راهی تا پشتصحنه تئاتر مسافران کوفه؛
جایگاه هنر در دل و روح انسان است
نیرو و استعداد کار کردن را خداوند در وجود هنرمندان قرار داده است و تحمل سختیهای آن جزو رسالت هنرمند است.
باشگاه جوانی برنا/از میان شلوغی تمام خیابانهای منتهی به میدان آزادی که بگذری و زیر برج برسی، گروهی این روزها در سالن تئاتر برج آزادی داستان"مسافران کوفه" را یادآوری میکنند.
یک گروه تئاتر به یاد صحنههای کربلا است و پایین پلهها و زیر برج، اجرا میکند. قبل از اجرا در پشت صحنه بازیگران با لباسهای اجرایشان در اتاق گریم یا در راهروهای پشت صحنه، در حال حرکتاند؛ تعداد زیادی از بازیگران هم کودکان هشت تا 10 سالهاند که لباسهای بلند سفید برتن دارند.
تماشاچیان بیرون در منتظرند تا باز شود و داخل بیایند؛ تئاتر که شروع میشود، از همان ابتدا با موسیقی عمیقی که بر صحنه جاری است، اشک بر چشم تماشاچیان جاری میشود."ابن اشعث" اولین بازیگری است که روی صحنه میآید؛ بازیگر نقش او، "مجید امیری" متولد سال 1357 و حدود 16 سال است که در کار نمایش، تصویر و تئاتر کودک فعالیت مستمر دارد. جوانی که پشت صحنه و قبل از آغاز تئاتر با او گفتوگو کردیم.
داستان تئاتر "مسافران کوفه" چیست؟
تئاتر "مسافران کوفه" روایت آمدن مسلم به کوفه است و بعد از آن، آمدن کاروانی که بعد از حادثه کربلا، از کوفه میگذرند. بهعلاوه داستان دو طفل مسلم هم به موازات آن پیش میرود. در این نمایش از یک طرف کربلا را میبینیم و کاروانی که از کربلا عازم شام شده و از طرف دیگر شاهد ماجرای مسلم هستیم. در ادامه هم کسانی که با او بیعت کرده بودند و بیعت شکستند یا آدمهایی که قول امان داده بودند و عمل نکردند، مطرح می شوند.
بازیگری در تئاتر را به عنوان شغل به جوانان پیشنهاد میکنی؟
همه کسانی که به صورت حرفهای بازی میکنند در امورات زندگی شان دچار سختیاند. برای من که به صورت روتین سالی 4 یا 5 کار تئاتر اجرا میکنم، کارگردانی میکنم و فیلم کوتاه هم میسازم، در امورات زندگی با سختی مواجه هستم.
از بازیگران تئاتر حمایت نمیشود؟
یک کارگردان باید هزینه دکور، لباس، موسیقی، استودیو، صحنه و... را شخصا پرداخت کند؛ یعنی علاوه بر اینکه یک کارگردان پولش را یک سال دیر میگیرد، باید برای کار هزینه هم بکند که این شامل همه آدمهایی میشود که در عرصه حرفهای تئاتر کار میکنند. پرداختی ها دیر است.
کار دیگری هم جز تئاتر داری؟
نه. این تمام شغلی است که از طریق آن ارتزاق میکنم و اکنون حقوق 9 ماه پیشم را میگیرم. البته بعضی کارهای تئاتری فرق میکند و زودتر دستمزد میگیرم؛ اما کارهایی که با مرکز هنرهای نمایشی انجام میدهیم با همان تاخیر طولانی است و عادت هم کردهایم و روی پولش برای 9 ماه دیگر حساب میکنیم. هر هنری اگر کنار آن تأمین مسائل مالی نباشد، هنرمند از آن هنر بریده و دلزده میشود؛ چون باید برای زندگی هزینه کرد.
یک جوان چند سال طول میکشد تا به صحنههای اصلی برود؟
بستگی دارد. افرادی هستند که با اولین اثرشان، جایزه بینالمللی میگیرند. بخش عمده هنر بازیگری، آن چیزی که خداوند درون انسانها قرار داده و آن فرد با یک آموزش و تعلیک کوتاه، میتواند شگفتی بیافریند.
تا به حال شده بخواهید تئاتر را رها کنید؟
بارها و بارها در دورههای مختلف زندگی تصمیم گرفتم تئاتر را رها کنم؛ اما نتوانسنم صحنه را ترک کنم و عمرم را بابت آن گذاشتهام. با شرایطی که در این هنر به لحاظ مالی وجود دارد، اگر فرزندم بخواهد وارد این کار شود، او را منع میکنم و اگر ببینم خیلی علاقمند است، حتما سفارش میکنم کنار این هنر، کار ثابت دیگری هم داشته باشد. همیشه در کارم به خدا توکل میکنم. جایگاه هنر کاملا معنوی است و نمیتوان برای آن دستمزد قرار داد. کار هنری با روح انسان در ارتباط است.
