ملتی که فقیر باشد دینداری آن مشكل است/مساله فیء در قرآن اقتصاد را ترسیم می کند
خدایا! بین نان مسلمانها و خود مسلمانها فاصله نینداز. مستحضرید كه منظور از نان همان بحثهای اقتصادی است. مالِ مردم است.
به گزارش خبرگزاری برنا، حضرت آیت الله جوادی آملی با تحلیل بخشی از دعای مرحوم کلینی در کتاب المعیشه تاکید کردند :مطلب آن است كه دین فقر را برداشت. آن دعای معروفی كه مرحوم كلینی در جلد پنج كافی در كتابالمعیشه نقل كرد این است: عرض كرد خدایا! بین نان مسلمانها و خود مسلمانها فاصله نینداز. مستحضرید كه منظور از نان همان بحثهای اقتصادی است. مالِ مردم است. عرض كرد بین مردم و اقتصاد فاصله نینداز؛ زیرا ملتی كه با اقتصادش فاصله داشته باشد با مال فاصله داشته باشد، فقیر باشد، دینداری آن ملت مشكل است «فلولا الخبز ما صلّینا و لا صُمنا و لا ادّینا فرائض ربّنا». با اینكه خود حضرت و اصحاب خاصش چند سال در شِعب ابیطالب آن محاصره و تحریم را تجربه كردند وگرنه توده مردم دینداری آنها با فقر بسیار سخت است این از بیانات نورانی پیغمبر است كه مرحوم كلینی نقل كرد.
ایشان در ادامه افزودند:در روایات هم فراوان آمده است كه به اندازه نیاز جامعه ذات اقدس الهی مسایل مالی را تنظیم كرده است بخشی به عنوان انفال است كه در اول سوره مباركه «انفال» آمده است: ﴿یسْأَلُونَكَ عَنِ الْأَنْفَالِ قُلِ الْأَنْفَالُ لِلّهِ وَالرَّسُولِ﴾ دیگر بیش از این دو نیست یعنی مالِ خداست و مالِ پیغمبر در حقیقت مال مكتب است مال اسلام است بیتالمالِ مسلمین همین را تامین میكند مال كسی نیست آن كه والی مسلمین است در راس امور مسلمین است باید این را تحصیل كند به عنوان خدمتگزار اسلام، حفظ كند به عنوان خدمتگزار اسلام و عادلانه توزیع كند .
مرجع تقلید شیعیان ادامه دادند: بخش دوم بخش مسایل وجوه شرعی است كه آن هم در سوره مباركه«انفال» آیه 41 معروف است كه ﴿وَاعْلَمُوا أَنَّمَا﴾ كه باید به صورت «انَّ ما» یعنی جدا نوشته میشد ﴿وَاعْلَمُوا أَنَّمَا غَنِمْتُم مِن شَیءٍ فَأَنَّ لِلّهِ خُمُسَهُ وَلِلرَّسُولِ وَلِذِی الْقُرْبَی وَالْیتَامَی وَالْمَسَاكِینِ وَابْنِ السَّبِیلِ إِن كُنتُمْ آمَنتُم بِاللّهِ وَمَا أَنْزَلْنَا﴾ متدینین ما مطابق آیه 41 و روایات و صحیحهای كه در ضمن این از اهل بیت(ع) آمده است وجوه شرعیشان را ادا میكنند قصد قربت دارند و با قصد قربت این وجوه را ادا میكنند و حوزههای علمیه از اینهایی كه با قصد قربت مؤدیان وجوه شرعیاند با اخلاص میپذیرند آنها هم متقربا الی الله میدهند اینها هم از اغنیا و متمكنین میپذیرند بدون اینكه ارباب و رعیتی در كار باشد، بدون اینكه خودشان را وامدار آنها بدانند. برای اینكه آنها ممنوناند و میآیند دست مراجع را میبوسند و متقرباً إلی الله حقّ اسلام را به این رهبران الهی میدهند نه حق خودشان را، مالی از خودشان به اینها نمیدهند چون این یك پنجم را مالِ اینها نباید دانست اینها امیناند و مامورند به تادیه در افراض، میآیند مال خدا را به نمایندگان ائمه(ع) میپردازند پس دیگر سخن از رژیم ارباب و رعیتی نیست.
