همزمان با میلاد سومین چراغ هدایت عالم تشیع
آدم، ابراهیم، محمد وام دار حسین (ع)
حسین آنکه هستی تا ابدیت وام دار ثار اوست تا چراغ آزادگی، انسانیت، عدالت و رضای به حق در دنیا روشن بماند او که با شهادتش سودای مردان و زنان آزاده جهان شد.
بازهم شعبان دیگری از راه رسید و پیام شکفتن باغچه اهل بیت را به گوش جهانیان رساند و در اولین قدم از شعبان ماه شکوه و جلال پیغمبری میلاد سید و سالار شهیدان عالم امام حسین (ع) است او که با در دست داشتن پرچم آزادی و آزادگی که از حضرت آدم به ارث داشت توانست به یکباره همه اهل جهان را انگشت بر دهان بگذارد که چگونه می توان از همه چیز و همه کس گذشتن و دم نزدن.السلام علیک یا وارث آدم صفوة الله
مردی از دیار فاطمه و علی آمد که بار سنگین همه مسئولیت ها، بر دوش او سنگینی می کند او وارث رنج بزرگ است تنها وارث آدم ، تنها وارث ابراهیم و تنها وارث محمد، آموزگار بزرگ شهادت اکنون برخواسته است تا به همه آنها که جهاد را تنها در توانستن می فهمند و به همه آنها که پیروی بر خصم را تنها در غلبه می دانند بیاموزد که شهادت نه یک باختن که یک انتخاب است.
از ابتدای آمدنش سری در دل نهفته داشت، اسراری که در آرامشکده مادر به او آموخته بودند و سرتاسر زندگی این راز را در گنجینه دل پر دردش، دردی از جنس عدالت ، آزادگی ،مروت و مردانگی و دردی از جنس غربت علی پنهان داشت.هیچ کس توان شنیدن این راز بزرگ هستی را نداشت همچنان که با آشکار شدنش بی غمان و نامران روزگار بر وی تاختند تا سبب شوند او در نهایت عروج خود درسی بزرگ با مفاهیم بلند به جهانیان عرضه کند درسی بی مزد و منت همچون جدش رسول خدا که فرموده بود من در میان شما 2 چیز ارزشمند به یادگار می گذارم و بابتش هیچ مزدی نمی خواهم قرآن و اهل بیتم، همین است که او را وارث آدم و خاتم نام نهادند« السلام علیک یا وارث محمد حبیب الله» .
آری حسین آمد تا با همه هستی اش در محکمه تاریخ در کنار فرات شهادت بدهد به سود همه مظلومان تاریخ، با شهادت خود شهادت بدهد که در نظام ظلم و جور و جنایت چگونه قهرمانان می مردند، و چگونه جلادان جائر بر کودکان شیرخوار نیز رحم نمی کردند، او شهادت داد که در نظام حاکم بر تاریخ چگونه زنان یا اسارت راباید انتخاب می کردندو طعمه بوالهوسان می شدند و یا اگر آزادی خواه بودند باید قافله سالار اسیران باشند همچون زینب!
در تاریخی که همه عالم سرتاسر ظلم و جور و عصیان بود، و هرچه پیامبر وهمراهش علی (ع) و در خفقانی که زمان امام حسن (ع) حاکم بود، در جامعه اسلامی کاشته بودند کم کم می رفت تا بر همه عالم ریشه بدواند توسط طاغوت جائر و فاسق متوقف شد، اما به یکباره این حسین بود که این سکوت را برای ابدیت شکست و تنها لبیک گوی خدا شد، و با همرهی زن و فرزند حتی علی اصغرش در سرزمین نینوا گام نهاد و پیام آزادگی را سر داد و ثابت کرد همیشه باتوانستن، بایستن نمی باید. و در زمانی که همه ادبا،عقلا، فلاسفه و... رای بر نتوانستن دادند و اینطور توجیه کردند که وقتی نمی توان ، نباید قدم از پیش نهاد او یک تنه در برابر همه ناتوانان عالم ایستاد و فریاد انا الحق سر داد. و این است راز ماندگاری حسین مصباح االهدی و سفینة النجاة .
