در تره بار، شاگرد داریوش ارجمند هستم
محمد کارت، متولد سال 1365، دانش آموخته بازیگری و دانشجوی کارگردانی سینما است. از سال 79 بازیگری تئاتر را شروع کرده است. او در قسمت هایی از مجموعه تلویزیونی" ستایش" و پنج قسمت از مجموعه تلویزیونی "تبریز در مه "محمدرضا ورزی ایفای نقش کرده و در "گزارش یک جشن" حاتمی کیا هم حضور داشته است. محمد در "ستایش" نقش یکی از شاگردهای داریوش ارجمند در میدان تره بار و در تبریز در مه نقش فراشی ایرانی را بازی می کند.او جایزه رتبه سوم بازیگری مرد جشنواره ملی جوان ایرانی در بخش تئاتر صحنه ای را از آن خود کرد. گفت و گوی برنا با او این بهانه انجام شد.
در چه جشنواره هایی جایزه بازیگری برده ای؟
در جشنواره منطقه ای جنوب کشور سال 86 بازیگری اول مرد، دو دوره از جشنواره فجر استانی، استان فارس، بازیگری سوم و یک دوره بازگیر دوم ،یک دوره در جشنواره بداهه پردازی استان فارس جایزه بازیگری اول، در جشنواره دانشگاهی "بهار" نمایش" سال 87 بازیگری اول را گرفتم. در جشنواره ملی جوان ایرانی هم رتبه سوم بازیگری صحنه ای مرد ر اکسب کردم.
از بین فیلم های جشنواره کدام را دیدی و پسندیدی؟
"یک حبه قند" ، "ورود آقایان ممنوع" و "گزارش یک جشن " را دیدم. از بین این فیلم ها" یک جبه قند" را دوست داشتم و فیلم رامبد جوان که کمدی فوق العاده ای بود. بازی بسیار عالی ویشکا آسایش خیلی خاص بود و نتیجه کارش را هم گرفت. در بین فیلم هایی که تا به حال دیدم، فکر می کنم رامبد جوان و رضا عطاران کمدی موقعیت در خونشان است و آن را می شناسند. کار رضا میرکریمی هم کارگردانی خوبی داشت اما به لحاظ میزانسن، دکوپاژ و تعداد کاراکترهای زیاد فیلم کمی شلوغ بود، کار سختی بود که این همه پلان و بازیگر را مدیریت کنی.
فکر می کنم جرم نباید این همه جایزه می گرفت و این همه مطرح می شد. چون به لحاظ ساختاری ضعف هایی داشت. ولی راضی هستم که اصغر فرهادی حقاش را گرفت و ویشکا آسایش جایزه بازی فوق العاده اش را گرفت. مهدی هاشمی هم همینطور. او بازیگری است که در هر نقشی، از این آدم یک صدا، یک بدن و کاراکتری جدید خلق می شود.بازیگری که تیپ سازی نمی کند.
در جریان جشنواره امسال دوست داشتی جای کسی بودی؟
همیشه دنبال جایگاهی شبیه مهدی هاشمی و پرویز پرستویی بوده ام، البته اینطور نبوده که برایم اسطوره باشند. سعی می کنم راهی که آنها رفتند را بروم. بازی ای شبیه هدیه تهرانی ، پرویز پرستویی، مهدی هاشمی که هر کارگردانی و هر تهیه کننده ای به خودش اجازه نمی دهد، سمت آنها برود داشته باشم. کسی می گفت این روزها بازیگرهای خوب را نباید از نقش هایی که بازی کرده اند بشناسی، باید از نقش هایی که رد کرده اند بشناسی. بازیگری موفق است که هر نویسنده، کارگردان یا تهیه کننده ای به خودش اجازه ندهد سراغ او برود.
منظورم این نیست که در یک جو هنری باشد و خودش را بزرگ ببیند. باید حیطه کار این آدم مشخص باشد، سوپر مارکت نباشد که هر کسی در هر جایگاهی از کارگردانی سراغ او برود.کسی از پول بدش نمی آید اما بازیگر کسی است که کارگردان و فیلمنامه خوب را انتخاب کند. فکر می کنم کسانی که گفتم بازیگرهای پرستیژ داری هستند.
ستاره سینما شدن برایت آرزو است یا فکر می کنی یافتنی است؟
برایم آرزو نیست. دغدغه من به روز بودن است و هر روز سعی می کنم خودم را در شغل و حیطه ای که انتخاب کرده ام و اندک استعدادی در آن دارم به سطح قابل توجهی برسانم. عشق شهرت و سوپر استارشدن ندارم! دوست دارم خدا بخواهد و توانایی هایی که دارم جایی دیده شود.
از دید بازیگری جوانی که در ابتدای راه است، اینکه بعضی از بازیگران عکاسی هم می کنند یا نقاشی یا طراح صحنه، طراح لباس و گریمور هم هستند اتفاق خوبی است؟
هر کسی در هر شغلی که هست باید در همان حوزه بماند و در آن کار کند. مثلا کارگردان باید اطلاعات اش جهان شمول باشد،بازیگر خوب می تواند دستیار کارگردان خوبی هم باشد، اما به نظرم موفقیت با کسانی بوده که از همان اول موضع شان را مشخص کرده اند و در یک حوزه خوب عمل کرده اند تا کسانی که در وضعیتی که تولید زیاد است آچار فرانسه بوده اند و گفته اند دستیار کارگردان فلانی، طراح صحنه فلانی.اصلا انرژی این آدم تحلیل می رود.
