برای سالگرد شهادت امیرکبیر

مردی که قربانی لیاقت و کفایت خود شد

|
۱۳۸۹/۱۰/۱۹
|
۱۲:۴۵:۰۰
| کد خبر: ۵۱۰۵
مردی که قربانی لیاقت و کفایت خود شد
او آشپز زاده‌ای بود که دوران صدارت‌اش سرشار از خدمات ارزنده به این مرزوبوم بود. امیر کبیر از نوادر تاریخ کشور ایران محسوب می‌شود.
باشگاه جوانی برنا/

تاریخ ایران در طول حیات پر فراز و نشیب خود، مردان شجاع و کارآمد بسیاری را به خود دیده است. مردان بزرگی که همه در راه آبادنی، آزادی و اعتلای آگاهی مردم این کشور گام برمی داشتند و در نهایت در همین راه از بذل جان خود هم ابا نکردند. فردا سالگرد شهادت یکی از بزرگ‌ترین رجال تاریخ ایران،امیر کبیر است. به همین بهانه به یادآروی نام، خاطره و گزیده ای از خدمات بزرگ ترین مردان ایران زمین پرداختیم. مردانی که هر کدام سهمی در ورق خوردن برگ های کتاب تاریخ این سرزمین دارند.



کودکی که مسیر تاریخ را تغییر داد
30 شهریـور سال 1281هجرى شمسى، در شهرستان خمین از توابع استان مركزى ایران در خانواده اى اهل علـم و در خـانـدانـى از سلاله زهـراى اطـهـر سلام الله علیها،کودکی به نام روح الـلـه المـوسـوى الخمینـى به دنیا آمد که بعدها مسیر تاریخ را عوض کرد. او علـوم و معارف اسلامـى را در نجف اشرف فـرا گرفته و به درجه اجتهـاد رسید، بعد بـه ایـران بازگشت و در خمیـن مردم را به امـور دینـى هدایت می کرد.

آیت الله خمینی پنج ساله بود که در مـسیر خمیـن به اراك پدر بزرگوارش را بـه شهادت رسانـدنـد. سپس ایشان سال ها بعد به قم هجرت کردند و به کار تدریس علوم اسلامی مشغول شدند.

در ســـال 1340 و 41 ماجراى انجمـن هاى ایالـتى و ولایـتى فرصـتـى پـدیـد آورد تا ایـشان در رهبـریت قیام و روحـانیـت ایـفاى نقـش كنـد.

امام خمینى در تعقیب هدف هاى ارزشمند خویش در سال 1328 طرح اصلاح اساس ساختار حـوزه علمیه را با هـمـكارى آیـه الـلـه مـرتضـى حایـرى تهیـه كرد و بـه آیـه الـلـه بـروجردى ( ره) پیشـنهاد داد.

مبارزات امام خمینی (ره) در مبارزه با طاغوت و به پیروزی رساندن انقلاب شکوهمند اسلامی ،مسیر تاریخ ایران را برای همیشه عوض کرد. روح الله خمینی(ره) در راه مبارزه با شاه ،از تبیعید،تهدید و کارشکنی های شاه ملعون و حکومت طاغوتی اش نهراسید و تا براندازی رژیم شاه به هدایت مردم برای مبارزه با رژیم پهلوی ادامه داد.در سرتاسر دنیا از او به عنوان بنیان گذار جمهوری اسلامی ایران یاد می شود و انقلاب های بسیاری با ایده پذیری از نوع هدایت و رهبری ایشان در کشورهای مختلف صورت گرفت. او بی شک تاثیر گذارترین مرد تاریخ ایران است.


این مرد قربانی لیاقت و کفایت اش شد
او از بزرگترین رجال دوره قاجار ایران است و تربیت یافته دستگاه قائم مقام فراهانی. امیر کبیر نهایت لیاقت را در استقرار ناصرالدین شاه به تاج و تخت به خرج داد و با وجود مدعیان بسیار در امر صدارت، به صدراعظمی منسوب شد. او به امر شاه، خواهر تنی او را به ازدواج خود درآورد.وقتی امیرکبیر زمام امور را بدست گرفت از تمام جهات اوضاع ایران مختل بود.

