چرا منتقد هنری نداریم؟/۴
جوکار: عدهای نقد را با عیبتراشیدن اشتباه گرفتهاند
جلیل جوکار گفت: اگر بخواهیم اقتصاد هنرهای تجسمی و استقبال مردم را به این هنرها افزایش دهیم باید نقد و بررسیها گسترش یابد چراکه سبب فهم عمیقتر مردم و حتی خواص در این زمینه میشود.
جلیل جوکار هنرمند نگارگر در گفتوگو با خبرنگار تجسمی برنا با یادآوری اینکه نشریاتی که در حوزه تجسمی به نقد آثار هنری بپردازند بسیار کم است، عنوان کرد: البته در حوزه دانشگاهی نقدهای زیادی در گروه هنری انجام میشود و در حوزه آثار حجم و معماری و مرمت آثار گذشته مقالاتی متعددی وجود دارد.
این هنرمند نگارگر افزود: اما در حوزه نشریات عمومی این گونه نقدها وجود ندارد و توجه زیادی نمیشود. درحالی که اگر بخواهیم اقتصاد هنرهای تجسمی و استقبال مردم را به این هنرها افزایش دهیم باید نقد و بررسیها گسترش یابد چراکه سبب فهم عمیقتر مردم و حتی خواص در این زمینه میشود.
جوکار با بیان ایکه رسانهها باید برای گسترش نقادی در حوزه تجسمی از پیشکسوتان این عرصه در نقد استفاده کنند، اظهار کرد: رسانهها باید به هنرشناسان و پژوهشگران دانشگاهی سفارش مقاله دهند. مقالات هم باید تصوری باشد زیرا در هنرهای تجسمی با قوه تجسم فرد سر و کار داریم. از همین رو به تحلیلهای بصری نیاز داریم و تحلیل و نقد گفتمانی کفایت نمیکند.
وی در این باره عنوان کرد: بسیاری از محققان در دانشگاهها مقالههای مفیدی برای کار در رسانهها دارند و تنها باید به سراغشان رفت. درحالی که متاسفانه خود پژوهشگر باید برای چاپ مقاله خود به سراغ رسانههای مختلف برود.
این هنرمند نگارگر افزود: از سوی دیگر رسانههایی مانند رادیو و تلویزیون بسیار میتوانند در این عرصه اثرگذار باشند. نقد توصیفی برای رادیو موثر است و نقدهای تصویری هم در تلویزیون تاثیر بهسزایی خواهد داشت.
وی خالق اثر را بهترین نقاد درباره اثر دانست چراکه به نقاط ضعف و قوت اثر خود آشناست و درباره شیوه نقادی در کشور ما گفت: دو عده در جریان نقد وجود دارند؛ یک گروه با رودربایستی نقد میکنند و بیشتر به تعریف و تمجید میپردازند که تعدادشان کم است. اما گروه دوم که عده کثیری هم هستند نقد را با عیب تراشیدن اشتباه گرفتهاند و مصداق این هستند که هرکس بی هنر افتاد نظر به عیب کند.
این استاد دانشگاه با تاکید بر اینکه برای نقد آثار هنری ابتدا باید دریافت که نقد کردن چیست و نقاد باید چه پارامترهایی داشته باشد، تصریح کرد: زاویه و منظر منتقد باید مشخص باشد؛ اینکه از زاویه توصیفی نقد انجام میشود یا کمی و کیفی. در اصل نقد بیان زوایای یک اثر هنری است نه صرفا بیان نقاط قوت و ضعف.
وی تاکید کرد: وقتی ما مشخصات یک اثر هنری را برمیشمریم آن را تحلیل یا نقد کردیم، بعد این مخاطب است که بعضیها را نقطه قوت برمیشمرد و برخی را ضعف. ممکن است از دید یکی نکتهای ضعف باشد و از دید دیگری قوت.
جوکار همچنین درباره ظرفیت هنرمندان در پذیرش نقد تصریح کرد: وقتی هنرمند روی نقاد شناخت داشته باشد و بداند که او پژوهشگر است و قصد تعالی هنر او را دارد نه عیبجویی، مطمئنا نقد او را خواهد پذیرفت.