حسین و آنان که سخاوتمندانه از حج نیمه تمام با او به قتلگاه خویش رفتند با شهادتشان، به آنان که به هر ذلتی می خواهند زنده بمانند به این مرگان خاموش و پلید تاریخ درس عزت و رضا دادند.
مردی از دیار فاطمه و علی آمد که بار سنگین همه مسئولیت ها، بر دوش او سنگینی می کند او وارث رنج بزرگ است تنها وارث آدم ، تنها وارث ابراهیم و تنها وارث محمد، آموزگار بزرگ شهادت اکنون برخواسته است تا به همه آنها که جهاد را تنها در توانستن می فهمند و به همه آنها که پیروی بر خصم را تنها در غلبه می دانند بیاموزد که شهادت نه یک باختن که یک انتخاب است.
از ابتدای آمدنش سری در دل نهفته داشت، اسراری که در آرامشکده مادر به او آموخته بودند و سرتاسر زندگی این راز را در گنجینه دل پر دردش، دردی از جنس عدالت ، آزادگی ،مروت و مردانگی و دردی از جنس غربت علی پنهان داشت.هیچ کس توان شنیدن این راز بزرگ هستی را نداشت همچنان که با آشکار شدنش بی غمان و نامران روزگار بر وی تاختند تا سبب شوند او در نهایت عروج خود درسی بزرگ با مفاهیم بلند به جهانیان عرضه کند درسی بی مزد و منت همچون جدش رسول خدا که فرموده بود من در میان شما 2 چیز ارزشمند به یادگار می گذارم و بابتش هیچ مزدی نمی خواهم قرآن و اهل بیتم، همین است که او را وارث آدم و خاتم نام نهادند« السلام علیک یا وارث محمد حبیب الله» .
آری حسین آمد تا با همه هستی اش در محکمه تاریخ در کنار فرات شهادت بدهد به سود همه مظلومان تاریخ، با شهادت خود شهادت بدهد که در نظام ظلم و جور و جنایت چگونه قهرمانان می مردند، و چگونه جلادان جائر بر کودکان شیرخوار نیز رحم نمی کردند، او شهادت داد که در نظام حاکم بر تاریخ چگونه زنان یا اسارت راباید انتخاب می کردندو طعمه بوالهوسان می شدند و یا اگر آزادی خواه بودند باید قافله سالار اسیران باشند همچون زینب!
در تاریخی که همه عالم سرتاسر ظلم و جور و عصیان بود، و هرچه پیامبر وهمراهش علی (ع) و در خفقانی که زمان امام حسن (ع) حاکم بود، در جامعه اسلامی کاشته بودند کم کم می رفت تا بر همه عالم ریشه بدواند توسط طاغوت جائر و فاسق متوقف شد، اما به یکباره این حسین بود که این سکوت را برای ابدیت شکست و تنها لبیک گوی خدا شد، و با همرهی زن و فرزند حتی علی اصغرش در سرزمین نینوا گام نهاد و پیام آزادگی را سر داد و ثابت کرد همیشه باتوانستن، بایستن نمی باید. و در زمانی که همه ادبا،عقلا، فلاسفه و... رای بر نتوانستن دادند و اینطور توجیه کردند که وقتی نمی توان ، نباید قدم از پیش نهاد او یک تنه در برابر همه ناتوانان عالم ایستاد و فریاد انا الحق سر داد. و این است راز ماندگاری حسین مصباح االهدی و سفینة النجاة .
حسین و آنان که سخاوتمندانه از حج نیمه تمام با او به قتلگاه خویش رفتند با شهادتشان، به آنان که به هر ذلتی می خواهند زنده بمانند به این مرگان خاموش و پلید تاریخ درس عزت و رضا دادند.
نظر شما