یک ریال هم بابت˝درس هایی از قرآن˝ نگرفتم
ماه اسفند در آستانه عید نوروز یك خانهتكانی میشود و ما هم باید یك خانهتكانی بكنیم. یعنی ببینیم اگر غبار غم بر چهره نشسته آن غبار را برطرف كنیم. برطرف كردن غبار غم مهمتر از برطرف كردن غبار از تلویزیون و پنكه و فرش است.
غم است كه ما میتوانیم برطرف كنیم. البته بعضی غمها را نمیتوانیم برطرف كنیم. یكی پیر است میخواهد جوان شود، خوب دست ما نیست. اما كمكهای مالی را میتوانیم بكنیم. هفتهی احسان اسمش را گذاشتند، كار خوبی است. من میخواهم امروز راجع به احسان یك بحثی بكنم. بحث خیلی بحث پرمایهای است. یعنی حدود سی، چهل تا آیهی قرآن است به هم جوش دادم و یك بحث خوبی درآمده است.
برای همیشه خوب است. خوب است كمیته امداد این نوار را ضبط كند در مقرهایی كه میخواهد از مردم كمك بگیرد این نوار صوتی را در چادرها و مقرها بگذارد. انگیزههای احسان یك بحث است. بیست تا آیه است. شیوههای احسان ده تا آیه نوشتیم. بعد خصوصیات اش، حالا ببینیم چقدر میتوانیم. اول انگیزههای احسان، چگونه خدا ما را به احسان تحریك میكند. انگیزه میدهد.
احسان به دیگران، انگیزههای احسان:
اموال و امكانات از خداست
1- از تو نیست. از خداست. هرچه عربی میخوانم قرآن است. «مالِ اللَّه» (نور/33) مال برای خداست. «رَزَقَكُمُ اللَّهُ» (مائده/88) خدا به تو داده است. بانك كه میروید فوری پول به شما میدهد، چون مامور بانك میداند كه این پول برای خودش نیست. چون میداند پول برای او نیست، تا میگوییم: اینقدر میخواهیم میگوید: چشم! ما بدانیم برای ما نیست. تلویزیون برای من نیست. كتكهایش را بلال خورد. تبعیدش را ابوذر كشید. امام كاظم زندانش را رفت. زجرش را دیگران كشیدند. صدها هزار جوان تركش و اسیر و شهید و مشكل پیدا كردند، تا این دوربین را از طرفدارهای شاه گرفتند و به طرفداران نظام دادند. باید بداند برای من نیست. از تو نیست آیهاش این است. «رَزَقَكُمُ اللَّهُ» یعنی باید خدا به تو بدهد.
2- وسیله امتحان است. مال وسیله امتحان است. حضرت سلیمان میگوید: «هذا مِنْ فَضْلِ رَبِّی لِیَبْلُوَنی» (نمل/40) این نعمتهایی كه من دارم، فضل خداست. خدا میخواهد من را امتحان كند. «أَ أَشْكُر» آیا شكر میكنم یا شكر نمیكنم؟ بدانیم امتحان است. آدم اگر بفهمد امتحان است یك خرده... «لِیَبْلُوَنی أَ أَشْكُرُ»، «لِیَبْلُوَنی» یعنی خدا میخواهد من را آزمایش كند.
3- جبران میشود. خدا جبران میكند. تو بده خدا جبران میكند. میگوید: «فَهُوَ یُخْلِفُه» (سبأ/39) «یُخلِفُه» یعنی خلیفه، خلیفه جانشین، میگوید: تو بده جایش را پر میكنم. مادر فكر نكند كه اگر به بچهاش شیر نده، شیرش میماند. اگر شیرت را به بچهات دادی، جایش پر میشود.
آیتالله حائری در شیراز یك مثلی داشتند، مثل قشنگی است. میگفت: سینی میوه را كه نزد شما میآورند، اگر برای خودت برداشتی، این را میبرد، رد میشود. به كس دیگری میدهد. اما اگر سینی میوه را اینجا آوردند، برای خودت برنداشتی به این دادی. تا مادامی كه به این و آن بدهی، این را مقابل تو نگه میدارند. مال هم همینطور است. اگر به این و آن دادی، خدا این مال را مقابل تو نگه میدارد. اگر فقط برای خودت برداشتی، میگذرد. اینهایی كه سقف میزنند، آجر را میگیرند، میچسبانند. اگر این آجر را رد كرد، یكی دیگر میگیرد. اما اگر آجر را در دستش نگه داشت، آن هم كه پایین است، آجر را نگه میدارد. شیر را بدهیم جایش پر میشود. آجر را بچسبانیم یكی دیگر دستت میدهند. میوه را به اطرافیانت هم بده برای تو نگه میدارند. «فَهُوَ یُخْلِفُه»
بازگشت نیكی به خود انسان
4- به خودت برمیگردد. «إِنْ أَحْسَنْتُمْ...» بگویید، هركس بلد است بگوید...«إِنْ أَحْسَنْتُمْ أَحْسَنْتُمْ لِأَنْفُسِكُمْ» (اسراء/7) من اگر خانهی شما آمدم خوب سخنرانی كردم، شما هم كه بنا باشی خانهی مرا خوب میسازی. اگر من سَمبل كردم، شما هم كه خانهی ما بنایی میآیی سمبل میكنی. همهی كارها سرهم بندی میشود. خوبیها به خودتان برمیگردد. یك لیوان آب دست مردم بدهی، یا به خودت آب میدهند، یا به نسلت آب میدهند. قرآن قول داده است. گفته: خیر برسان، خیر میبینی. در نماز هم همینطور است.
