مجنون عاشق لیلی نبود
فانتزی سازی از عشق که از دل اسطورهای عاشقانه در آمده است دیگر جوابگوی نیازها و احساسات جوامع مدرن نیست. اسطوره های که باعث آسیب های اجتماعی در جامعه کنونی ما می شود .
به گزارش خبرگزاری برنا؛کتاب فانتزی های عاشقانه حاصل گفتگوی دو نفره مهرداد ناظری و ایمان هنرپور درباره عشق در کافی شاپ های تهران است . در این کتاب سعی شده از بعد فلسفی، جامعه شناسی و روانشناختی و عرفانی به مساله عشق پرداخته شود. البته نقطه مرکزی این سوژه نگاه مدرن است. مفاهیمی همچون آزادی، امنیت ، تکثرگرایی،مباحث جنسیت ، شادی و مؤلفه های دیگر گفتمان مدرن و تا حدی پست مدرن در مفهوم عشق مدرن در این اثر به خوبی به بحث گذاشته شده است. به نوعی با نقد عشق سنتی به عشق مدرن توجه نشان داده شده است.
همچنین در راستای این اثر دکتر مهرداد ناظری کارگاهی با عنوان عشق و خلاقیت به منظور آموزش و اشاعه عشق در جامعه مدرن و کنونی برگزار کرد در این اثر می خوانید او معتقد است که عشق را باید در تمام ابعاد زندگی گسترش داد تا به توسعه رسید. و هنرپور بر این اعتقاد است که عشق رابطه مطلوب بین یک زن و یک مرد استرابطه صرف بین یک زن و یک مرد می تواند پایه گذار تمام مفاهیم دیگری باشد که ما از آن استنباط می کنیم و نسل بعدی که بوجود می آید نتیجه این رابطه است. این دو نویسنده بسیار دور و بسیار نزدیک به هم هستند که باعث جذابیت کتاب می شود.
خواننده در این کتاب فضا و حتی میزانسن خاصی را مشاهده می کند مواردی مثل فضای کافی شاپ ، حضور میهمان و دیالوگ ها که با قلم توانایی به نمایش درآمده است همه به خواننده حس یکی شدن با کتاب را می دهد و احساس جالبی را بوجود می آورد طوری که در هنگام مطالعه فانتزی های عاشقانه خواننده حس می کند در میز کناری نشسته و با کنجکاوی خاصی منتظر است ببیند خاتمه بحث به کجا می رسد ولی مبحث بعدی که شروع می شود هنوز نیم خیز نشده دوباره می نشیند و گوشهایش را تیز می کند.
هنگام معرفی فانتزی های عاشقانه ابتدا به روش خود کتاب دیالوگ های بین دو نویسنده آورده شده تا خواننده دریابد فضای کتاب چگونه است. در فصل های بعدی به صورت کلی به اصل مباحث پرداخته شده و در خاتمه نیز مباحثی که مطرح شده به صورت اجمالی عنوان شده است تا خواننده با کلیت کتاب آشنا شود و برای اطلاعات بیشتر به خود منبع رجوع کند.
ما یک ریسک بزرگ انجام دادیم
هنرپور در جایی از کتاب می گوید: احساس من این است که ما یک ریسک بزرگ کردیم زیرا کلیشه ها در کشور ما حرف اول و آخر را می زند
درباره علمی بودن این دیالوگ ها دکتر هنرپور در جایی از کتاب می گوید:« احساس من این است که ما یک ریسک بزرگ کردیم زیرا کلیشه ها در کشور ما حرف اول و آخر را می زند. من سعی کردم در این کار نظریه های شخصی خودم را که هیچگونه بار استدلالی به آن معنا نمی تواند داشته باشد را مطرح کنم شما می توانید با من همدلی کنید و این راه را ادامه دهید یا نه و خاتمه یابد.». نویسنده به نوعی راه نقد را نیز برای خاتمه بحث باز گذاشته است..
شروع داستان بعد از خوردن یک کافه تلخ در یک کافی شاپ بین مهرداد ناظری و هنرپور است.
