جرعههای جانبخش...
هر چقدر میتوانید بخیل باشید/ روزی که سکته کردن هم جواب نمیدهد
آن كه دستش از دنیا كوتاه شده و به جهان آخرت رخت بر بسته، هرچند هم غصه بخورد دیگر سكته هم نمىكند و حسرت او تمام شدنى نیست.
به گزارش خبرگزاری برنا، از سرمایه های بسیار مهمی که خداوند در اختیار تمامی انسانها قرار داده است "عمر" است. در روایات و احادیث بسیاری بر این نکته تاکید شده است تا مسلمانان قدر و قیمت عمر و وقتشان را غنیمت بشمارند تا توشهای برای دنیا و آخرتشان فراهم کنند. آنچه در ادامه میخوانید شرح وصیت پیامبر اعظم(ص) به ابوذر است که آیت الله سید صادق حسینی شیرازی در کتابی با عنوان" اى ابوذر این گونه باش" درباره آن نوشته است.
حدود چهل سال پیش در كربلا شخصى زندگى مى كرد كه بیرون از شهر كربلا باغ بزرگى داشت، مدتى بود كه تصمیم گرفته بود باغ خود را بفروشد، تا آن كه مشترى آمد و او نیز باغش را به سه هزار دینار فروخت. آن روزها، سه هزار دینار ارزشى بیش از ده كیلوگرم طلا داشت.
روزى یكى از آشنایانش او را دید و از او پرسید كه باغش را چه كرد؟ او نیز در جواب گفت آن را فروختم، پرسید چند فروختى؟ پاسخ داد سه هزار دینار، شخص مورد نظر نیز با تعجب رو به او كرد و گفت: چه ارزان فروخته اى، من حاضر بودم شش هزار دینار، بابت آن باغ به تو پول بدهم، صاحب باغ نیز از آن جا یكسره به خانه آمده و در اثر فكر و خیال زیاد و افسوس خوردن، نتوانست تحمل كند كه چه ضرر بزرگى متوجه اش شده و در نتیجه فرداى همان روز سكته كرد و مُرد. آن روزها چون كه مردن ناگهانى (فُجأة) بسیار كم بود، خبر مرگ او بسیارى را تكان داد و همه فهمیدند به خاطر ضرر زیادى كه متحمل شده، سكته كرده است.
عمر انسانها از آن باغ و املاك با ارزش تر و گران تر است. نكند انسان روزى متوجه گردد كه متاع عمر خویش را ارزان از دست داده است. حتى اگر معصیت هم نكرده باشد و دچار عذاب نگردد حسرت ارزان فروختن، خود عذاب آور و كشنده است.
عمر تك تك انسان ها همانند عمر سلمان و ابوذر است، همانند عمر حبیب بن مظاهر و میثم تمار، مسلم بن عُوسجه، رُشیدهجرى، زُراره و محمد بن مسلم طحان است. ساعات و روزها، همان ساعات و روزهایى است كه آن بزرگواران، در آن قرار داشتند.
باید فكر این بود كه چند صباح عمر را در راه بهترى خرج كرد. او كه باغش را ارزان فروخته بود، تاب نیاورد و سكته كرد و مُرد؛ اما آن كه دستش از دنیا كوتاه شده و به جهان آخرت رخت بر بسته، هرچند هم غصه بخورد دیگر سكته هم نمىكند و حسرت او تمام شدنى نیست.
در روایات آمده است كه روز قیامت كافران، منافقان و فاسقان حسرت مى خورند كه چرا مؤمن نبودند، مؤمن هم حسرت مى خورد كه چرا عمر خود را ارزان فروخته و از آن استفاده بهترنبرده است. بد اخلاقى ها، دروغ گفتن ها، تفریح زیاد، همه و همه اینها ارزان فروختن عمر است؛ اما در عوض، عبادت، به موعظه گوش دادن، درس خواندن و ... استفاده درست از عمر است.
آن كه عمر در نظرش با قیمت جلوه كند، به راحتى، آن را از دست نمى دهد و بى حساب آن را مصرف نمى كند. دیگر بیشتر از حد معمول نمى خوابد، بیشتر از حد معمول به تفریح نمى رود، و بیشتر از حد معمول وقت خود را صرف كارهاى بیهوده نمى كند.
