دو فصل در یك ماه؛

برای زمستانی كه دلش نمی آید برود!

|
۱۳۸۹/۱۲/۱۴
|
۱۱:۴۵:۰۰
| کد خبر: ۲۵۶۲۱
برای زمستانی كه دلش نمی آید برود!
پشت در خانه ها این روزها دو فصل شده است: باغبونی یه، باغبون! برف پارو می‌كنیم! باغچه بیلی یه، باغچه بیلی! پارو، بیل، شن! گُلیه، گُل!
باشگاه جوانی برنا/

از همه بیشتر دلم برای ته تغاری فصل ها می سوزد؛ همین آخری را می ‌گویم بابا! زمستان؛ بیچاره تعداد روزهایش كه از همه فصل ها كمتر است. دیر رسیده و حقش را خورده اند. كدام ماه به جز اسفند 29 روزی است؟ هنوز بهمن تمام نشده شهر پر می شود از زمزمه های نوروز. انگار این اسفند را هم بهار اجاره كرده برای خودش!

البته همه جا معروف است؛ این ته تغاری ها لوس اند. باید كلی منت شان را بكشی بیاید. حالا باید التماسش كنی كه برود. همین دیشب! مگر كوتاه می‌آمد؟ لجش گرفته بود از دست این همه خرید نوروزی، نمایشگاه بهاره، ماهی قرمز، هفت سین. تصمیم گرفت خودنمایی بكند و داد بزند. بابا من اینجام! یكی من رو ببینه!

امسال هرچه اول زمستان ناز این فصل را كشیدیم كه ببار، انگار نه انگار. فقط هی ابر شد، هوا وارونه شد، اضطراری شد، بحران شد. نبارید!‌ عاقبت با دعای برف و باران كمی دلشان به حال جمع سوخت... آنوقت حالا دلش نمی آید برود!

البته گناه دارد. بیچاره یكی دو هفته ای به احترام پاییز صبر كرد. پاییز حسابی كه رفت كمی خود نشان داد. اسفند هم كه سازهای نوروزی كوك و بازار داغ بهار است. فقط یك ماهی مهمان بوده؛ این دم آخری خواست لطفی كرده باشد برای پیست های اسكی و ثانیه های رومانتیك زمستانی را به زیبایی بهار بچسباند.

پشت در خانه ها این روزها دو فصل شده است: باغبونی یه، باغبون! برف پارو می‌كنیم! باغچه بیلی یه، باغچه بیلی! پارو، بیل، شن! گُلیه، گُل!

زمستان مهربان، كوتاهترین فصل، حافظ رومانتیك ترین نیمكت های برفی پارك، مادر همه گلوله های برفی و خنده ها از ته دل، دوست همه آدم برفی ها، اسكی ها و تیوب ها... خداحافظ!




***

نظر شما
captcha
پیشنهاد سردبیر