مروری بر روند ملی شدن صنعت نفت ایران
به گزارش سرویس اقتصادی برنا، درحالی شصتمین سالروز ملی شدن صنعت نفت را پشت سر می گذاریم كه ایران رتبه دومین تولید كننده نفت اوپك و چهارمین تولید كننده گاز جهان را به خود اختصاص داده است.
این درحالیست كه قرار است در افق چشمانداز توسعه نیز رتبه نخست منطقه از نظر تولیدات پتروشیمی، حفظ رتبه دوم در تولید نفت اوپك و دارنده رتبه سومین تولیدكننده گاز در جهان باشیم.
نگاهی بر ملی شدن صنعت نفت ایران
به دنبال تحولات سیاسی ـ اقتصادی جهان پس از جنگ جهانی دوم و تغییر شرایط قراردادهای نفتی در جهان، در ایران نیز زمزمههای لزوم تجدید نظر در امتیازات اعطا شده اوج گرفت. تا آن زمان قرارداد 1312 كه میراث دار قرارداد نفتی دارسی به حساب میآمد، سرنوشت نفت ایران را رقم میزد و براساس آن انگلستان بر روند استخراج و تولید از منابع هیدروكربوری ایران حاكم بود، اما با اصل تقسیم منافع (50 ـ 50) كه پس از جنگ در اكثر كشورهای خاورمیانه مد نظر قرار گرفت، تداوم چنان شرایطی برای ایرانیان قابل قبول نبود.
آنچه قوانین جدید پس از جنگ را از نظام و قوانین پیشین متمایز میساخت، كنترل كشورها بر منافع نفتی خود نبود، بلكه باتوجه به دو قطبی شدن جهان، بلوك غرب برای حفظ منطقه نفوذ خود ناچار بود امكان تجدید نظر در معاهدات پیشین را فراهم سازد، به این معنی كه كشورهای صاحب منابع به ظاهر میتوانستند با تسلط بر ذخایر نفتی خود و تقسیم عادلانه منافع با شركتهای خارجی و البته غربی، قرارداد امضا كنند.
واگذاری امتیازهای نفتی یكی پس از دیگری
سابقه قراردادهای نفتی ایران به سال 1250 باز میگردد. در آن زمان ناصرالدین شاه امتیاز بهرهبرداری از معادن نفت را به "بارون جولیوس دو رویتر" به مدت 70 سال واگذار كرد. در ماده یازدهم قرارداد، پترول نیز كه در آن زمان به نفت اطلاق میشد، در ردیف واگذاری زغالسنگ، آهن، مس و سرب قرار گرفته بود.
درسال 1281 مظفرالدین شاه (شاه وقت ایران) امتیاز اكتشاف، استخراج، بهرهبرداری و فروش نفت در سراسر كشور به جز پنج ایالت شمالی آذربایجان، گیلان، مازندران، گرگان و خراسان را به مدت 60 سال به ویلیام ناكس دارسی، انگلیسی واگذار كرد.
بر اساس ماده 10 قرارداد دارسی كه حاكم بر روابط شركت نفت و دولت مركزی ایران بود، شركت ایران و انگلیس باید حدود 16 درصد از منافع خالص نفت را به عنوان حق امتیاز به دولت ایران پرداخت میكرد، اما انگیلسیها حتی حاضر به پرداخت این مبلغ ناچیز هم نشدند و از ابتدای فعالیت شركت نفت انگلیس و ایران، همواره كشمكش بر سر محاسبه سود خالص و حق امتیاز وجود داشت. این موضوع بیشتر به شفاف نبودن حسابها و ناتوانی ماموران دولتی ایران از فهم اطلاعات مالی شركت ناشی میشد.
پس از اشغال ایران توسط انگلیس و شوروی سابق و پس از آن آمریكا در جنگ جهانی دوم، رقابت استعمارگران بر سر منافع بهویژه نفت تشدید شد، ولی دولت انگلستان به منظور حفظ سلطهاش بر نفت جنوب و جلوگیری از استیفای حقوق ملت ایران با مقامات وقت كشورمان وارد مذاكره شد تا قراردادی را به تصویب برساند كه در این راستا قرارداد 1933 را مورد تایید و تاكید قرار داد.
