چرا ۱۰۰روز؟ چرا ۱۰۰لبخند؟
1. نقاط اوج تاریخ ادبیّات ما، از باربد و نکیسا تا رودکی و فردوسی و خیام، از حافظ و سعدی تا مولانا و سپس، در عصر خود ما: سهراب سپهری، نشان از نوعی میل به شادی دارد؛ شادباشی که اگرچه در پس جنگها و جهلهای زمانه، گاه و بیگاه از آشکارای لب به پنهان دل پناه برده است امّا روح امید این ملّت را همواره زنده نگاه داشته است. در این بین ورود اسلام به ایران، چنان شادی بشکوه و شکوه شادمانهای با خود به ارمغان آورد که هر روز، پس از روز دیگر، خشتی بر خشت هنر مومنانه و بیبدیل این سرزمین افزود؛ از نشانههای یگانگی این همافزایی فرهنگی، همین بس که ایران اسلامی و اسلام ایرانی، از شمشیر آبدیدهی مغول، مینیاتورهای اعجازگونه تیموری و موسیقی نجیبعبدالقادر مراغی و معماری بلند مساجد–در صدر آنها، گوهرشاد- را برآورد؛ جهانی زنده از رنگ و چنگ و سنگ. جهانی از نشاط و امید و عشق.
پیامبر دین آخرین، خود شادمانه زیست و امام اول فرمود «الْمُؤْمِنُ بِشْرُهُ فِى وَجْهِهِ» و رئیس مکتب اشارت کرد: «هیچ مومنی نیست که شوخی و شادی در طبع او نباشد»
بی جهت نیست که رهبری، به تمسک از بزرگان دین و آیین، بارها و بارها بر نیاز کیان نسبت به حضور جوانان بانشاط در عرصههای مختلف اجتماعی و مدیریتی تاکید کرده اند و از جمله در دیداری با جوانان فرمودند «عزیزان من! امروز کشور به نشاط شما، به نیروی شما، به ابتکار شما، به ایمان شما و به صفای شما بهشدت نیازمند است»
ریاست محترم جمهور نیز بارها بر مواردی از این دست که «سلامت جسم و روح بدون نشاط امکان ندارد» تاکید کرده اند.
2. متاسفانه، علیرغم همه این تاکیدات و توجّهات به مساله نشاط، پژوهشهای اجتماعی، خلاف انتظار و توقّع، شهروندان مشهد را (که به دلیل حضور در مقدّسترین و متبرّکترین و بانشاطترین سرزمین عالم امکان، خاک مطهر حضرت رضا(ع)، می بایست بانشاطترین شهروندان باشند) دارای کمترین سطح نشاط و شادابی در بین سایر شهروندان ایرانی معرفی میکند؛ حال آنکه همین پژوهشها نشان میدهد اتّفاقاً سایر قطبهای مذهبی کشورمان مانند قم و کاشان، از شادابی اجتماعی بالایی برخوردارند. همین مقایسه کافی است که نشان دهد در این سالها، در شهر مشهد، چه کم لطفی بزرگی در حق دین و آثار اجتماعی نشاطآفرین آن شده است. به راستی چه بر سر ما آمده که با داشتن مهمترین منابع نشاط اجتماعی، یعنی دین و فرهنگ دینی، در کنار تاریخ و اصالت شادکامانه زیستبوم خراسان، شهروند معاصر مشهدی ناشادمان است؟ دلیل هر چه باشد و مقصر هر که باشد، وقت آن نرسیده است که به خودمان بیاییم، کاری انجام دهیم و این سرطان غم و اندوه را که هرآینه ممکن است دین و دنیای ما را با هم بر باد دهد، درمان کنیم و شهری بسازیم در خور شهروندان مشهدی؟
3. خوشبختانه، اعضای منتخب شورای شهر آینده، تا همینجای کار هم نشان دادهاند که به درستی و دقّت، این آسیب جامعه معاصر مشهد را معرفی کردهاند و بهویژه با حضور در میان اقشار مختلف جامعه و ارتباط با نهادهای مدنی و رسانههای جمعی، تلاش دارند پیش از ورود به محیط رسمی تصمیمگیری برای شهر و به نمایندگی از شهروندان، ریشههای اجتماعی این آسیب را نیز شناسایی کنند.