مفسر قرآن کریم ابراز داشتند :مساله فیء هم كه مربوط به غنائم جنگی است در سوره مباركه«حشر» بیان شده در سوره مباركه«حشر» آیه هفت به این صورت است: ﴿مَا أَفَاءَ اللَّهُ عَلَی رَسُولِهِ مِنْ أَهْلِ الْقُرَی فَلِلَّهِ وَلِلرَّسُولِ وَلِذِی الْقُرْبَی وَالْیتَامَی وَالْمَسَاكِینِ وَابْنِ السَّبِیلِ كَی لاَ یكُونَ دُولَةً بَینَ الْأَغْنِیاءِ مِنكُمْ﴾ برای اینكه مال یك گردش 360 درجهای داشته باشد نه نظام سوسیال شرق حق بود نه نظام سرمایهداری غرب. مستحضرید كه بر اساس این دو مبنای اقتصادی كه هر دو باطل است، این مال كه به منزله ستون فقرات است یا خون در رگهاست این در یك بخش از رگها جاری است بقیه فلجاند. در نظام سرمایهداری این سرمایهها در دست اغنیا متداول است در نظام پوسیده سوسیال شرق این ثروتها در دولتها متداول بود از دست دولتی به دولتی میرسید كه دولتسالاری بود بقیه فلج بودند.
این آیه اقتصاد را ترسیم میكند كه مالِ مملكت به منزله خون مملكت است (یك) باید 360 درجه در این مدار دایره بگردد (دو) كه همه اعضای این مملكت زنده باشند نه فلج (سه) وگرنه اگر این مال در یك منحنی خاصی از دست سرمایهداری به دست سرمایهداری بگردد، میشود دولتِ ﴿بَینَ الْأَغْنِیاءِ﴾ یعنی در همین نیمدایره فرضا یا در این منحنی تداول دارد و دست به دست میگردد بقیه كارگر و عملهاند فلجاند؛ چه اینكه این منحنی كوتاه، دولت باشد كه نظام شرق بر آن بود یا سرمایهدارهای معروف غرب باشند. فرمود برای اینكه این مال كه به منزله خون است یك مدار 360 درجهای داشته باشد همه جا بگردد و همه را زنده كند باید مساله فیء و امثال فیء عادلانه توزیع بشود ﴿كَی لاَ یكُونَ دُولَةً بَینَ الْأَغْنِیاءِ مِنكُمْ﴾.
استاد بزرگ تفسیر حوزه علمیه تاکید نمودند: در بخش چهارم كه مساله زكات است یك مقدار شفافتر سخن گفت تا متدینین را به وظیفه دینداریشان آشناتر كند؛ فرمود این اموالی كه شما دارید میدهید حق مسلم بیتالمال است نه مالِ شما؛ شما از كیسهخودتان نمیدهید (این یك) و مادامی كه این مال را ندادید آلودهاید (این دو) و این مال به وسیله رهبران الهی از شما گرفته میشود تا شما پاك بشوید (سه) نگویید ما رفتیم مالمان را پاك كردیم؛رفتید خودتان ـ خودتان یعنی خودتان ـ را پاك كردید این دین دیگر اجازه ارباب و رعیتی به كسی نمیدهد.
در سوره مباركه «توبه» به این صورت فرمود: ﴿خُذْ مِنْ أَمْوَالِهِمْ صَدَقَةً تُطَهِّرُهُمْ وَتُزَكِّیهِم بِهَا﴾. فرمود زكات را كه مصارف هشتگانه دارد از اینها بگیر كه این صدقه واجبه اینها را پاك میكند قبلا آلوده بودند. آن لطیفهای كه مرحوم شیخ طوسی و همفكرانشان داشتند این بود كه این جملهٴ ﴿تُطَهِّرُهُمْ﴾ در محل نصب است تا صفت باشد برای صدقه ﴿خُذْ مِنْ أَمْوَالِهِمْ صَدَقَةً﴾ كه ﴿تُطَهِّرُهُمْ﴾ این صدقه اینها را پاك میكند. خب اگر كسی وجوهات را ندهد از نظر دین آلوده است این میخواهد خودش را پاك كند؛ یك وقت بدن آلوده است میگویند برو غسل كن. یك وقت روح آلوده است میگویند برو وجوهاتت را بده.
