گفت‌وگوی برنا با مولف ۱۸ ساله "الفبای المپیاد نجوم و اختر فیزیک"

سیستم آموزشی کشور جوانان را تک‌بعدی پرورش می‌دهد

|
۱۳۸۹/۱۰/۱۲
|
۲۲:۱۰:۰۰
| کد خبر: ۲۵۸۹
سیستم آموزشی کشور جوانان را تک‌بعدی پرورش می‌دهد
محمد بهرام‌پور معتقد است در سیستم آموزش و پروش ما یا دانش‌آموز نباید درس بخواند و یا باید تمام وقت خود را صرف این مساله کند. بر همین اساس با یک دانش‌آموز تک بعدی روبه رو هستیم. در این سیستم، به سختی می‌توان وارد دانشگاه شد و از آن طرف، به راحتی می‌توان مد
سرویس فرهنگ و هنر برنا//

مهم‌ترین ویژگی دور چهاردهم جایزه کتاب فصل، معرفی یک جوان 18 ساله بود که البته اگر دست‌هایی دست او را بگیرند، حتما در آینده شاهد شکوفایی بیشتر او خواهیم بود. جوان 18 ساله‌ای که هنوز 18 ساله نشده و این روزها در مقطع پیش‌‌دانشگاهی تحصیل می‌کند. محمد بهرام‌پور در آغاز جوانی کتابی با عنوان "الفبای المپیاد و اختر فیزیک" را تالیف کرده که با همین اثر خود نیز در جایزه کتاب فصل، تقدیر شد.

بهرام‌پور متولد 15 دی ماه 1371 است. علاقه او به نجوم به 10 سالگی‌اش برمی‌گردد. علاقه‌ای که امروز او را به یک نخبه ایرانی بدل کرده است و ما آرزو می‌کنیم همان گونه که تلسکوپ هدیه تولد  10 سالگی، او را به موفقیت رساند، امسال و سه روز دیگر تولد پرشور و نقطه آغاز دیگری داشته باشد.

در ادامه گفت‌وگوی سرویس فرهنگی برنا را با این جوان ایرانی می‌خوانید:

از خودتان بیشتر بگویید.
این روزها سرگرم مطالعه برای شرکت در کنکور کارشناسی هستم. تا سوم دبیرستان رشته ریاضی را در دبیرستان امام صادق (ع) خواندم اما به دلایلی که حتما به آن اشاره خواهم کرد، رشته علوم انسانی را برای دوره پیش‌دانشگاهی و تحصیلات دانشگاهی انتخاب کردم. البته هنوز 18 ساله نشده‌ام و سه روز دیگر تا 18 سالگی‌ام باقی است.

درباره خانواده‌تان هم توضیح می‌دهید.
پدر و مادر من تحصیلات دانشگاهی ندارند. تحصیلات مادر تا دوم دبیرستان است و پدر نیز تا سوم راهنمایی درس خوانده است. دو خواهر و یک برادر هم دارم.

علاقه‌تان به نجوم از چه زمانی و از کجا شروع شد؟
دبستان بودم. در همین روزها، یعنی روز تولد 10 سالگی یک تلسکوپ هدیه گرفتم و گاهی با آن آسمان را نگاه می‌کردم. طرز کار با تلسکوپ را نمی‌دانستم و به همین دلیل به رصدخانه رفتم تا آموزش ببینم. در این زمینه مطالعه هم می‌کردم. اما به شکل حرفه‌ای و جدی از سال سوم راهنمایی، مطالعه نجوم را آغاز کردم.

با مدرسه و درس چه می‌کردید؟
اگر برای زندگی برنامه‌ریزی داشته باشید، وقتی به سراغ انجام کاری می‌روید، طبیعتا از یک فعالیت دیگر که می‌توانید داشته باشید، می‌مانید و یا فرصت کمتری برای آن‌ها خواهید داشت. من هم چون مطالعه روی نجوم و تدریس در این زمینه بخشی از وقتم را می‌گرفت، با خانواده و همین طور معلم‌هایم صحبت کرده بودم و مثلا درس ساده‌ای را که امکان داشت، سر کلاس نمی‌رفتم. در واقع وقت و انرژی‌ام را تا حدی برای درس می‌گذاشتم که کافی باشد و از همین رو هم در مدرسه شاگرد متوسطی بودم.

عموما سعی می‌کردم درس را سر کلاس یاد بگیرم تا دیگر در خانه نیازی نباشد برای آن وقت بگذارم. البته امسال به ناچار باید برای کنکور بخوانم و تمام وقتم به درس خواندن می‌گذرد. متاسفانه بسیاری از فعالیت‌هایم را تنها برای خواندن تعطیل کرده‌ام و امیدوارم با یک رتبه خوب در کنکور، جبران شود.