خزانه به خاطر وجود مفت خوارانی که به انواع مختلف از محمدشاه و حاجی میرزا آغاسی مستمری در دست داشتند تهی بود. اعمال خارجی به هر نوع در کارهای داخلی کشور مداخله می کردند و از جهت شیوه اداره ایران هیچگونه شباهتی به ممالک دیگر نداشت. خبری از علم، صنعت و آبادانی در کشور نبود، اما امیرکبیر به جای اینکه در مقابل مشکلات اظهار عجز کند، با پشتکاری عجیب دست به اصلاح خرابی ها و رفع نواقص، فراهم کردن وسایل آبادی، تولید ثروت، تهیه وسایل تربیت مردم، اصلاح مالیه و لشگر های نظامی زد.

او آشپز زاده ای بود که دوران صدارت اش سرشار از خدمات ارزنده به این مرزوبوم بود. نام اصلی امیرکبیر محمد تقی بود که بعدها تقی گفته می‌‌شد. عناوین و القاب او به این شرح بود: کربلایی محمد تقی، میرزا محمدتقی خان، مستوفی نظام، وزیر نظام، امیر نظام،امیر کبیر، امیر اتابک اعظم.

مدت صدارت امیر کبیر 3 سال و ۳ماه به طول انجامید. او موسس مدرسه دارالفنون در تهران، برای آموزش علوم و فنون جدید بود.با توطئه و تنگ نظری اطرافیان شاه از مقام خود برکنار و به کاشان تبعید شد.

ایجاد امنیت و استقرار دولت،تنظیم قشون ایران به سبک اروپایی، ایجاد کارخانه‌های اسلحه سازی،اصلاح امور قضایی، جرح و تعدیل محاضر شرع، تاسیس چاپارخانه،تاسیس دارالفنون،انتشار روزنامه وقایع اتفاقیه از ارزنده ترین خدمات او محسوب می شوند.


میرزا تقی خان به دو چیز فکر می کرد، اطلاع یافتن دولت از اوضاع جهان، پرورش عقلانی مردم و آشنا کردن آنها با دانش جدید و احوال دیگر کشورها .

نشر علوم جدید،فرستادن ایرانیان به خارج برای تحصیلات و بعد تدریس در ایران، استخدام استادان خارجی و تصمیم به جایگزینی آنها با ایرانیان،ترویج ترجمه و انتشار کتب علمی، ایجاد روزنامه و انتشار کتب، ترویج ساده نویسی و لغو القاب، بنای بیمارستان، مرمت ابنیه تاریخی، مبارزه با فساد،تقویت بنیه اقتصادی کشور،ترویج صنایع جدید، فرستادن صنعتگر به روسیه و مقابله صنعتی با روسیه توسط دست توانای استاد کاران اصفهانی، استخراج معادن، توسعه کشاورزی و آبیاری، توسعه تجارت داخلی و خارجی، کوتاه کردن دست اجانب در امور کشور، تعیین مشی سیاسی معینی در سیاست خارجی،اصلاح امور مالی و تعدیل بودجه، بخشی از خدمات او محسوب می شود. اولین برنامه‌ى دولت ایران براى واکسن زدن به فرمان امیرکبیر آغاز شد.

او وضع بودجه مملکتی را سر و سامان داد، تا جایی که حقوق ناصرالدین شاه را هم محدود کرد.او در مقابل بذل و بخشش‌های شاه ایستاد.اقدامات انقلابی و ملی امیرکبیر سبب شد که گروهی سودجو بنای ناسازگاری با او را بگذارند، تا جایی که فرمان عزل و قتل امیر کبیر را از ناصرالدین شاه گرفتند و او را در حمام فین کاشان در ربیع الاوّل سال 1268 توسّط حاجی علی خان حاجب الدوله کشتند.