اگر مشتری آمد، صدای «قد قامت الصلاة» هم آمد. هم میگوید: «قد قامت الصلاة» هم مشتری آمده است، اگر ترجیح دادی رفتی نماز اول وقتت را در مسجد خواندی، عصری دو تا مشتری بهتر میآید. اما اگر دهانت از این مشتری پر از آب شد، دل از این یك مشتری نكندی، عصری دو تا مشتری میآید در دكانت میایستد، لحظهی معامله میگوید: میدانی برویم یك دكان دیگر. معطل میكند و آخر هم از تو نمیخرد. حدیث داریم تا انسان در خانهی خدا و مسجد است، خدا هم برای او خیر مقدر میكند.
5- تو هم یك روزی نیاز پیدا میكنی. فكر نكن همیشه همینطور است. دنیا پایین و بالا دارد. امروز وضعت خوب است. از كجا معلوم سال دیگر چطور باشی. ده سال دیگر چطور باشی. اینها فكر میكنند كه اگر خارج رفتند خوش هستند. خیلیها میگفتند: خوشا به حال زن شاه كه زن شاه شد! به چه سرنوشتی مبتلا شد؟ آن زنهای ایران هم كه داغ دیدند آن هم پسرش خودش را كشت، او هم داغ دید! اینطور نیست كه اگر شما بلژیك و اتریش و كانادا و آمریكا بروی، از قهر خدا فرار كنی. زهر مار برای هركجا مقدّر باشد، میرسد. خیر، خیر میآورد، شَر، شر میآورد.
احسان به دیگران، شكر نعمتهای الهی
6- خدا به تو احسان كرده است. می فرماید: به قارون میگفتند: «أَحْسِن» (قصص/77) به دیگران احسان كن. «كَما أَحْسَنَ اللَّهُ إِلَیْك» خدا به تو احسان كرده است. تو هم به دیگران احسان كن. «أَحْسِنْ كَما أَحْسَنَ اللَّه» قرآن بزرگترین آیهاش، بزرگترین آیات قرآن كه یك صفحه و چهارده سطر است، آیهی چهارده سطری ما در قرآن نداریم. فقط یك آیه داریم. آن هم مربوط به حقوق است. در آن حقوق میگوید: «وَ لا یَأْبَ كاتِبٌ أَنْ یَكْتُب» (بقره/282) اگر دو نفر معامله دارند، سواد ندارند، به یك نویسنده گفتند: این سند را برای ما تنظیم كن، بنویس، ناز نكن «كَما عَلَّمَهُ اللَّه»! «كَما عَلَّمَهُ اللَّه» یعنی خدا به تو سواد داده است. به شكرانهی این سواد حالا یك نامه برای ایشان بنویس. «أَحْسِنْ كَما أَحْسَنَ اللَّه» به شكرانهی این پول، پول بده. به شكرانهی این سواد، سواد بده.
به شكرانه اینكه شما یك پزشك از این روستا هستید، در سال پنج بار خودت در این روستا برو، یك اتاق بگیر، و بگو: من بچه این روستا هستم. رفتم درس خواندم پزشك شدم. به شكرانه اینكه آب و هوای این روستا را خوردم، سالی پنج روز در این روستا میآیم. هر آیتاللهی سالی ده روز، بیست روز وطن خودش برود. از شیراز است، شیراز برود. از اردبیل است، اردبیل برود. از تبریز است، تبریز برود. اگر سالی چند روز در شهر خودمان باشیم، در روستای خودمان باشیم همه به نوا میرسند. این هم یك معنای عدالت است. خیلی كار داریم تا عدالت شود.
این هدفمند شدن یارانهها، یك قدمی است. وگرنه ما باید همه چیزمان عدالت باشد. بعد از سی و دو سال چشممان را باز میكنیم ببینیم اِ... در درون خودمان عدالت نیست. یعنی یك پولی كه در صدا و سیما میآورند خرج دین كنند، یك میلیارد ششصد میلیون، هفتصد میلیون با كم و زیادش برای صد هزار تا حاجی خرج برمیدارد. آنوقت نماز و امر به معروف و خمس و زكات ونمیدانم عفاف و همه دین را دویست میلیون میدهند، به حج ششصد میلیون میدهند. خوب ببینید ما در خودمان هم عدالت نیست. راستش را بخواهید. عادل كسی است كه همه را با یك چشم ببیند.