در پی الحاق به قرارداد 1933 كه به قرارداد "گس- گلشاییان" مشهور شد، مخالفتها و اعتراضهای شدیدی از سوی برخی از نمایندگان، سران و افراد آگاه اجتماع را در پی داشت. به طوری كه آیت الله كاشانی نیز اعلامیه شدید اللحنی علیه شركت نفت صادر كرد و در آن خواستار لغو امتیاز این شركت در ایران شد.
مجلس شانزدهم در20 بهمن 1328 آغاز به كار كرد و دولت وقت آن زمان به دلیل عدم رای اعتماد در 27 اسفند ماه همین سال ساقط شد و علی منصور به خواست سفارت انگلیس بر شاه تحمیل و مامور تشكیل كابینه شد.
وقتی ملی كردن صنعت نفت خیانت بزرگ شمرده میشد
پس از به وجود آمدن زمزمههایی در مجلس درمورد ملی شدن صنعت نفت، رزم آرا - نخست وزیر وقت ایران - در جلسه خصوصی مجلس شركت كرد و به شدت علیه ملی شدن نفت، سخن گفت و ملی كردن صنعت نفت را خیانتی بزرگ دانست.
در آن زمان نهضت مردمی به همراه برخی از نمایندگان مجلس و فداییان اسلام برای ملی شدن نفت تلاش كردند. در نهایت رزم آرا توسط فداییان اسلام از بین رفت و از طرف دیگر، نتیجه كمیسیون نفت این شد كه قرارداد الحاقی گس گلشاییان باطل شود و نتیجه پیشنهاد جایگزین آن در روز 29 اسفند ماه سال 1329 كه به تصویب مجلس رسید، این شد كه صنعت نفت در سراسر ایران ملی اعلام شود.
پس از به نخست وزیری رسیدن مصدق در اردیبهشت 1330، اجرای قانون ملی شدن صنعت نفت در سرلوحه برنامه دولت قرار گرفت. با تصویب این قانون شركت سابق نفت ایران و انگلیس خلع ید و صنعت نفت ایران ملی اعلام شد.
دولت بریتانیا آبروی خود را در خطر دید. پس از آن كه تمام تلاشها و ابتكارات سیاسی و دیپلماتیك ناكام ماند، لندن به این نتیجه رسید كه تنها چاره كار خارج شدن مصدق از صحنه است. دولت بریتانیا توانست دوایت دیوید آیزنهاور - رییس جمهور آمریكا - و دولت او را هم قانع كند كه اگر دولت مصدق سرنگون نشود، ایران به مركز كمونیسم تبدیل خواهد شد. كودتایی توسط دفتر مركزی اطلاعات آمریكا (سی.آی.ای) و همتای بریتانیاییاش (MI6) طرحریزی شد.
اولین طرح كودتا شكست خورد و شاه ایران را ترك كرد، اما روز 28 مرداد دولت مصدق ساقط شد و شاه تاج و تخت خود را باز یافت.
متعاقب كودتای ننگین 28 مرداد 1332 و انعقاد قرارداد تحمیلی 1333 با كنسرسیومی متشكل از 16 شركت نفت اروپایی و آمریكایی، صدور نفت توسط آن شركتها آغاز و عملاً قانون ملی شدن صنعت نفت نادیده گرفته شد. پس از این واقعه باز مردم ایران حضور خواهران نفتی شامل (بریتیش پترولیوم كمپانی لیمیتد، شل پترولیوم ان.وی، گلف اویل كورپوریشن، موبیل اویل كورپوریشن، استاندارد اویل كمپانی اوكالیفرنیا، تكزاكو این كورپوریتد، كمپانی فرانسزد پترول) و تشكیل كنسرسیومی جدید را در تاریخ هفتم آبان ماه 1333 شاهد بودند.
