به مناسبت میلاد امام حسین (ع)
روایتی از آیت الله بهجت: مردی که هر هفته سوار بر شیر به کربلا میرفت
دید كه مالها و قافله حركت كرده و رفتهاند خیلى ناراحت شد، ولى ناگهان دید در گوشهاى چیزى است ، خوب نگاه كرد دید كه شیر است ! مى گوید: در دلم افتاد كه بر آن سوار شوم.
به گزارش خبرگزاری برنا، آنچه در ادامه میخوانید سخنان حضرت آیت الله العظمی بهجت(ره) درباره امام حسین(ع) است که به مناسبت ولادت آن حضرت منتشر میگردد.
قرآن و عترت همراه همیشگى
ما مردان خدا را نمىشناسیم ، چه رسد به انبیا و اوصیا!
ترس مقربان از سقوط است نه فقط از آتش. اینها براى كسانى است كه خیلى خیلى از ما بالاترند. ما هنوز به مقام آنها نرسیدهایم . سلمان و مقداد و ابوذر، در چه مقامى بودهاند؟! اما اینها را نشناختهایم . چطور مىخواهیم انبیا و اوصیا را بشناسیم ؟!
بشر حاضر است همه چیز را فداى خود بكند!
از قضیه سید الشهدا (علیه السلام ) باید این را بفهمیم كه بشر حاضر است همه چیز را فداى خودش كند و استثنایى هم در كار نیست .

كرامت امام حسین (علیه السلام )
در صفین وقتى لشكر معاویه بر آب مسلط شدند، آب را بر آن حضرت و اصحابش بستند، اما وقتى كه حضرت مسلط شد، به آنها آب داد و مانع نشد. آیا تا به حال دیده یا شنیده شده كه كسى در وقت جنگ ، به دشمن خود آب بدهد؟!
در زمان پادشاهى روسیه ، در جنگ جهانى اول هرچه لشكر براى جنگ با آلمان مىرفتند برنمىگشتند، یك بار وقتى قطار پر از جوان مىخواست براى جنگ حركت كند، مادران آنها جلوى قطار خوابیدند تا مانع حركت او شوند، از مسكو كسب تكلیف كردند، دستور رسید كه با قطار از روى مادرها عبور كنید.
معمول بود كه در وقت جنگ و حمله چند نفر نگهبان مىگذاشتند تا كسى فرار نكند؛ اما امام حسین (علیه السلام ) در شب عاشورا فرمود:«انتم فى حل من بیعتى» یعنی بیعت خود را از شما برداشتم.
كرامتى از امام (علیه السلام )
آقا شیخ على زاهد قمى با آقاى اشرفى(ره) به كربلا مشرف مىشدند آقاى اشرفى از ایشان سؤ ال مىكند كه آیا در این مدت كه به كربلا مىرفتید، چیز عجیبى مشاهده كردهاید؟ ایشان صحبت كه نمىكرد؛ ولى دفترچه اى از جیبش بیرون آورد و به ایشان داد كه در آن نوشته بود: مردى صالح مقید بود كه شبهاى پنجشنبه از نجف به كربلا جهت زیارتى شب جمعه برود، نزدیك غروب مغازه خود را تعطیل مىكرد و مىرفت . یك روز پنجشنبه وقت غروب آفتاب دكان را تعطیل كرد و مقدارى دیرتر از شبهاى گذشته دكان خود را بست و آمد دید كه مالها و قافله حركت كرده و رفتهاند خیلى ناراحت شد، ولى ناگهان دید در گوشهاى چیزى است ، خوب نگاه كرد دید كه شیر است ! مى گوید: در دلم افتاد كه بر آن سوار شوم ، با این چنین سابقه شجاعتى نداشتم . به جلو رفتم و بر روى شیر نشستم . شیر هم بلند شد و به سرعت به طرف كربلا رفت و از قافله هم گذشت . بعد از آن ، هر شب جمعه چنین برنامهاى براى او اتفاق مىافتاد.!
اهل بیت (ع) راه سعادت
حضرت آیت الله بهجت(ره) گاهی میفرمودند: بله ! ماها دنبال یك چیزى مى گردیم براى تكاملمان كه نه خدا گفته باشد نه پیغمبر و نه امام .
اما دنبال یك همچنین چیزى مى گردیم و خیال مىكنیم راه سعادت یك چیزى است كه نه خدا گفته نه پیغمبر نه امام . در صورتى كه قاعدتا آنچه آن ها بیشتر گفتهاند و بیشتر تاءكید كردهاند آن موجب سعادت ماست چطور ممكن است كه چیزى تاءثیر در سعادت انسان داشته باشد و آنها از آن غفلت كرده باشند و نگفته باشند و واگذار كرده باشند به اینكه یك پیرى، مرشدى، قطبى بیاید بیان كند؟ آیا ممكن است همچنین چیزى ؟!