ما باید به سمت این برویم كه همه چیز یك شكل باشد. به چه دلیل یكبار در یك خیابان پنج تا روضهخوانی است و یك روستا هیچ آخوندی نمیرود؟ من خودم عادل هستم؟ خودم خواسته باشم وجدانا خودم را محاكمه كنم نمره صفر به خودم میدهم. حالا مردم هرچه میخواهند بگویند، بگویند. «و كم من ثناء جمیل لست أهلا له نشرته» در دعای كمیل میگوید: خدایا یك خوبیها را در دهان مردم میاندازی، ولی تو كه میدانی من اینطور نیستم.
احسان به دیگران، عامل گشایش در كارها
7- در كارت گشایش میشود. گره باز كن، گره باز میكنم. قرآن میگوید: «فَأَمَّا مَنْ أَعْطى وَ اتَّقى» (لیل/5) كسی كه به مردم كمك كند، بینندهها بحث را در آستانهی عید نوروز نود گوش میدهید. خیلی خانهها لباس نو ندارند، آذوقه ندارند، پول ندارند، مشكل دارند، اتاقشان كثیف است نمیتوانند رنگ كنند. قرآن میگوید: «فَأَمَّا مَنْ أَعْطى» اگر عطا كنی، احسان كنی. «وَ اتَّقى» تقوا هم داشته باشی. آخر بعضیها احسان میكنند تقوا ندارند. مثلاً پلو میدهد كه در انتخابات رأی بیاورد. دانه میدهد كه تخممرغش را بردارد. علف میدهد كه شیرش را بدوشد. نه! «أَعْطى وَ اتَّقى» یعنی احسانش «فی سبیل الله» برای خدا باشد. رنگی نداشته باشد.
آمده نزد من در ستاد نماز و اصرار میكند یك مسجد میخواهیم بسازیم. میگویم: آقا اگر میخواهی یك مسجد بسازی، میگوید: میخواهم در جاده بسازم. فلان جاده ساعتی هفتصد تا ماشین میگذرد. مسجد كم دارد، یا ندارد. میگوید: نه من میخواهم در روستای خودمان بسازم كه مردم روستایی بفهمند من این را ساختم. میگویم: آقا از من مشورت نكن. برو هرجا میخواهی بسازی، بساز. پس معلوم میشود برای خدا نمیخواهی بسازی. اگر مسجد برای مسافرها میسازی، این جاده مسافرش بیشتر است.
من سراغ دارم، الان كه میگویم میدانم كجا را میگویم.البته اسم نمیبرم. سراغ دارم جایی را كه نود گوسفند جلوی هیات با كم و زیادش میكشند. حدود صد و پنجاه متریاش یك هیأت است كه یك گوسفند هم ندارد. افغانیهای شیعه آنجا جمع میشوند، یك دهه روضه میخوانند یك گوسفند هم ندارند. كارگر هستند. و صد و پنجاه متر آن طرفتر نود تا گوسفند میكشد. ما... اینكه امام زمان از مسجدالحرام شروع میكند، یعنی اول باید مسجد را درست كرد. یعنی باید از مكه شروع كرد. یعنی باید از حزباللهیها شروع كرد. امام زمان از مكه ظهور میكند یعنی چه؟ پیامش چیست؟ شاید پیامش این باشد كه باید از اول از خودیها شروع كنیم.
میگوید: «فَسَنُیَسِّرُهُ لِلْعُسْرَى» (لیل/10) كسی اگر احسان كند، تقوا هم داشته باشد، فی سبیلالله باشد، گرههایش را باز میكنیم. روانش میكنیم. بیمه میشود. در همین دنیا پاداش میدهد. «لِلَّذینَ أَحْسَنُوا فی هذِهِ الدُّنْیا حَسَنَة» (نحل/30) كسانی كه كمك كنند در همین دنیا خیر میبینند نه آخرت! «فی هذِهِ الدُّنْیا حَسَنَة» در همین دنیا، اینطور نیست كه فقط قیامت باشد. خیلیها كه خیر میبینند در همین دنیا خیر میبینند.
كسی یك یادداشتی داشت به من داد. پسندیدم! گفت: راضی نیستم از رویش بنویسی. راضی نیستم فتوكپیاش را برداری. راضی نیستم در تلویزیون بگویی. یك خرده مطالعه كردم دیدم چیزهای خوبی است، ولی حالا میگوید: راضی نیستم به او دادم.
خودش و دفترش همه پودر شد. و آدم هم داریم كه یادداشتهایش را در اختیار همه میگذارد، و همه از آن استفاده میكنند. یك چیزی به شما بگویم برای طلبهها و دانشجوها و اساتید دانشگاه و معلمین و شعرا و مداحها و اینهایی كه كار فرهنگی میكنند، صدا و سیما و اصلاً اگر یك چیزی را من تولید كردم، دیگران پخش كردند این برای قیامت من میماند. حدیثی كه من مطالعه كردم بگویم، معلوم نیست برای قیامت من هم باشد. چون یا برای پول است، البته من از تلویزیون هیچ پولی نمیگیرم.