گفتگویی متفاوت از عشق زیر باران که تولد فانتزی های عاشقانه را به همراه دارد.
در کافه 7 ناظری با طرح یک سوال بحث را اغاز می کند. وقتی که در دنیای جدید از عشق صحبت می کنیم معنای ان چیست؟
هنرپور: امروزه گروهی عشق را رازآلود می انگارند و در مقابل روانشناسان از جمله روانشناسان شناختی برای ان ارزیابی های محیطی لحاظ می کنند.
ناظری از عشق در وضعیت صحبت می کند و هنرپور در کشور ما عشق را بین سنت و مدرنیته می داند.
قصد بازنمایی عشق های مثل لیلی و مجنون نیست
هنرپور: و در این جامعه در حال گذار عشق به چه شکلی می تواند باشد؟
ناظری: قصد بازنمایی عشق های مثل لیلی و مجنون نیست بلکه توجه به مفاهیم سنتی است که مصادیق خوبی دارد. و در ادامه مباحثش از شاخص های عشق دردنیای جدید می پرسد.
هنرپور: بر اساس چارچوب هرمنوتیک هر چیزی که در دوران سنتی در حوزه خصوصی بوده در دوران مدرن به حوزه عمومی می آید و بالعکس مثل عشق یا دین.. رابطه صرف بین یک زن و یک مرد می تواند پایه گذار تمام مفاهیم دیگری باشد که ما از آن استنباط می کنیم و نسل بعدی که بوجود می آید نتیجه این رابطه است.
عشق ، نیاز ، آزادی
در ادامه کتاب هنرپور این جمله را که عشق یعنی انسانی که مرا کامل می کند را نفی می کند و آن را وابستگی و مهر طلبی می داند « من به آن ادم نیاز دارم برای اینکه آرامش پیدا کنم »
و ناظری به این می رسد که عشق او را به آزادی می رساند دو موجود مستقل و دارای رابطه خلاقانه. نقطه مقابل آزادی اسارت و بردگی است که هنرپور از آن به رابطه ارباب و بنده یاد می کند.« فردی فاقد هویت که قادر نیست هویت خود را در دیگری ببیند پس به نفی دست می زند. و از مباحث جنسیت می گوید همان مثال من مردم و تو زنی.»
نفی و حذف در عشق
هنرپور می گوید: مفهومی از نفی از زنان ساخته ایم، و زن های ما خودشان را یک هویت مستقل کنار مرد نمی بینند پس عشق دچار تناقض می شود چرا که عشق یک رابطه دو طرفه است
«هنرپور: مفهومی از نفی که ما از زنان ساخته ایم و هنگام روبرو شدن با او او را نفی می کنیم و زن های ما هم این مفهوم را باور کرده اند و خودشان را یک هویت مستقل کنار مرد نمی بینند پس عشق دچار تناقض می شود چرا که عشق یک رابطه دو طرفه است نه یک طرفه و تفسیری از رابطه عاشقانه که دارای هویت ها و تفکر مستقل است ارائه می کند.»
عشق های سنتی، عشق های تحریف شده در غرب و عشق های که آدمها را وارد یک رابطه مبتذل می کند مسائلی است که هنرپور آنها را در چارچوب ژیژک قرار می دهد که عشق حاوی نفی است من نیستم پس تو هم نباش و نگاه مثبت تری که هر دو نویسنده به نگاه افلاطون به عشق دارند که مبتنی بر آگاهی و تفکر است. عشق بدون خیلی از ویژگی های نابودگرش.
ناظری: عشق و ازدواج و حذف دیگری
در ادامه ناظری به عشق و ازدواج می پردازد.
« باید ازدواج را هویت یا بخشی از فرهنگ ببینم و الزاماً یک نهاد نیست تا از حذف دیگری در عشق دور شویم حذفی که ریشه در مصرفی شدن عشق دارد نه حقیقت.»