از طرف دیگر، شهروندان مشهدی با رای دادن به آن دسته از نامزدهای انتخابات شورای شهر که مسئله «نشاط» را سرفصل برنامههای خود قرار دادهاند، شکلی بسیار متمدنانه از مطالبه گری پیرامون این مساله را به نمایش گذاشتند. واقعیت است که نسل جوان و بسیار جوان شهروندان مشهد (که بیشترین رای اعضای شورای شهر آتی نیز از میان آرای همین جوانان است) تلاش دارد نه تنها به سطح برابری از شادی و نشاط اجتماعی، هماهنگ با سایر شهرهای کشور، بدست یابد بلکه توقع دارد شهر مشهد، به عنوان پایتخت فرهنگی جهان اسلام و پایتخت معنوی عالم تشیع، خود مدل و الگویی باشد جهانی، متشکل از بالاترین و والاترین اشکال و انواع شادکامی های مادی و معنوی. تلاش و صدایی که اگر شنیده نشود، علاوه بر آسیب های اجتماعی، آسیب های بزرگ تر تاریخی نیز در پی خواهد داشت.
4. حضور همزمان گروههای متفاوتی از افکار و سلایق سیاسی و اجتماعی در سطوح رسمی، نیمهرسمی و غیررسمی برنامههای شهری و شهروندی طی چندماه پیش رو(که بعید است عمر این فرصت عمومی از 100روز بیشتر شود) علیرغم ایجاد فضایی به ظاهر متعارض و پر از گمانهزنیهای متناقض، میتواند یک فرصت درخشان برای شهر و شهروندان مشهد بهشمار آید. در لوای این 100روز آینده و تغییر و تبدّلات مدیریت شهری مشهد است که شهروندان در خلال گفتگوها و فعالیتهای رسانهای و رفتارهای اجتماعی طیفهای مختلف سیاسی و افکار گوناگون مدیریتی، می توانند با آن روی مدیران و نمایندگانی مواجه شوند که در فرصت تبلیغات انتخاباتی و حتی دوران تصدیگری صندلیها و میزهای سیاسی و اداری، کمتر میتوان به نیّات و اغراض درونی ایشان پی برد یا حتّی ایشان را بهطور کلّی شناخت.
فرصت بزرگتر این 100روز پیش رو امّا متعلّق به جوانان باانگیزه مشهدی است که حقّاً در هر زمینهای ورود کردهاند، استعداد و هوش خود را به رخ کشیدهاند. واقعیت این است که ما جوانهای مشهدی میتوانیم در 100 روز پیش رو، یکی از این دو راه یا راه میانه اینها را در ارتباط با مدیریت شهری مشهد انتخاب کنیم:
میتوانیم: یک بار دیگر نشاطِ جوانی خود را در طبق لرزانِ رقابتهای سیاسی و مجادلات پساانتخاباتی قرار دهیم و در تکرار سنّت کج و معوج سیاسی این شهر، یعنی حذف رقیب به هر قیمتی، نهایت کوشش را انجام دهیم؛ بازار شایعات را داغ کنیم و پیادهنظامِ لایکی و فالووری این جریان و آن جریان شویم.
یا میتوانیم: از این فرصت تعادل سیاسی و عدم یکدستی قدرت در مدیریت شهری، بهرهای جانانه ببریم و با نشاندادن ویژگیهای ممتاز تاریخی خود مانند سعه صدر، صبوری، نوعدوستی، گفتمانخواهی، مخالفپذیری و همگرایی شهری و شهروندی، بهترین فضا را برای حضور همه افکار و سلایق پیشرو جوانان در امور شهری فراهمآوریم.
100 روز پیش رو، 100 روز تاریخی برای شهر مشهد و شهروندان آن، به شمار میآید. 100 روزی که ما جوانترها میتوانیم یکبار برای همیشه به جدالهای آسیبزننده سیاسی در حوزه اداره شهر(که هیچ ارتباط درستی با مدیریت شهری ندارند)پایان دهیم.
شکی نیست که اگر چنین کنیم، میتوانیم با تشکیل یک حرکت اجتماعی بزرگ و موثر از جوانان، در آیندهای نزدیک تجربهای بیبدیل از مبارزه با هرگونه فساد اقتصادی و سیاسی و اجتماعی در حوزه مدیریت شهری را رقم بزنیم. مبارزهای مشفقانه که جز با صداقت و همگرایی ما جوانان مشهدی امکانپذیر نیست.