مرد دین و آزادی
میرزا یونس معروف به میرزا كوچك، فرزند میرزا بزرگ، اهل رشت بود. او سال 1259 شمسی به دنیا آمد. سال های جوانی اش را به آموختن مقدمات علوم دینی گذراند. سال 1286 شمسی، در گیلان به آزادی خواهان پیوست و بعد برای سركوبی محمدعلی شاه روانه تهران شد.

زمان اوج گیری نهضت مشروطه در تهران، تعدادی از آزادی خواهان رشت كانونی به نام "مجلس اتّحاد" تشكیل دادند و افرادی به عنوان فدایی گرد هم جمع شدند. میرزا كوچك خان كه در آن دوران طلبه ای گمنام بود و افكار آزادی خواهانه داشت به مجلس اتحاد پیوست. سال 1289 شمسی، در جنگ با نیروی طرفدار محمد علی شاه در تركمن صحرا حضور داشت. میرزا کوچک خان رهبری "هیات اتحاد اسلام"، گروه 17نفری که بیشتر افراد آن روحانی بودند را به عهده گرفت. این هیات هدف خود را خدمت به اسلام و ایران اعلام كرد و به زودی میرزا كوچك خان رهبری هیات را بر عهده گرفت.

هیات اتّحاد اسلام، بعد از کمی به كمیته اتّحاد اسلام تبدیل شد و اعضای آن به 27 نفر افزایش یافت. رهبری كمیته را میرزا به عهده گرفت و تا پایان سال 1296 شمسی، بخش وسیعی از گیلان و قسمتی از مازندران، طارم، آستارا، طالش، كجور و تنكابن زیر نفوذ كمیته درآمد. این كمیته «نهضت جنگل» و «حزب جنگل» هم نامیده می شد.

برای از بین بردن نهضت جنگل، وثوق الدوله در بهمن 1297، به وسیله سید محمد تدین پیام صلحی برای كوچك خان رهبر نهضت فرستاد و از او خواست كه نیروی مسلح خود را در اختیار دولت قرار دهد، میرزا نپذیرفت.

او روحانی و مرد دین بود. شاهد به توپ بسته شدن مجلس شورای ملی، توسط محمد علی شاه و تحصن علما در سفارت عثمانی بود.به امید نجات مشروطه به مجاهدین پیوست. در فتح قزوین شركت كرد. با مشاهده اعمال خلاف بعضی از مجاهدین به موطن خود رشت بازگشت، اما بار دیگر به مجاهدین پیوست و در فتح تهران شركت کرد. وضع آشفته گیلان و بی كفایتی دولتمردان، انگیزه هایی بود كه این روحانی جوان را به میدان سیاست و سپس به صحنه جنگ کشاند.


قهرمان مشروطیت
ستارخان قهرمان مشروطیت ایران است. او پس از اعلام مشروطیت به شهر آمد و جزو مجاهدین مسلح شد.

ژنرال روسی به او پرچم روسیه داد و تضمین کرد اگر تسلیم شود از تعرض محمدعلی شاه مصون می شود، اما او میهن پرست تر از آن بود که این پیشنهاد را قبول کند. آنقدر مقاومت کرد تا مجاهدین محلات دیگر به جنبش آمدند و نیروی دولت را عقب راندند.

بعد از آنکه قشون روس وارد تبریز شد، او عازم تهران شد. دولت مشروطه بر آن شد که اسلحه مجاهدین را جمع کند. مجاهدین تهران در منزل ستارخان سردار ملی جمع شده و بنای مقاومت را گذاشتند.

در جریان تیراندازی ها، تیری به پای او اصابت کرد. بر اثر آن تیر، ستارخان علیل شد. مرگ سردار ملی را مطابق با 28 ذیحجه 1332 قمری در 48سالگی اعلام کرده اند. بدن او را در مقبره طوطی در جوار بقعه حضرت عبدالعظیم در شهر ری به خاک سپردند. از او به عنوان مردی که مشروطیت ایران را نجات داده است یاد می شود.



