گزارشی از پاتوق های دانشجویی

"محیط های کاملا آزادِ دانشجویی" خارج از دانشگاه!

|
۱۳۸۹/۱۰/۱۳
|
۱۳:۵۱:۰۰
| کد خبر: ۲۹۰۸
این رستوران ها برای این به وجود آمده اند تا فضای آزاد آنها بتواند جوانان را جذب کند. جوانانی که برای فرار از چاله به چاه می افتند.
باشگاه جوانی برنا/ امیر توانا
روزهای دانشجویی خاطرات و لحظه های خاص خودش را دارد. از درس خواندن با دوستان در پارک تا خوردن غذای سلف که به مذاق بعضی خوش نمی آید. اکثر دانشجویان غذای سلف دانشگاه را نمی پسندند و ترجیح می دهند در جایی خارج از دانشگاه غذایی تهیه کنند.

این دانشجویان از غذای نامطلوب دانشگاه فرار می کنند، ولی به دام رستوران هایی می افتند که هدفشان تنها تهیه غذای خوب برای دانشجویان نیست. با رفتن به چند پاتوق دانشجویی! این مساله روشن تر می شود.

فرار از غذای سلف
در مقابل سردر دانشگاه "ت" از چند دانشجو در مورد کیفیت غذای سلف دانشگاه می پرسم. حمید دانشجوی حقوق است و از غذای دانشگاه ابراز رضایت می کند:"غذای دانشگاه سلیقه ای بوده و هیچ کس نمی تواند ادعا کند که این غذا بد است. بیشتر ایراد از غذاها، توسط دانشجویان تهرانی گرفته می شود. بچه های شهرستان با این غذاها مشکلی ندارند."

رضا دانشجوی ادبیات می گوید:"اگر توانستی غذای سلف را بخوری، جایزه می گیری. این غذا قابل خوردن نیست. اگر غذای روز نخود یا لوبیا داشته باشد که دیگر هیچ. باید فکری به حال دندان هایت بکنی. سلف دانشگاه تبدیل به جایی شده که شکمت را پر کنی."

پریسا دانشجوی مقطع کارشناسی ارشد برق می گوید:"هیچ وقت برای غذا ثبت نام نمی کنم. این پول را به یک ساندویچی بدهم بهتر است. وقتی می شود در محیط آرام بیرون غذا خورد، چرا خود را درگیر شلوغی سلف کنم؟ این حرف را برای خنده نمی زنم، ولی خوردن غذا در سلف به نوعی مرگ تدریجی است."

آیا واقعا غذای سلف اینقدر بد است؟ اگر این موضوع واقعیت دارد پس چرا اکثر دانشجویان کمتر به کیفیت غذا اعتراض می کنند؟ یکی از عوامل می تواند توقع بالای برخی دانشجویان باشد ولی موضوع مهمتر که در صحبت های دانشجویان قابل لمس است، فضای کاملا آزاد فضای بیرون دانشگاه است!

صادق، دانشجوی الهیات می گوید:" وقتی در سلف دانشگاه هستی باید دائم به تذکرات مسوول سلف عمل کنی. در ضمن سلف مثل پادگان شده؛ باید در صف طولانی بایستید و بعد از خوردن غذا، ظرف آن را خودتان تحویل دهید. حتی برای قاشق ها نیز امضا می گیرند."

از چاله در آمدن و افتادن به چاه
برخی از دانشجویان برای فرار از محیط به رستوران و کافی شاپ هایی پناه می برند که مدعی اند محیط های آنان کاملا دانشجویی است، اما باید به این موضوع توجه کرد که این محدود کردن مشتریان به دانشجوها از سوی برخی رستوران ها، فقط برای سرویس دهی بهتر است؟ یا هدف جلب رضایت مشتریان به هر قیمتی؟

حدفاصل چهارراه ولیعصر (عج) تا میدان انقلاب می توانید، چندین رستوران و کافی شاپ دانشجویی را پیدا کنید، وارد رستوران "م" می شوم. فضای ورودی تاریک طراحی شده و تابلویی با عنوان" محیط کاملا دانشجویی" جلوی در نصب شده است.