پیش آمده جایی حقی از تو ضایع شود ؟
بله. در پروسه چند ساله ای که تئاتر کارمی کردم پیش آمده که در جشنواره ها داروان سلیقه ای عمل کردند، واکنش تماشاچی ها خوب بوده، همه راضی بودند و شب اختتامیه به من تبریک گفته اند و گفته اند کار شما از این مرحله بالا می رود، اما این اتفاق نیفتاده؛ در حوزه فیلم هنوز چنین اتفاقی نیفتاده است، اما در تئاتر چرا، معمولا به خاطر این حق خوری ها برای چند روز ناراحت می شوم، اما بعد کارم را ادامه می دهیم.نظر تماشاچی برایم مهم تر است.شعار نمی دهم.
از جشنواره ملی جوان ایرانی بگو، فکر می کردی برگزیده شوی؟
درجشنواره ملی جوان ایرانی در نمایشی 70 دقیقه ای 6 دقیقه روی صحنه بودم. 3 بخش 2 دقیقه ای نقش داشتم. در جشنواره های دیگر جایزه بازیگری برده بودم اما این جایزه برایم اهمیت بیشتری داشت، چون در این نمایش 70 دقیقه ای 3 تا 2 دقیقه روی صحنه می آمدم. در نمایش وقتی اجرا تمام می شود، از دست زدن تماشاچی می توانی نتیجه کارت را ببینی. هر چقدر زمان دست زدن تماشاچی طولانی تر باشد، معلوم می شود کار بهتر بوده است.شب اختتامیه، وقتی اسمم را صدا زدند، باور نمی کردم .چون جشنواره بزرگی بود و حداقل 74-75 نفر بازیگر شرکت کننده مرد داشت.
چرا برگزیده شدی؟
کنتراست بین سه نقش مختلفی که در زمان های خوبی از نمایش می آمدند باعث شد. روزی که نمایشنامه را خواندم اصلا نقش ها دیده نمی شد. کارگردان آدم خلاقی بود و من هم بازیگر ایده پردازی هستم و فقط پیرو متن نیستم. به نظرم متفاوت بودن بازی ام در این سه نقش به لطف داروان دیده شد.
از تئاترهای خوبی که کار کرده ای بگو.
در جشنواره سال گذشته در کار" اتللو " حمید مظفری در گروه کارگردانی بودم . در " بیژن ومنیژه " داودد فتحعلی بیگی هم بازی می کردم.
جشنواره ملی جوان ایرانی را در بخش تئاتر چطور دیدی؟
درست است که جشنواره ملی جوان ایرانی جشنواره ای بزرگ با شاخه های مختلف است و این چند شاخه بودن آن بسیار خوب است، چون همه جوان ها از هر قشری از طلبه تا قاری، بازیگر تئاتر و موسیقیدان می توانند در آن شرکت کنند، اما این جشنواره در طول سال هم باید در جریان و فعال باشد. جشنواره بسیار خوبی بود، سالن های خوبی برای اجرای تئاتر گرفته شده بود.
تماشاچی های زیادی داشت و داورهای خوبی هم از سه گروه سنی داشت.نکته مثبت دیگر جشنواره ملی جوان ایرانی این بود که بچه های تئاتر نیازمند تغذیه مالی هم هستند و در این جشنواره این اتفاق افتاد.بچه ها دستمزدشان را گرفتند و این باعث می شد با انرژی بیشتری کار کنند. به جوانان در این جشنواره بها دادند و ارزش کار آنها را حفظ کردند.
چطور دیده شدی و از شیراز به تهران آمدی؟
تهران مدینه فاضله نیست، اما استان ها در بعضی حیطه ها حد دارند، یعنی تو تا جایی می توانی خودت را نشان بدهی و پیشرفت کنی، در باقی راه داری با خودت رقابت می کنی. احساسم این بود که بعد از اینکه در شیراز مراحلی را طی کردم، بیایم در مدلی بزرگ تر از جامعه هنری ببینم چه کار می توانم بکنم. این دید خیلی از بچه های شهرستان است که برای پیشرفت به تهران می آیند. اگر در شهرستان امکانات فراهم باشد همانجا می مانند.اگر جایگاهی در تهران کسب کنم، علاقه ام به تئاتر شیراز از بین نمی رود و آن را فراموش نمی کنم.
در سینمای حال حاضر رابطه چقدر در دیده شدن بازیگران تاثیر دارد؟ استعداد و توانایی چطور؟
خارج از اینکه باید روابط را حفظ کنی، اگر بروی و پتانسیل اش را نداشته باشی کنار می روی، یعنی باید چیزی در دستت برای خرج کردن داشته باشی. مثل صفی که برای خرید چیزی بسته می شود، بعضی ها هستند که شلوغی صف را می بینند و می روند، اما باید به این فکر کرد؛ آن کسی که جلوی صف ایستاده روزی آخر صف بوده.
چند درصد استعداد خریدار دارد و چند درصد رابطه کارساز است؟
به نظرم آنچه در سینمای ما مطرح است این است که 70 درصد رابطه نقش دارد و بعد از اینکه شناخته شدی، 30 درصد استعداد به کار تو می آید. یعنی فعلا رابطه ها تاثیر دارند، یعنی اگر وارد این قضیه شوی بعد آن موقع روی استعداد تو سرمایه گذاری می شود.
چقدر در این رابطه به نقش شانس اعتقاد داری؟
اول شانس، بعد رابطه و بعد هم استعداد. کسانی را می شناسم که برنامه زندگی شان بازیگر شدن نبوده، اما شانس آورده اند و بازیگر شدند. البته معقتدم هر کسی که وارد شده و توانسته بماند، حتما حق اش بوده.
***