عشق های رمانتیک: عشق و طبقه و فانتزی سازی
عشق و طبقه مبحث بعدی است که ناظری آن را در غالب عشق های رمانتیک قرار می دهد و بدور از اذهان واقعیت می بیند و هنرپور به فانتزی سازی می رسد اینکه آدمها در فانتزی خود اعمال ممنوع انجام می دهند. اعمالی که جامعه نفی اش می کند
او می گوید:«این فانتزی سازی که از دل اسطورهای عاشقانه امده است به دلیل عدم شناخت نسبت به جنس مخالف بوده است یک پوشش رازآلودگی به جنس مخالف داده است که در جوامع مدرن دیگر جواب نمی دهد . باید عشق را بر اساس گنجینه های که در اختیار ماست تبیین و تفسیر کنیم. یک تفسیر نو...»
در فصل زامبی های عاشق در کافه ویونا هنرپور از سیالی و عظمت عشق که به سمت تغییر و تعالی در حرکت است می گوید و ناظری از عشق که یک رفتار انقلابی در کنش های انسانی است. و در مجموع تلاش هر دو براین است که عشق را از قالب های تظاهرگونه و غیر واقعی تفکیک کنند.
عشق یک سرمایه اجتماعی است
هنرپور بر این اعتقاد است که:« عشق یک سرمایه اجتماعی است و جوامعی که سرمایه اجتماعی بالایی ندارند جوامع عشق محور نیستند، جوامع عزلت گزین و انفرادی هستند.»
ناظری همچنان ذهنش به سمت تعابیر گسترده از عشق است وی جذابیت های عشق و انعکاس مثبت آن را به صورت یک مفهوم گسترده در سطح جامعه می بیند یا معتقد است که می شود دید. این نوع نگاه وی طی مناظرهایش با هنرپور مشهود است.
رابطه عشقهای سنتی و کودک آزاری و زنان کتک خورده
این دو نویسنده می گویند:عشق در قالب فانتاسم جلوه گر می شود که به خاطر روابط پدرسالارانه قبیله ای و خشک جامعه ماست که مفهوم اطاعت در عشق را القا می کند
و در ادامه می خوانید: و اینگونه است که ما در عشق محیط خصوصی برای هم نمی گذاریم، حذفش می کنیم و نمود آن را در ارتباط بین جنس مخالف می بینیم اینکه من انسان دیگر را که جنسیتش با من مخالف است در نظر می گیرم و او را نمی شناسم؛ چون با او بزرگ نشده ام و با او ارتباط نداشته ام نتیجه می گیریم که او با من در ذهنیت، خواسته هایش و ... متفاوت است و دو حالت در پی دارد یک قطعه قطعه کردن و او را از حالت طبیعی در آوردن و در وحله دوم از او متنفر می شوم یعنی افراد دیگر را چون یک زامبی ( انسانی بدون روان) در نظر گرفتن.
بهرکشی و استثمار انسان به صورت مشروع و در قالب کاملا زیبا دیده شدن به شکل یک رنگ و لعاب زیبا به صورت جلوه گری در داستان های رمانتیک همچون لیلی و مجنون و شیرین و فرهاد و... داستانهای کهن و شعراهای عاشقانه دیده می شود وقتی به آنها نگاه می کنید کاملا مشروعند. ازدواج های مشروع، روابط اجتماعی ظاهراً مشروع و همه چیز ظاهراً مشروعیت دارد و انعکاس آن را در کودک آزاری و زنان کتک خورده می بینیم. رسیدن به عشق حقیقی زمانی امکان دارد که روابط را کاملا از تمام چیزهای تحمیلی و تمام عناصری که ظاهراً باطن و عمق ان را تخریب می کند، بتوانیم جداسازی کنیم.