دلاور مرد مبارز
رییس علی فرزند رییس محمد، سال 1261 در دهستانی از توابع بوشهر به دنیا آمد. او زمان مشروطه، 24 ساله بود و به شجاعت و علاقه به وطن معروف بود. تحصیلات و معلومات كافی نداشت، اما پاكی و سرشت او مثال زدنی بود. او بعد از این كه قوای اشغالگر انگلیس بوشهر را به تصرف خود درآورد، با شجاعتی وصف‏ناشدنی به مقابله با تجاوزگران پرداخت و شكست‏های سنگینی را بر آنان وارد كرد. رییسعلی بعد از این كه ارتش انگلیس، بوشهر را به تصرف خود درآورد، به مقابله با تجاوزگران پرداخت و شكست‏های سنگینی بر آنان وارد كرد.


پس از اشغال بوشهر، رییسعلی همراه با یاران خود، علیه اشغالگران وارد نبرد شد و نیروهای متجاوز را كه حدود 5 هزار نفر بودند، تار و مار کرد. قیام مردم تنگستان 7 سال به طول انجامید. سال 1326 هجری قمری بعد از بمباران مجلس شورای ملی و استقرار دیکتاتوری محمدعلی شاه قاجار، رییسعلی، همراه سیدمرتضی علم‌الهدی به مبارزه علیه استبداد صغیر پرداخت. سال 1327 هجری قمری با کمک تفنگچی تنگستانی، بوشهر را از عناصر مستبد وابسته به دربار محمد علی شاه خالی کرد و اداره گمرک، انتظامات و دیگر ادارات را تسخیر کرد. او در گیرودار حمله انگلیسی ها به بوشهر وقتی که او در محلی به نام "تنگک صفر" قصد حمله به نیروی انگلیس را داشت، مورد هدف گلوله یکی از همراهان خائن قرار گرفت و در دم به شهادت رسید.



مرد محراب
آیت‌الله محمد صدوقی امام جمعه‌ شهر یزد بود. تابستان سال 1361 به شهادت رسید. تا 20 سالگی مقدمات علوم دینی را خواند. سپس برای ادامه‌ تحصیل به اصفهان رفت. زمانی که برای تحصیل راهی قم شده بود با آیت‌الله حاج شیخ عبدالکریم حائری یزدی؛ بنیانگذار و مدیر حوزه‌ علمیه قم آشنا شد و مورد محبت حائری قرار گرفت.

او گرفتاری و مشکلات طلبه‌ها را به گوش آیت الله حائری می‌رساند. آیت‌الله حاج شیخ عبدالکریم حائری یزدی، سال 1315 به رحمت حق پیوست. با فوت بنیان گذار حوزه‌ علمیه‌ی قم اوضاع روحانیان و طلبه‌ها به هم ریخت. رضاخان سختگیری‌های خود را شروع کرد.تلاش کرد لباس روحانیون را از آن ها بگیرد. پوشیدن لباس روحانیت ممنوع بود. او آیت‌ الله سید حسین بروجرودی را به قم آورد. همان روزهای اول ورود به قم با امام خمینی (ره) آشنا شد. سال 1330 برای انجام کاری به یزد رفت و همانجا ماند. او در یزد علوم دینی تدریس و مدرسه ها را تعمیر می کرد.

سال‌های 1329 و 1330 که اعضای فداییان اسلام تحت تعقیب ماموران شهربانی بودند، سید محمد واحدی از اعضای فداییان به خانه‌ آیت‌الله صدوقی در قم پناه برد و آ‌یت‌ا… صدوقی او را در یک کمد دیواری پنهان کرد. واحدی چند شبانه روز داخل کمد بود و صبح‌های زود و شب‌ها دیر وقت بیرون می‌آمد. سال 1341 وقتی مبارزات علنی شد و امام خمینی (ره) رهبری آن را به دست گرفت، آیت‌الله صدوقی مثل بعضی دیگر از روحانیون وارد میدان شد.

