گفت‌وگو با برگزیده جشنواره جوان ایرانی

عکاسی که هنوز فرصت نکرده از مادرش عکس بگیرد

|
۱۳۸۹/۱۲/۲۲
|
۱۲:۳۲:۰۰
| کد خبر: ۲۸۱۴۱
عکاسی که هنوز فرصت نکرده از مادرش عکس بگیرد
هنوز وقت نکرده‌ام از مادرم که نزدیک من است، عکس بگیریم.
باشگاه جوانی برنا/

عباس حسین زاده متولد 1361 است. در مقطع کاردانی، فیلمبرداری و در مقطع کارشناسی، سینما خوانده است. فعالیت اصلی اش در 10 سال گذشته، عکاسی، روزنامه نگاری و سینما بوده است. به خاطر مسائل مالی، روزنامه نگاری را کنار گذاشت.

در اوقات تفریحش به عکاسی و ساختن فیلم های داستانی می پردازد اما تصویربرداری راه امرار معاش اوست. دستی هم در کارهای تبلیغاتی دارد. در کل، بیشتر فعالیت‌اش، دوروبر مستند می چرخد.

چه شد در جشنواره جوان ایرانی، عکس ارائه دادید؟
اولین جشنواره ای بود که در بخش عکس شرکت کردم. به اصرار یکی از دوستان در این جشنواره شرکت کردم که شانس هم کمی با من یار بود! (می خندد) در حقیقت 2 ماه قبل از شرکت در جشنواره جوان ایرانی، این عکس را به یک جشنواره در فرانسه فرستادم که آن جا جایزه برد.

از بین 3 عکس که به فرانسه فرستادم یکی، رتبه اول در بخش معماری، فستیوال نوروز همقدم را بدست آوردم. عکسی که در جشنواره جوان ملی برنده شد در جشنواره فرانسه رتبه دوم محیط زیست را برده بود.

موضوع عکس هایتان چه بود؟
یکی از آن ‌ها نمایی از میدان امیرچخماق یزد است که از پشت یک رواق، گلدسته امیر چخماق دیده می شود و عکس دیگرم که در جشنواره ملی جوان ایران برنده شد، پیرمردی است که کنار اتوبان مدرس، در حال بالا آمدن از شیب تپه است و پشت او اتوبانی با ترافیک سنگین مشاهده می شود.



فکرش را می کردید برنده شوید؟

نه فکرش را نمی کردم.

برنده شدنتان را به حساب همان شانسی که گفتند با شما یار بود می گذارید؟
در کمیته داوری بحث سلیقه وجود دارد. ممکن است داورهای یک کمیته یک عکس را بپسندند و عکس دیگری را قبول نکنند؛ اما در کمیته داوری دیگری عکس پذیرفته شده، برنده نشود. سلیقه‌ای که در جمع هیات داوران حاکم است باعث انتخاب یک عکس می شود.
 
از طرف جشنواره فرانسه، دعوت به همکاری داشته اید؟ 
این امتیاز را داده اند که بتوانیم آن جا تحصیل کنیم. فرانسه برای تحصیل، سخت ویزا می دهد.

حالا قصدش را دارید بروید؟
(می خندد) خیلی گران است.

یعنی شما را از نظر مالی حمایت نمی کنند؟
نه، بورس نمی کنند. اگر زبان فرانسه بدانیمT مشکلی نیست؛ در غیر اینصورت باید یکی دو سال آن جا زبان بخوانیم و بعد شروع به تحصیل رشته تخصصی خود کنیم.

یکی از دوستانم انگلیس است و در کالجی که هزینه اش پایین‌تر است، درس می خواند. ترمی 8 هزار یورو می پردازد. با این حال اگر خوب درس بخوانیم بورس هم می کنند.

شما قصد دارید زبان فرانسه را یاد بگیرید و وارد این مراحلی که گفتید بشوید؟
اگر بخواهم خارج از کشور تحصیل کنم، سعی می کنم عکاسی نخوانم. می خواهم رشته سینما را دنبال کنم. چون عکاسی از نظر تکنیکی چیز دیگری ندارد که بخواهم بدانم. مابقی کار، تجهیزات تازه ای است که وارد بازار می شود.


با توجه به دو عامل تکنیک و تجهیزات که در عکاسی برشمردید، به نظر شما اصل کار در عکاسی چیست؟
اصل کار تکنیک نیست. نسبت به کشورهای دیگر از نظر تجهیزات در مضیقه هستیم. در سینما هم همین طور است ضعف در بودجه و تجهیزات داریم.

 
برنامه بعدی‌تان چیست؟ قصد دارید در آینده چه کنید؟
قصد دارم سال آینده در رشته سینما ادامه تحصیل بدهم و احتمالا کارهای عکاسی ام را پیگیری کنم.
 
تا به حال فیلم هم ساخته اید؟
فیلم نساخته‌ام. اما به احتمال زیاد بعد از عید یک فیلم داستانی کوتاه داشته باشم.  معمولا به عنوان فیلمبردار و تصویربردار مشغول بوده‌ام. در دو فیلم آقای محمدرضا اصلانی، کارگردان و مستندساز، تصویربردار بوده ام. حدود 50 فیلم در 6 – 5 سال گذشته فیلمبرداری کرده ام.

با صدا و سیما دائم کار می کنید؟
نه دائم نیست. پروژه هایی داشته ام که متعلق به صدا و سیما بوده است. الان مستقل کار می کنم.

