مسائل باعث نمی شد همراه تیم ملی به جام ملتها نرود. او با این که می دانست ظرفیت کادرفنی تکمیل است، چمدان هایش را بست تا به استرالیا برود اما بی اعتنایی فدراسیون به مساله عقد قرارداد با او و همچنین وابستگی بیش از حد سرپرست تیم ملی به یکی از بازیکنان (شایعه شده سرپرست، مجری فرامین این بازیکن است!) و نحوه تقسیم پاداش ها و پول توجیبی ملی پوشان باعث شد قید همکاری با این گروه را بزند.
تا علی کریمی و سایر افراد درگیر در این ماجرا به حرف نیایند، نمی توان به واقعیت پی برد. از روی این نظریه های اثبات نشده هم نیم توان قضاوت دقیق داشت. فعلا ملی ترین و منطقی ترین واکنش این است که بگوییم کاش کریمی در آستانه حضور تیم ملی در جام ملتهای آسیا این کار را نمی کرد. هر سخن جایی و هر نکته مکانی دارد.