حالا اگر بیتالمالی بود مردم عدهای را خدمتگزارشان قرار دادند آن خدمتگزارها باید این بیتالمال را در بهترین جا مصرف كنند و بهترین جا حفظ دین است دینِ مردم هم به وسیله حوزههاست. حوزه است كه دینِ مردم را به وسیله مسجد و حسینیه و منبر و تعلیم و تدریس حفظ میكند.
ایشان در ادامه افزودند:در روایات هم فراوان آمده است كه به اندازه نیاز جامعه ذات اقدس الهی مسایل مالی را تنظیم كرده است بخشی به عنوان انفال است كه در اول سوره مباركه «انفال» آمده است: ﴿یسْأَلُونَكَ عَنِ الْأَنْفَالِ قُلِ الْأَنْفَالُ لِلّهِ وَالرَّسُولِ﴾ دیگر بیش از این دو نیست یعنی مالِ خداست و مالِ پیغمبر در حقیقت مال مكتب است مال اسلام است بیتالمالِ مسلمین همین را تامین میكند مال كسی نیست آن كه والی مسلمین است در راس امور مسلمین است باید این را تحصیل كند به عنوان خدمتگزار اسلام، حفظ كند به عنوان خدمتگزار اسلام و عادلانه توزیع كند .
مرجع تقلید شیعیان ادامه دادند: بخش دوم بخش مسایل وجوه شرعی است كه آن هم در سوره مباركه«انفال» آیه 41 معروف است كه ﴿وَاعْلَمُوا أَنَّمَا﴾ كه باید به صورت «انَّ ما» یعنی جدا نوشته میشد ﴿وَاعْلَمُوا أَنَّمَا غَنِمْتُم مِن شَیءٍ فَأَنَّ لِلّهِ خُمُسَهُ وَلِلرَّسُولِ وَلِذِی الْقُرْبَی وَالْیتَامَی وَالْمَسَاكِینِ وَابْنِ السَّبِیلِ إِن كُنتُمْ آمَنتُم بِاللّهِ وَمَا أَنْزَلْنَا﴾ متدینین ما مطابق آیه 41 و روایات و صحیحهای كه در ضمن این از اهل بیت(ع) آمده است وجوه شرعیشان را ادا میكنند قصد قربت دارند و با قصد قربت این وجوه را ادا میكنند و حوزههای علمیه از اینهایی كه با قصد قربت مؤدیان وجوه شرعیاند با اخلاص میپذیرند آنها هم متقربا الی الله میدهند اینها هم از اغنیا و متمكنین میپذیرند بدون اینكه ارباب و رعیتی در كار باشد، بدون اینكه خودشان را وامدار آنها بدانند. برای اینكه آنها ممنوناند و میآیند دست مراجع را میبوسند و متقرباً إلی الله حقّ اسلام را به این رهبران الهی میدهند نه حق خودشان را، مالی از خودشان به اینها نمیدهند چون این یك پنجم را مالِ اینها نباید دانست اینها امیناند و مامورند به تادیه در افراض، میآیند مال خدا را به نمایندگان ائمه(ع) میپردازند پس دیگر سخن از رژیم ارباب و رعیتی نیست.
