گفت و گو با جوانان تئاتر˝یک دامان ماه و ستاره˝؛

برای نشان دادن خلاقیتم پول نمی گیرم

|
۱۳۸۹/۱۰/۱۹
|
۱۱:۴۰:۰۰
| کد خبر: ۵۰۹۱
برای نشان دادن خلاقیتم پول نمی گیرم
بی اختیار دست دراز کردم به سوی آسمان پر از ستاره؛ ماه طنازی کرد و به سوی من آمد، در دامنم نشست. گرم تماشای ماه بودم که دامانم ستاره باران شد. سه ستاره دیگر کنار ماه نشستند. انگار تمام آنها فرزندان من هستند. این جمله مادر ابوالفضل العباس (ع) بود.
باشگاه جوانی برنا/

بی اختیار دست دراز کردم به سوی آسمان پر از ستاره؛ ماه طنازی کرد و به سوی من آمد، در دامنم نشست. گرم تماشای ماه بودم که دامانم ستاره باران شد. سه ستاره دیگر کنار ماه نشستند. انگار تمام آنها فرزندان من هستند. این جمله مادر ابوالفضل العباس (ع) بود.

هنرمندان جوان نقش ها را به خوبی بازی می کنند.علی رضا شریفی به همراه برادر دوقلوی خودش محمدرضا شریفی، سید میثم حسینی و بهزاد جاودانه فرد (طراح) نمایش های سنتی اجرا می کنند و در برنامه یک دامان ماه و ستاره به کارگردانی امید دژاکام نیز نقش های نمایشی اجرا کردند.



دو برادر دوقلو دیپلم ریاضی درند و سید میثم هم دیپلمه است.اکثر کارهایشان رابا هم گروهی های خودشان بازی می کنند و برای این نمایش تقریباً یک ماه، تمرین کرده اند.

در میان نمایش و ضربه های شمشیر، یکی از شمشیرها می شکند و یکی از بازیگران(علیرضا) مجبور می شود بدون شمشیر نقش خود را ادامه بدهد.

علی رضا در پاسخ به این سوال که آیا با مدارج بالای علمی بهتر می توان نقش را اجرا کرد یا نه می گوید: توفیقی نمی کند. به کار آدم ها بیشتر اعتقاد دارم تا به مدرک تحصیلی آنها.



محمدرضا در ادامه حرف علی رضا می گوید: ورود به سینما بستگی به توانایی و استعداد افراد دارد.ارتباطی به مدرک ندارد. اگر نقشی را نتوانی اجرا کنی، در دل تماشاچی نمی نشیند، حتی اگر دکترای سینما و نمایش داشته باشی!

میثم به پارتی در سینما اشاره می کند: پارتی بازی متاسفانه وجود دارد؛ اما به نظرم تجربه، ارزش بیشتری نسبت به مدرک تحصیلی و پارتی دارد. بیشتر این بچه ها رشته تحصیلی شان نمایش و هنر نیست اما چون علاقه و استعدادش را دارند، وارد سینما شده اند.

محمدرضا و علیرضا با هم تمرین می کنند و بیشتر کارهایشان به هم گره خورده است. وقتی از درآمد شان سوال می پرسم می گویند:ای بد نیست! بستگی به کار دارد. زمانی کار نیست و بیکار هستیم؛ زمانی سه تا کار را در یک ماه انجام می دهیم. معلوم نمی شود چقدر درآمد داریم.


برادران دو قلو در سریال قهوه تلخ به کارگردانی مهران مدیری نیز در سکانس عروسی بلوتوث اجرای هنرهای محلی را برعهده داشتند و درباره آن می گویند: نقش های قهوه تلخ را رفافتی بازی کردیم! از او سوال می پرسم یعنی هیچ پولی نگرفتی؟! و محمدرضا با خنده می گوید: حرفه ای ها نمی گویند چقدر پول می گیرند. البته زیاد خوب نبود اما مقداری بود.

علی رضا ادامه می دهد: بیشتر از هزار تومان بود! اما در ادامه توضیح می دهد: این شغل ماست،از قبل هزینه ها را تعیین می کنیم. مهران مدیری را نمی شناسم، اما دست اندرکاران برنامه قهوه تلخ را می شناسم. به ما سفارش کار دادند و گفتند همچنین نقشی را می خواهیم و این مقدار بودجه را می توانیم به آن تخصیص دهیم.

این گروه چهار نفره همگی اهل تهران هستند و چون شغل و حرفه شان حرکات نمایشی است، نیازی به تمرینات زیاد نداشتند و برای نقشی که در قهوه تلخ داشتند، فقط یک روز تمرین کردند!

کیوان طراح حرکت در برخی سریال ها و نمایش هاست و بعد از سفری به ایتالیا، در تهران، سفارش کاری نمایشی را با عنوان «رقص محلی» در سریال قهوه تلخ را به او دادند.

او درباره برخی جوانان که می گویند شرایط در داخل کشور برای فعالیت مساعد نیست می گوید: این مساله بستگی به خود آدم دارد. جوان می تواند کارهایش را به جشنواره های مختلف داخلی و خارجی بفرستد و نامی برای خودش در بیاورد.

کیوان در مورد هزینه ای که برای هر اجرا می گیرد ادامه می دهد: نمی توانم این درآمد را بگویم. این مساله بستگی به نقش ها و تجربیات گذشته افراد دارد؛ مثلا به این مساله که در کدام تالار بازی می کنی. شاید پولی که در تالار وحدت می گیری میلیونی باشد و پولی که در دیگر تالارها می گیری نصف آن باشد.

کیوان کارش اجرا است و نقش هایی که دیالوگ داشته باشند را قبول نمی کند! 26 سال دارد اما هم چنان مجرد است و توضیح می دهد: دوست دارم ازدواج کنم و همسر مورد علاقه ام را انتخاب کرده ام، اما هنوز شرایط آن را پیدا نکرده ام. میثم در ادامه صحبت اومی گوید: خیلی زود است بخواهم ازدواج کنم. باید در زندگی به مرحله ای برسی که نتیجه بگیری توان ازدواج داری.

این جوان ها با این همه دغدغه و تلاش در عرصه هنر از مطالعه غفلت نمی کنند، میثم سعی می کند وقت های آزاد خود را با مطالعه پر کند. کیوان دیپلم عکاسی دارد و درباره اینکه چگونه با این مدرک تحصیلی توانست وارد عرصه نمایش و هنر شود می گوید: در این کار خیلی اذیت شدم. بارها شده کار رایگان انجام دادم تا بتوانم خلاقیتم را نشان بدهم و کار بگیرم؛ به هیچ وجه پارتی نداشتم.

کیوان در نمایش « یک دامان ماه و ستاره» نقش حضرت ابوالفضل العباس را اجرا می کند و حدود یک ماه برای این نقش تمرین کرده و حسی که این نقش به او می دهد با دیگر نقشه هایی که بازی کرده را متفاوت می داند و درباره آن می گوید: سال گذشته نقش یکی از سربازان شمر را داشتم. امسال به آرزویم رسیدم و توانستم نقش حضرت عباس (ع) را بازی کنم. در این نقش انسان انرژی زیادی می گیرد. نمی دانم ریا است یا نه؛ اما این نقش بر روی رفتار و منش بازیگر آن تاثیر می گذارد. همه اش در طول روز به یاد این می افتی که شب باید نقش حضرت عباس (ع) را بازی کنی و باید مراقب رفتار و اعمالم باشی.


نظر شما
captcha
پیشنهاد سردبیر