دین و اسلام از منظر سعدی عاشقانه است
به گزارش سرویس فرهنگ و هنر برنا، بهادر باقری عضو هیات علمی دانشگاه تربیت معلم در این نشست به بررسی نحوه به کارگیری مفاهیم دینی و موضوعات شرعی برای بیان مفاهیم عاشقانه در غزلیات سعدی پرداخت و گفت: عشق از نظر سعدی یک مساله لاابالی گری و فضای دل به دریازدن و خطر کردن است و شاعرانی مثل خواجوی کرمانی و سعدی با استفاده از مفاهیم دینی برای بیان مضامین عاشقانه که نوعی نظم بر هم زدن است به صورت هنرمندانه اقدام کرده اند چراکه استفاده از مفاهیم شرعی مثل قبله، اذان برای سرودن شعر و مفاهیم عاشقانه نوعی هنر است.
وی با اشاره به اینکه گاهی سعدی با مفاهیم شرعی شوخی میکند و در شعر حافظ هم این ویژگی وجود دارد، افزود: سعدی در نظامیه بغداد تحصیل کرده بود و واعظ، معلم وحدیث شناس شده بود و یکی از ویژگیهای اصلی او نصیحت کردن بود و همان طور که با خدا حرف میزند با معشوق سخن میگوید و عشق را ازلی میداند مثلا از یک مفهوم آسمانی برای خلق مفاهیم زمینی استفاده میکند چرا که در شعر عرفانی استفاده از مفاهیم زمینی برای خلق مفاهیم آسمانی وجود دارد.
باقری خاطرنشان کرد: گاهی سعدی از احکام شرعی استفاده میکند تا به نوعی کارهای خود را توجیه کند تا به نوعی هم شوخی کرده و هم توجیه کرده باشد به طوریکه جایگاه معشوق را تا خدا بالا میبرد.
این عضو هیات علمی دانشگاه ادامه داد: نکته دیگری که سعدی به آن اشاره کرده این است که در برابر معشوق نمیتوان ادای دینداری کرد و سعدی معتقد است دین عاشق با دین بقیه جداست دینی که سعدی معرفی میکند دینی عاشقانه است و از دریچه عشق به آن دین مینگرد. سعدی بارها اشاره کرده احکام شرعی در برابر عشق کارایی ندارند و عشق اینها را کنار میگذارد و احکام خاص خود را دارد و او عشق را بردین ترجیح میدهد و میگوید عشق از من آدم دیگری آموخت.
وی با تاکید براینکه اطلاعات دینی و تحصیلات، وعظ و اندرز و سخنران بودن سعدی در خلق آثار این چنینی تاثیر فراوانی داشته است گفت: اسلام سعدی اسلام عاشقانه است و شاد و آسان گیر میباشد، نگاه او در این مورد نگاه خاصی است و حتی حلال و حرام که از اصطلاحات دینی هستند در شعر او به طور طنز آمیزی آورده شدهاند به طور مثال میگوید: میدانم می حرام است در حالی که چشمان معشوق را شرابی میداند که هر کسی را مست میکند. درباره نماز هم همین طور میگوید: صورت تو باطل کننده نماز است همان طور که دلم را شکسته است. یا در جای دیگر آورده است: قبله من هر طرفی است که تو بگویی.
این پژوهشگر اظهارداشت: سعدی با عبارت الله اکبر اذان هم بازی زیبایی کرده چرا که توحیدی که او بیان میکند یک توحید ذاتی و عاشقانه و زیبا است و معتقد است معشوق هم بتی است که بت پرستان می پرستند و هم قبله ای است که مسلمانان به طرف آن نماز میخوانند یعنی تو را همه دوست دارند و میپرستند و عاشق تمام وجودش معطوف به معشوق است و سراغ قبله دیگر نمیرود و قبله او معشوق است.
وی با بیان اینکه از نظر سعدی ذکر خدا هم ذکر معشوق است گفت: سعدی حتی برای عشق زکات هم در نظر گرفته است و از توبه هم سعدی در شعر خود استفاده کرده است و میگوید خواستم از عشق تو توبه کنم در حالی که توبه از تو بزرگترین گناه است، او قیامت را هم با لفظ زیبایی آورده و معتقد است آدم مست در نهار و شام قیامت به هوش میآید واز عشق به آگاهی بر میگردد یا میگوید من دیگر در روز قیامت حساب و کتابی ندارم چون در این دنیا هجران و وصل تو را تجربه کردهام و دیگر قیامتی لازم نیست یا ای کاش یک بار دیگر در قیامت ببینمش و هر آنچه او گناه کرده به پای من بنویسند. یا معشوق را به من بدهید و بهشت برای خودتان چرا که عاشقان از بهشت لذت نمی برند چون با درد بزرگ شده اندو معتقد است قامت معشوق قیامت است و می گوید فردای قیامت هر کسی به سمت دادرسی میرود و من در پناه تو هستم.
باقری تصریح کرد: سعدی از داستان های پیامبران هم استفاده های زیبایی کرده است به عنوان مثال در مورد کلمه خلیل که صفت مختص حضرت ابراهیم است میگوید معشوق من همه بتها را شکست و خود بت بزرگ است.
وی در بخش دیگری از سخنان خود با اشاره به اینکه سعدی مرگ در راه عشق را شهادت می داند گفت: در مورد قربانی؛ در همه ادیان قربانی جایگاه خاصی دارد مثلا خطاب به معشوق میگوید: از خون دل من بر پیشانی ام خالی بگذارند که بفهمند من قربانی تو ام ویا در جای دیگر می گوید اگر در راه تو قربانی شدم اشکالی ندارد چون گوسفند را برای قربانی کردن در عید نگه داشته اندیامی گوید این سر به انسان داده می شود تا به پای معشوق قربانی شودو یک روز می بینی که بالاخره در راه تو قربانی می شوم و آن روز عید قربان من است.
وی در پایان گفت: سعدی عمیق نگر بود و میگوید شما فقط به ظاهر شخص نگاه میکنید ولی ما نقاش را میبینیم نه نقاشی را، شما ممکن است اشتباه کنید اما نگاه من شهوت آمیز نیست چرا که عارفان به مقامی رسیدهاند و میتوانند همه را نگاه کنند اما عامیان فقط یک بار میتوانند نگاه کنند و خودپرستان به شخص نگاه میکنند ولی من به اصل زیبایی و لذت زیبا، چرا که نظر به خوبان دین سعدی است و چه کسی گفته نگاه کردن به زیبایی خطاست بلکه نگاه نکردن خطاست.