تیغ کاریکاتوریستها در نگاهشان است
کاریکاتوریست، عکاس، طراح،گرافیست و متولد شهریور 1357 است. شاهرخ حیدری داور بین المللی رشته کاریکاتور ،معماری خوانده و می گوید:" در هنر، تحصیلات ربطی به کاری که می کنی ندارد."
او داوری حداقل 10 جشنواره معتبر بین المللی و کسب حدود 50 جایزه بین المللی و داخلی، در تمام این رشته ها را در کارنامه هنری اس ثبت کرده است. عکاسی را به صورت حرفه ای از سال 79 شروع کرده و پرداختن به گرافیک را از سال 76؛ متولد خوزستان است و سرشار از استعداد. آثار عکاسی، گرافیک و کاریکاتورهای او گواه وجود این استعداد ذاتی در او هستند. نام او در میان بزرگان عرصه کاریکاتور ایران مطرح است و معتقد است آنچه کارهای یک هنرمند را شاخص و متمایز از آثار دیگران می سازد، جهان بینی خاص اوست. گفتوگوی زیر با برنده جایزه نفر اول در جشنواره" ساتریکان" لهستان سال 2009، که سال گذشته داوری آن را انجام داده است، برنده جایزه نفر سوم جشنواره "تورنتینو" ایتالیا، برنده جایزه جشنوارههای "لبخند طلایی بلگراد" و "ملا نصرالدین" انجام شده است.
چطور از معماری به کاریکاتور و عکاسی و گرافیک رسیدید؟
علاقه ام به گرافیک بود و آن را دنبال کردم.
کاریکاتور را از راه آموزش می شود آموخت یا کار کردن در این رشته صرفا نیازمند استعداد ذاتی است؟
به استعداد ذاتی معتقد نیستم. چون فکر می کنم انجام دادن هر کاری با ممارست برای همه افراد بدست می آید. استعداد یا قریحه ذاتی تاثیر گذار است، اما فکر می کنم همه چیز اکتسابی است و با تمرین، تلاش و ممارست به دست می آید.
ایده کارهای تان از کجا می آیند؟ چقدر از محیط اطراف تان و اتفاقات تاثیر می گیرند؟
کاریکاتوریست مثل همه آدم های دیگر جامعه است. فقط کمی ریز بین تر است. به جزییات بیشتر اهمیت می دهد و آنها را با هم تلفیق می کند. وقتی در خیابان قدم می زند هر موضوعی برایش به شکلی دیگر تداعی می شود، من که اینطور هستم. وقتی دیواری آجری می بینم ایده ای به ذهنم می رسد. از هر چیزی خاطره ای دارم. شاید کاریکاتوریست دیگری اینطور نباشد. همه آدم ها اینطور هستند. هر عنصری در طبیعت، کوه، درخت، اشیا برایم تداعی کننده چیزهایی می شوند.
وقتی در اجتماع قدم می زنی و فکر می کنی، از ترکیب عناصری که می بینی، اتفاقاتی که در گذشته ات افتاده و تجربیاتی که داری در مجموع سوژه ای خوب می سازی. هر چقدر اطلاعات بیشتری نسبت به پیرامونت داشته باشی، سوژه بهتری انتخاب می کنی و کار ماندگار تری هم انجام می دهی .
علاقه دارید بیشتر روی چه نوع سوژه هایی کار کنید؟
بیشتر به موضوعات اجتماعی می پردازم، چون تمام نشدنی هستند. مثلا فقر را در نظر بگیرید، تعریف فقر در 100 سال پیش شاید تعریف دیگری بوده، شاید مثلا سیصد سال دیگر کسی که نتواند برود مریخ آدم فقیری باشد، اما فقر هست،همیشه هست. بنابراین روی موضوعات اجتماعی بیشتر مانور می دهم و روی آنها کار می کنم. می خواهم کارم نامیرا باشد.