درس هایی از قرآن یك قران نگرفتم. ولی پست كه گرفتم، بالاخره وقتی در تلویزیون هستم، مشهور میشوم. من را میشناسند. من یك مقامی كسب كردم. هرچه خودم بگویم، یا برای پول است، یا برای پست. معلوم نیست خدا در آن باشد. اما اگر یادداشت مرا شما برداشتی یك جایی گفتید، چون مردم كه نمیدانند قرائتی چه كسی است. شما از یادداشت من استفاده كردی، مردم استفاده كردند، با امام صادق و حرفهای امام صادق آشنا شدند. با فرمایشات امام صادق آشنا شدند. آنجا دیگر مردم با اسلام آشنا میشوند، قرائتی هم مطرح نیست. آن برای قیامت میماند.
هركاری را كه دیگران كردند ذخیره قیامت است. وگرنه حالا من بگویم، شبكه یك تولید كرده برای شبكهی دو، شیراز تولید كرده به اصفهان بده. این شعر را من گفتم، مداح دیگری بخواند. آن جاهایی كه خودمان مطرح هستیم، معلوم نیست قیامت باشد، شاید باشد شاید نباشد. پنجاه درصد است. اما اگر دیگری از ما استفاده كرد و اسم ما را نبرد، ولی مردم به خیر رسیدند، ولی مردم ما را نشناختند، آنجا كه به خیر رسیدند و ما را نشناختند، آن را برای قیامتتان برایش حساب باز كنید. وگرنه من میتوانم یك سطل زباله به شهرداری بدهم، بنویسم بانی این سطل زباله محسن قرائتی بر پدر و مادر كسی كه ته سیگار بیاندازد لعنت! (خنده حضار) یك سطل زباله میگذارم هم خودم را مطرح میكنم و هم به همه فحش میدهم. اگر نفهمند چه كسی هستی برای قیامتت میماند.
انفاق و صدقه، عامل دفع بلا
8- اگر احسان كردی بیمه میشوی، همین صدقه دفع بلا میكند. بهترین راه بیمه شدن كمك به فقرا است. ما را خانهی یك آقایی بردند. نمیدانم چه بگویم. اصلاً آدم زبانش بسته است. این بزرگوار گفت كه چون شما به درد تبلیغ میخوری، بلند شو یك دعایی بخوانم و تو را بیمه كنم. بلند شو بایست یك چیزی بخوانم و تو را بیمه كنم. ما هم گفتیم: چشم! گفت: بلند شو بایست. یك مرتبه دستهایش را آورد روی سر من چنین كرد (با بیان حركت) گفتم: آقا اصلاً من میخواهم سگ مرا بخورد. (خنده حضار) میخواهم سگ مرا بخورد و تو این رقمی مرا بیمه نكنی. اینها بازی است. این حقهبازیها چیست درآوردی؟ راه بیمه احسان به فقرا است. به فقرا كمك كن خدا بیمهات میكند. زكات بده كشاورزیات خوب میشود. نماز باران بخوان، باران میآید. صدقه بده، كمك به فقرا، یاد خدا، بیمه میشوی. آیتالكرسی، قرآن اینها بیمه میكند. خیلی از اینهایی كه چیز میكنند این دكان است. گفتم: آقا من میخواهم سگ مرا بخورد، این رقمی... «قَدْ تَبَیَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَی» (بقره/256) قرآن میگوید: "راه حق و باطل روشن است. نیازی به سوتكی و فوتكی نیست."
«مَا كَانَ الْمُؤْمِنُ فِی عَوْنِ أَخِیه» (كافی/ج2/ص200) حدیث داریم تا مادامی كه انسان به فكر كمك به برادرش است میخواهد احسان كند، خدا هم با آنهاست. خوش عاقبت میشود. امام كاظم میفرماید: «إِنَّ خَوَاتِیمَ أَعْمَالِكُمْ قَضَاءُ حَوَائِجِ إِخْوَانِكُم وَ الْإِحْسَانُ إِلَیْهِمْ مَا قَدَرْتُم» (بحارالانوار/ج72/ص379) اگر میخواهید عاقبت بخیر شوید، آخر بعضیها میگویند: دعا كن خدا عاقبت ما را بخیر كند. میگویم: یك چك بده. شب عید است یك چك بده با آن عاقبتت بخیر میشود. پولهایش را نگه داشته میگوید: التماس دعا! به همه میگوید: التماس دعا، یك قران هم به كسی نمیدهد. آقا التماس دعا نگو پول بده.
یك پدر بزرگی داشت به قم میآمد. قدیم قم حالا هم سفال فروشی دارد، منتهی سفالهای سوتكی هم داشت. این سوتهایی هست كه در زمین ورزش میزنند، فلزی است. آن زمان گلی بود. نوهها دورش جمع شدند گفتند: پدر بزرگ قم میروی یك سوتك هم برای من بیاور. همه گفتند: یك سوتك، یك سوتك، یك سوتك، یكی از این نوهها یك، یك قرانی كف دست پدر بزرگ گذاشت و گفت: آقاجان! یك سوتك هم برای من بیاور. گفت: سوتك تو صدا خواهد كرد. چون همراه با پول بود. اگر چك كشیدی و گفتی التماس دعا، دعایت مستجاب میشود. وگرنه به همه بگو: التماس دعا و یك قران به كسی نده.
