بازیگر نقشهای، نامتعارف و پیچیده
پانتهآ بهرام را بیش از هر چیز و به دلیل جنس بازی و شیوه اجرای نقشهایش باید بازیگر حرفه تئاتر و وامدار دنیای پیچیده نمایش دانست؛ زیرا دستاوردها و موفقیتهای مهم و قابلتحسین او بر صحنه تئاتر شکلگرفته است. بهرام فضای تئاتر و بازیگری تئاتر را خوب میشناسد. بازیهای خوب او در تئاتر «مرگ یزدگرد»، «زمستان 66»، «پس تا فردا»، «رازها و دروغها»، «شکلک» و بسیاری از تئاترهای دیگر او خود گواهی بر این مدعاست. از سوی دیگر در نقشهای سینمایی و تلویزیونی او نیز میتوان جنس و رگههایی از بازی تئاتریاش را دید. با این ویژگیها بهرام در تلویزیون نیز توانسته با بازی در سریالهایی مانند مسافر، زیر هشت و برخی دیگر از سریالهایش مخاطب را راضی نگه دارد. بازی او در سینما نیز تحسین مخاطبانش را برانگیخت بهطوریکه در سی و یکمین جشنواره بینالمللی فیلم فجر توانست برای فیلم «روز روشن» برنده دیپلم افتخار و تندیس بهترین بازیگر نقش اول زن شود.
همسو شدن با فضای سینما و تلویزیون
پانتهآ بهرام با توجه به شیوه بازی تئاتریاش در تئاتر، تلویزیون و سینما میکوشد تا آثار و شخصیتهایی را بهگونهای برگزیند که جنس بازی و شیوه درشتنمایی شده، غلوآمیز و آموزههای تئاتریاش در آنها چندان غیرطبیعی نمود نکند تا مخاطب آن را جزئی از خصایص طبیعی رفتاری شخصیت بداند. به این ترتیب سرنوشتی که برای برخی بازیگران تئاتر رخ داده درباره او شکل نگرفته است. اتفاقی که باعث سرخوردگی و حضور همیشگی آنها در عرصه تئاتر شده است. به عنوان مثال شخصیتهای فیلم طبقه حساس، بیگانه، اقلیما، پستچی سه بار در نمیزند و ... همه حائز این ویژگی در اجرای هستند. در حقیقت بهرام با بازیای که از خود ارائه میدهد اجازه نمیدهد تا کسی بتواند بازی او را ضعیف بداند و از بازی او تعریف نکند. شاید بهرام ویژگی بصری مانند بازیگران اصطلاحاً سوپراستار را نداشته باشد اما با کارنامه کاریاش نشان داده که استعداد امر مهمتری میان هنرمندان هنر هفتم دارد تا زیباییها و ویژگیهای بصری.
پانتهآ بهرام به دلیلی آموزههای تئاتری که از دل آن برخاسته تمایل فراوانی دارد تا از تمام اجزای صورت، اعضای بدن و دستان برای ارائه بازی خود سود جویید؛ اما این جنس از بازی چندان در تلویزیون و سینما متداول نیست. این موضوع نه تنها متداول نیست و الزامی ندارد بلکه برای بازی بازیگر سینما و تلویزیون مضر است و برای مخاطب دافعه ایجاد کرده و بازی چنین بازیگرانی را پس میزند؛ زیرا مخاطب تلویزیون قصد دارد تا چهره رئال و بازی روانی از بازیگران خود ببیند. در چنین شرایطی بهرام باید حس نقش را با بازی خاصش به نوعی درآمیزد تا بتواند این مخاطب را با بازی خود همراه کند. برای نیل به این هدف بهرام در قالب شخصیتهایی قرار میگرفت که به لحاظ شخصیتی ممکن بود به رفتاری تن دهند که اگرچه غیرعادی بوده اما برای مخاطب جالبتوجه و قابلقبول و باورپذیر باشد. این رفتار ممکن بود در قالب شخصیتهایی که دچار اختلالات ذهنی و روحی بودند مانند منیژه در سریال مسافر، زیر هشت، فیلم اقلیما و شخصیتهای غیر ایرانی و عرب بروز کند که رفتار غیرمتعارفی در برقراری ارتباط دارند شخصیتهایی مانند فیلم بدرود بغداد که توانست نظر مثبت مخاطبان را با خود همراه کند.