هنوز هم با نشریات و روزنامه ها کار می کنید ؟
در گذشته با نشریات زیادی کار کرده ام.اما معمولا جدی و پیوسته با نشریات کار نمی کنم، چون اصولا حیطه فعالیتم مطبوعات نیست. به تعبیری کاریکاتوریست هنری – نمایشگاهی هستم. خالق کاریکاتوری که می شود به عنوان اثری هنری به آن نگاه کرد، نه اثری که بسته به موضوعات روز و شرایط روز خودش را بالا می کشد و اثری هنری می شود.
البته این ژانر هم، ژانر خوبی است و به آن هم علاقه دارم، اما در حال حاضر کار نمی کنم. در گذشته کار می کردم، برای مثال در مورد طالبان یا ترافیک طرح می زدم. اما در حال حاضر فضای کارم سوررئال شده است؛ فضایی فرا واقعی. شاید از ترکیب صندلی و پارچ آب یا تنگ بلور ماهی در کنار هم، اگر به شکل خاصی قرار بگیرند، موضوع جدیدی را ایجاد کنند و همه شان قابلیت رئال بودن را دارند.
کاری که انجام می دهم، اگر بسته به آن تکنیکی که دارم، اندازه متفاوتی داشته باشد، حتی می توانند به عنوان نقاشی سوررئال مطرح شود. خودم را صرفا کاریکاتوریست نمی دانم، یعنی مجموعه فعالیت من در زمینه عکاسی، کاریکاتور و گرافیک است، اگر پوستری بزنم، کارم قابلیت هایی که در گرافیک و کاریکاتور وجود دارد، دیده می شود. در کل سعی می کنم خودم باشم و به سبک و سیاق اندیشه و جهان بینی ای که تا امروز به دست آوردم عمل کنم.
کاریکاتور خوب باید انتقادی باشد یا اینکه همراه با ایده ای تازه باشد ؟
فکر می کنم تمام عناصر برای اینکه اثری خلاقه و ماندگار شود تاثیر دارند، اما مهم ترین مسئله در خوبی یک اثر این است که باید مبتنی بر جهان بینی خالق آن باشد، مثلا کارهای یکی از کاریکاتوریست های مطرح آرژانتینی به خاطر خط هایش و نوع طراحی آن معروف نیست. در طول تاریخ خیلی از کاریکاتوریست ها بوده اند که طراحی های فیگوراتیوتر ی داشته اند، اما هرگز از نظر ارزش اثری که خلق می کنند به این کاریکاتوریست آرژانتینی نرسیده اند، به خاطر جهان بینی که این آدم دارد. به نظرم تکنیک مناسب با سوژه، خیلی مهم است. البته تفاوت کاریکاتور و تفکر سوررئالیستی در انتقاد ی است که در کاریکاتور وجود دارد. نقاشی سوررئال می تواند انتقادهایی با خودش داشته باشد، اما کاریکاتور از جایی برجسته می شود که یک جورهایی به انتقادات بیشتر اهمیت می دهد، زبان منتقد تری دارد و از طرفی ابزارهایی مثل اغراق دارد. اینها در واقع زبان می شوند و سخن می گویند.
از بین کاریکاتورهای چهره ای که کشیده اید، کدام را بیشتر می پسندید؟
مدعی کاریکاتوریست چهره بودن نیستم، اما به واسطه این که کارهایم جشنواره ای است و در جشنواره ها شرکت می کنم، در این رشته هم چند جایزه بین المللی برده ام، اما در واقع خودم را کاریکاتوریست چهره نمی دانم. از بین کارهایی که کرده ام همه شان را دوست دارم، چون تعدادشان از اندازه انگشتان دست و پا بیشتر نیست!