شركتهای گروه ایریكن نیز در نهم اردیبهشت 1344 به كنسرسیوم ملحق شدند. شركتهای عضو كنسرسیوم نفت ایران دو شركت به نامهای "شركت سهامی اكتشاف و تولید نفت ایران " و "شركت سهامی تصفیه نفت ایران" تشكیل دادند كه در كل " شركتهای عامل نفت ایران " نامیده شدند.
كمیسیون مخصوص نفت چه بود؟
در مسیر ملی شدن صنعت نفت، كمیسیون مخصوص نفت متشكل از 18 عضو بود كه پیشنهاد ملی شدن صنعت نفت را در اسفند 1329 به مجلس ارائه كرد .كمیسیون مخصوص نفت یا كمیسیون نفت در اول تیر ماه سال 1329 (در دوره شانزدهم مجلس شورای ملی ایران ) برای رسیدگی به لایحه نفت (معروف به قرار داد الحاقی گس –گلشائیان) تشكیل شد.
این كمیسیون پیشنهاد ملی شدن صنعت نفت را در اسفند 1329 به مجلس ارائه داد كه در آ ن دكتر مصدق، دكتر علوی، ناصر ذوالفقاری، جواد گنجهای، فقیه زاده، اللهیار صالح، حسین مكی، خسرو قشقایی، سرتیپزاده، جمال امامی، جواد عامری، دكتر نصرتالله قاسمی، حائریزاده، عبدالرحمت فرامرزی، دكتر محمدعلی هدایتی، دكتر شایگان، میر سید علی بهبهانی و پالیزی عضویت داشتند.
متن پیشنهادی و قانون تصویب شده ملی شدن صنعت نفت
قانون ملی شدن صنعت نفت در واقع پیشنهادی بود كه با امضای همه اعضای كمیسیون مخصوص نفت در مجلس شورای ملی ،روز 17 اسفند 1329 به مجلس ارائه شد. متن پیشنهادی و تصویب شده این قانون به شرح زیر است :
«به نام سعادت ملت ایران و به منظور كمك به تامین صلح جهانی، به امضاكنندگان ذیل پیشنهاد می نمائیم كه صنعت نفت ایران در تمام مناطق كشور بدون استثنا ملی اعلام شودیعنی تمام عملیات اكتشاف ،استخراج و بهره برداری در دست دولت قرارگیرد.» مجلس سنا نیز این پیشنهاد را در 29 اسفند 1329تصویب كرد و نفت ایران به طور رسمی ملی شد.
این واقعه هر اندازه كه برای ملت ایران نشانه پیروزی و استقلال بود، برای دولت بریتانیا، علامت از دست دادن منافع گسترده این كشور استعماری بر منافع نفتی خاورمیانه بود و لندننشینان بیم آن داشتند كه به عنوان الگویی از سوی سایر كشورهای تحت سلطه انگلستان مورد استقبال قرار گیرد.
از این رو دولت مزبور درصدد برآمد برای استیلای مجدد خود بر منابع نفتی ایران، آشكارا با نهضت ملی شدن نفت مخالفت كند، بنابراین در قالب یادداشتهایی، مخالفت مستقیم خود را با اراده مردم ایران اعلام كرد. دولت ایران نیز در مقابل دریافت این یادداشتها، بر اعمال حق حاكمیت خود اصرار ورزید و دولت انگلستان را به عدم مداخله در امور كشور فرا خواند.
با این وجود پس از گذشت 60 سال از تصویب قانون ملی شدن صنعت نفت در ایران، همچنان فشارهای بینالمللی برای مقابله با استقلال ایران ادامه دارد؛ اگرچه تلاش آنها به نتیجه نرسیده و شركتهای ایرانی با رشد مطلوبی پیشرفت كردهاند.
هماكنون بیش از 70 درصد از تجهیزات مورد نیاز صنعت نفت توسط سازندگان ایرانی ساخته میشود و برنامهریزی شده تا با افزایش توان نیروهای متخصص ایرانی، این رقم در پایان برنامه پنجم توسعه به بیش از 90 درصد افزایش پیدا كنند.