گفت‌وگوی برنا با برگزیده جشنواره ملی جوان ایرانی در بخش تئاتر خیابانی

دلم می‌خواست در˝مختار نامه˝ نقشی داشتم

|
۱۳۸۹/۱۰/۱۸
|
۱۵:۴۶:۰۰
| کد خبر: ۴۸۶۱
دلم می‌خواست در˝مختار نامه˝ نقشی داشتم
تئاتر درآمد و شهرت آن‌چنانی ندارد. تئاتر به نوعی ماکت زندگی است و آرامشی که در تئاتر دارم، برایم با ارزش است.
باشگاه جوانی برنا/

"علی عطایی حور" مثل خیلی از نسل سومی ها تئاتر را از دوران مدرسه شروع کرده؛ البته فعالیتش فقط محدود به بازیگری تئاتر نیست، در نویسندگی و کارگردانی هم دستی دارد. این هنرمند جوان توانسته در جشنواره ملی جوان ایرانی در بخش تئاتر خیابانی و نویسندگی مقام اول و دربخش کارگردانی مقام سوم را کسب کند.

علی عطایی دیپلم انسانی است و کارش را از تئاتر صحنه ای در فرهنگسراهای مختلف شروع کرده؛ این روزها هم مشغول بازی در سریال تاریخی"تبریز مه آلود" به کارگردانی "محمدرضا ورزی" در نقش "یاور" است که داستانش در دوران فتحعلی شاه قاجار اتفاق می افتد.


با چه کاری در جشنواره شرکت کردی؟

نامش «لاف» است و داستان دو خانواده شهرستانی است یکی آذری و یکی آبادانی که هر دو به یک عروسی دعوت می شوند، دربین راه با هم تصادف می کنند و درگیری هایی که بین آنها پیش می آید داستان را پیش می برد. در کل به صورت طنز است.

چند نفر بازیگر داشت و چند دقیقه بود؟

5 نفر و زمانش حدود 25 دقیقه بود.


ایده اش چطور به ذهنت رسید؟

چندسال پیش، مثل این حادثه در خیابان اتفاق افتاد و شاید بشود گفت «لاف» براساس داستان واقعی شکل گرفته است.


نترسیدی که استفاده از لهجه های مختلف مشکل ساز شود و به قومیت خاصی بر بخورد؟

خودم آذری هستم و همیشه سعی کردم در کارهایم ریسک کنم.


یعنی قواعد خاصی را رعایت کردی تا این اتفاق نیفتد؟

فکر می کنم کم کم باید به این مساله عادت کنیم ضمن این که روش هایی وجود دارد که اگر رعایت شوند این اتفاق نمی افتد.

عکس العمل مخاطبین چطور بود؟

چه در بازبینی و چه در اجرا خیلی راضی بودند. حتی برخی از تماشاچی ها چند بار کار را دیده بودند.

بعد از جشنواره چطور؟ اجرا نداشتی؟

قاعدتا باید این اتفاق می افتاد، اما متاسفانه برخی اجازه این کار را ندادند.


فکر می کنی اگر اجرا داشته باشید، چقدر مخاطب دارید؟

خیلی زیاد. چون کار برای عام مردم است و فرقی نمی کند دانشجو باشد یا کشاورز؛ این کار می تواند با همه ارتباط برقرار کند؛ شاید به این دلیل است که این مشکل همگانی است.

تئاتر را از کجا شروع کردی؟

از سال 74 شروع کردم و بعد از چند سال به صورت حرفه ای وارد کار کردم و این فعالیت تا به حال ادامه دارد.

چند کاره بودن به کارت ضربه نمی زند؟یک جور از این شاخه به آن شاخه پریدن نیست؟


کارگردانی برایم همیشگی نیست. هر سال چندین جشنواره وجود دارد. سعی می کنم چند جشنواره ای که شرکت می کنم هر دو مقوله را امتحان کنم.

اگر مجبور باشی یکی را انتخاب کنی؟

بازیگری را انتخاب می کنم.

تئاتر خیابانی با تغزیه سنتی چه تفاوتی دارد؟

خیلی با هم متفاوتند. تعزیه یک دنیای دیگر است. حتی در تئاترهای خیابانی هم تفاوت وجود دارد. الان بیشتر کارها، نمایش خیابانی است تا تئاتر خیابانی؛ این مساله به این دلیل است که استانداردها در تئاتر خیابانی رعایت نمی شود. بیشتر تئاترهای خیابانی حرفه ای، خارجی اند.

چه ویژگی دارند که تئاتر های ایرانی ندارند؟

مهمترین مساله هزینه کلی کار است.

