برای هفتمین مهربانی خداوند امام موسی کاظم(ص)
عبای افتاده در خاک/شرف دنیا و آخرت در گرو چیست؟ + صوت
از كبر و خودخواهی بپرهیز، كه هر كسی در دلش به اندازه دانه ای كبر باشد ، داخل بهشت نمی شود.
باشگاه جوانی برنا/در هفتم ماه صفر سال 128 ق، هفتمین ستاره فروزان آسمان ولایت، روشنابخش شب تارِ زمینیان شد و این سیاره خاکی را به نور وجودش «طور سینا» ساخت. پدر که مهرش را در دل می پروراند، او را «موسی» نامید تا با اعجاز «موسوی اش» کاخ فرعونیان را ویران سازد و مردمان رنج دیده را به وادی ایمن رساند. او که آستان ولایتش، پناهگاه شیعیان و «باب حوایج» دردمندان بود، با دستان پرکرامتش نهالِ سخاوت می کاشت و خشم را اسیر صبر خویش می ساخت.
«عبد صالحی» که مهر توحید بر پیشانی و تسبیح خدا بر لب داشت. مردمان، صبوری اش را می ستودند و کاظمش می خواندند، ولی فرعونیان صلابتش را دیدند و تاب نیاوردند و در زندان، در محرابِ عبادت مسمومش کردند و جام شهادتش نوشاندند و به وصال معشوقش رساندند.
دوران امامت امام هفتم حضرت مقارن بود با سالهاى آخر خلافت منصور عباسى و در دوره خلافت هادى و سیزده سال از دوران خلافت هارون كه سختترین دوران عمر آن حضرت به شمار است .امام موسى كاظم ( ع ) از حدود 21 سالگى بر اثر وصیت پدر بزرگوار و امرخداوند متعال به مقام بلند امامت رسید , و زمان امامت آن حضرت سى و پنج سال و اندكى بود و مدت امامت آن حضرت از همه ائمه بیشتر بوده است؛ البته غیراز حضرت ولى عصر ( عج ).
مهر پدر
امام صادق (ع) به فرزند ارجمندش حضرت کاظم (ع) سخت عشق می ورزید و همواره او را درنگاه همگان می ستود و می فرمود:«سوگند به خدا من نور را در پیشانی موسی می نگرم؛ او از جان من است». روایت شده که شخصی از امام صادق(ع) پرسید: چقدر فرزندت موسی را دوست داری؟ امام فرمود: «دوست داشتم غیر از موسی فرزندی نداشتم، تا هیچ کس در محبتم به او شریک نمی شد»
مفضل بن عمر می گوید: در خدمت امام صادق(ع)بودم که ناگاه نام فرزند خود موسی را که کودکی بیش نبود بر زبان آورد و فرمود:«این همان کودکی است که در خاندان، برای شیعیانمان از آن با برکت تر به وجود نیامده است». همچنین از علی بن جعفر نقل است که: پدرم هر گاه پیروان خاص و دوستان خالص خود را می دید می فرمود: «موسی را وصی و جانشین من بدانید که او فاضل ترین و بهترین فرزندان من است و پس از من حجت حق تعالی بر همه خلق خدا خواهد بود.»
پیشوای زاهدان
امام کاظم (ع) مدتی از عمر پربرکت خود را در زندان های ترسناک و تاریک هارون عباسی گذراند؛ به گونه ای که یکی از آشنایان امام از راه دل سوزی به آن حضرت چنین پیام داد: «اگر برای فلانی نامه بنویسی و از او بخواهی که در مورد آزادی ات با هارون صحبت کند، کارساز خواهد بود.» امام کاظم (ع) پاسخ داد: «پدرم از پدران خود از پیامبر (ص) کرده اند: خداوند به حضرت داوود وحی کرد: همانا هیچ بنده ای از بندگانم به شخصی جز من تکیه نکرد، مگر اینکه اسباب (نعمت های) آسمان را از او بریدم و زمین را در زیر پایش برای فرو رفتنش در کام آن، سست کردم.» امام کاظم علیه السلام چنان در دریای توحید الهی غرق گردیده بود که هیچ چیز را بر رضای خداوند متعال برتری نمی داد و حتی بر نگین انگشترش نوشته بود: «خداوند برای من کافی است».
جرعه ای از کام حضرت
*مصیبت برای شكیبا یكی است و برای بی تابی كننده دوتاست.
*كم گویی، حكمت بزرگی است، بر شما باد به خموشی كه آسایش نیكو و سبكباری و سبب تخفیف گناه است .