ریسک عاشقانه در کافه طهرون
در این گفتگو ناظری و هنرپور به روند فلسفی- جامعه شناختی و روان شناختی مفهوم عشق پرداختند. هنرپور جنبه های معرفت شناختی، هستی شناسی و زیست شناسی عشق را مورد بررسی قرار داد و ناظری عشق از زاویه تفسیری مورد توجه اش است. به نظر وی انچه باعث تخریب عشق می شود زندگی اجتماعی بشر است این دید ناظری تداعی افکار و دید روسو نسبت به طبیعت و انسان است و هر دو بر این تأکید کردند که عشق رسیدن به اوج آزادی و رهایی انسان است. هنرپور تاریخچه ای از مفهوم عشق را ارائه می دهد و نکته جالب توجه برای من در این نگاه تحلیل گفتمانی و پدیدار شناسی عشق و تأثیر نوع نگاه به این مفهوم بر روی فرهنگ تک همسری در اروپا بود و همچنین روندی که از قرون وسطا تاسکولاریزیشن مفهوم عشق طی می کند. پس از بحث بر روی نوع نگاه اندیشمندان و روانشناسان بر روی این مفهوم به تفکیک عشق الهی و زمینی می پردازند.
هنرپور باور دارد که عشق یک فرایند انطباقی است و ناظری تأکید دارد که عشق را باید از منظر هویتی و انسانی مورد بررسی قرار داد
عشق وسواس یا حیاط دوباره
این دو نویسنده از عشق و دوست داشتن می گویند در این گفتگو هنرپور اعتقاد خود را به تفاوت میان عشق و وابستگی بیان داشت. هنرپور باور دارد که عشق یک فرایند انطباقی است و این فرایند به نوعی به انتخاب طبیعی انسان در جهت تکامل او یاری می رساند و ناظری تأکید دارد که عشق را باید از منظر هویتی و انسانی مورد بررسی قرار داد. عشق هویت پویا و سیال انسانی ست که می خواهد در اوج آگاهی بر روی خود، دیگری و جهان تأثیر بگذارد. آنها از مصادیق عاشقانه می گویند.. چه چیزی عشق است و چه چیزی عشق نیست و به تفکیک دوست داشتن و عشق می رسند
راههای شناخت عشق
ایمان هنرپور تأکید می کند بهترین شیوه شناخت عشق این است که اجازه دهیم عشق خودش را به ما نشان دهد و زوایای گوناگونی برای عشق در نظر می گیرد. اما ناظری براین مبناست که واقعیت گاهی اوقات می تواند اصول عشق را به چالش بیندازد. این گفت و گو در پی فهم ماهیت عشق از منظر کنش گران اجتماعی که در بیرون از گود عاشقانه قرار دارند می پردازد و از رابطه عشق و حقیقت می گویند.
پارادوکس اخلاقی در وضعیت عاشقی
در کافه آلبالوی سیاهبحث از این سخن سولوویف آغاز شد که معنای عشق بشری در بیان کلی خود تزکیه، رستگاری و نجات شخصیت آدمی از راه فدا کردن خودپرستی اوست. هنرپور آن را ایدآلیستی و آرمان گرا می داند و ناظری آن را حقیقت عشق می پندارد که اگر این اتفاق در انسان نیفتد قرار گرفتن در وضعیت عاشقانه هیچ سودی برایش ندارد . آنها ادامه می دهند که آیا عشق اخلاقی است؟ آیا عشق باعث انکار هنجارهای اخلاقی می شود؟ یا در تأییدش حرکت می کند؟ تأکید هنرپور بر این است که امروزه دنیای جدید بیشتر بر مفهوم مبادله اقتصادی شکل می گیرد و ناظری با پذیرش خصوصی شدن عشق به اخلاقی بودن آن اعتقاد دارد . نکته جالب در این گفتگوی دو پاره و ادامه دار حضور شخص سوم یا مهمان است . اسدی بحث را درباره مشروعیت عشق و انجام یک عمل وجدانی ادامه داد.....
عشق و افسانه قدرت
در ادامه رابطهی میان قدرت و عشق مورد بررسی قرار می گیرد. آیا اساساً عشق با قدرت در چالش است؟ آیا چون قدرت، دارای سازوکارهای خاص خود می باشد لازم است که عشق نیز از این سازوکارها تبعیت کند؟
در عشق مردن یا زنده شدن....