این هنرمند نگارگر افزود: اما برخی نقدها مانند پای گود نشستن است. در این گونه نقدها، شرایط هنرمند را درنظر نمیگیریم که گاه نقدها تند و بیرحمانه میشود. باید این حالتها از نقدهای ما گرفته شود تا یک نقد بیغرض داشته باشیم چراکه هنرمندهای ما خیلی انتقادپذیر هستند.
این هنرمند نگارگر افزود: اما در حوزه نشریات عمومی این گونه نقدها وجود ندارد و توجه زیادی نمیشود. درحالی که اگر بخواهیم اقتصاد هنرهای تجسمی و استقبال مردم را به این هنرها افزایش دهیم باید نقد و بررسیها گسترش یابد چراکه سبب فهم عمیقتر مردم و حتی خواص در این زمینه میشود.
جوکار با بیان ایکه رسانهها باید برای گسترش نقادی در حوزه تجسمی از پیشکسوتان این عرصه در نقد استفاده کنند، اظهار کرد: رسانهها باید به هنرشناسان و پژوهشگران دانشگاهی سفارش مقاله دهند. مقالات هم باید تصوری باشد زیرا در هنرهای تجسمی با قوه تجسم فرد سر و کار داریم. از همین رو به تحلیلهای بصری نیاز داریم و تحلیل و نقد گفتمانی کفایت نمیکند.
وی در این باره عنوان کرد: بسیاری از محققان در دانشگاهها مقالههای مفیدی برای کار در رسانهها دارند و تنها باید به سراغشان رفت. درحالی که متاسفانه خود پژوهشگر باید برای چاپ مقاله خود به سراغ رسانههای مختلف برود.
این هنرمند نگارگر افزود: از سوی دیگر رسانههایی مانند رادیو و تلویزیون بسیار میتوانند در این عرصه اثرگذار باشند. نقد توصیفی برای رادیو موثر است و نقدهای تصویری هم در تلویزیون تاثیر بهسزایی خواهد داشت.
وی خالق اثر را بهترین نقاد درباره اثر دانست چراکه به نقاط ضعف و قوت اثر خود آشناست و درباره شیوه نقادی در کشور ما گفت: دو عده در جریان نقد وجود دارند؛ یک گروه با رودربایستی نقد میکنند و بیشتر به تعریف و تمجید میپردازند که تعدادشان کم است. اما گروه دوم که عده کثیری هم هستند نقد را با عیب تراشیدن اشتباه گرفتهاند و مصداق این هستند که هرکس بی هنر افتاد نظر به عیب کند.
این استاد دانشگاه با تاکید بر اینکه برای نقد آثار هنری ابتدا باید دریافت که نقد کردن چیست و نقاد باید چه پارامترهایی داشته باشد، تصریح کرد: زاویه و منظر منتقد باید مشخص باشد؛ اینکه از زاویه توصیفی نقد انجام میشود یا کمی و کیفی. در اصل نقد بیان زوایای یک اثر هنری است نه صرفا بیان نقاط قوت و ضعف.
وی تاکید کرد: وقتی ما مشخصات یک اثر هنری را برمیشمریم آن را تحلیل یا نقد کردیم، بعد این مخاطب است که بعضیها را نقطه قوت برمیشمرد و برخی را ضعف. ممکن است از دید یکی نکتهای ضعف باشد و از دید دیگری قوت.
جوکار همچنین درباره ظرفیت هنرمندان در پذیرش نقد تصریح کرد: وقتی هنرمند روی نقاد شناخت داشته باشد و بداند که او پژوهشگر است و قصد تعالی هنر او را دارد نه عیبجویی، مطمئنا نقد او را خواهد پذیرفت.
این هنرمند نگارگر افزود: اما برخی نقدها مانند پای گود نشستن است. در این گونه نقدها، شرایط هنرمند را درنظر نمیگیریم که گاه نقدها تند و بیرحمانه میشود. باید این حالتها از نقدهای ما گرفته شود تا یک نقد بیغرض داشته باشیم چراکه هنرمندهای ما خیلی انتقادپذیر هستند.
نظر شما