*از شوخی خودداری كن زیرا شوخی جلوه معنوی ترا می زداید.
*مشورت با خردمند خیرخواه، یمن و بركت و رشد و توفیق از جانب خداست، چون خردمند خیرخواه به تو نظری داد ، مبادا مخالفت كنی كه مخالفتش هلاكت بار است.
*چیزی نیست كه چشمانت آن را بنگرد، مگر آن كه در آن پند و اندرزی است.
*همانا برای خداوند بر مردم دو حجت است، حجت آشكار و حجت پنهان، اما حجت آشكار عبارت است از:رسولان و پیامبران و امامان، و حجت پنهانی عبارت است از عقول مردمان .
*صبر بر تنهایی ، نشانه قوت عقل است، هر كه از طرف خداوند تبارك و تعالی تعقل كند از اهل دنیا و راغبین در آن كناره گرفته و بدانچه نزد پروردگارش است رغبت نموده، و خداوند در وحشت انیس اوست و در تنهایی یار او، و در نداری توانگری او و در بی تیره و تباری عزت او .
*برای هر چیزی دلیلی باید، و دلیل خردمند تفكر است ، و دلیل تفكر خاموشی.
*به راستی كه با ارزش ترین مردم كسی است كه دنیا را برای خود مقامی نداند، بدانید بهای تن شما مردم ، جز بهشت نیست ، آن را جز بدان مفروشید.
*بهترین چیزی كه به وسیله آن بنده به خداوند تقرب می جوید، بعد از شناختن او ، نماز و نیكی به پدر و مادر و ترك حسد و خودبینی و به خود بالیدن است.
*خداوند بهشت را بر هر هرزه گوی كم حیا كه باكی ندارد چه می گوید و یا به او چه گویند حرام گردانیده است.
*از كبر و خودخواهی بپرهیز، كه هر كسی در دلش به اندازه دانه ای كبر باشد، داخل بهشت نمی شود .
*همنشینی با اهل دین ، شرف دنیا و آخرت است.
*بپرهیز از معاشرت با مردم و انس با آنان ، مگر این كه خردمند و امانت داری در میان آنها بیایی كه (در این صورت) با او انس گیر و از دیگران بگریز، به مانند گریز تو از درنده های شكاری .
*مومن همانند دو كفه ترازوست، هرگاه به ایمانش افزوده گردد، به بلایش افزوده گردد.
...و اما امروز مشهد الرضا حال و هوای دیگری دارد، در روز شهادت امام موسی کاظم (ع)خیلی از مشتاقان به زیارت فرزندش در خراسان می روند تا شهادت پدر بزرگوارشان را خدمت سلطان خراسان تسلیت بگویید...
برای شنیدن صوت مربوط به این خبر اینجا کلیک کنید.
«عبد صالحی» که مهر توحید بر پیشانی و تسبیح خدا بر لب داشت. مردمان، صبوری اش را می ستودند و کاظمش می خواندند، ولی فرعونیان صلابتش را دیدند و تاب نیاوردند و در زندان، در محرابِ عبادت مسمومش کردند و جام شهادتش نوشاندند و به وصال معشوقش رساندند.
دوران امامت امام هفتم حضرت مقارن بود با سالهاى آخر خلافت منصور عباسى و در دوره خلافت هادى و سیزده سال از دوران خلافت هارون كه سختترین دوران عمر آن حضرت به شمار است .امام موسى كاظم ( ع ) از حدود 21 سالگى بر اثر وصیت پدر بزرگوار و امرخداوند متعال به مقام بلند امامت رسید , و زمان امامت آن حضرت سى و پنج سال و اندكى بود و مدت امامت آن حضرت از همه ائمه بیشتر بوده است؛ البته غیراز حضرت ولى عصر ( عج ).
مهر پدر
امام صادق (ع) به فرزند ارجمندش حضرت کاظم (ع) سخت عشق می ورزید و همواره او را درنگاه همگان می ستود و می فرمود:«سوگند به خدا من نور را در پیشانی موسی می نگرم؛ او از جان من است». روایت شده که شخصی از امام صادق(ع) پرسید: چقدر فرزندت موسی را دوست داری؟ امام فرمود: «دوست داشتم غیر از موسی فرزندی نداشتم، تا هیچ کس در محبتم به او شریک نمی شد»
مفضل بن عمر می گوید: در خدمت امام صادق(ع)بودم که ناگاه نام فرزند خود موسی را که کودکی بیش نبود بر زبان آورد و فرمود:«این همان کودکی است که در خاندان، برای شیعیانمان از آن با برکت تر به وجود نیامده است». همچنین از علی بن جعفر نقل است که: پدرم هر گاه پیروان خاص و دوستان خالص خود را می دید می فرمود: «موسی را وصی و جانشین من بدانید که او فاضل ترین و بهترین فرزندان من است و پس از من حجت حق تعالی بر همه خلق خدا خواهد بود.»
