نخل های مختارنامه از کربلا آمده بودند
دختر جوان رو به عکاس می گوید:" عکسهایتان بسیار زیبا است." عکاس هم درباره فیلم مختارنامه توضیح می دهد و می گوید: این عکس ها را حدود 6 یا 7 سال جمع آوری کرده ام.
جوان با تعجب نگاهی به "مسعود پاکدل" می اندازد و به موهای سپید شده او اشاره می کند و می گوید:" و چقدر در این مدت پیر شده اید!"
پاکدل ادامه می دهد: "تابستان سال 1383 عکاسی برای مختارنامه را شروع کردم و تقریبا در تمام صحنه ها حضور داشتم و عکاسی کردم که در مجموع حدود هفتاد هزار عکس است.

دخترجوان درباره تعداد یاران مختار سوال می پرسد و پاکدل توضیح می دهد: مختار یاران زیادی در فیلم دارد و به مرور زمان تعدادشان کم می شود و همه شان کشته می شوند.
از این چند قسمت به بعد بینندگان تازه متوجه می شوند چقدر برای این فیلم زحمت کشیده شده است."

درباره زیاد بودن صحنه های جنگ و کشتار در فیلم که می پرسی جواب میدهد: "شخصیت مختار این گونه است و در واقعیت تاریخی شخصیت خشن تری نسبت به آن چه در فیلم است، وجود دارد. البته مختار با کشتن تمام قاتلان در کربلا کار بزرگی کرده و در حال حاضر هم مزارش در کوفه قرار دارد."

چون مختارنامه سخت بود بازی در آن را نپذیرفتم
بین صحبت ها "همت آبادی" برای بازدید از عکس ها وارد نمایشگاه شد و توضیح می دهد که قبل از فیلمبرداری، به خاطر ریش های بلندش پیشنهاد بازی در مختارنامه را به عنوان سردسته فداییان شده که به خاطر سختی سریال قبول نکرده است.

"همت آبادی" درباره طبیعی بودن شمشیرها با ذوق خاص حرف می زند و می گوید:" واقعاً چقدر این شمشیرهای پلاستیکی! را خوب درست کرده اند، انگار همگی واقعی هستند. البته "پاکدل" با جدیت توضیح می دهد که همه شمشیرها واقعی و فلزی اند و چون در طول فیلمبرداری و در صحنه های نبرد ضربه می دیدند با اسپری های رنگ آن ها را درست می کردند و ادامه می دهد: "خیلی ها در جریان فیلم در همین صحنه ها زخمی شدند خودم هم بارها از اسب زمین خوردم."

از بهترین عکساش که می پرسی به عکسی که سواران در میان غبار از بالای تپه ها می آیند اشاره می کند و می گوید: این عکس را خیلی دوست دارم."

در آخر سالن عکسی به زیبایی نصب شده که صحنه پس از شهادت حضرت امام حسین (ع) و آمدن اسب آن حضرت به سمت خیمه ها را نشان می دهد که پاکدل درباره این عکس می گوید:"خیلی سعی کردم تا این صحنه فیلم شبیه تابلوی معروف ظهر عاشورای استاد فرشچیان باشد."