مفسر قرآن کریم ابراز داشتند :مساله فیء هم كه مربوط به غنائم جنگی است در سوره مباركه«حشر» بیان شده در سوره مباركه«حشر» آیه هفت به این صورت است: ﴿مَا أَفَاءَ اللَّهُ عَلَی رَسُولِهِ مِنْ أَهْلِ الْقُرَی فَلِلَّهِ وَلِلرَّسُولِ وَلِذِی الْقُرْبَی وَالْیتَامَی وَالْمَسَاكِینِ وَابْنِ السَّبِیلِ كَی لاَ یكُونَ دُولَةً بَینَ الْأَغْنِیاءِ مِنكُمْ﴾ برای اینكه مال یك گردش 360 درجهای داشته باشد نه نظام سوسیال شرق حق بود نه نظام سرمایهداری غرب. مستحضرید كه بر اساس این دو مبنای اقتصادی كه هر دو باطل است، این مال كه به منزله ستون فقرات است یا خون در رگهاست این در یك بخش از رگها جاری است بقیه فلجاند. در نظام سرمایهداری این سرمایهها در دست اغنیا متداول است در نظام پوسیده سوسیال شرق این ثروتها در دولتها متداول بود از دست دولتی به دولتی میرسید كه دولتسالاری بود بقیه فلج بودند.
این آیه اقتصاد را ترسیم میكند كه مالِ مملكت به منزله خون مملكت است (یك) باید 360 درجه در این مدار دایره بگردد (دو) كه همه اعضای این مملكت زنده باشند نه فلج (سه) وگرنه اگر این مال در یك منحنی خاصی از دست سرمایهداری به دست سرمایهداری بگردد، میشود دولتِ ﴿بَینَ الْأَغْنِیاءِ﴾ یعنی در همین نیمدایره فرضا یا در این منحنی تداول دارد و دست به دست میگردد بقیه كارگر و عملهاند فلجاند؛ چه اینكه این منحنی كوتاه، دولت باشد كه نظام شرق بر آن بود یا سرمایهدارهای معروف غرب باشند. فرمود برای اینكه این مال كه به منزله خون است یك مدار 360 درجهای داشته باشد همه جا بگردد و همه را زنده كند باید مساله فیء و امثال فیء عادلانه توزیع بشود ﴿كَی لاَ یكُونَ دُولَةً بَینَ الْأَغْنِیاءِ مِنكُمْ﴾.
استاد بزرگ تفسیر حوزه علمیه تاکید نمودند: در بخش چهارم كه مساله زكات است یك مقدار شفافتر سخن گفت تا متدینین را به وظیفه دینداریشان آشناتر كند؛ فرمود این اموالی كه شما دارید میدهید حق مسلم بیتالمال است نه مالِ شما؛ شما از كیسهخودتان نمیدهید (این یك) و مادامی كه این مال را ندادید آلودهاید (این دو) و این مال به وسیله رهبران الهی از شما گرفته میشود تا شما پاك بشوید (سه) نگویید ما رفتیم مالمان را پاك كردیم؛رفتید خودتان ـ خودتان یعنی خودتان ـ را پاك كردید این دین دیگر اجازه ارباب و رعیتی به كسی نمیدهد.
در سوره مباركه «توبه» به این صورت فرمود: ﴿خُذْ مِنْ أَمْوَالِهِمْ صَدَقَةً تُطَهِّرُهُمْ وَتُزَكِّیهِم بِهَا﴾. فرمود زكات را كه مصارف هشتگانه دارد از اینها بگیر كه این صدقه واجبه اینها را پاك میكند قبلا آلوده بودند. آن لطیفهای كه مرحوم شیخ طوسی و همفكرانشان داشتند این بود كه این جملهٴ ﴿تُطَهِّرُهُمْ﴾ در محل نصب است تا صفت باشد برای صدقه ﴿خُذْ مِنْ أَمْوَالِهِمْ صَدَقَةً﴾ كه ﴿تُطَهِّرُهُمْ﴾ این صدقه اینها را پاك میكند. خب اگر كسی وجوهات را ندهد از نظر دین آلوده است این میخواهد خودش را پاك كند؛ یك وقت بدن آلوده است میگویند برو غسل كن. یك وقت روح آلوده است میگویند برو وجوهاتت را بده.
حالا اگر بیتالمالی بود مردم عدهای را خدمتگزارشان قرار دادند آن خدمتگزارها باید این بیتالمال را در بهترین جا مصرف كنند و بهترین جا حفظ دین است دینِ مردم هم به وسیله حوزههاست. حوزه است كه دینِ مردم را به وسیله مسجد و حسینیه و منبر و تعلیم و تدریس حفظ میكند.
نظر شما