گاهی وقتها فكر میكنیم اگر همهی انگشتهای ما انگشتر باشد، خدا ما را حفظ میكند. این عقیق یمنی است، این فیروزه مشهد است. نمیدانم این چیست. همهی انگشتهایش پر از انگشتر است، فكر میكند این حفظش میكند. نه آقا یك انگشتر دست كن آن سه تا انگشتتر را به سه نفر دیگر بده خدا حفظت میكند. تو همهی انگشتهایت را پر از انگشتر كردی، میخواهی اینها تو را حفظ كند. باید یك كمكی هم بكنی. «إِنَّ خَوَاتِیمَ أَعْمَالِكُمْ» اگر میخواهید خوش عاقبت شوید، احسان كنید. شب عید است. هركسی تكان بخورد. همه تكان بخوریم خوب میشود.
یكوقتی در دانشگاه، دانشجوها آمدند گفتند: آب سرد است. ما دیدیم به مسوولین بگوییم، خواهند گفت: بنویس. او میگوید: به روابط عمومی بگو. او میگوید: به ذیحسابی بگو. او میگوید: به جمعبندی. او میگوید: به برنامهریزی. كارهای اداری جان آدم درمیآید. گفتیم: بچهها همه دست در كیسه كنید. از یك ریال تا ده هزار تومان. هركس هرچه دارد بدهد، سریع در فاصلهی دو دقیقه نمیدانم شد یا نشد، دانشجوها پانصد هزار تومان دادند. دختر و پسر! پول چند تا آب گرمكن. بعد هم گفتم: یا این را وصل كنید، یا از دانشكدهی مهندسی یك مینیبوس دانشجوها میآیند خودشان هم وصل میكنند. این دانشجوها مهندسی نیستند پول میدهند، آنها هم وصل میكنند.
اگر بسیح شویم در كشور ما فقر نیست. امام فرمود: اگر مردم زكات بدهند فقیری روی كرهی زمین باقی نمیماند. امیرالمؤمنین فرمود: هرجا شكم گرسنهای است، بغل او یك كسی دو پرس خورده است، با پپسی و كوكا میخواهد هضمش كند. ما خیلی میخوریم. به چاقها كه میگوییم: یك خرده خودت را لاغر كن، میگوید: چه بخورم كه لاغر شوم؟ یعنی او هم كه میخواهد لاغر شود، میخواهد بخورد. (خنده حضار) میگوید: چه بخورم كه لاغر شوم؟ لاغریاش هم از نوع خوردن میخواهد. اگر میخواهید خوش عاقبت شوید، به فقرا كمك كنید. خدا دوستتان دارد. قرآن میگوید: «إِنَّ اللَّهَ یُحِبُّ الْمُحْسِنین» (بقره/195) كسی اهل احسان باشد، محسن یعنی نیكوكار! اگر كسی اهل احسان باشد، خدا او را دوست دارد.
9- در قیامت امنیت دارد. قرآن میفرماید: «مَنْ جاءَ بِالْحَسَنَةِ فَلَهُ خَیْرٌ مِنْها وَ هُمْ مِنْ فَزَعٍ یَوْمَئِذٍ آمِنُونَ» (نمل/89) اگر كسی در دنیا به دیگران كمك كند، در قیامت از ناراحتیها در امان است. خدا ده برابر پاداش میدهد. قرآن میگوید: «مَنْ جاءَ بِالْحَسَنَةِ فَلَهُ عَشْرُ أَمْثالِها» (انعام/160) هركس كار خیر بكند، ده برابر ثواب میبرد.
احسان به دیگران، مایهی آمرزش گناهان
10- از گناهها پاك میشود. قرآن میگوید: «أَقْرَضْتُمُ اللَّهَ قَرْضاً حَسَناً» (مائده/12) اگر با وام به كسی كمك كردی، مشكلش را حل كردی، «لَأُكَفِّرَنَّ عَنْكُمْ سَیِّئاتِكُم» گناهانت را میبخشم. پس ببینید بیمه میشوی، گناهانت را میبخشد. محبوب خدا میشوی. روحت روان میشود. «فَسَنُیَسِّرُه» (لیل/7) یعنی روانت میكند. یعنی هركاری برایت، هیچ كاری دیگر برایت مشكل نیست. میگویی: این چیزی نیست. خوش عاقبت میشوی، اینها همه انگیزههای احسان است.