یک جوان برای ورود به تئاتر حتما باید تحصیلات تئاتری داشته باشد؟
نه. در دانشگاه در رشته فرش دستباف تحصیل کردم و قبل از اینکه به دانشگاه بروم، وارد تئاتر شده بود. مهمترین اصل، همان استعداد است و دانشگاهها هم خمیرمایه اولیه و لازم را ندارند، عده زیادی لیسانس تئاتر یا فوق لیسانس تئاتر دارند اما جایگاهی در این هنر پیدا نکردهاند. بازیگری کاری نیست که فقط با تعلیم بتوان از علاقمندان به آن هنرمند ساخت و آن نیروی بالقوه باید وجود داشته باشد.
حرف آخر و درد دل؟
حرف آخر کسی که سالهای سال در تئاتر است، شاید غیر از گله چیزی نباشد، اما حرف آخر من گله نیست؛ ما با کاری سرو کار داریم که روح معنوی دارد و با مسایل مادی سازگاری نیست و این طرز فکر ما است که چگونه زندگی کردنمان را رقم بزنیم.
معتقدم که خداوند این نیرو را در وجود ما هنرمندان قرار داده است. این کار از طرف خداوند بر دوش ما قرار داده شده که نام آن "رسالت" هر هنرمند است.
روی بروشور تئاتر شعری از مجید ملامحمدی نوشته شده:
فرصت ماندنش نبود...
تا به کربلا بیاید و در لهیب آفتاب عشق تو
پرپر بزند و به پرواز در آید. برای فرات رمقی نداشت تا در
زلالی آن، مشکت به دوش کشد و سقایی خیامت را به جان خرد.
سردار از دوری روی تو در کوفه به خود پیچید و
کوچه به کوچه روی تو جویید و عطر گمشده تو بویید.
اینک عباس با توست، حبیب و زهیر و یاران
هم رکاب تواند... همه هستند، جز او که مسلم تنهاست و
پیش از عاشورا، آسمان نشین شده است.
مسلم فصل سرخی است که دیباچه کتاب کربلای توست.
پیشقراول کاروان کربلایی ات مولا!
اینک از مسلم دویادگار مانده، محمد و ابراهیم
و برادران و اهل بیتش که همگی
فدایی راه تو شده اند.
***
یک گروه تئاتر به یاد صحنههای کربلا است و پایین پلهها و زیر برج، اجرا میکند. قبل از اجرا در پشت صحنه بازیگران با لباسهای اجرایشان در اتاق گریم یا در راهروهای پشت صحنه، در حال حرکتاند؛ تعداد زیادی از بازیگران هم کودکان هشت تا 10 سالهاند که لباسهای بلند سفید برتن دارند.
تماشاچیان بیرون در منتظرند تا باز شود و داخل بیایند؛ تئاتر که شروع میشود، از همان ابتدا با موسیقی عمیقی که بر صحنه جاری است، اشک بر چشم تماشاچیان جاری میشود."ابن اشعث" اولین بازیگری است که روی صحنه میآید؛ بازیگر نقش او، "مجید امیری" متولد سال 1357 و حدود 16 سال است که در کار نمایش، تصویر و تئاتر کودک فعالیت مستمر دارد. جوانی که پشت صحنه و قبل از آغاز تئاتر با او گفتوگو کردیم.
داستان تئاتر "مسافران کوفه" چیست؟
تئاتر "مسافران کوفه" روایت آمدن مسلم به کوفه است و بعد از آن، آمدن کاروانی که بعد از حادثه کربلا، از کوفه میگذرند. بهعلاوه داستان دو طفل مسلم هم به موازات آن پیش میرود. در این نمایش از یک طرف کربلا را میبینیم و کاروانی که از کربلا عازم شام شده و از طرف دیگر شاهد ماجرای مسلم هستیم. در ادامه هم کسانی که با او بیعت کرده بودند و بیعت شکستند یا آدمهایی که قول امان داده بودند و عمل نکردند، مطرح می شوند.
بازیگری در تئاتر را به عنوان شغل به جوانان پیشنهاد میکنی؟
همه کسانی که به صورت حرفهای بازی میکنند در امورات زندگی شان دچار سختیاند. برای من که به صورت روتین سالی 4 یا 5 کار تئاتر اجرا میکنم، کارگردانی میکنم و فیلم کوتاه هم میسازم، در امورات زندگی با سختی مواجه هستم.