و یا ممكن است چیزهایى را كه تاءكید كردهاند چندان اهمیتى نداشته و آنچه مهم بوده یك چیزهایى است كه در كتاب و سنت خیلى كم درباره اش گفتگو شده باشد؟! اینها معقول نیست.
قرآن و عترت همراه همیشگى
ما مردان خدا را نمىشناسیم ، چه رسد به انبیا و اوصیا!
ترس مقربان از سقوط است نه فقط از آتش. اینها براى كسانى است كه خیلى خیلى از ما بالاترند. ما هنوز به مقام آنها نرسیدهایم . سلمان و مقداد و ابوذر، در چه مقامى بودهاند؟! اما اینها را نشناختهایم . چطور مىخواهیم انبیا و اوصیا را بشناسیم ؟!
بشر حاضر است همه چیز را فداى خود بكند!
از قضیه سید الشهدا (علیه السلام ) باید این را بفهمیم كه بشر حاضر است همه چیز را فداى خودش كند و استثنایى هم در كار نیست .

كرامت امام حسین (علیه السلام )
در صفین وقتى لشكر معاویه بر آب مسلط شدند، آب را بر آن حضرت و اصحابش بستند، اما وقتى كه حضرت مسلط شد، به آنها آب داد و مانع نشد. آیا تا به حال دیده یا شنیده شده كه كسى در وقت جنگ ، به دشمن خود آب بدهد؟!
در زمان پادشاهى روسیه ، در جنگ جهانى اول هرچه لشكر براى جنگ با آلمان مىرفتند برنمىگشتند، یك بار وقتى قطار پر از جوان مىخواست براى جنگ حركت كند، مادران آنها جلوى قطار خوابیدند تا مانع حركت او شوند، از مسكو كسب تكلیف كردند، دستور رسید كه با قطار از روى مادرها عبور كنید.
معمول بود كه در وقت جنگ و حمله چند نفر نگهبان مىگذاشتند تا كسى فرار نكند؛ اما امام حسین (علیه السلام ) در شب عاشورا فرمود:«انتم فى حل من بیعتى» یعنی بیعت خود را از شما برداشتم.
كرامتى از امام (علیه السلام )
آقا شیخ على زاهد قمى با آقاى اشرفى(ره) به كربلا مشرف مىشدند آقاى اشرفى از ایشان سؤ ال مىكند كه آیا در این مدت كه به كربلا مىرفتید، چیز عجیبى مشاهده كردهاید؟ ایشان صحبت كه نمىكرد؛ ولى دفترچه اى از جیبش بیرون آورد و به ایشان داد كه در آن نوشته بود: مردى صالح مقید بود كه شبهاى پنجشنبه از نجف به كربلا جهت زیارتى شب جمعه برود، نزدیك غروب مغازه خود را تعطیل مىكرد و مىرفت . یك روز پنجشنبه وقت غروب آفتاب دكان را تعطیل كرد و مقدارى دیرتر از شبهاى گذشته دكان خود را بست و آمد دید كه مالها و قافله حركت كرده و رفتهاند خیلى ناراحت شد، ولى ناگهان دید در گوشهاى چیزى است ، خوب نگاه كرد دید كه شیر است ! مى گوید: در دلم افتاد كه بر آن سوار شوم ، با این چنین سابقه شجاعتى نداشتم . به جلو رفتم و بر روى شیر نشستم . شیر هم بلند شد و به سرعت به طرف كربلا رفت و از قافله هم گذشت . بعد از آن ، هر شب جمعه چنین برنامهاى براى او اتفاق مىافتاد.!
اهل بیت (ع) راه سعادت
حضرت آیت الله بهجت(ره) گاهی میفرمودند: بله ! ماها دنبال یك چیزى مى گردیم براى تكاملمان كه نه خدا گفته باشد نه پیغمبر و نه امام .
اما دنبال یك همچنین چیزى مى گردیم و خیال مىكنیم راه سعادت یك چیزى است كه نه خدا گفته نه پیغمبر نه امام . در صورتى كه قاعدتا آنچه آن ها بیشتر گفتهاند و بیشتر تاءكید كردهاند آن موجب سعادت ماست چطور ممكن است كه چیزى تاءثیر در سعادت انسان داشته باشد و آنها از آن غفلت كرده باشند و نگفته باشند و واگذار كرده باشند به اینكه یك پیرى، مرشدى، قطبى بیاید بیان كند؟ آیا ممكن است همچنین چیزى ؟!
و یا ممكن است چیزهایى را كه تاءكید كردهاند چندان اهمیتى نداشته و آنچه مهم بوده یك چیزهایى است كه در كتاب و سنت خیلى كم درباره اش گفتگو شده باشد؟! اینها معقول نیست.
نظر شما