روضه در تکیه وبلاگ ها/۴۱
برخلاف همه می نویسم
کاش بودیم و زمانی که آن کافران با سیلی رقیه(ع) را بر زمین انداختند مانع به خاک خوردن آن طفلت بودیم و اشک از چشمانش پاک می کردیم
باشگاه جوانی برنا/ می گویند: یا حسین (ع) ای کاش همه دستان عالم مال من بود تا با همه دستان به یاریت می آمدیم" ولی مگر آنان که به یوم عاشورا دست بر روی دست گذاشتند و در خانه هایشان منتظر خبر میدان رزم بودن آنان مگر دستی از دستان نبودند" مگر دستی که به در فشار آورد و با ضربات مشت در را بر روی مادر عالمیان فرود آورد دست نبود؟
من اینچنین می نویسم"بر خلاف همه
بر خلاف آنان که خوب بلدند بنویسند و ادبیاتی غنی دارند"
می نویسم یا حسین (ع) کاش بودیم و زمانی که آن کافران با سیلی رقیه(ع) را بر زمین انداختند مانع به خاک خوردن آن طفلت بودیم و اشک از چشمانش پاک می کردیم"
حکایت راه تا شام حکایت عجیبی است
نمی دانم چگونه شد که دوباره از شام و مسافرانش نوشتم ولی شاید تقدیر بر چنین نوشتنی بود.
و حسین (ع) نیک بر این امور آگاه بود او میدانست چه بر سر اهل خیام خواهد آمد " او نیک می دانست که انتهای این راه کجاست.
حسین (ع) رفت و راه ماندن و جاودانگی را یاد داد "او قیام کرد و راه زندگی را یاد داد" همه می آیند و می گویند فلسفه قیام امر بمعروف بود و چنین و چنان"
گمان کنم نوشتن این که رسالت حسین (ع) به کربلا ختم می شد و برپایی ماجرای عاشورا و اگر لاغیر میشد حسین (ع) به رسالتش عمل نکرده بود زیرا صلح حسن (ع) زمان و شرایط خود را داشت و نبرد حسین (ع) زمان و شرایط خاص به خود
و این است که ما نیز به پیروی از امام و پیشوای خود حسین ابن علی باید شرایط و وظیفه خاص هر زمان را درک كنیم و اگر لاغیر اتفاق بیفتد ما نیز به وظیفه و رسالت خود عمل نکرده ایم "
*برگرفته از وبلاگ "یه راوی"
***
من اینچنین می نویسم"بر خلاف همه
بر خلاف آنان که خوب بلدند بنویسند و ادبیاتی غنی دارند"
می نویسم یا حسین (ع) کاش بودیم و زمانی که آن کافران با سیلی رقیه(ع) را بر زمین انداختند مانع به خاک خوردن آن طفلت بودیم و اشک از چشمانش پاک می کردیم"
حکایت راه تا شام حکایت عجیبی است
نمی دانم چگونه شد که دوباره از شام و مسافرانش نوشتم ولی شاید تقدیر بر چنین نوشتنی بود.
و حسین (ع) نیک بر این امور آگاه بود او میدانست چه بر سر اهل خیام خواهد آمد " او نیک می دانست که انتهای این راه کجاست.
حسین (ع) رفت و راه ماندن و جاودانگی را یاد داد "او قیام کرد و راه زندگی را یاد داد" همه می آیند و می گویند فلسفه قیام امر بمعروف بود و چنین و چنان"
گمان کنم نوشتن این که رسالت حسین (ع) به کربلا ختم می شد و برپایی ماجرای عاشورا و اگر لاغیر میشد حسین (ع) به رسالتش عمل نکرده بود زیرا صلح حسن (ع) زمان و شرایط خود را داشت و نبرد حسین (ع) زمان و شرایط خاص به خود
و این است که ما نیز به پیروی از امام و پیشوای خود حسین ابن علی باید شرایط و وظیفه خاص هر زمان را درک كنیم و اگر لاغیر اتفاق بیفتد ما نیز به وظیفه و رسالت خود عمل نکرده ایم "
*برگرفته از وبلاگ "یه راوی"
***
نظر شما