11- از گردنهها عبور میكنی. قرآن آیه دارد میگوید: «فَلَا اقْتَحَمَ الْعَقَبَةَ،وَ مَا أَدْرَئكَ مَا الْعَقَبَةُ،فَكُّ رَقَبَةٍ،أَوْ إِطْعَامٌ فىِ یَوْمٍ ذِى مَسْغَبَة،یَتِیمًا ذَا مَقْرَبَةٍ،أَوْ مِسْكِینًا ذَا مَترَْبَةٍ» (بلد/11-16) الله اكبر! میگوید: از گردنهها نمیخواهی بالا بروی. خیلیها كه میخواهند كوهنوردی كنند فكر میكنند اگر از كوههای سخت بالا بروند، مقام بالاتری دارند. همینطور هم هست. میگوید: اگر میخواهید روی قلهی كوههای سخت بروید، از گردنهها عبور كنید، «فَكُّ رَقَبَةٍ» یك اسیر را آزاد كن. شب عید است، یكی از اینهایی كه بدهكار هستند را آزاد كن و خدا جبران میكند.
بعضی وقتها خودت هم كمك نكن، بگو: آقا من این را میدهم شما هم كمك كنید. ممكن است پول شما خیلی نباشد. بنده به لطف خدا كتاب تفسیر نور، كتاب سال جمهوری اسلامی شد. رییس جمهور وقت پنجاه سكه به ما داد. چند روز به عید نوروز بود. ما یك خرده قرض داشتیم به یكی كسی دادیم. یك چند تا سكه را هم به رییس زندان زنگ زدیم، كه آقا یكی از این زندانیهایی كه به خاطر یك مبلغ كمی گرفتار است این سكهها را بگیر و آزادش كن. بعد گفتم: هنر نیست یك قاشق ماست در دهان كسی بگذاری. یك شیر پیدا كن، این قاشق ماست را به شیرها بده، آن شیرها هم همه... بگویید... ماست شود. ی
یك چند تا پولدار را به آنها تلفن كردیم گفتیم: آقا یك چند تا سكه رییس جمهور به ما داده. اینها را به شما میدهیم. شما پولدار هستید، من طلبه هستم. ولی شما هم بیایید كمك كنید، خلاصه تلفن و ملاقات با این و آن، و آنها هم وقتی دیدند ما چند تا سكه گذاشتیم یك ده تا سكه ما گذاشتیم. آنوقت آنها هم چند برابر دادند. شب عید نوروز 473 نفر از زندان آزاد شدند. یك لوتیگری بكنید. بگو: آقا من ده میلیون میدهم. از دم نفری دو میلیون بدهید. پنج میلیون من میدهم. از دم نفری صد هزار تومان بدهید. آقا هزار تومان من میدهم، شما هم نفری هزار تومان بدهید. این نخهای ریز اگر به هم تاب بخورد، طناب میشود. خیلی كار میشود كرد. اصلاً در كشور ما كاری نیست كه نشود انجام داد. كار نشد ندارد. این را از قدیم گفتند. همه كاری میتوانیم. بیایید شب عیدی، لااقل آنهایی كه مجرم نیستند. حالا یك كسی چاقوكش است، تروریست است.آنها خوب، ولی افرادی هستند حالا رفته پایش را روی ترمز بگذارد روی گاز گذاشته است. خوابش برده است. دكانش سوخته است. یك مرض قلبی، بدنی پیدا كرده است، چند میلیون خرج عمل جراحی شده است. آدمی هم كه پول ندارد میتواند كار بكند.
شب عید دو روز همهی دكترهای ایران مجانی بیمار ببینند. لازم هم نیست پول نقد بدهد. یك كسی به یك بازاری گفت: صد هزار تومان بده با شش ماه مدت! بازاری یك خرده فكر كرد و گفت: پول ندارم مدت هرچه بخواهی میدهم. (خنده حضار) آدمهایی هم كه میمیرند، پول میدهند برایش نماز استیجاری. میگویند:آقا این پول را بگیر یك سال نماز قضا بخوان. یا یكسال روزه قرضی بگیر. یك نفر میگفت: والله دیگر من حال نماز قضایی و روزه قضایی، حال نماز و روزه استیجاری ندارم دیگر پیر شدم. اما خواب استیجاری اگر كسی دارد به من بده. پول بده من برایش میخوابم. حالا ممكن است یك دكتر بگوید: آقا من فعلاً پول ندارم. ولی میتوانید در آستانهی عید نوروز دو ساعت هرچه مریض آمد پول نگیرید. به خصوص اگر اینها رنگ مذهبی داشته باشد كه برای روز قیامت شما هم میماند. رنگ مذهبی هم نداشته باشد كمك به مردم برای روز قیامت میماند. انشاءالله!
بیتوجهی به محرومان، عامل دوزخی شدن
12- اگر بیتوجهی كنیم، جهنم میرویم. قرآن میگوید: اهل بهشت از اهل جهنم میپرسند: «ما سَلَكَكُمْ فی سَقَرَ» (مدثر/42) چطور جهنمی شدید؟ میگویند: به چهار دلیل! «لَمْ نَكُ مِنَ الْمُصَلِّینَ» (مدثر/43) ما پای بند به نماز نبودیم. دو ساعت با هركس و ناكسی حرف میزدیم، پنج دقیقه حال نماز خواندن را نداشتیم. چه گناهی كردیم كه حرف زدن با مخلوق برای ما روان است، حرف زدن با خالق برای ما سنگین است. چه گناهی كردیم؟ حدیث داریم اولین سیلی كه خدا به انسان میزند در مقابل گناهانش این است كه از نماز لذت نمیبرد. این بزرگترین سیلی است. بزرگترین سیلی مرد به زنش چیست؟ این است كه زنش احساس كند این مرد او را نمیخواهد. دوستش ندارد.