چگونه است كه ما فروشنده اى را كه اجناس خود را به كمتر از قیمت خرید مىفروشد، فاقد عقل مىدانیم اما نسبت به شخصى كه سرمایه عمر و وسیله كسب بهشت و رضوان الهى را به بهاى خوشگذرانى و لهو و لعب مى فروشد چنین حكم نمىكنیم. پیامبر(ص)مىفرماید بر عمر خویش بخیل باش، بخل ورزیدن در عمر،كار به جا و پسندیدهاى است و باید این گفته هاى گهربار را در زندگى به كار بست.
حدود چهل سال پیش در كربلا شخصى زندگى مى كرد كه بیرون از شهر كربلا باغ بزرگى داشت، مدتى بود كه تصمیم گرفته بود باغ خود را بفروشد، تا آن كه مشترى آمد و او نیز باغش را به سه هزار دینار فروخت. آن روزها، سه هزار دینار ارزشى بیش از ده كیلوگرم طلا داشت.
روزى یكى از آشنایانش او را دید و از او پرسید كه باغش را چه كرد؟ او نیز در جواب گفت آن را فروختم، پرسید چند فروختى؟ پاسخ داد سه هزار دینار، شخص مورد نظر نیز با تعجب رو به او كرد و گفت: چه ارزان فروخته اى، من حاضر بودم شش هزار دینار، بابت آن باغ به تو پول بدهم، صاحب باغ نیز از آن جا یكسره به خانه آمده و در اثر فكر و خیال زیاد و افسوس خوردن، نتوانست تحمل كند كه چه ضرر بزرگى متوجه اش شده و در نتیجه فرداى همان روز سكته كرد و مُرد. آن روزها چون كه مردن ناگهانى (فُجأة) بسیار كم بود، خبر مرگ او بسیارى را تكان داد و همه فهمیدند به خاطر ضرر زیادى كه متحمل شده، سكته كرده است.
عمر انسانها از آن باغ و املاك با ارزش تر و گران تر است. نكند انسان روزى متوجه گردد كه متاع عمر خویش را ارزان از دست داده است. حتى اگر معصیت هم نكرده باشد و دچار عذاب نگردد حسرت ارزان فروختن، خود عذاب آور و كشنده است.
عمر تك تك انسان ها همانند عمر سلمان و ابوذر است، همانند عمر حبیب بن مظاهر و میثم تمار، مسلم بن عُوسجه، رُشیدهجرى، زُراره و محمد بن مسلم طحان است. ساعات و روزها، همان ساعات و روزهایى است كه آن بزرگواران، در آن قرار داشتند.
باید فكر این بود كه چند صباح عمر را در راه بهترى خرج كرد. او كه باغش را ارزان فروخته بود، تاب نیاورد و سكته كرد و مُرد؛ اما آن كه دستش از دنیا كوتاه شده و به جهان آخرت رخت بر بسته، هرچند هم غصه بخورد دیگر سكته هم نمىكند و حسرت او تمام شدنى نیست.
در روایات آمده است كه روز قیامت كافران، منافقان و فاسقان حسرت مى خورند كه چرا مؤمن نبودند، مؤمن هم حسرت مى خورد كه چرا عمر خود را ارزان فروخته و از آن استفاده بهترنبرده است. بد اخلاقى ها، دروغ گفتن ها، تفریح زیاد، همه و همه اینها ارزان فروختن عمر است؛ اما در عوض، عبادت، به موعظه گوش دادن، درس خواندن و ... استفاده درست از عمر است.
آن كه عمر در نظرش با قیمت جلوه كند، به راحتى، آن را از دست نمى دهد و بى حساب آن را مصرف نمى كند. دیگر بیشتر از حد معمول نمى خوابد، بیشتر از حد معمول به تفریح نمى رود، و بیشتر از حد معمول وقت خود را صرف كارهاى بیهوده نمى كند.
چگونه است كه ما فروشنده اى را كه اجناس خود را به كمتر از قیمت خرید مىفروشد، فاقد عقل مىدانیم اما نسبت به شخصى كه سرمایه عمر و وسیله كسب بهشت و رضوان الهى را به بهاى خوشگذرانى و لهو و لعب مى فروشد چنین حكم نمىكنیم. پیامبر(ص)مىفرماید بر عمر خویش بخیل باش، بخل ورزیدن در عمر،كار به جا و پسندیدهاى است و باید این گفته هاى گهربار را در زندگى به كار بست.
نظر شما