به نظر شما یک عکس خوب چه ویژگی هایی باید داشته باشد؟
سوال سختی است. پارامترهای کیفی و پارامترهای تکنیکی دارد. اگر عکس از نظر تکنیکی مشکل داشته باشد، هر کسی متوجه می شود اما از نظر کیفی، دامنه وسیعی دارد چون ممکن است هر کس سبک و سیاق خاصی را بپسندد.

منظورتان از کیفی چیست؟
نوع نگاهی که هر عکاس به کارش دارد.

اگر خودتان جای داورها بودید عکس خودتان را انتخاب می کردید؟
اگر بخواهم به این سوال جواب بدهم، خودخواهی می شود.

خب از دید و سلیقه خودتان بگویید؟
بله. از نظرم یک عکس مستند خوب بود؛ ولی شاید در آن رده که پذیرفته شد تصورش را نمی کردم. چون تعداد عکس ها و شرکت کنندگان در آن جشنواره خیلی زیاد بود.

هر شرکت کننده می توانست فقط 3 عکس بفرستد. فکر کنم حدود 7 هزار نفر شرکت کرده بودند و من انتظار نداشتم انتخاب شوم. شاید عکس های خوب دیگری هم بود که برایشان زحمت کشیده بودند اما به مذاق داوران خوش نیامد و پذیرفته شدگان، لطمه روحی خورده باشند.
 
اگر خودتان هم رتبه نمی آوردید ضربه روحی به شما وارد می شد؟
(می خندد) نه. زیاد برایم مهم نبود. اما این جایزه مبلغ گزافی برای ما داشت.
 
مبلغ جایزه چقدر بود؟
حدود 7 میلیون تومان.

می توانم بپرسم با این 7 میلیون چه کردید؟
(می خندد) نمی توانم جواب بدهم. دوست داشتم یک دوربین خیلی خوب برای عکاسی بخرم ولی معمولا زندگی مهم تر از کار است.

متاهل هستید؟
نه ولی وضعیت قبل از تاهل بدتر است.

چرا؟
چون باید به فکر بعد از تأهل بود.
 
چه شد که سراغ عکاسی رفتید؟
رشته دبیرستانی ام ریاضی فیزیک بود.به موسیقی خیلی علاقه داشتم و در سال سوم دبیرستان در یک گروه موزیک در مدرسه، به طور حرفه ای دف می زدم. در این مدت به عکاسی علاقمند شدم و سال بعدش در رشته عکاسی-فیلمبرداری شرکت کرده و قبول شدم. در آن موقع کار روزنامه نگاری هم می کردم.

الان پشیمان نیستید که موسیقی را ادامه ندادید؟

نه. چون به صورت تفننی ساز می زدم. در موسیقی باید ساختار خانوادگی طوری باشد که قبل از نوجوانی آموختن را شروع کرد. دوره جوانی زمان خوبی برای شروع نیست. چون فرد در این سن درگیر مسایل اجتماعی می شود و فرصت یادگیری مسایل ابتدایی نوازندگی که خیلی مهم است را پیدا نمی کند.

در کل دغدغه زندگی‌تان چیست؟
اثری از خودم با عکاسی، فیلم یا نوشتن برای اجتماع باقی بگذارم که مفید باشد. در تاریخ ثابت شده که هنر ماندگار است.

فکر می کنید تا الان به این مرحله رسیده اید؟
نه نه. خیلی مانده است. جمعیت عکاس خوب ایران زیاد است.

بهترین عکسی که تا به امروز انداخته اید چه بوده است؟
بیشتر عکس های مستند را دوست دارم.
 
بیشتر سراغ چه سوژه هایی می روید؟
عکاسی معماری و فضا، عکاسی اجتماعی.
 
تابه حال به خاطر عکاسی به دردسر هم افتاده اید؟
بله. خیلی. جامعه ما طوری است که زیاد با عکس میانه خوبی ندارد. معمولا مخفیانه عکس می اندازم. شاید این بی اعتمادی به خاطر سوء استفاده از عکس ها باشد.

عکاسی مخفیانه‌تان به چه شکل بوده است؟
دوربین روی شانه یا گردنم آویزان بوده و عکس گرفته ام. البته عده ای هم برخورد دوستانه و خوبی با عکس گرفتن داشته اند. به خصوص در میان روستاییان و عشایر.

تا به حال شده دلتان بخواهد از یک سوژه ای عکس بگیرید ولی نتوانسته باشید؟
بله. خیلی وقت ها بوده که دوربین همراهم نداشتم و سوژه ای دیده ام که به نظرم باید ثبت می شده و یا دوربین داشتم اما سوژه از دست رفته است. این مساله بیشتر در عکس‌هایی با سوژه اجتماعی اتفاق می افتد.
 
از کدام شخصیت در دنیا دوست دارید یک بار عکس بگیرید؟
مادرم! هنوز وقت نکرده ام از او که نزدیکم است؛ عکس بگیریم.

از سختی کار عکاسی بگویید؟
علاوه بر کمبود و گران بودن تجهیزات، بچه‌های عکاس به لحاظ شغلی جایی را به عنوان پشتوانه برای شروع ندارند. عکاس‌ها و فیلمبردارها باید بیمه حوادث و تامین اجتماعی بشوند که چنین چیزی وجود ندارد. حدود 10 سال است که مشغول به کارم ولی بیمه نیستم.

به عنوان سوال آخر: یک جمله در تعریف خود بگویید؟
(می خندد) من سخت کوشم.




***

نظر شما
captcha
پیشنهاد سردبیر