نمیخواهد با او حرف بزند. یا به عكس! مرد میگوید: زنم من را نمیخواهد. نمیخواهد با من حرف بزند. خیلی تلخ است. در قرآن «وَ لا یُكَلِّمُهُمُ اللَّهُ» (بقره/174) داریم. اینهایی كه میگویم حدیث است. حدیث داریم اولین سیلی كه خدا به انسان میزند این است كه مزهی عبادت را از او میگیرد. چرا حال نداریم؟ دو ساعت حرف زدی. خوب پنج دقیقه هم با خدا حرف بزن. اصلاً مگر خدا را دوست نداری؟ اگر خدا را دوست داری چرا با او حرف نمیزنی؟ خدا دوست داشتنی است. دیدید دو سه روز هوای تهران چه شد، داشتیم خفه میشدیم؟ دیدید اگر برف نیاید، این برفهایی كه میآید، اینها هندوانهها و خربزههای تابستان ما است. كوهها مأمور هستند این برفها را نگه دارند.
شیوههای احسان:
احسان به دیگران در شكلها و شیوههای گوناگون
1- سریع احسان كنید. قرض الحسنه یكی این است كه سریع، «فَاسْتَبِقُوا» (بقره/148) «یُسارِعُون» (آلعمران/114) در هر شرایطی كمك كنیم. «فِی السَّرَّاءِ وَ الضَّرَّاءِ» (آلعمران/134) اینطور نیست كه حالا خودمان هم گرفتار هستیم. اتفاقاً اگر گرفتاری باز هم كمك كن، ممكن است به خاطر همین كمك گرفتاری خودت هم حل شود. كسی آمد گفت: آقا من برای ازدواج بچهام به هر دری میزنم نمیشود. چند سال است دنبال مورد میگردم. چه كنم؟ گفتم: نذر كن كه اگر موردی حل شد، یك دختر را جهازیه بدهی، یك پسری را داماد كنی حالا یا كلاً یا بعضاً. یا كمكش كنی یا مطلقا همهی خرجش را بدهی، یا مقداری خرجش را بدهی. گره را باز كن، گرهات باز میشود. گره را باز كن، گره باز میشود. سریع باشد. حتی اگر فقیر هم هستید باشد.
خدا در قرآن تعریف میكند، میگوید: حضرت موسی تحت تعقیب فرعون بود. وارد منطقهی مدین شد، دید دو خانم كنار ایستادند. گفت: چرا كنار هستید؟ گفتند: ما میخواهیم بزغالههایمان را آب بدهیم، لب چاه مرد است. تنهی ما به تنهی مردها میخورد. گفت: بده من بزغالهها را آب بدهم. خدا تعریف میكند. میگوید: ببین موسی كمك به خلق كرد. احسان كرد ولو در حال فرار! ولو غریب! ولو گرسنه!ولو دست تنها! بدون پیش شرط! بدون اینكه نگاه به دخترها كند و عاشق شود. بدون اینكه وامدار باشد. یعنی در هر شرایطی باید كمك كنیم.
حتی در حال نماز، حضرت امیر در نماز انگشترش را داد. نگفت: بنشین نمازم تمام شود. حتی در حال طواف! امام طواف میكرد، یك نفر هم از بیرون طواف میكرد چنین میكرد. امام فرمود: به تو نیست؟ گفت: چرا. گفت: خوب برو ببین چه كار دارد؟ گفت: آقا در حال طواف هستم، گفت: طواف را ول كن. طوافت را بشكن و برو ببین مردم چه مشكلی دارند. حتی در حال اعتكاف، امام صادق فرمود: مردی به امام حسن مراجعه كرد، مشكلی داشت. امام اعتكاف خودش را به هم زد، دنبال او رفت. اعتكاف یعنی سه روز از مسجد بیرون نیا. دو روز و نصفی مانده، نصف دیگر از آن مانده است. اما كسی كاری دارد میگوید: بیا، طوافت را، اعتكاف را بشكن. اعتكاف را بشكن. دیگر چه چیزی را گفتیم بشكن؟طواف را بشكن. نماز را در حال ركوع انگشترت را بده. یعنی در اهمیت كمك به احسان به فقرا اینقدر مهم است.