این جنس از بازی در فیلمهای کمدی نیز بهخوبی در قالب شخصیتهای که بهرام انتخاب میکند مینشیند. بهعنوانمثال در فیلم طبقه حساس با روح زنی روبرو هستیم که به شکل غیرمتعارف به خواب همسرش میآید و رفتاری عجیب این شخصیت به دلیل آنکه او مرده و فیلم هم کمدی است برای مخاطب جذاب به نظر میرسد. بازی ابزورد او در سکانس آغازین فیلم و دستکشهایی که در زمان مرگ تنها چیزی است که مخاطب بهواسطه آن این شخصیت را شناخته نیز حائز اهمیت است. این موارد همه نشان از تمایل بهرام برای بازی در نقشهای متفاوت و غیرمتعارف در سینما و تلویزیون دارد.
در فیلم «هیچ» لکنتی که برای پانتهآ بهرام در نظر گرفته شده بود نیز اجازه بازی چهره و دست و صورت را برای مفهومتر کردن صحبتهایش به بهرام میداد. بازی غلو شدهای که بههیچعنوان مخاطب را پس نمیزند. دیالوگ سهم بسزایی در ایفای نقش و انتقال حس به مخاطب دارد. در چنین شرایطی اگر دیالوگ برای مخاطب و بازیگر نامفهوم باشد تلاش بازیگر و گروه بینتیجه خواهد ماند. پانتهآ بهرام در فیلم «هیچ» با وجود اینکه برخی از دیالوگهایش به خاطر لکنت زبان نامفهوم بود اما توانست حس نقش را به تمامی درک و آن را به مخاطب منتقل کند. بهطوریکه هم لحظات جذاب نقش برای مخاطب جلوه کرد و هم مخاطبانش در لحظات سخت و تلخ با او ابراز هم دردی میکردند. در مجموع حس مخاطب را نسبت به خود برانگیخته بود. او در هیچ آنقدر خوب بود که میتوان او را نمونهای درست و دقیق از افرادی که این نقص گفتاری جامعه دانست.
بهرام برای ایفای نقشهایش بر دیالوگ، بیان، لحن و تمامی عناصر نمایشی تأکید ویژهای دارد. به همین دلیل او نقشهای پیچیدهتر و غیرمتعارفتر را برای اجرا میپذیرد. او بازی در نقشهایی را که شخصیت در یکی از عناصر نمایش دچار چالش است و اجرای آن بسیار سخت و باورپذیر کردن نقش مشکلتر است را میپذیرد. در چنین شرایطی او شخصیتهایی را که به دلیل لکنت، دیالوگهای عربی و نامفهوم امکان عدم ارتباط با مخاطب را دارند راحتتر میپذیرد. به این ترتیب با جستار درونی در خصوصیات رفتاری شخصیت به ویژگیهای رفتاری آن پی میبرد و آن را در بازیاش متبلور میکند. در فیلم «بدرود بغداد» نیز او با وجود نامأنوس بودن زبان عربی و دیالوگهای آن توانست در کنار همراه کردن حس بازی با دیالوگ عربی حالات روحی یک زن عرب را نیز به تمامی به مخاطب غیر عرب خود منتقل کند. صحنهای که او به دوربین خیره میشود و نزدیک به دو دقیقه با زبان عربی مونولوگگویی میکند از صحنه های درخشان بازی این بازیگر در فیلم است.
بی شک تنها ادای دیالوگ و القای حس برای چنین نقشی با تمام مختصات آن کافی به نظر نمیرسید. چراکه بازیگر باید در وهله اول حالات، زندگی، خواستها، دغدغهها، تنهایی، نیاز و عشق یک زن عرب را درک کرده و آن را اجرای کند. کاری که پانتهآ بهرام به دلیل آموزههای بازیگریاش در تئاتر و جنس بازی که پیش از این اشاره شده توانسته به خوبی از پس آن برآمده است.