بسیج مردم یزد علیه اصلاحات ارضی، فرستادن تلگراف به امام خمینی(ره) و تسلیت به ایشان به مناسبت حملة حکومت پهلوی به مدرسه فیضیه،سفر به قم برای دیدار از امام خمینی(ره) که به تازگی از زندان آزاده شده بودند، مخالفت با لایحه‌ی حمایت خانواده به دلیل رعایت نکردن موازین اسلامی در این لایحه، مخالفت با جشن‌های 2500 ساله ، ممانعت از تشکیل جلسه نیایش برای محمد رضا پهلوی، تشکیل چندین مراسم بزرگداشت برای شهادت آیت‌ا… سید مصطفی خمینی در یزد، تشکیل مجالس بزرگداشت برای شهادت طلاب در 19 دی ماه شهر قم، بزرگداشت چهلم شهدای شهر تبریز در یزد و شهادت عده‌ای از مردم یزد ، صدور اعلامیه‌های پی در پی و سخنرانی‌های فراوان علیه رژیم پهلوی در طول این سال، سفر به پاریس و دیدار با امام خمینی(ره) ،عضویت در مجلس خبرگان برای تدوین قانونی اساسی جمهوری اسلامی ایران و احراز امامت جمعه شهر یزد و سپس شهادت در محراب مهم ترین وقایع زندگی این بزرگوار هستند.




مرد مبارزه و اجتهاد
شهید آیه الله سید عبدالحسین دستغیب، عاشورای 1292 شمسی در در خانوادهای روحانی شهر شیراز به دنیا آمد. ولادت او در شب عاشورا، سبب شد " عبدالحسین" نامیده شود. شهید دستغیب در سن 12 سالگی از نعمت داشتن پدر محروم شد و از همان تاریخ سرپرستی مادر، سه خواهر و دو برادر خویش را بعهده گرفت.

او پس از اتمام دروس سطح ، سال 1314 برای ادامه تحصیل راهی نجف اشرف شد و از محضر اساتیدی چون مرحوم آیت الله حاج شیخ كاظم شیرازی، آیت الله حاج سید ابوالحسن موسوی اصفهانی و آیت الله حاج میرزا علی آقا قاضی طباطبایی كه از اهل معرفت بود، كسب فیض کرد. 24 ساله بود که موفق به كسب درجه اجتهاد از مراجعی مثل آیات عظام آقا ضیاء عراقی، شیخ كاظم شیرازی و سید ابوالحسن اصفهانی شد.

شهید دستغیب صاحب اجازه اجتهاد بود. پس از مراجعت از نجف اشرف، ضمن اقامه نماز جماعت در مسجد جامع عتیق، تحصیل و فراگیری علم و دانش را ادامه داد و در محضر عارف به نام مرحوم آیت الله حاج شیخ محمد جواد انصاری همدانی رسید و با بهره گیری از علم آن بزرگوار، مدارج عالیه ای را در عرفان طی كرد. او آرزویی جز تقرب به ذات مقدس پروردگار و وصال او نداشت.

از او كرامات زیادی نقل شده است. گاهی خبر از مرگ کسی می داد، گاه كودك محتضری را به اذن خدا زنده نگاه می داشت و گاه با عملی كه حاكی از اشراف خود نسبت به واقعه ناگفته ای بود، موجب شگفتی شد.پس از پیروزی انقلاب، نمایندگی مردم فارس و امامت جمعه شهر شیراز را بر عهده داشت .


سالار ملی
باقرخان، ملقب به سالار ملی، از رهبران مجاهدان مشروطه خواه بود.اتفاق های زندگی او در دوره مشروطه خواهی و رهبری مبارزات ضداستبدادی با حوادث زندگی ستارخان چنان در هم گره خورده است که در همه جا از این دو به عنوان دو همرزم جدایی ناپذیر یاد شده.

