رمان ˝ایراندخت˝ با ذائقه خواننده ایرانی سازگار است

|
۱۳۸۹/۱۲/۱۸
|
۱۲:۴۱:۰۰
| کد خبر: ۲۷۴۶۵
رمان ˝ایراندخت˝ با ذائقه خواننده ایرانی سازگار است
نشست نقدو بررسی رمان ˝ایراندخت˝ نوشته بهنام ناصح عصر روز گذشته 17 اسفندماه با حضور نویسنده، احسان عباسلو و رضیه انصاری در سرای اهل قلم برگزار شد.

به گزارش خبرنگار ادبیات برنا،نشست نقدو بررسی رمان "ایراندخت" نوشته بهنام ناصح عصر روز گذشته 17 اسفندماه با حضور نویسنده، احسان عباسلو و رضیه انصاری در سرای اهل قلم برگزار شد.

در ابتدای این نشست نویسنده با توجه به اینکه زمان روایت داستان به دوران ساسانیان بازمی‌گردد، تاکید کرد: ایراندخت رمان عاشقانه‌ای است که می‌توانست در هر دوره‌ای و در هر کشوری به جز ایران اتفاق بیفتد. من بر این باورم که تاریخ یک دروغگوی واقع‌نما است. 

شخصیت‌های "ایراندخت" عمق ندارند
در ادامه رضیه انصاری، نویسنده، معنی رویکرد ساختارگرایانه آثار ادبی را اینگونه توضیح داد: صدا در یک شبکه نظامند به مفهوم تبدیل می‌شود. تصاویر ذهنی با یکدیگر متفاوت‌اند. اثر یک نویسنده از دیدگاه خودش به عنوان خالق اثر با نگاه خواننده به عنوان مخاطب تفاوت دارد. پیام و زبان ابزار ارتباط میان مخاطب و نویسنده است اما ارتباط مفهوم نسبی دارد و به قول شاعر هر کسی از ظن خود شد... و موفقیت یک اثر در برقراری ارتباط با مخاطب امری نسبی است.

وی درباره شخصیت‌های رمان " ایراندخت" اظهار کرد: ایراندخت و روزبه هر دو ویژگی‌های مشابهی دارند و هر دو به دنبال معنای حقیقی، حقیقت‌اند اما شخصیت‌های این داستان عمق لازم‌ را ندارند و همه چیز در سطح رخ می‌دهد، در عین حال دانای کل در داستان این قابلیت را دارد که سرخودگی و شک شخصیت‌ها را به یقین تبدیل کند و در واقع آن‌ها را در مسیر مناسب روایت قرار دهد.

جذابیت روایت داستان در داستان
احسان عباسلو نیز یکی از ویژگی‌های اثر ناصح را روایت داستان در داستان دانست و افزود: در دل روایت اصلی رمان داستان‌های دیگری زاده می‌شوند که هیچ یک از آن‌ها ابتر باقی نمی‌مانند، در واقع هر یک از این روایات به تنهایی حکم داستان را دارند، اما در آمیختگی با ماجرای اصلی رمان بر جذابیتشان افزوده می‌شود.

نویسنده کتاب "واهمه‌های سرخابی" با انتقاد از ورود و خروج بی‌دلیل شخصیت‌های داستان گفت: حضور شخصیت‌ها در داستان باید با منطق روایت مطابقت داشته باشد، و من نیز معتقدم به دلیل تمرکز نویسنده بر شخصیت‌ها عمق ندارند و واکنش‌ها اثر گذاری خود را از دست می‌دهند، مثلا تحول روزبه باید عظیم باشد و در قالب اشاره‌ای کوتاه نمی‌توان از آن گذر کرد. فکر می‌کنم اگر تک گویی‌ها در داستان بیشتر شود مخاطب با نویسنده ارتباط وسیع‌تری برقرار می‌کند.

سنت شکنی کهن الگوی سفر
وی‌ همچنین سنت شکنی را ویژگی دیگر این اثر دانست و عنوان کرد: مخاطب در ابتدا با تصور یک داستان اسطوره‌ای کتاب را آغاز می‌کند، شاید این توقع به دلیل حضور کهن الگوی سفر برای رسیدن به تحولی درونی ایجاد می‌‌شود، اما روزبه به عنوان یکی از شخصیت‌های اصلی داستان اسیر کلیشه سفر نمی‌شود و سیر تحول خود را پیش از سفر طی می کند.همچنین پایان داستان که نه تراژیک و نه شاد است دلیل دیگر بر رویکرد سنت شکن رمان دارد.

نویسنده کتاب "کلاژ" با اشاره به حضور عددها و نشانه‌ها در رمان "ایراندخت" توضیح داد: عدد 3، 7،4 همواره در فرهنگ ایرانیان از نشانه‌های عرفانی به حساب می‌آیند. داستان 4 شخصیت اصلی دارد و 3 را نشانه مردانگی و 4 علامت زنانگی می‌توان تعبیر کرد.

انصاری ضمن تایید سخنان عباسلو تصریح کرد: نشانه‌ها زمانی برای مخاطب معنا می‌گیرند که از پیش برای مخاطب تعریف شوند، در غیر این صورت معناهای دیگر را تداعی می‌کنند. خواننده کتاب را می‌خرد که به عنوان مخاطب از آن لذت ببرد و این نشانه‌ها باید در کتاب به گونه‌ای جای گیرند تا خواننده مجبور نشود، برای کشف آن‌ها گسست ایجاد کند.

احسان عباسلو در جمع بندی نهایی گفت: رمان ایراندخت خوش خوان و با ذائقه خواننده ایرانی سازگار است. در پایان بهنام ناصح، نویسنده "رمان ایراندخت" از صحبت درباره اثر خود پرهیز کرد و گفت: من تنها به عنوان نویسنده این جا حضور دارم و نظر من اهمیتی ندارد.

نظر شما
captcha
پیشنهاد سردبیر
پرونده ویژه