اما این مساله با عدم مطالعه اشتباه نشود، من با برنامه‌ریزی وقت کمتری را برای مطالعه دروس مدرسه می‌گذاشتم.

اشاره کردید که در حوزه نجوم، تدریس هم انجام می‌دهید. تدریس را از چه زمانی شروع کردید و چگونه؟
من از سال دوم دبیرستان، تدریس را به صورت رسمی و در فرهنگسراها، دبیرستان امام صادق (ع)، مرکز علوم ستاره شناسی  (بزرگترین رصدخانه عمومی کشور) و یا به صورت خصوصی، شروع کردم.

قرار است نجوم را ادامه دهید؟
من نهایتا تا تابستان سال آینده به مطالعه جدی نجوم می‌پردازم و بیشتر به سمت ارائه تجربیاتم از طریق کتاب خواهم رفت. دلیل من برای این خداحافظی – که علی رغم میل باطنی‌ام صورت می‌گیرد- مطالعه بر وضعیت آموزش و پرورش است. متاسفانه سیستم آموزشی ما بسیار ضعیف است. فکر کردم اگر فیزیک را ادامه دهیم، نهایتا یک نظریه ارائه می‌کنم. اما اگر بستری برای نظریه‌پردازی فراهم کنم بیشتر می‌توانم مفید باشم.

از نظر شما اشکال سیستم آموزش و پرورش دقیقا چیست؟
ببینید، در سیستم آموزش و پروش ما یا دانش‌آموز نباید درس بخواند و یا باید تمام وقت خود را صرف این مساله کند. بر همین اساس با یک دانش‌آموز تک بعدی روبه رو هستیم. در این سیستم، به سختی می‌توان وارد دانشگاه شد و از آن طرف، به راحتی می‌توان مدرک گرفت و از دانشگاه بیرون آمد. در حالی که در کشورهای پیشرفته، مساله برعکس است. ورود به دانشگاه راحت است و خارج شدن از آن سخت.

با توجه به این سیستم غلط، دانش‌آموزان تمام وقت خود را که ‌می‌تواند برای مطالعه، تولید و ... به کار رود به خواندن دروس مدرسه برای ورود به دانشگاه اختصاص می‌دهند و بدون هیچ نظریه‌ای وارد دانشگاه می‌شوند و در آن جا هم استادان هر چه بگویند، می‌پذیرند.

همین طور انتقادی هم به معلمان مدارس دارم. با این که به آن‌ها علاقه بسیاری دارم اما متاسفانه عموما این قشر هیچ تلاشی برای به روز کردن اطلاعاتشان نمی‌کنند. یا همین کتاب‌های درسی. سیاره پلوتون سال 2006 از لیست سیاره‌ها حذف شده است اما همچنان در کتاب‌های درسی ما این سیاره معرفی می‌شود. کتاب‌های درسی به روز نمی‌شوند و این مساله هم یکی از نواقص سیستم آموزشی است.

در واقع یکی از اهداف من تغییر سیستم آموزش و پرورش است و قصد دارم، علی‌رغم علاقه به نجوم، از این میل خود چشم بپوشم و مطالعه و تحصیل و تمرکزم را روی تغییر روش آموزش هزینه کنم.

برای رسیدن به این هدف، قرار است در دانشگاه چه بخوانید؟
من به این مساله اعتقاد ندارم که تحصیل باید حتما با مطالعه و پژوهش من یکسان باشد. فعلا در برنامه‌ام رشته حقوق است و در سطح عالی‌تر نیز مدیریت اما برای رسیدن به هدفم در حوزه آموزش، حتما رشته دیگری را در کنار این رشته دانشگاهی دنبال خواهم کرد.

تا به چه برسید؟
بهینه‌سازی سیستم‌های آموزشی غربی که موفق بوده‌اند البته با توجه به شرایط فرهنگی و مذهبی جامعه‌مان.

تا به حال بر روی این هدفتان، مطالعه و تحقیق هم داشته‌اید؟
بله. تا امروز بیشتر به جمع‌آوری اطلاعات پرداخته‌ام. منابعی چون کتاب، اینترنت و ... را گردآوری کرده و همچنین کتاب‌های روانشناسی را مطالعه می‌کنم. روانشناسی به نوعی پیش نیاز برای آموزش است.