از میان همه عکس های موجود در نمایشگاه یکی از عکس ها با بقیه فرق دارد و در میان آنها می درخشد و اشک ها را جاری می کند، عکس نماز ظهر عاشورا به امامت اباعبدا... الحسین (ع) که خود پاکدل با حالت خاصی اظهار می گوید:" این صحنه خیلی عجیب بود و حس و حال خیلی خوبی داشت و برای عکاسی تا فاصله سه - چهار متری نزدیک صحنه شدم."
برای صحنه کربلا نخل ها واقعا از کربلا آمده بود!
درباره فیلمبرداری صحنه های ظهر عاشورا که می پرسی ماجراهای عجیب و غریبی دارد و می گوید: "صحنه های ظهر عاشورا را در روزهای آخر در ده "تورود" فیلمبرداری کردیم. "تورود" در 120 کیلومتری بیرون از شهر و درجنوب شاهرود قرار دارد. «تورود» خانه های کمی داشت و به همین دلیل جایی برای اسکان ما وجود نداشت و هر روز برای رفتن به آنجا باید از شهر می آمدیم. تا 40 - 50 کیلومتری این ده هیچ آبادی دیگری وجود ندارد. خانه وجود داشت اما هیچ کس در آنها زندگی نمی کرد.
پاکدل درباره اتفاق جالبی که در صحنه ظهر عاشورا رخ داد می گوید: یکی از صحنه مربوط به نهرالقمه و نخل های اطراف آن است. نخل های زیبایی در این ده وجود داشت که کاملا با نخل های دیگر فرق داشت و خیلی جذاب بود. مشغول فیلمبرداری بودیم که مالک آن ها که پیرزنی بود آمد و گفت:"همسرم چهل سال پیش قلمه های این درختان نخل را از کربلا آورد و اینجا را آباد کرد. اگر می بینید این نخل ها با همه نخل های منطقه فرق می کنند به خاطر این است که برای کربلا هستند!"

از مختارنامه تا قهوه تلخ
جوانی برای بازدید آمده و با دقت عکس ها را نگاه می کند. مقابل تابلویی توقف می کند و یک دل سیر از آن عکس می اندازد. دلیلش را که می پرسی می گوید:"عکس خودم است اما چون گریم شده ام شاید کسی نتواند مرا بشناسد."
البته توضیح می دهد که به تازگی در سریال قهوه تلخ هم حضور داشته و برای مراسم ازدواج بلوتوث برنامه اجرا کرده است.
درباره مختارنامه که می پرسی "سید میثم حسینی" می گوید: صحنه ای که مربوط به امام حسن (ع) بود به نظرم قشنگ ترین صحنه فیلم است. زمانی که آسمان تاریک و فضایی معنوی میان جمع حاکم شد.

بازیگر فیلم یوسف پیامبر (ع) در نقش یکی از برادران یوسف (ع) با نام لاوی یکی دیگر ار هنرمندانی بود که برای بازدید به نمایشگاه آمده بود. "کوروش زارعی" در مختارنامه نقش "عمربن حجاج مزحجی" را بازی کرده، در میان عکس بازیگران با وسواس دنبال عکس خودش می گردد اما در نهایت نمی تواند عکسی از بازی خودش در فیلم پیدا کند و توضیح می دهد میرباقری نقش دیگری را برای بازی به او پیشنهاد داده بود اما به علت همزمان شدن با فیلمبرداری یوسف پیامبر (ع) نتوانست آن نقش را بازی کند و نقش دیگری را برعهده گرفته و در دو قسمت سوم و هفتم بازی کرده است."
با این حال توضیح می دهد که یوسف پیامبر(ع) را بیشتر دوست دارد. درباره تاثیر یوسف پیامبر(ع) و نقش لاوی در زندگی اش هم می گوید: از نقشم درس راستی و درستی گرفتم. برادران یوسف اگر از اول به پدرشان دروغ نمی گفتند، وضعیت یعقوب (ع) به این شکل نبود. هر چند همه اینها سرنوشتی الهی بود و این عبرت ها را خداوند برای انسان ها قرار داد.
زارعی درباره نقش جوانان در فیلم مختارنامه توضیح می دهد: همه بازیگران میانسال نبودند، جوانان بسیاری در این سریان مشارکت داشته اند. البته نگرش هر کارگردان فرق می کند. در سینمای ایران نقش اصلی را جوانان دارند و کارگردان های جوان و بازیگران جوان خوبی هم داریم. البته استرس هایی در آغاز کار بازیگری همراه است و این استرس می تواند موجب پیشرفت بازیگر باشد و تلاش بیشتری در کارشان داشته باشند. بازیگران موفق این استرس را تا پایان عمرشان حفظ می کنند و دلیل موفقیتشان نیز همین است.
در آخر یکی از تماشاگرانی که برای دیدن عکس ها آمده به پاکدل پیشنهاد می دهد اگر در کنار این عکس ها موسیقی فیلم مختارنامه هم پخش بشود، خیلی بر مخاطبان و مراجع کنندگان تأثیر بیشتری دارد!
****