حالا لازم نیست كمك مالی هم باشد. فرصت بده. آقا بدهكار است. «فَنَظِرَةٌ إِلى مَیْسَرَة» (بقره/280) بگو: آقا من نمیتوانم پول به شما ببخشم. اما مثلاً دو ماه را سه ماه میكنم. یك ماه دیگر به شما مهلت میدهم. چیزی هم كه دوست دارید بدهید. نه آن لباسهایی را كه تنگ است و رنگش را نمیپسندی. از مد افتاده است. «لَنْ تَنالُوا الْبِرَّ حَتَّى تُنْفِقُوا مِمَّا تُحِبُّون» (آلعمران/92) هرچه دوست داری بده. هرچه دوست داری بده. یا مثلاً كه «وَ یُطْعِمُونَ الطَّعامَ عَلى حُبِّه» (انسان/8) یك چیزی را بدهید كه دوست دارید داشته باشید. نه چیزی را كه دوست ندارید.
گاهی هم با زبان میشود كمك مردم كرد. شما با زبانت دلالی كنی. «مَنْ یَشْفَعْ شَفاعَةً حَسَنَةً» (نساء/85) «شَفاعَةً حَسَنَةً» یعنی دلالی خیر بكنی. آدم با زبانش گاهی میتواند كمك كسی كند. به محتاج واقعی هم بدهیم. فقیر واقعی نه فقیر نما. بعضیها هستند شكمشان سیر است روی حرص فقیری میكنند. نه! «لِلْفُقَراءِ الَّذینَ أُحْصِرُوا فی سَبیلِ اللَّهِ» (بقره/273) یعنی واقعاً فقیر است، فقیر واقعی است. به فقیر واقعی سریع، بدون منت، بدون اذیت، از مالی كه دوست داریم. شب عید است، هركس هرچه میتواند كمك كند. كسی هم نگوید: نمیتوانم كمك كنم. ببین اگر به من بگویند: چقدر میدوی؟ میگویم: من از الآن دیگر هیچی! خیلی چانه بزنی، میگویم: حالا شاید صد متر دویدم. اما یك گرگ دنبالم كند، سی كیلومتر میدوم. ببینید كسی نگوید: نمیتوانم! هیچكس نیست كه نتواند. همه میتوانیم. همه میتوانیم! همه میتوانیم.
اگر مثلاً فرض كنید كه این یك جوانی است، دختری است، پسری است، هیچ كاری ندارد. هیچ پولی ندارد بدهد. خوب این پیرمرد و پیرزن دارند خانهشان را میشویند. بگو: آقا شیلنگ را به من بده من كمكت كنم. شما نمیتوانید در خانه شویی كمك كنی؟ برف آمده، آقا شما پیرزنی، پیرمردی، اجازه بده من برف پشت بام را پایین بریزم. من میروم نان بگیرم، یك نان هم برای تو میگیرم. آقا طبقهی چهارم هستیم، طبقهی سومی، كیسهی زباله رامیآوریم كه كارمندهای شهرداری ببرند. در راه پلهها میبینی به طبقهی دوم رسیدیم. خوب تو كه داری نایلون خودت را میبری، نایلون همسایهات را هم ببر. مگر نوكرش هستم؟ چشمش كور شود خودش بیاورد. بابا تو كه داری پایین میروی، این كیسهی زباله را هم میبری، آن را هم ببر. تو كه داری میروی، خوب پوست خیار را كنار بزن. مگر من كارمند شهرداری هستم؟
من خودم اینجا، در همین تهران یكبار شهردار شدم. داشتم میرفتم دیدم این كلهپاچهای تمام استخوانها و سیراب شیردانهایی كه نخورده بود را در جوی ریخت. ترمز زدم گفتم: چرا شما اینجا ریختی؟ گفت: مگر شما شهردار هستی؟ گفتم: بله شهردار هستم. چرا ریختی؟ همهی ما شهردار هستیم. اگر دیدیم یكجایی آب پنیر شور را پای درخت میریزند، درخت خشك میشود، باید نعره بكشیم. منكر است. نهی از منكر كه فقط فكل نیست. این هم كه درخت خیابان را میخشكاند این هم منكر انجام میدهد. البته فكل هم منكر است. حالا دخترهای فكلی نگویند: قرائتی گفت طوری نیست. نه آن هم گناه است. یك دانه مو هم نباید بیرون باشد. حكم شرعیاش این است. اما فقط آن نیست.
ما خیلیوقتها مذهبی هستیم قیافهی ما هم مذهبی است، حزباللهی است ولی راحت آب پنیر شور را پای درخت میریزیم خشك میشود. راحت خیار میخوریم پوستش را میاندازیم هركس افتاد، به درك! گاهی هم به خیال ثواب میرویم در حمام سدر میزنیم، یكی افتاد به درك كه افتاد! غسل جمعه میكنیم و حال آنكه مردم غسل واجب دارد هی میگوید: آقا آفتاب زد، میگویم: صبر كن ببینم! این آقا دارد مستحب انجام میدهد، او واجبش را هی پا به زمین میزند. ما باید یك بازنگری بكنیم. باید خاك باغچه را عوض كنیم. یعنی درست و حسابی یك مسلمان واقعی شویم. فعلاً نه شرقی هستیم، نه غربی هستیم، ولی مسلمان درست و واقعی هم كار دارد تا شویم. آن مسلمانی كه در قرآن گفته است.
*به نقل از سایت حجت الاسلام قرائتی
***