باقرخان، فرزند حاج رضا تبریزی که پیش از انقلاب مشروطه بنا بود، از ابتدای جوانی بی باک و جنگجو بود. پس از کودتای محمدعلی شاه قاجار بر ضد نظام مشروطه و شکست مشروطه خواهان در تهران، در تبریز به حمایت از مشروطیت برخاست و مرکز مقاومت مشروطه خواهان از تهران به تبریز انتقال یافت. ستارخان و باقرخان در راس مجاهدان مسلح برای دفاع و حمایت از مشروطه خواهان و محافظت از نمایندگان و مجلس شورای ملی بودند.

باقرخان در قضیه مهاجرت ملی ها به کرمانشاه و خاک عثمانی توسط "محمد امین کردِ طالبانی" که دزد و راهزن بود و به طمع اموال و سکه ها، نیمه شب با افراد خود سر باقرخان و همراهان اش را در خواب برید، به قتل رسید.


مردی که امام خمینی (ره) او را می ستود
سید حسن مدرس از علما و نمایندگان برجسته، مبارز و ضد استبدادی مجلس در قرن چهاردهم هجری بود.او دروس خارج فقه و اصول را نیز نزد استادانی مثل آقا سید‌محمد باقر درچه‌ای خواند و سپس برای تكمیل تحصیلات خود عازم نجف اشرف شد.

سید حسن مدرس در طول دوران تحصیل كارگری می‌كرد. او 7 سال از محضر درس آخوند خراسانی و سید‌محمد كاظم طباطبایی یزدی استفاده كرد و به درجه اجتهاد رسید. از حامیان جنبش مشروطیت بود و در دوران استبداد صغیر، انجمنی مخفی بر ضد مستبدان تشكیل داد.

همزمان با تشكیل دوره دوم مجلس شورای ملی، مدرس از سوی آخوند خراسانی و شیخ عبدالله مازندرانی، ‌مطابق اصل دوم متمم قانون اساسی، به عنوان یكی از مجتهدان طراز اول به مجلس شورای ملی معرفی گردید و از سوی مجلس هم پذیرفته شد. به ناچار اصفهان را به قصد تهران ترك گرفت.

در محرم 1334 بیست و هفت نفر از نمایندگان مجلس و گروهی از رجال سیاسی و مردم عادی به منظور مقابله با تجاوزهای روس و انگلیس به ایران، راهی قم شدند و در آن شهر "كمیته دفاع ملی" را تشكیل دادند. مدرس یكی از اعضای هیات چهار نفری مسوول اداره امور بود. با پایان یافتن جنگ جهانی اول، او به همراه دیگر مهاجران به تهران بازگشت و در مدرسه دینی سپهسالار به تدریس پرداخت .


پس از كودتای سوم اسفند، مدرس همراه آزادی خواهان دیگر دستگیر شد. به قزوین تبعید و در آنجا زندانی شد. مدرس در انتخابات دوره چهارم مجلس شورای ملی، به نمایندگی مردم تهران انتخاب شد و در رای ‌گیری میان نمایندگان به نایب‌ رییسی مجلس هم رسید.

مدرس با دولت مستوفی‌الممالك به خاطر عدم قاطعیت كافی او، نقص برنامه‌هایش و وجود رضاخان در پست وزارت جنگ مخالفت كرد و سال 1302 دولت مستوفی را استیضاح کرد. او در انتخابات دوره پنجم مجلس شورای ملی، علیرغم اِعمال نفوذ نظامیان وماموران شهربانی، به نمایندگی مردم تهران انتخاب گردید و از طرفی رضاخان به فرمان احمد‌شاه به نخست‌وزیری منصوب شد.

