نوروز چندهزارساله، تمرین روز رستاخیز!
هر سال نوروز را جشن میگیریم و صحبت از آداب و رسوم نوروز که میشود بادی به غبغب میاندازیم که این سنتها هزار ساله است و نسل به نسل و سینه به سینه، از مادران و پدرانمان به ما ارث رسیده است.
بعضی میگویند نوروز سنتی است که شاید ریشه در اساطیر، داستانها و حتی قصههای قدیمی و کهن دارد. اما شاید کمتر کسی بداند که دقیقا نوروز و آیینهایش از چه زمانی به وجود آمد و نمادهای سفره هفت سین از کجا و از چه وقت به شکل امروزی آن شکل گرفت. خیلیها هم معتقدند که آغاز نوروز در هالهای از اسرار قرار دارد و هیچ کس نمیتواند آن را کشف کند.
شاید برای ما که سر از کتب و متون باستانی در نمیآوریم، واقعاً همینطور باشد اما "مهدی یزدانی" کارشناس باستان شناسی درباره تاریخچه نوروز نظرات جالبی دارد و میگوید: بر اساس چیزی که در شاهنامه آمده، آغاز نوروز به پادشاهی جمشید برمی گردد. عصری طلایی که در تمام فرهنگها نشانههایی از آن یافت میشود. در این عصر مرگ و میر، بدی و بد رفتاری وجود نداشته و انسانها در خوشی زندگی میکردند.
طبق افسانهها، بعد از پیروزی جمشید بر دیوها، جمشید توسط تختی به آسمان برده شده و چون این روز نو با شروع بهار و آغاز پادشاهی جمشید همراه بوده، آن را نوروز نامیدند.
این که این اتفاق چند سال پیش اتفاق افتاده است، مشخص نیست چون در اساطیر، سال وجود ندارد، اما بر اساس متون باستانی و در دنیای واقعی، نوروز از زمان کوچ طوایف آرایی از اوراسیا شروع شده است. مهاجرتی که از پنج هزار سال قبل از میلاد مسیح اتفاق افتاده است، درست زمانی که ایران را "ایرانویچ" مینامیدند، یعنی "سرزمین آریایی ها".
نوروز همواره بستری ثابت داشته اما به مرور زمان برخی از آیینهای آن دستخوش تغییرات شده است. تغییراتی که تحت تاثیر تغییر فرهنگ و البته دین مردم به وجود آمده است. مثلا در دوران باستان کسی بر سر سفره هفت سین قرآن نمیگذاشت اما الان این اتفاق میافتد.
هفت سین یا هفت شین؟ مسئله این است!
سفره نماد برکت است و از دیرباز تاکنون وجود داشته است و شاید به همین دلیل است که حتی در ازدواج هم سفره نقش دارد چون مردم معتقدند که باعث برکت میشود.
اما در مورد هفت سین این طور نبود. یعنی در ایران باستان اساساً هفت سین وجود نداشته است، بلکه هفت "سینی" بوده که مردم در این سینیها هفت محصول کشاورزی رایجشان را میکاشتند و قبل از سال نو آن را سبز میکردند. فلسفه کاشت این محصولات هم به این دلیل بود که هر محصولی که رشد بیشتری داشت آن سال همان محصول را میکاشتند.
در ایران باستان به جای هفت سین، هفت شین وجود داشت که شامل شراب، شیرینی، شمع و شکر، شمشاد و... بوده است گذاشتن ماهی هم خیلی متاخرتر است و خیلیها معتقدند که به بعد از حمله مغولها به ایران بر میگردد.
آیینهای نوروز در ایران باستان
براساس آن چه در کتیبهها تخت جمشید وجود دارد، نوروز در ایران باستان با آیینهای خاصی همراه بوده است. مثل این که در نوروز، تمام سی و دو ملتی که زیر لوای ایران زندگی میکردند برای پادشاه هدیه میآوردند. این آیین امروز در نقش برجستههای تخت جمشید قابل مشاهده است.
در این آیین هر ملتی بهترین محصولش را برای پادشاه هدیه میآورد و پادشاه نیز به مناسبت نوروز "بار عام" داشت یعنی مردم را به حضور می پذیرفت و به اصطلاح امروزی دیدار مردمی داشت.
دو قرن بعد از ورود اسلام به ایران جشن نوروز بیشتر در خانهها و در دلهای مردم انجام میشد. بعد از آن نیز چون به واسطه مسلمان شدن نمیتوانستند از شراب استفاده کنند، برداشتی از آن هفت سینی را نگاه نداشتند که از آن فقط سبزه تا به امروز باقی مانده است و هفت شینی هم که وجود داشت به مرور دستخوش تغییراتی شد مثل این که از سرکه استفاده میشد که نمادی از سرخوشی و شراب است.
سیزده به در چند هزار ساله تمرین روز رستاخیز!
ایرانیان باستان معتقد بودند "سیزده به در" تمرینی برای روز رستاخیز است. روزی که همه بیرون از خانه هستند و حتی در دین زرتشت هم وجود داشته است و بعد از استیلای پاکی است.
امروزه عقاید خرافی وارد این آیین چند هزار ساله شده در حالی که "سیزده به در" ربطی به نحس بودن عدد سیزده ندارد بلکه ایرانیان باستان معتقد بودند که روزی در سیزدهمین روز بهار رستاخیز اتفاق خواهد افتاد و آن را جشن میگرفتند.
گره زدن سبزهها قدمتی چندیدن هزار ساله دارد. در اساطیر ایرانی آمده است که انسان از دو گیاه به نام های "مَشی و مَشیانه" به وجود میآید. گره زدن سبزه نیز در حقیقت نماد پیوند این دو گیاه نر و ماده و نشانه پیوند و ازدواج است.
حکایت پنج روز مفقوده!
در قدیم سال کبیسه وجود نداشته و به جای آن چند سال یک بار، پنج روز پایانی سال را کم میکردند و به آن پنج روز مفقوده میگفتند و معتقد بودند این پنج روز در عمر انسانها محسوب نمیشود. در آن پنج روز جشن میگرفتند و شادی میکردند.
چهارشنبهسوری با شالاندازی و چراغهای روشن!
در مراسم چهارشنبهسوری ایران باستان خبری از ترقه و این همه سر و صدا نبود. مردم برای این روز همه چراغِ خانههایشان را روشن میکردند و تنها خانهای که به تازگی عزیزی را از دست داده بود، چهارشنبهسوری را با چراغهای خاموش به سر میبرد.
در کنار آن مراسم شالاندازی وجود داشت که بچهها از پشت بام خانههایی که چراغشان روشن بود، شال میانداختند و صاحبخانه برایشان روی شال خوراکی میریخت. شال اندازی امروز هم در برخی از نقاط ایران انجام میشود...
***