یا ˝باب الحوائج˝
سرویس فرهنگ و هنر برنا/
همواره امامان شیعه خود را موظف به رعایت حقوق پیروانشان میدانستند و این امر جزء سیره آن بزرگواران بوده است. امام موسی کاظم نیز تمام تلاششان را میکردند تا از طرف دشمنان آسیبی به پیروانشان نرسد. حضرت با تمام توان در پی حقوق شیعیان بود و اینکه مبادا دستگاه جور به دلیل منسوب بودن افرادی به ایشان رآنها ا آزار و اذیت کنند و احیاناً جانشان به خطر بیافتد. حضرت حاضر بود خود در خطر باشد اما پیروانش آسوده خاطر بسر برند.
زندگی امام
موسی بن جعفر که شیعیان دوازده امامی از او با عنوان امام موسی کاظم یاد میکنند. وی در روز ۷ صفر سال ۱۲۸ هجری قمری. در ابواء منطقهای بین مکه و مدینه به دنیا آمد. مادر او حمیده مصفّاه بود. از مهمترین القاب پیروانش برای ایشان، میتوان به کاظم، صابر، صالح، امین و عبدالصالح اشاره کرد. ایشان در میان شیعیان به "بابالحوائج" معروف است.
امام پس از مرگ پدرش در شوال سال ۱۴۸هجری قمری. و در زمان خلافت منصور عباسی امامت خود بر شیعیان را اعلام کرد و این مهم ۳۵ سال به درازا کشید. ایشان نقش موثری در گسترش معارف شیعی داشت. در این دوران، چندین بار توسط خلفای عباسی دستگیر و زندانی گردید. تنها در دوران خلافت هارون الرشید، به مدت چهار سال زندانی بود. امام موسی کاظم، در ۲۵ رجب ۱۸۳ ه. ق.، در سن ۵۵ سالگی، توسط زهر در زندان سندیبن شاهک به دستور هارون الرشید کشته شد. وی در شهر کاظمین در کشور عراق مدفون است.
پیشگویی از آینده امام
اسحاق بن عمار گوید: در خدمت حضرت موسى بن جعفر (ع)بودم كه مردى بر وى وارد شد، حضرت فرمود: اى مرد تو تا یكماه خواهى مرد، راوى گوید من با خود گفتم: گویا وى از مرگ شیعه اطلاع دارد، در این هنگام حضرت فرمود اى اسحاق چرا این موضوع را انكار میكنى، رشید هجرى كه یكى از مستضعفین بود علم منایا را میدانست، امام كه از وى به این علم اولى است. پس از این فرمود: اى ابو اسحاق تو تا دو سال دیگر خواهى مرد، و خویشاوندان و فرزندان و اموال تو از بین خواهند رفت و به فقر شدیدى مبتلا میگردند، و این قضایا پس از آن انجام گرفت و مطلب همان طور كه موسى بن جعفر فرموده بود واقع شد.
سخاوت و بخشندگى امام
امام کاظم علیه السلام بخشنده ترین مردم زمان خویش بود. در منابع شیعه و اهل سنت آمده است که هر گاه از کسی بدی و ناخوشایندی به آن حضرت می رسید، با ارسال هدایایی پاسخ می داد و این اوج بخشندگی و سخاوت است. مبلغ اعطایی آن حضرت به اندازه ای بود که نیازمند را بی نیاز می کرد.
امام علیه السلام به دنیا به چشم هدف نمینگریست و اگر مالى فراهم مىآورد دوست مىداشت با آن خدمتى بكند و روح پریشان افسردهاى را آرامش بخشد و گرسنهاى را سیر كند و برهنهاى را بپوشاند، اعتماد به اینکه خداوند روزی ده و نیرومند است، به مؤمن غنایی می بخشد که از فقر و تنگدستی نمی هراسد. امام موسی بن جعفر علیه السلام با وجود سختی شرایط و اوضاعی که در آن میزیسته است، در جود و کرم شهره آفاق بوده است.
محمد بن عبد الله بكرى میگوید: از جهت مالى سخت درمانده شده بودم و براى آنكه پولى قرض كنم وارد مدینه شدم، اما هر چه این در و آن در زدم نتیجه نگرفتم و بسیار خسته شدم. با خود گفتم خدمتحضرت ابو الحسن موسى بن جعفر-درود خدا بر او-بروم و از روزگار خویش نزد آن بزرگ شكایت كنم.
پرسان پرسان ایشان را در مزرعه اى در یكى از روستاهاىاطراف مدینه سرگرم كار یافتم. امام براى پذیرایى از من نزدم آمدند و با من غذا میل فرمودند، پس از صرف غذا پرسیدند،با من كارى داشتى؟ ماجرا را برایشان عرض كردم، امام برخاستند و به اطاقى در كنار مزرعه رفتند و باز گشتند و با خود سیصد دینار طلا (سكه) آوردند و به من دادند و من از همان جا به دیار خود باز گشتم.
تحكیم امامت امام
امامان گرامى ما را رسم بر این بود كه براى شناساندن امام و مرجع علمى و سیاسى و دینى بعد از خویش، به نام و شخص او تصریح مىفرمودند تا براى آنها كه مىخواستند از این رهگذر سوء استفادههاى سیاسى، بكنند، مفرى باقى نماند و هم شیعیان راستین، امام و جانشین واقعى را باز شناسند، از این رو، در مورد امام كاظم علیه السلام نیز، پدر گرامیشان با وجود حكومت پر خفقان عباسى، باز در مواردى بسیار به امامت آنحضرت پس از خویش تصریح فرمودهاند كه تنها به چند نمونه اكتفا مىشود: على بن جعفر گوید: پدرم امام صادق علیه السلام به گروهى از اصحاب و خواص خویش فرمود: سفارش مرا در مورد فرزندم موسى بپذیرید،زیرا او از همه فرزندان من و نیز از همه كسانى كه از من به یادگار مىمانند، برتر است و جانشین من پس از من و حجت خداوند بر همه بندگان خدا خواهد بود.
نقشه هارون رشید در قتل امام
به دستور هارون،آن بزرگ را به بغداد بردند و نزد فضل بن ربیع محبوس ساختند،از آن پس چندى به فضل بن یحیى سپرده شد و نزد او زندانى بود و سر انجام به زندان سندى بن شاهك منتقل شد. علت این نقل و انتقالات متوالى آن بود كه هارون هر بار از زندانبان هاى آن بزرگوار میخواست تا امام را از میان بردارند، اما هیچیك از این زندانبانان او تن به این كار ندادند تا این دژخیم آخرین یعنى سندى بن شاهك،كه به اشارت هارون آن عزیز را مسموم كرد و پیش از در گذشت وى، گروهى از شخصیتهاى معروف را حاضر ساخت تا گواهى دهند كه حضرت موسى كاظم مورد سوء قصد قرار نگرفته و با مرگ طبیعى در زندان از دنیا مىرود. و با این حیله مىخواست حكومت عباسى را از قتل آن بزرگوار، تبرئه كند و هم جلوى شورش احتمالى هواداران آن امام را بگیرد.