پیشوای زاهدان
امام کاظم (ع) مدتی از عمر پربرکت خود را در زندان های ترسناک و تاریک هارون عباسی گذراند؛ به گونه ای که یکی از آشنایان امام از راه دل سوزی به آن حضرت چنین پیام داد: «اگر برای فلانی نامه بنویسی و از او بخواهی که در مورد آزادی ات با هارون صحبت کند، کارساز خواهد بود.» امام کاظم (ع) پاسخ داد: «پدرم از پدران خود از پیامبر (ص) کرده اند: خداوند به حضرت داوود وحی کرد: همانا هیچ بنده ای از بندگانم به شخصی جز من تکیه نکرد، مگر اینکه اسباب (نعمت های) آسمان را از او بریدم و زمین را در زیر پایش برای فرو رفتنش در کام آن، سست کردم.» امام کاظم علیه السلام چنان در دریای توحید الهی غرق گردیده بود که هیچ چیز را بر رضای خداوند متعال برتری نمی داد و حتی بر نگین انگشترش نوشته بود: «خداوند برای من کافی است».
جرعه ای از کام حضرت
*مصیبت برای شكیبا یكی است و برای بی تابی كننده دوتاست.
*كم گویی، حكمت بزرگی است، بر شما باد به خموشی كه آسایش نیكو و سبكباری و سبب تخفیف گناه است .
*از شوخی خودداری كن زیرا شوخی جلوه معنوی ترا می زداید.
*مشورت با خردمند خیرخواه، یمن و بركت و رشد و توفیق از جانب خداست، چون خردمند خیرخواه به تو نظری داد ، مبادا مخالفت كنی كه مخالفتش هلاكت بار است.
*چیزی نیست كه چشمانت آن را بنگرد، مگر آن كه در آن پند و اندرزی است.
*همانا برای خداوند بر مردم دو حجت است، حجت آشكار و حجت پنهان، اما حجت آشكار عبارت است از:رسولان و پیامبران و امامان، و حجت پنهانی عبارت است از عقول مردمان .
*صبر بر تنهایی ، نشانه قوت عقل است، هر كه از طرف خداوند تبارك و تعالی تعقل كند از اهل دنیا و راغبین در آن كناره گرفته و بدانچه نزد پروردگارش است رغبت نموده، و خداوند در وحشت انیس اوست و در تنهایی یار او، و در نداری توانگری او و در بی تیره و تباری عزت او .
*برای هر چیزی دلیلی باید، و دلیل خردمند تفكر است ، و دلیل تفكر خاموشی.
*به راستی كه با ارزش ترین مردم كسی است كه دنیا را برای خود مقامی نداند، بدانید بهای تن شما مردم ، جز بهشت نیست ، آن را جز بدان مفروشید.
*بهترین چیزی كه به وسیله آن بنده به خداوند تقرب می جوید، بعد از شناختن او ، نماز و نیكی به پدر و مادر و ترك حسد و خودبینی و به خود بالیدن است.
*خداوند بهشت را بر هر هرزه گوی كم حیا كه باكی ندارد چه می گوید و یا به او چه گویند حرام گردانیده است.
*از كبر و خودخواهی بپرهیز، كه هر كسی در دلش به اندازه دانه ای كبر باشد، داخل بهشت نمی شود .
*همنشینی با اهل دین ، شرف دنیا و آخرت است.
*بپرهیز از معاشرت با مردم و انس با آنان ، مگر این كه خردمند و امانت داری در میان آنها بیایی كه (در این صورت) با او انس گیر و از دیگران بگریز، به مانند گریز تو از درنده های شكاری .
*مومن همانند دو كفه ترازوست، هرگاه به ایمانش افزوده گردد، به بلایش افزوده گردد.
...و اما امروز مشهد الرضا حال و هوای دیگری دارد، در روز شهادت امام موسی کاظم (ع)خیلی از مشتاقان به زیارت فرزندش در خراسان می روند تا شهادت پدر بزرگوارشان را خدمت سلطان خراسان تسلیت بگویید...
برای شنیدن صوت مربوط به این خبر اینجا کلیک کنید.
نظر شما