آیا عشق از دست دادن همه چیز است؟ ما میخواهیم انسان باشیم و انسان وار زندگی کنیم. عشق، چه کاری می تواند در زندگی انسانی برای ما انجام دهد؟ حیرت آور است سخن گفتن درباره ی موضوعی که تا این حد بر ذهن ما ضربه وارد می کند. عشق باید از تمام گفتمان های مردسالارانه عبور کند و این موضوعی ست که در این فصل برآن تأکید می شود. در این گفت وگو سؤالهای بی پاسخی مطرح می شود که از خواننده برای پاسخ به آن ها یاری طلبیده می شود.. خواننده را درگیر می کند و در آخر قلم را بدست وی می دهد.....
عقل بهتر است یا عشق.....
عقل و عشق؛ چگونه می توان عقل و عشق را به عنوان دو ویژگی اساسی انسانی نادیده گرفت؟ این گفتگو از عقل و عشق سخن می گوید؛ اما نه به معنایی که قدما از آن عنوان می کنند. و به این نتیجه می رسند که« در هر حال به نظر می رسد نمی توان نه عقل را به خاطر عشق و نه عشق را به خاطر عقل نادیده گرفت، چرا که انسان موجودی ست که عقل و عشق برسازنده ی هویت او هستند.» این گفتگو بر همین مسأله تأکید دارد....و بحث از شاخص های عقل شروع می شود.......
زیست شناسی عشق
در این قسمت ایمان هنرپور بیشتر کار کرده است. وی معتقد است« یکی از مشکلاتی که در بحث دیدگاه زیست شناسی، بدنی و فیزیولوژی راجع به عشق وجود دارد، این است که همیشه در علوم تجربی یک مفهوم عرفی سازی وجود دارد. یعنی وقتی ما یک پدیده ای مثل عشق، آگاهی ، هیجان، پرستش و... را مفاهیمی که یک معنا و تقدسی در فرهنگ عامیانه دارند، به دست علوم تجربی می دهیم، به نوعی، این تقدس زدایی را انجام می دهد که این تقدس زدایی در ذات مدرنیته بوده؛ یعنی اصولا مدرنیته با این مفهوم تقدس زدایی آغاز شده. در ایران خیلی خیلی کم راجع به عشق از منظر فیزیولوژیک نوشته شده است که چه اتفاقی در بدن، مغز و تعادل هورمونی بدن می افتد که ما به وضعیت عاشقانه دچار می شویم».
رباتها هم عاشق می شوند
البته در بحث هنرپور و ناظری تأکید بر این است که یکی از جنبه های عشق مبحث فیزیکی است. و در خاتمه زیست شناسی عشق به این سؤالهای جالب می رسد که:
«هنرپور: یک سوال که ذهن من را به عنوان یک مساله جدی به خودش مشغول کرده است، اینکه آیا یک روزی میرسد که ما ربات هایی بسازیم که بتوانند عاشق هم شوند؟
ناظری: صد در صد، به این علت که ما این توانایی را داریم که در پردازش اطلاعات به جایی برسیم که بتوانیم تغییرات عاطفی را در محیط هم ایجاد کنیم
من معتقدم در آینده بعد از جنگ جهانی سوم بشر به یک نقطهای خواهد رسید و آن زمان باید به بحرانهای اجتماعیاش خاتمه دهد. معتقدم در ان روز، بشر به این نتیجه خواهد رسید که به سمتی برود که انسان نرمال ایجاد کند. از این لحاظ که روی ژنها طوری دست کاری کند که روی سلولهای عشق و عواطف تاثیرگذاری داشته باشد.شاید بتوانیم خشونت را از روابط انسانی حذف کنیم، آن سطحی از خشونت را که امروز باعث ایجاد و گسترش تروریسم میشود، تعدیل کند و آن سطح معقولش را که لازم است حفظ کند به عبارت دیگر ان سطوحی را که آسیب زا است، حذف کند.»
عشق و توسعه و خیانت
و مبحث قابل تامل دیگر این است که آیا عشق به توسعه ی کشورها کمک می کند؟ ویا بالعکس عاشقیت از جنس ضد توسعه و پیشرفت است.
