گزارش برنا از وضعیت نقد در جامعه هنری

چرا منتقد هنری نداریم؟

|
۱۳۸۹/۱۰/۲۰
|
۱۲:۳۱:۰۰
| کد خبر: ۴۴۲۶
چرا منتقد هنری نداریم؟
عدم توجه به فلسفه هنر، کم رنگ بودن نقادی در دانشگاه‌ها، بها ندادن به جایگاه نقد در سازمان‌های مرتبط، انتقاد پذیر نبودن هنرمندان و ... همه از مواردی است که در جواب چرایی نبودن منتقد هنری عنوان می‌شود.

وجود جریان نقد در اغلب زمینه‌های هنری کمرنگ است و در هنرهای تجسمی کم‌رنگ‌تر! چرا که می‌بینیم انجمن‌های ادبی بسیاری هستند که اصولی یا غیر اصولی به نقد آثار در این حوزه می‌پردازند و در زمینه هنرهای تصویری هم مدعیان زیادی هستند که قلم به دست می‌گیرند و یادداشت‌ها و مقاله‌هایی را می‌نویستد. وجود این نقدها حتی اگر در پاره‌ای از مواقع درست و اصولی هم نباشد باز به رشد جریان هنری نقد شده کمک خواهد کرد و در نهایت ان شاخه هنر را به بالندگی می‌رساند. چراکه همین نقدهای مثبت و منفی است که گاه توجه مخاطب را به سوی اثر جلب می‌کند. نمونه بارز و به یاد ماندنی آن هجمه نقدهای منفی به سوی فیلم اخراجی‌ها بود که اکران آن را فروغ بخشید و کارگردانش را شهرت! اما "نقد" نکته مغفول مانده در هنرهای تجسمی است. اغلب کلی گویی‌هایی درباره آثار به نمایش درآمده هنرمندان می‌شود یا اینکه چیزی جز تعریف و تمجید و احترامات فائقه نصیب هنرمند نمی‌شود.

باید فلسفه همپای نقد هنری رشد کند
برای کم رنگ بودن این جریان و چرایی کمبود منتقد هنری چند دلیل نیز بیشتر ذکر نمی‌شود. کامبیز صبری، هنرمند مجسمه‌ساز و مدرس دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران در این‌باره به برنا گفت: رشد نقد و تجزیه و تحلیل صحیح آثار در زمینه‌های مختلف ادبی و نمایشی و تجسمی مستلزم رشد همزمان رشته‌های دیگر در کنار مدیایی است که می‌خواهیم آن را تجزیه و تحلیل کنیم.

این هنرمند مجسمه ساز، فلسفه را یکی از اساسی‌ترین رشته‌هایی دانست که در تجزیه و تحلیل تمام حوزه‌های هنری دخیل و تاثیرگذار است و عنوان کرد: مواردی چون علوم جامعه شناسی و روانکاوی نیز همیشه در نقد و تجزیه و تحلیل آثاز دخیل هستند و در مجموع باید به صورت موازی باهم رشد کرده و فضای تعامل میان این رشته‌ها به وجود آمده باشد.

کامبیز صبری همچنین رشد دموکراسی در جامعه را با رشد وجود منتقد هنری مرتبط دانست و گفت: وقتی منتقدی از بروز انتقاد خود هراس داشته باشد که مبادا به کسی بربخورد مسلما فضای نقد در جامعه رشد نخواهد کرد. از همین رو باید پذیرش نقد را در جامعه گسترش دهیم و کاری کنیم که آدم‌ها شنونده خوبی باشند.
 
وی تصریح کرد: در نشریات نیز تعداد بسیار کمی از صفحات به نقد و تحلیل اختصاص داده می شود و همچنین به تنها به تعداد انگشتان دست می‌توان کتاب نقد در زمینه هنرهای تجسمی یافت درحالی که باید صدها کتاب در این زمینه وجود داشته باشد.

نقد فقط مثبت گفتن نیست!
محمد خزایی، استاد دانشگاه نیز در گفتگو با برنا فضای هنری را چندان مناسب ابراز نقد و نظر ندانست و تصریح کرد: فضا خیلی مناسب نقد نیست و اگر هم نقدی باشد تنها به جنبه‌های مثبت می‌پردازد و پرداختن به نکات منفی باعث دلخوری می‌شود. درصورتی که در دنیا گفتن نکات منفی عامل رشد است.

