تصویر کشف حجاب تا انقلاب ایران در آخرین اثر کارگردان ˝نار ونی˝
سعید ابراهیمیفر بعد از دریافت جایزه ویژه هیات داوران از هفتمین جشنواره فیلم فجر برای کارگردانی فیلم "نار و نی" و ساخت دو فیلم سینمایی "تک درختها" و "مواجهه" دیگر در مقام کارگردان در سینما ظاهر نشد، اما حضور پررنگ او در ساخت فیلمهای تلویزیونی و فیلم "آذر، پایان پاییز" که به تازگی روی آنتن شبکه اول رفته، بهانهای شد برای گفتوگویی کوتاه با او که "عاشقانههایی بر باد" را از گروه انقلاب اسلامی و دفاع مقدس سیما فیلم راهی بخش مسابقه ویدئویی جشنواره فیلم فجر کرده است.
همچنین"پلکان" با بازی آشا محرابی و علی عمرانی بر اساس نوشتهای از اکبر رادی آخرین تلهفیلمی است که ابراهیمیفر به تازگی ساخت آن را به پایان بردهاست. گفتوگوی کوتاهمان با او در ادامه میآید.
کارگردانی "آذر، پایان پاییز" را همان اول پذیرفتید یا خواستار تغییراتی در آن شدید؟
فیلمنامه را که خواندم احساس کردم نیاز به بازنویسی مجدد دارد و مطالب بسیار آن فراتر از گنجایش یک فیلم تلویزیونی 90 دقیقهای است. خط روایی ماجرا را تغییر دادم و با افزودن مواردی به فیلمنامه کار را در فرمت تازهای اجرا کردم که از حاصل آن راضی هستم. بازیگر نقش اصلی بهناز جعفری از آنجایی که باید مقاطع مختلفی از شخصیت آذر را نشان میداد وظیفه سختی بر عهده داشت که البته او به عنوان بازیگر زحمتکشی که در اجرای نقشهای سخت توانا است، آذر را به خوبی درآورد.
از آنجایی که داستان "آذر پایان پاییز" مربوط به گذشته و زمان کشف حجاب و انقلاب میشود برای تصویربرداری از چه لوکیشنهایی استفاده کردید تا فضای آن دوران به مخاطب منتقل شود؟
در زمان تصویربرداری که زیر یک ماه طول کشید برای بخشهای خارجی تهران قدیم به شهرک غزالی رفتیم که به خوبی فضای آن زمان را منتقل میکند. دیگر سکانسها را نیز در میدان شاپور سابق، جمهوری کنونی و انتهای بازار شاپور تصویربرداری کردیم که با این تمهیدات توانستیم تهران قدیم را به خوبی به تصویر بکشیم.
ماجرای کشف حجاب و انقلاب موضوعاتی هستند که تاکنون بسیار برای ساخت فیلم دستمایه قرار گرفتهاند شما چه نگاه تازهای به این موضوع داشتید و از چه زاویهای به این اثر پرداختید؟
در آثاری که به شکل مستقل نوشته شده و برای ساخت تحویل داده میشود، دست کارگردان بسته میماند. من هم برای "آذر، پایان پاییز" سعی کردم با فرمی جدید و به شکل حرفهای محتوای فیلمنامه را پیاده کنم. گرچه اگر این موضوع به من داده میشد و خود داستان آن را مینوشتم میتوانستم نگاه خود را در کار جاری کنم. اما در این بخش باید تلاش میکردم فیلمنامه را پیاده کنم و کارگردانیام از نوع تکنیکال باشد این فرق میکند با زمانی که کارگردان مولف است و طرح و قصه متعلق به خود اوست..
"آذر، پایان پاییز" در کل چه اهدافی را دنبال میکند و انتظار دارید با اتمام فیلم مخاطب چه تاثیراتی پذیرفته باشد؟
فیلم داستانی بیشتر وظیفه سرگرم کردن تماشاگر را بر عهده دارد در کنار اینکه اطلاعاتی را نیز به او منتقل کند. این به خود بیننده برمیگردد که خوراک ذهنی مدنظر را دنبال کند یا خیر. تماشاگر با دیدن "آذر، پایان پاییز" میتواند به فیلمهای دیگری مراجعه کند یا کتابهایی در زمینه موضوع فیلم بخواند که البته امروز با توجه به انفجار اطلاعاتی که وجود دارد مخاطبان کمتر حوصله این کارها را دارند و همین که شبکه را عوض نکنند و فیلم را تا انتها ببینند شانس آوردهایم!
این سوال را بیشتر به دلیل مضمون این فیلم و ربطش به انقلاب و گذشته ایران سوال پرسیدم...
اعتقاد دارم این کار مربوط به زمان و مناسبت خاصی نیست و میتواند در تمام ایام سال پخش شود. یک گوشه از تاریخ ایران است و مخاطب باحوصله، قطعا با تماشای فیلم این ماجرا را در آثار دیگری دنبال خواهد کرد. همچنین ما بر انتخاب موسیقی و جزئیات کار برای افزودن جذابیت کار تاکید کردهایم. این اثر برای مخاطبی که آن زمان را درک کرده میتواند بسیار نوستالژیک باشد. فضای کوچهها وخانههای قدیمی و صمیمیت از دست رفتهای که امروز میان خانوادهها نیست، انار دانه کردن مادربزرگ و حضور خان دایی... همه اینها نوستالژیک است و امروز در اطراف ما کمتر وجود دارند اما قطعا برای کسانی که آن زمان بودند خاطرهانگیز خواهد بود.
سرویس فرهنگ و هنر برنا/مریم عرفانیان