مسوول خوش آمدگویی می پرسد دانشجوی کدام دانشگاه هستم. این سوال یعنی ورود فقط برای دانشجویان مجاز است. بعد از ورود به سالن، روی یکی از میزها می نشینم. نمای داخلی به گونه ای طراحی شده که مشتریان دید زیادی نسبت به یکدیگر نداشته باشند.

منوی نه چندان ارزانی آورده می شود. این رستوران بیشتر غذاهای سنتی ایرانی را عرضه می کند. با نزدیک شدن به زمان ناهار به تعداد دانشجویان نیز افزوده می شود. دسته های دانشجویی که گاهی به صورت مختلط در این مکان حاضر می شوند قابل توجه اند.

حال و هوای رستوران بعد از ورود دانشجویان تبدیل به کلاس های شلوغ دانشگاه می شود. همه با یکدیگر مشغول صحبت هستند و شایدخیال همه راحت است که با جمعی دانشجویی طرف هستند.

سرمیز خلوتی که دو دانشجوی پسر روی آن نشسته اند می روم تا چند سوال بپرسم. مسعود می گوید:"غذای سلف را هیچ کس نمی تواند بخورد. راحت ترم که بیرون غذا بخورم، چون هم فضای آزاد‌تری دارد و هم غذاهای آن بهتر است."

معنی این حرف یعنی تمام مشکل دانشجویان غذای نامناسب سلف نیست. سامان، دوست مسعود موضوع جالب تری را مطرح می کند: " ببینید چه فضایی اینجا برقرار است. به نظرم کیفیت غذا مهم نیست."

این رستوران ها برای این به وجود آمده اند تا فضای آزاد آنها بتواند جوانان را جذب کند. جوانانی که برای فرار از چاله به چاه می افتند.  قسمتی از این رستوران به صورت کافی شاپ درآمده که به گفته مسوول آن رستوران خانوادگی!!! است و از ورود به این قسمت جلوگیری می شود. از رستوران بیرون می آیم و به کافی شاپی در همان حوالی سر می زنم.

دونفره بودن، مساله این است
کافی شاپ "گ" یکی دیگر از پاتوق های دانشجویان است. بیشتر حاضران هم کلاسی هستند و به صورت دو نفره به کافی شاپ آمده اند. دخترها و پسرهایی که بعد از اتمام کلاس به کافی شاپ آمده اند.

مسوول کافی شاپ در زمان گرفتن سفارش سوال می کند که؛ دانشجوی کدام دانشگاه هستم؟ چون اکثر حاضران، مشتریان ثابت این کافی شاپ هستند. قیمت ها به گونه‌ای طراحی شده تا افرادی با توان مالی متفاوت از امکانات این مکان استفاده کنند.

از مسوول کافی شاپ می خواهم دلیل نام گذاری این کافی شاپ را با عنوان "دانشجویی" توضیح دهد. امیر کمی با اکراه می گوید:"این محیط به دلیل نزدیکی به چند دانشگاه، جای خوبی برای این نوع تبلیغ است. دانشجو وقتی احساس می کند، جایی وجود دارد که می تواند راحت با هم کلاسی خود صحبت کند، وقتی عنوان رستوران و کافی شاپ دانشجویی را می شنود به سمت آن می رود. "

از امیر در مورد کیفیت غذای سلف دانشگاه و تاثیر آن بر حضور دانشجویان در این مکان می پرسم؛"به نظرم اصلا مهم نیست. اگر غذای دانشگاه عالی هم باشد باز دانشجویان زیادی مایل به غذا خوردن در دانشگاه نیستند. بگذار یک حرفی را خودمانی بگویم؛ دغدغه دانشجویانی که به اینجا می آیند، غذا خوردن و بی کیفیت بودن غذای سلف نیست."

حرف های این مدیر کافی شاپ خیلی از مسایل را روشن می کند. شاید در برخی دانشگاه ها مشکل کیفیت غذا وجود داشته باشد، ولی گویا دلایل دیگری برای حضور در مکان هایی که نظارت کمتری روی آنها است، وجود دارد. دلایلی که آسیب هایی را نیز در پی خواهد داشت.

***
نظر شما
captcha
پیشنهاد سردبیر