داستانک//

دسته گُل فرستاده بود برای برادرش..

|
۱۳۸۹/۱۲/۱۳
|
۱۴:۳۰:۰۰
| کد خبر: ۲۵۵۱۶
دسته گُل فرستاده بود برای برادرش..
با شوق و اشک و دلشوره داشت تماشا می کرد.
باشگاه جوانی برنا/حسن بیاتانی-قم

گوشه خیمه را زده بود بالا.


با شوق و اشک و دلشوره داشت تماشا می کرد.


دو تا دسته گل فرستاده بود برای برادرش.




* اثر منتخب سومین جایزه ادبی داستان کوتاه کوتاه عاشورایی



***










نظر شما
captcha
پیشنهاد سردبیر