وی با اشاره به کم طاقت بودن هنرمندان در زمینه شنیدن نقد آثار خود افزود: باید این روحیه را کنار بگذاریم و برای پیشرفت هنرهای تجسمی آثار هم‌دیگر را مورد نقد قرار دهیم. چراکه وقتی به تاریخ نگاه می‌کنیم می‌بینیم که در قرن 5 و 6 سفالگرها جمع می‌شدند و کارهای همدیگر را نقد می‌کردند و حتی در برخی کتاب‌ها می‌خوانیم دکان‌ها مملو از آدم‌هایی می‌شد که سفال‌ها را مورد بررسی قرار می‌دادند. در همان دوران است که بهترین سفال‌های دنیا ساخته می شود.

خزایی با تاکید بر اینکه باید با تمرین فضای نقد هنری در جامعه به وجود آید، عنوان کرد: باید خودمان فضا را برای نقد به وجود بیاوریم چراکه اصلا نقد پذیر نبوده و بسیار شکننده هستیم. خصوصا در حوزه هنرهای تجسمی نه تنها فضای نقد کمرنگ است بلکه در کل این حوزه مورد بی‌توجهی قرار گرفته و حتی اخبار مربوط به نمایشگاه هم به خوبی منتشر نمی‌شود.

این استاد دانشگاه با انتقاد از حضور کمرنگ اخبار تجسمی در رسانه‌های تصویری و مکتوب افزود: به حوزه هنرهای تجسمی در رسانه‌ها نسبت به سایر حوزه‌ها کم لطفی شده است و اخبار به خوبی منعکس نمی‌شود چراکه اگر اطلاع رسانی به نحو احسن انجام شود مطمئنا منتقدان هنری هم وجود دارند که درباره رخ‌دادهای هنری و آثار به نمایش درآمده بحث و گفتگو انجام دهند.

با اهمیت دادن به جایگاه نقد شاهد رشد این حوزه خواهیم بود
اصغر کفشچیان مقدم، هنرمند و استاد دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران نیر در این با بیان اینکه نبود منتقد هنری را می‌توان از منظر آکادمیک و آرمان‌ها و ایده‌ها مورد بررسی قرار داد باره به برنا گفت: نبود منتقد هنری مانند این است که بگوییم در کشور مدیریت هنری خوبی نداریم. نبود مدیریت هنری به این معنا نیست که مدیر نداریم، به معنای نداشتن مدیریتی مناسب با جایگاه هنر است.

وی، هنرمند و استاد دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران نیز بر فعال‌تر شدن فلسفه هنر تاکید و اظهار کرد: در کنار جریان نقد باید حوزه فعالی هم در عرصه فلسفه هنر داشته باشیم. چون نقد بدون فلسفه کارایی ندارد. خیلی از هنرمندان گاه آثار را نقد می‌کنند اما از منظر سلایق و معیارهای خود که این معیارها می‌تواند درست یا غلط باشد.

کفشچیان مقدم فقدان مبناهای نقد را عامل کمرنگ شدن این جریان دانست و تصریح کرد: نبود این لیدرها باعث می شود که علی‌رغم داشتن افردا علاقه‌مند به نقد آثار، فاقد مبناهای اصلی نقد باشیم.

وی تاکید کرد: وزارت ارشاد و مراکز آموزشی و سازمان‌های درگیر مانند زیباسازی می‌توانند با اهمیت دادن به جایگاه نقد و انتقادهای موجود به رشد این جریان کمک کنند. چراکه بها دادن به منتقد هنری و حضور منتقدان در جلسات مدیریت پروژه‌های هنری می‌تواند به ادامه دار شدن جریان نقد کمک کند.

علی معلم‌دامغانی شاعر و رئیس فرهنگستان هنر نیز در این باره تصریح کرد: در این روزگار هر کسی معتقد است هرچه من بگویم درست است و سلیقه من سلیقه برتر است که البته ارزش گذاری نمی‌کنم و کار به خوب و بد بودن آن ندارم اما در اینجا نقادی به نوعی به سخره گرفتن خویشتن است. برای اینکه آن شخصی که اثر را ایجاد می‌کند گوشش بدهکار هیچ نقادی نیست و حتی آن نقاد هم معتقد است هر کس سلیقه‌ای دارد و برخلاف مرام و اندیشه خود چیزهایی را که بیشتر واردات آن سو است بیان می‌کند.

سرویس فرهنگ‌وهنر برنا/ گزارش از لیلا باقری

نظر شما
captcha
پیشنهاد سردبیر