اولین و مهمترین گام در مسیر این همگرایی و همکاری در بین جوانان شهر، نشاطافزایی و افزایش امید به آینده در میان جوانان مشهدی است؛ کاری که جز از طریق ایجاد پویش گسترده و مطالبهگر برای ارتقاء نشاط اجتماعی، بسیار دور از دست نشان میدهد.
پیشنهاد میکنم «نشاط» را کلیدواژه و رمز این وفاق جمعی قرار دهیم و تلاش کنیم در 100 روز آینده، شادترین روزها را برای شهر ایمان و امید رقم بزنیم...
5. گروه مشاوران جوان شهرداری مشهد، به عنوان مردمیترین و جوانترین بخش شهرداری مشهد، دارای ویژگی های منحصر به فرد در اداره سازمان خود است. این گروه طی ده سال فعالیت مستمر خود، تقریباً هر اندیشه و نظری را به خود پذیرفته. همین حالا هم، وقتی به اعضا و کارکنان و فعالان ستادی و غیر ستادی این گروه جوان شهرداری مشهد نگاه میکنید، به طور شگفتانگیزی دامنه گستردهای از سلایق و دیدگاههای مختلف سیاسی و اجتماعی را در بین ایشان مشاهده میکنید. دلیل اوّل این دیگرپذیری و تنوع فکری در گروه مشاوران جوان را باید در ویژگیهای جوانان و شخصیت منتقد ایشان جستوجو کرد. ویژگی که موجب شدهگروه مشاوران جوان در همه دوران ده ساله فعالیت خود، بی هیچ شبههای یکی از پاکدستترین نهادهای حاکمیتی باشد که مورد نقد و بررسی مرتب جوانان بوده است و کوچکترین خطا در نظم سازمانی آن، با هشدارهای دقیق جوانان مشهدی اصلاح شده است.
6. اعضای گروه مشاوران جوان شهرداری مشهد، که تعداد ایشان به بیش از ده هزار فعال علمی و اجتماعی میرسد، با این دیدگاه و از این خاستگاه، گروه علمی و اجتماعی مشاوران جوان را نه متعلق به یک تفکر و جناح خاص که متعلق به همه شهروندان بهویژه جوانان مشهدی میدانند و با درک شرایط تاریخی مذکور و توجه به شرایط فرهنگی و اجتماعی شهر مشهد، در اولویت قرار دادن مساله نشاط جوانان در قالب یک کمپین گسترده شهری به نام «#مشهد_بانشاط» را دنبال میکنند و امیدوارند با سپردهشدن راهبری این گروه به دست مدیریت شهری آینده مشهد، شهردار و شورای شهر آینده این مطالبه جوانان مشهدی را با استفاده از همه فرصتهای در اختیار مدیریت شهری، هرچه بهتر و بیشتر دنبال کنند. این کمپین تلاش میکند تا پایان سال96، لبخند یکمیلیون جوان مشهدی را در پویش خود به ثبت برساند و دستکم 100هزار جوان مشهدی را با فعالیتهای تازه خود همراه کند.
7. تشکیل چنین کمپین بزرگ شهری برای افزایش نشاط مردم مشهد، نیازمند آمادهسازی بسترهای لازم برای آمادگی ذهنی و اجتماعی شهروندان است. جوانانی که میخواهند مشق دموکراسی و دیگرپذیری کنند و با همگرایی و لبخند، مشهد را به با نشاطترین شهر جهان تبدیل کنند؛ نشاطی درخور نام مقدّسترین شهرهای جهان.
از همین رو، گروه مشاوران جوان شهرداری مشهد، با طراحی برنامه «100 روز، 100 لبخند» تلاش خواهد کرد با اجرای بیش از 120 برنامه اجتماعی با محوریت «نشاط و سلامت اجتماعی جوانان» و شعار «مشهد بانشاط: شهر سالم، شهروند شاد»، زمینه را برای آغاز بزرگترین کمپین شادی و نشاط آماده کند. برنامههایی که با کمترین هزینه از بیتالمال و با تکیه بر عشق و مهربانی و نشاط جوانان پرشور مشهدی فراهم آمدهاند. 100 روز آینده، هر روز لبخند بزنید: 100 روز، 100 لبخند!
مصطفی توفیقی
فعال اجتماعی- طراح پروژه «صد روز، صد لبخند» و کمپین #مشهد_ بانشاط