کسی هست که دوست داشته باشید کاریکاتور چهره او را بکشید؟
رضازاده یا علی دایی، یکی ازاین دونفر. چون به ورزشکارها خیلی رسیدگی می شود و در نقطه مقابل هرمندان قرار دارند، همیشه با آنها مشکل دارم! هنرمندی داریم که حدود 50 الی 100 جایزه بین المللی در جشنواره های معتبر برده است، عرصه رقابتی او هم بین 10 -15 نفر نیست، بین 500 -006نفر است و آنجا موفق به کسب جایزه شده است، اما اتفاقی که در زندگی اش باید به لحاظ اقتصادی افتاده باشد، نیفتاده است. این دلیل مشخصی دارد که می دانم اما نمی گویم! هنرمندان مهجور افتاده اند. ورزشکارها همان افتخار را کسب کرده اند، اما برخورد و رسیدگی که به آنها می شود، کلی تفاوت دارد. این روزها مد شده کاریکاتوریست های دنیا علاوه بر اینکه چهره فرد را می کشند، بخشی از خصوصیات یا عملکرد او را هم به شکل خاصی نشان می دهند.
درباره اثری که در جشنواره ساتریکان برگزیده شد توضیح می دهید؟ حاوی چه پیامی بود؟
می خواستم نشان بدهم که اثر بلوتوث به عنوان یک موج رادیویی ممکن است اثر پنهانی باشد، اما می تواند تاثیر گذار باشد، شکلی از اتفاقی بزرگ را به وجود بیاورد اما دیده نشود. همه ما اثرات مخرب بلوتوث را در جامعه دیده ایم که البته مختص جامعه ما نیست.
چرا سگ و مرغابی را برای طرفین این رابطه انتخاب کردید؟
اصولا تمام مردم دنیا نسبت به بعضی از حیوانات پیشنیه ای دارند. مثلا دید ما نسبت به سگ با بقیه فرق دارد. اما مثلا مرغابی جایگاه اش در دید مردم ما فرق دارد و در شعرهای ما گاهی حضور دارد ، اما سگ اینطور نیست، سگ را بیشتر در داستان های عبرت آموز دیده ایم.خواستم نشان بدهم دو موجود متفاوت از دو جنس کاملا متفاوت می توانند این اتفاق را به وجود بیاورند.
می خواهید از سابقه کار عکاسی و گرافیک تان هم بگویید؟
از سال 70 عکاسی را به شکل جدی شروع کردم. در جشنوراه های زیادی جایزه برده ام و داور چند جشنواره داخلی عکاسی هم بوده ام.
از سال 76 ، که هنوز تعریف مشخصی حداقل در شهرستان از گرافیک نبود و همه فکر می کردند هر عکسی با تیتر اثری گرافیکی است، سعی کردم در این رشته کار کنم.
در حال حاضر در گرافیک چند جایزه داخلی و بین المللی دارم. البته در جشنواره های گرافیک بین المللی نمی شود به راحتی شرکت کرد، چون اندازه کارها بزرگ است و به راحتی نمی شود آنها ر ا پست کرد .
پیشنهادی برای تیتر مصاحبه دارید؟
هنرمندان همیشه مهجور هستند و این واقعیات جامعه ماست. این را حتما بنویسید، زمانی فوتبال بازی می کردم. عضو باشگاه جنوب اهواز، نوجوانان و جوانان بودم، پدر و مادر می گفتند دنبال فوتبال نرو نان تویش نیست. در گرمای اهواز در زمین خاکی می دویدیم. آن موقع بازیکن تیم ملی 5-6 میلیون بیشتر حقوق نمی گرفت، حالا فوتبال اینقدر رشد کرده است، اما هنر نه. دلیل اش را هم می دانم اما نمی گویم !
شما که دلیل هیچ چیز را نمی گویید!
چرا آنچه که واضح است را توضیح بدهم. کاریکاتوریست ها مثل جراح هایی هستند که تیغ شان در مغر، نگاه و زبان شان است. زبان شان هم کاریکاتور است، اگر می خواستیم همه چیز ر ا توضیح بدهیم، سخنور می شدیم.اما ما با همه چیز تصوری برخورد می کنیم.
***