طرفداران رضاخان در داخل و خارج برای برچیدن رژیم قاجار و روی كار آمدن رضاخان، زمزمه ایجاد جمهوری در كشور را سردادند. مدرس كه به نیت اصلی رضاخان و طرفدارانش پی برده بود با تغییر رژیم به مخالفت برخاست، اما همچنان نمایندگان هوادار رضاخان به آن امر اصرار داشتند و به منظور خاموش ساختن و عقب نشاندن مدرس، یكی از نمایندگان به او سیلی زد. خبر سیلی خوردن مدرس به بیرون از مجلس نیز كشیده شد و بلافاصله بازار تهران به عنوان اعتراض بسته شد و گروه وسیعی از مردم و روحانیون به تظاهرات پرداختند

رضا خان مخالف شدید مدرس بود. او سال 1316، به دستور رضاخان به كاشمر انتقال یافت و 10 آذر 1316 توسط چند تن از ماموران رژیم به شهادت رسید. امام خمینی (ره) در بیانات خود مدرس را به دلیل صفات مذكور بیش از هر عالم دیگر می‌ستود.


انگلیس از این مرد می ترسید
آیت الله سید ابو القاسم کاشانی فرزند علامه حاج سید مصطفی از علما و مجتهدین بزرگ قرن اخیر در استان تهران بود. از اوایل زندگی در محضر علمای بزرگ عتبات، مقدمات علوم، سطوح فقه و اصول را تمام کرد و عازم نجف شد.

مرحوم آیت الله کاشانی در آغاز جوانی در ردیف بزرگانی مثل آیت الله مجاهد شیرازی، حاج سید مصطفی کاشانی، آیت الله خوانساری، حاج میرزا مهدی شیرازی ،در صف مقدم مجاهدین نهضت انقلابی عراق بود.

دولت انگلیس از نفوذ و قدرت معنوی او می ترسید.بیشتر سال های عمر او به سلسله مبارزات ضد استعماری، زندان و تبعید گذشت. او پس از سقوط رضاخان برای مدت ها ساکن تهران بود و مورد توجه مردم و مسلمانان قرار داشت.

آیت الله کاشانی سعی داشت نظام حکومتی و اداره امور مملکت به افراد متدین و متعهد سپرده شود و دست خیانت کاران و نوکران استعمار از سر مردم کوتاه شود. سرانجام او را از صحنه سیاست، وکالت و حتی خدمات مردمی برای همیشه کنار گذاشتند. او سال 1340 دار فانی را وداع گفت و در کنار حضرت عبد العظیم حسنی مدفون شد.



مرد تدبیر و اندیشه
قائم مقام فراهانی، علاوه بر كفایت و كاردانی در كشورداری مردی فاضل بود. در زیبایی خط و انشا سرآمد زمان خود بود. او در نثر فارسی سبكی تازه ابداع کرد كه در روانی و شیرینی و متانت بی نظیر است. زیردستان قائم مقام همه مردانی فاضل و منشی بودند.

وجود قائم مقام در تبریز باعث اجتماع زیادی از اهل فضل و نویسندگی در آنجا و محرك نهضتی تازه در نشر فارسی شد.

محمدشاه بعد از اینکه با كمك و تدبیر قائم مقام بر كرسی سلطنت نشست، همان راهی را رفت كه پدرش در قتل اعتمادالدوله حاجی میرزا ابراهیم كلانتر و پسرش در كشتن میرزا تقی خان امیركبیر در پیش گرفته بود.


او در تحكیم اساس سلطنت محمدشاه صادقانه كوشید و كفایت و لیاقت قابل توجهی از خود نشان داد. شاه او را بزرگترین عامل موفقیت خویش می دانست و بنابراین او را به مقام صدارت برگزید.

او علاوه بر اختیار داری در كلیه امور كشوری و لشگری، در امور خصوصی شاه هم دخالت می كرد. چون قائم مقام از لا ابالی گری و سستی اراده محمدشاه به خوبی اطلاع داشت. امور لشگری و كشوری را شخصا و بدون مراجعه به شاه اداره می كرد. از اختیاراتی كه در اثر نفوذ شخصیت خود در كشور به دست آورده بود به نفع مملكت استفاده می كرد.این ادیب و سیاستمدار دوره قاجار در نهایت به دستور محمد علیشاه قاجار به قتل رسید .