ناظری در جای دیگری از رابطه عشق و توسعه میگوید:« مفهوم خیانت در جامعههای جدید خیلی مطرح و برجسته شده است. وقتی ما میگوییم خیانت، شاید فکر کنید خیانت؛ یعنی اینکه یکی از عاشق و معشوق با یک فرد دیگر باشد و با او رابطه عاشقانه برقرار کند، این را ما خیانت میگوییم؛ ولی در واقع اگر خیلی جدیتر ببینیم، عشق یک مسؤلیت خطیری برای شما به وجود میآورد. مسؤلیت، در قبال فرد دیگر. پس در هر صورت شما اجازه سوء استفاده از افراد را ندارید، در جامعه مدنی اجازهی سوء استفاده از هیچ کس به ما داده نمیشود. در جامعههای توسعه یافته، انسانها بهتر و راحتتر میتوانند به عاشق شدن، عشق دادن و گرفتن و ... فکر کنند. در جامعههای توسعه نیافته مسائلی مثل فقر، گرسنگی و بیکاری امکان رشد عشق را کمتر پدید میآورد».
سنگ فکری در عشق
این دو آزاد اندیش می خواهند از عشق ایدئولوژی زدایی کنند و براین مبنا هستند که:« ما با کوهی از عقاید و افکار مواجه ایم. عقایدی که ذهن و احساس ما را می سازد. حالا ما مانده ایم با این عشق ایدئولوژیک چه کنیم. آیا عشق ایدئولوژی بردار است؟ حقیقت عشق نشان داده است که زیر بار هیچ عقیده مسلطی نمی رود؛ حالا ما می خواهیم در این گفت گو از عشق ایدئولوژی زدایی کنیم اما نباید از یاد برد که عشق، تنها عشق است.»
درآمدی بر عشق خلاق
مهرداد ناظری از نگرانی پدر و مادرها در مواجه شدن فرزندانشان با عشق میگوید و عشق خلاق را معرفی می کند:« عشق اگر از جنس عشق خلاق باشد مرگ در آن راه ندارد، بی کران است، آزادی را به انسان اهداء می کند، آگاهی کیهانی را در اختیار او می گذارد ، جهشی فراتر از زمان و مکان را میسر می سازد. عشق خلاق، نوآور و سازنده است. این گفت وگوی پایانی آغازی ست بر یک ادعای جدید. ادعای که می خواهد عشق را از منظری گوناگون و متفاوت مطرح کند. عشق خلاق، خلاق است. خلاقیت را در تک تک سلول های انسان روشن می کند.»
و در خاتمه : هدف نهایی عشق ازادی است
در پایان نگاه مهرداد و ایمان را به سوی خوانندهایشان می کشانم آنها با خوانندهای خود در باره حسشان به فانتزی های عاشقانه حرف می زنند
هنرپور: من در مورد این کتاب می گویم که ما براساس تجربه ی عشقی که داشتیم سعی کرده ایم تجربه امان را در قالب عشق های آسیب زا و عشق های خلاق بیان کنیم. قطعاً انواع دیگری از عشق هم می تواند وجود داشته باشد و هرگز به دو، سه نوع عشق ختم نمی شود و در جمع بندی فکر میکنم کسانی که امروزه عاشق می شوند این را باید مدنظر داشته باشند که هدف نهایی عشق، آزادی است.
ناظری: شاید جسورانه ترین نظری که می شود درباره ی عشق خلاق داد، عشق آزادی خواهانه است، عشقی ست که منع و محدودیتی برای هیچ یک از طرفین نخواهد گذاشت و اجازه می دهد که آنها در خودشان، جامعه اشان و در آن فضایی که دلشان می خواهد، رشد کنند.
چاپ نخست کتاب «فانتزیهای عاشقانه» میزگردی دو نفره از عشق در 303 صفحه با شمارگان یکهزار و 100 نسخه و به بهای 18500هزار تومان از سوی موسسه انتشارات علم در مهر1393 راهی بازار کتاب شد.
تهیه شده توسط: لیلا یوسف مدد