یعنی بازیگران داخلی نسبت به بازیگران خارجی سطح پایین تری دارند؟

تجهیزات کم است و این فقط محدود به تئاتر نیست. در سینما هم وجود دارد. مساله ای که وجود دارد این است که راه برای هر کس با حداقل استعداد،برای ورود به این حوزه باز است. بازیگرانی داریم که شاید خیلی بهتر از خارجی ها باشند اما متاسفانه این ورود بی رویه سبب می شود تا بازیگران مستعد به دلایل مختلف کنار گذاشته شوند.

یعنی این مساله به تئاتر ضربه زده است؟

وقتی کیفیت کارها را می بینی تازه متوجه می شوی که این مساله چقدر به کیفیت کارها ضربه زده است.

نمی شود این طور نگاه کرد که این مساله بستری برای کسب تجربه جوانان است؟

با ورود جوانان مخالف نیستم، اما چگونگی ورود به این حوزه مهم است. خیلی ها دوست دارند تئاتر شهر و تالار وحدت اجرا کنند و برای این کار خیلی سختی می کشند. آن قدر کار می کنند تا شناخته شوند و این به کسب تجربه شان کمک می کند. اما برخی افراد  راحت و یک شبه در تئاتر شهر اجرا می کنند.

پیام «لاف» برای مخاطب چیست؟

شاید این بود که خانواده ها برای ازدواج جوانان سخت گیری نکنند تا ازدواج شان راحت تر شکل بگیرد.

فکر می کنی چقدر این پیام منتقل شد؟

شاید صد در صد این افتاق افتاد. چون بعد از اجرا جوانان با بازیگران درد دل می کردند و می گفتند این ماجرا برای ما هم اتفاق افتاده و ماجراهایی مثل این باعث شد تا ازدواجمان سر نگیرد. به نظرم "لاف" یک جور کلی نگری به مقوله ازدواج است. وقتی می خواهی مشکل جامعه را مطرح کنی با زبان طنز بیشتر جواب می دهد. گویش ها فقط برای بامزه تر شدن کار استفاده شد و نگاه کلی همان معضل ازدواج بود.

از سختی های کارت بگو؟

سخت ترین بخش کار مخصوصا برای تئاتر خیابانی پیدا کردن سالن است. یا سالن کم بود یا خیلی دور بود و مجبور شدیم در فرهنگسراها کار کنیم که آن هم مشکلات خودش را داشت و برخی فرهنگسراها اجرای رایگان می خواستند.

چقدر تمرین داشتید؟


تقریبا ده روز تمرین کردیم. بخشی از کار حرکات محلی داشتیم؛ در قسمتی از تئاتر این دو گروه، رقص های محلی شان را به رخ هم می کشند.مجبور شدیم برای این بخش از یک نفر "فرم کار" حرفه ای استفاده کنیم تا به ما تمرین بدهد که این تمرین پنج روز طول کشید.حدود پانصد هزار تومان برای این کار هزینه کردم.

جشنواره چطور بود؟

جشنواره ملی جوان ایرانی یکی از بهترین جشنواره هایی بود که تا به حال دیدم.

فکر می کردی برنده شود؟

امیدم به خدا بود اما انتظار داشتم که رتبه بیاورد.

کارهای دیگر را دیدی؟ چطور بودی؟

برخی تکرار بود و قبلا در جشنواره های دیگر کار شده بود. برخی هم فقط حرکت بود و دیالوگ نداشت. فقط ده تا دوازده کار بود که با هم رقابت داشتند.

در تئاتر دنبال چه چیزی می گردی؟ شهرت یا درآمد؟

تئاتر درآمد ندارد و شهرت آن چنانی هم ندارد. تئاتر به نوعی ماکت زندگی است و آرامشی که در تئاتر دارم برایم خیلی با ارزش است.

خاک صحنه خوردی؟

زیاد نخوردم که مریض شوم!

اگر روزی سوپراستار شوی؟

فکرش را نکردم. چون با سختی کار می کنم تا به حال به این مورد فکر نکردم ولی همیشه از خدا می خواهم که جنبه هر اتفاقی که برایم می افتد به من بدهد. چون به هر جا رسیدن مهم نیست، ضمن این که ستاره بودن را بیشتر از سوپراستار بودن دوست دارم، چون ستاره ها ماندگارند.

نقشی که آرزو داشتی بازی کنی؟

دلم می خواست در مختارنامه بازی می کردم.


حرف آخر؟

نمی گویم کسی وارد تئاتر نشود اما اگر کسی واقعاً یا این کار علاقه مند است از راه درست وارد شود،چون ورود درست،باعث ماندگاری می شود.


***

نظر شما
captcha
پیشنهاد سردبیر