از بازیگران تئاتر حمایت نمیشود؟
یک کارگردان باید هزینه دکور، لباس، موسیقی، استودیو، صحنه و... را شخصا پرداخت کند؛ یعنی علاوه بر اینکه یک کارگردان پولش را یک سال دیر میگیرد، باید برای کار هزینه هم بکند که این شامل همه آدمهایی میشود که در عرصه حرفهای تئاتر کار میکنند. پرداختی ها دیر است.
کار دیگری هم جز تئاتر داری؟
نه. این تمام شغلی است که از طریق آن ارتزاق میکنم و اکنون حقوق 9 ماه پیشم را میگیرم. البته بعضی کارهای تئاتری فرق میکند و زودتر دستمزد میگیرم؛ اما کارهایی که با مرکز هنرهای نمایشی انجام میدهیم با همان تاخیر طولانی است و عادت هم کردهایم و روی پولش برای 9 ماه دیگر حساب میکنیم. هر هنری اگر کنار آن تأمین مسائل مالی نباشد، هنرمند از آن هنر بریده و دلزده میشود؛ چون باید برای زندگی هزینه کرد.
یک جوان چند سال طول میکشد تا به صحنههای اصلی برود؟
بستگی دارد. افرادی هستند که با اولین اثرشان، جایزه بینالمللی میگیرند. بخش عمده هنر بازیگری، آن چیزی که خداوند درون انسانها قرار داده و آن فرد با یک آموزش و تعلیک کوتاه، میتواند شگفتی بیافریند.
تا به حال شده بخواهید تئاتر را رها کنید؟
بارها و بارها در دورههای مختلف زندگی تصمیم گرفتم تئاتر را رها کنم؛ اما نتوانسنم صحنه را ترک کنم و عمرم را بابت آن گذاشتهام. با شرایطی که در این هنر به لحاظ مالی وجود دارد، اگر فرزندم بخواهد وارد این کار شود، او را منع میکنم و اگر ببینم خیلی علاقمند است، حتما سفارش میکنم کنار این هنر، کار ثابت دیگری هم داشته باشد. همیشه در کارم به خدا توکل میکنم. جایگاه هنر کاملا معنوی است و نمیتوان برای آن دستمزد قرار داد. کار هنری با روح انسان در ارتباط است.
یک جوان برای ورود به تئاتر حتما باید تحصیلات تئاتری داشته باشد؟
نه. در دانشگاه در رشته فرش دستباف تحصیل کردم و قبل از اینکه به دانشگاه بروم، وارد تئاتر شده بود. مهمترین اصل، همان استعداد است و دانشگاهها هم خمیرمایه اولیه و لازم را ندارند، عده زیادی لیسانس تئاتر یا فوق لیسانس تئاتر دارند اما جایگاهی در این هنر پیدا نکردهاند. بازیگری کاری نیست که فقط با تعلیم بتوان از علاقمندان به آن هنرمند ساخت و آن نیروی بالقوه باید وجود داشته باشد.
حرف آخر و درد دل؟
حرف آخر کسی که سالهای سال در تئاتر است، شاید غیر از گله چیزی نباشد، اما حرف آخر من گله نیست؛ ما با کاری سرو کار داریم که روح معنوی دارد و با مسایل مادی سازگاری نیست و این طرز فکر ما است که چگونه زندگی کردنمان را رقم بزنیم.
معتقدم که خداوند این نیرو را در وجود ما هنرمندان قرار داده است. این کار از طرف خداوند بر دوش ما قرار داده شده که نام آن "رسالت" هر هنرمند است.
روی بروشور تئاتر شعری از مجید ملامحمدی نوشته شده:
فرصت ماندنش نبود...
تا به کربلا بیاید و در لهیب آفتاب عشق تو
پرپر بزند و به پرواز در آید. برای فرات رمقی نداشت تا در
زلالی آن، مشکت به دوش کشد و سقایی خیامت را به جان خرد.
سردار از دوری روی تو در کوفه به خود پیچید و
کوچه به کوچه روی تو جویید و عطر گمشده تو بویید.
اینک عباس با توست، حبیب و زهیر و یاران
هم رکاب تواند... همه هستند، جز او که مسلم تنهاست و
پیش از عاشورا، آسمان نشین شده است.
مسلم فصل سرخی است که دیباچه کتاب کربلای توست.
پیشقراول کاروان کربلایی ات مولا!
اینک از مسلم دویادگار مانده، محمد و ابراهیم
و برادران و اهل بیتش که همگی
فدایی راه تو شده اند.
***
نظر شما