یکی دیگر از وجوه جنس بازی پانتهآ بهرام ایجاد گرایشهای مثبت در نقشهای اوست. بهعبارتدیگر زمانی که بهرام وجوه و درونمایههای شخصیتی نقشی را به نمایش درمیآورد آن شخصیت برای مخاطبانش با همه خصوصیات منفیاش ملموس میشود. این امر سبب میشود تا نقشهای منفی او به نوعی وجوهی خاکستری پیدا کنند و از منفی کلاسیک بودن خارج شوند. چهرههایی که با یک جرقه ممکن است گرایشهای مثبتی نیز پیدا کنند. از این رو زمانی که او در چنین نقشهایی قرار میگیرد مخاطب چندان به منفی بودن این شخصیت نمیاندیشد. شخصیت او در فیلم چهارشنبهسوری و مسافر نمونه بارز این جنس از نقشها بهرام هستند. به همین دلیل بازی او در «چهارشنبهسوری» تحسینبرانگیز بود و دوره جدیدی از بازی او را در سینما نوید داد. دورهای که در آن بازیهای خوبی در فیلمهایی مانند اقلیما، پستچی سه بار در نمیزند، هیچ و بدرود بغداد را به همراه داشت. بازی پانتهآ بهرام در چهارشنبهسوری بهقدری دیدنی است که بیننده تا ساعتها بعد از خارج شدن از سینما میتواند لحظه به لحظه بازی او را در ذهنش مرور کند او با هوشمندی مخاطب را تا لحظه پایانی نسبت به ارتباطش با شخصیت اصلی دچار شک و تردید کرد. جنس بازی بهرام، حس ترحم و دلسوزی را به مخاطب القاء میکند همین حس در فیلم «چهارشنبه سوری»تردید را در ذهن مخاطب ایجاد کرد.
«اقلیما» نیز اگرچه داستان آشنایی برای مخاطبانش داشت اما بازی خوب و سرشار از نگرانی و ترس و وحشت پانتهآ بهرام را نمیتوان فراموش کرد. در این جنس بازی بهرام باید مخاطب را با خود همراه میکرد و با بازی سرشار از اضطراب و استرس و تشویش او باعث برانگیخته شدن حس ترحم در میان بینندگان شد.
نقشآفرینی و کلام آهنگین پانتهآ بهرام را در فیلم « پستچی سه بار در نمیزند» را نیز نباید از خاطر برد.این ویژگی کلامی از نقاط قوت فیلم به حساب میآمد.
فیلم «بیگانه» آخرین بازی بهرام است که بهتازگی بر روی پرده سینماها رفته است. بهرام در این فیلم نقش نسرین را بازی میکند. در حقیقت او نقش «بلانش دوبوا» را در نمایش «اتوبوسی به نام هوس» را بازی میکرد. بلانش شخصیتی تنها و رنجکشیده است که به دلیل خودکشی همسرش دچار مشکلات روحی و رفتاری شده است. این شخصیت در داستان ثبات رفتاری ندارد او به دلیل رابطه ناسالم به شاگرد 17 سالهاش و برای فرار از رسوای ناشی از آن به خانه خواهرش استلا میرود این دادهها و خصوصیات رفتاری همه آن چیزی است که بهرام را برای پذیرش چنین نقش تشویق میکند. شرایطی که باعث میشود تا بهرام نقشی متفاوت و غیرمتعارفی را بازی کند. برافروختگی، نگرانیها، اتخاذ تصمیمات سادهانگارانه در برخورد با امیر، داوود و سپیده در چهره و بازی با اجزای صورت بهویژه چشمان از جمله نکات قوت بازی بهرام در این نقش است. بهرام به دلیلی نوع بازیاش و نمایش سادهانگارانه و بیمارگونه شخصیت، نسرین را بیش از پیش چهرهای بیپناه، ساده آسیبپذیر و نیازمند ترحم نمایش میدهد. این نگاه دلسوزانه مخاطب به نسرین را در سکانس پایانی به شکل کامل دیده میشود.