وضعیت نجوم در این سیستم آموزشی چگونه است؟
خیلی بد. با این که تحصیلات بالای اخترشناسی را هم در کشور داریم اما در در حوزه تولید اتفاق زیادی نمی‌افتد. نجوم به دو شکل  حرفه‌ای و آماتوری دنبال می‌شود. شکل آماتوری مخصوص کسانی است که صرف علاقه به این حوزه رو می‌آورند و فعالیت من نیز در حوزه آماتوری می‌گنجد. متاسفانه در این حوزه بازدهی کمی داریم چراکه افرادی تلسکوپی می‌خرند، مدتی آسمان را تماشا می‌کنند و بعد این مساله برایشان عادی می‌شود. دیگر فعالیت را ادامه نمی‌دهند چراکه منابع مطالعاتی محدود است.

شما مطالعه‌تان را با چه شروع کردید؟
من نجوم را با کتاب دنیای ستارگان ترجمه دکتر حسینی شروع کردم. تاکید زیادی هم بر مطالعه داشتم. برای تالیف کتاب نیز با استادانی مشورت کردم و از نظریاتشان استفاده کردم اما اعتقاد من این است که استاد باید به مطالعه جهت‌ بدهد نه این که مطالعات و نظریات خود را در اختیار بگذارد. 

حمایت‌هایی هم از شما صورت گرفته است؟
حمایت به آن صورت خیر. تنها مدرسه اعلام کرده است که بعد از فارغ‌التحصیلی رصدخانه را در این

مکان فعال کنم اما کاری که جزو اهداف من باشد، نکرده‌‌اند. جزو آرزوهایم است که آموزش و پرورش از من بخواهد تجربیاتم را در اختیار دانش‌آموزان قرار دهم تا بدین شکل هم من رشد کنم و هم دیگران. کار رصدخانه مدرسه را افراد دیگری هم می‌توانند انجام دهند.

آموزش و پرورش تهران نیز به خاطر همین کتاب، مبلغ یک میلیون تومان و یک لوح تقدیر به من دادند اما بیشتر تمایل داشتم، به جای این کار، از من بخواهند اطلاعات و داشته‌هایم را در اختیارشان قرار دهم.

البته به‌شان حق می‌دهم. نمی‌توان اعتماد کرد و به همین سادگی‌ها نیست اما به نظر من به خطر کردن می‌ارزد. مثلا همین ناشری که کتاب من را چاپ کرد، ریسک بزرگی انجام داد اما ثمره‌اش را با برگزیده شدن کتاب در جایزه کتاب فصل دید. این مساله نه فقط درباره من که درباره جوانان دیگر هم صدق می‌کند. کشور ما علاوه بر نفت‌خیزی، نخبه‌خیز هم هست که متاسفانه از هیچ کدام به درستی استفاده نمی‌کنیم.

از دولت چه انتظاری دارید؟
اگر روی افرادی مثل من نام نخبه و یا یک جوان موفق را می‌گذارند، پس سرمایه‌گذاری کنند. کشورهای غربی می‌آیند نخبه‌های ما را شناسایی می‌کنند و دقیقا در زمان بهره‌برداری آن‌ها را جذب کشورهای خود می‌کنند. این مساله به همین سادگی است که می‌گویم و شاید ساده‌تر. یک فرد تا چه زمانی می‌تواند بی‌مهری را قبول کند؟ من از همین امروز خودم را به این عادت داده‌ام که با این بی‌مهری‌ها کنار بیایم و اگر حتی به خارج از کشور هم رفتم تنها برای مطالعه باشد. چون خود را از این آب و خاک می‌دانم.

انتظار دارم اگر می‌بینند یک جوان موفق، هدفی دارد، برای هدف او سرمایه‌گذاری کنند و امکانات در اختیارش بگذارند. آماری را دیدم که 33 هزار ایرانی در ناسا فعالیت می‌کنند. این آمار عدد گریه‌آوری برای ایران است که نمی‌توانیم بستری را فراهم کنیم که این افراد در ایران فعالیت کنند.

و درد و دلتان؟
انتظار داشتم روی کتاب من مانور بیشتری از جهت اطلاع‌رسانی و خبری داده شود. نه به این دلیل که کتاب من است بلکه به این دلیل که هم سن و سالان من ببینند که این راه رفته شده و آن‌ها هم می‌توانند. چند دوست من شروع کرده‌اند به نگارش کتاب. حال اگر اطلاع‌رسانی بیشتری صورت می‌گرفت و لااقل صدا و سیما خبر برگزیده شدن کتاب من را منعکس می‌کرد، طبیعتا تعداد بیشتری از جوانان متوجه می‌شدند که کار سختی نیست و آن‌ها هم می‌توانند قدم در راه هدف خود بگذارند.

توصیه‌تان به جوانان چیست؟
وقتشان را تلف نکنند و برای هر کاری دلیل منطقی داشته باشند.
نظر شما
captcha
پیشنهاد سردبیر