مرد جذبه و شجاعت
سید مجتبی تهرانی معروف به نواب صفوی، در سال 1303 شمسی در خانواده ای روحانی و اصیل به دنیا آمد. او پس از ورود به نجف اشرف به فراگیری مقدمات پرداخت. فدائیان اسلام كه از اولین و سازمان یافته ترین حركت های مذهبی ایران در دوران معاصربه حساب می آمد، شهرت ومحبوبیت خود را از روح بلند وآرمان طلب نواب می گرفت.


نواب صفوی به تدریج با جاذبه خود، جوانانی چون شهید سید حسین امامی را جذب نمود. با وجود این كه نواب میانه خوبی با ملی گراها نداشت، اما با توجه به رهبریت آیت الله كاشانی و به منظور وحدت مبارزات اسلامی و ملی، از همگامی و همراهی با آن ها دریغ نکرد.

فداییان اسلام وقتی که علاء برای شركت در ختم مرحوم سید مصطفی كاشانی وارد مسجد امام (شاه سابق) شد، توسط مظفر ذوالقدر مورد هدف قرار گرفت اما گلوله به او اصابت نكرد و جان سالم به در برد و سرانجام اول آذر سال 1334، نواب، خلیل طهماسبی، عبدالحسین واحدی و جمعی دیگر از فداییان اسلام دستگیر شدند و در محاكمه ای فرمایشی نواب، سید محمد واحدی و مظفر ذوالقدر محكوم به اعدام شدند.



80 سال خدمت
شهید بزگوار حضرت آیت الله حاج آقا عطا الله اشرفی اصفهانی در سال 1323 هجری قمری در خانواده ای روحانی در خمینی شهر متولد شد. او فرزند مرحوم حجت الاسلام میرزا اسدالله فرزند مرحوم حجت الاسلام میرزا محمد جعفر بود.


تاسیس حوزه علمیه امام خمینی(ره) در باختران و اداره این حوزه با بیش از 60 نفر طلاب، بازسازی مدرسه مرحوم آیت الله بروجردی، توسعه كتابخانه مدرسه مرحوم آیت الله بروجردی و افزودن قریب به دو هزارجلد کتاب به این کتابخانه، تاسیس حوزه علمیه جهت خواهران كه پس از شهادت ایشان به نام حوزه علمیه شهید محراب نامگذاری شد، ایجاد وحدت كامل بین روحانیت شیعه و سنی در طول تصدی مسوولیت بعنوان امام جمعه، بازسازی مسجد جامع باختران،بازنمودن شماره حساب های متعدد به نام مهاجرین جنگی، جبهه جنگ، بازسازی مناطق جنگی و همچنین كمك به سیل زدگان خوزستان و زلزله كرمان و طبس بعضی از سوبق و خدمات او محسوب می شود.


شهید آیت الله اشرفی اصفهانی پس از 80 سال زندگی پرافتخار و خدمت به اسلام و قرآن، توسط یكی از مزدوران آمریكا و منافقین كوردل در سنگر نماز جمعه مسجد جامع و در محراب نماز به افتخار شهادت نائل آمد.


دکتر محمد مصدق، دکتر علی شریعتی، آیت الله مفتح، شهید باهنر، شهید رجایی و خیلی های دیگر از شجاع ترین مردان این مرز و بوم هستند که خاطره فداکاری، دلاوری، خدمت به مردم و ایثار و فداکاری شان هرگز از یاد مردم این کشور نخواهد رفت و قطعا برگی از تاریخ این مملکت به دستان ارداه این بزرگ مردان ورق خورده است. شهیدان، سرداران و فرماندهان جنگ هشت ساله ایران مردان گمنامی هستند که تاثیر حضورشان در تاریخ این کشور انکار نشدنی است. مردان مردی که مردانه جنگیدند، بی انتظار هیچ پاداشی. مردانی که سال های سال بعد از امیرکبیر قدم به این دنیا گذاشتند، اما هدف آنها هم مثل امیر کبیر تنها یک چیز بود: حفظ این کشور از دست اجانب،آبادانی و اعتلای آن.   

***

نظر شما
captcha
پیشنهاد سردبیر