پانتهآ بهرام در تلویزیون؛ مسافر نقطه عطف بازی در تلویزیون
پانتهآ بهرام در تلویزیون کارش را با مجموعههایی چون «وکیل»، «سکوت»، «چهره به چهره»، «بحران معنویت» و «مسافر» آغاز کرد اما نقطه عطف این حضور به سریال «مسافر» بازمیگردد. نقشهای او در سریال وکیل چندان محوری نبود و حضورش تنها تجربهای بود که منجر به همکاری مجدد او با کارگردان سریال قبلی و نقش متفاوت و منیژه شد.
سریال وکیل هم تنها به شناخت بازیاش در قاب تصویر منجر شد، اما مسافر به دلیل نقش، شیوه بازی این بازیگر در نقش دختری معتاد، همراه با لحن و گونه خاص ادای دیالوگ و نیز همبازی بودن با بازیگری مانند ابوالفضل پورعرب در آثار تلویزیونی او جایگاه متفاوتتری یافت.
او در بسیاری از مواقع بازی همسطح و در پارهای موارد بالاتر از ابوالفضل پورعرب را به نمایش گذاشت. از سوی دیگر این سریال بازیگری با چهره جدید را به تلویزیون معرفی کرد.
بازی بهرام در سریال «زیر هشت» با وجود اینکه در آغاز او را دختر معمولی که مایل به داشتن یک زندگی ساده است میبینیم اما رمز و رموزی در دل این شخصیت دیده میشود که این مفهوم را به مخاطب منتقل میکند که این کوه آتشفشان خاموش تا انتها خاموش باقی نماند و با جلو رفتن داستان شاهد اتفاقها و تغییرات اساسی در نقش منیژه بودیم. البته شخصیت منیژه سریال زیر هشت هم در آغاز داستان با سوء استفاده از عشق نامزدش او را برای دزدی از مغازه پدرش ترغیب می کند. این موضوع پس از مرگ فرزند و به دلیل بروز اختلالات روانی ناشی از آن به چهرهای تبدیل شد که دیگر خصوصیات بازی رئال را از دست داد و به بازی نزدیک شد که از بهرام سراغ داشتیم. این اختلاف بازی و تغییر آن بیشک قابلیت و توانایی بازی بهرام را بیش از پیش به نمایش میگذاشت. در این نقش هم می توان حرکت شخصیت از چهرهای منفی به خاکستری و بعد متنبه شدن آن را دید.
از سوی دیگر سیروس مقدم کارگردانی است که این ویژگی بازی بهرام را به تمامی میداند، چراکه یکی از بهترین نقشهای بهرام در تلویزیون با سریال او رقم خورده بود از این رو به سراغ این شخصیت رفت که دارای پیچیدگیهای فراوانی است و از این رو او میدانست که بازیگر دیگری جز بهرام قادر به نمایش کشیدن این ویژگیهای منحصربهفرد نیست.
بازیگر نقشهای خاص و پیچیده
شخصیتهایی که پانتهآ بهرام بهخوبی قادر است از پس آن برآید همگی از وجوه خاصی و منحصر به فردی برخوردار هستند، بهعنوانمثال این شخصیتها نباید اشخاصی به معنای کامل رئال باشد؛ یعنی زنان ساده با دغدغههای زنانه که در حال زندگی عادی هستند نقشهای مناسب برای بازی این بازیگر نیستند، بلکه باید در دل شخصیتشان حالات و خصوصیات ناآشنایی نهفته باشد تا بهرام در پس جستوجوی لایههای درونی نقش آن را برونی کند. نقش بهرام در مسافر، بدرود بغداد و بسیاری از نقشهای موفق او از این شاخصه مهم پیروی میکردند این موضوع جدای از علاقه او به جستار در لایههای درونی نقش به نوع بازی تئاتری او نیز بازمیگردد. او باید حالات غلوآمیزی در نقشهایش بیابد و گونه بازیگریاش را در آن بگنجاند. اگر در سریالی شخصیت فاقد این وجوه پنهان و پیدا باشد بهرام چندان توفیقی در اجری آن کسب نخواهد کرد. از سوی دیگر او با علم به این خصوصیت نقش هایش را برمی گزیند.