برداشتهایی از بوهای خوش تابستانی؛
بوهای سرگردانی که دماغتان را شوکه میکنند
از دور میبینید که فردی هیکلی که انگار همین الان دوش گرفته، نزدیک میشود، خودتان را جمع میکنید و آماده میشوید که از کنار او با مصیبت رد شوید...
باشگاه جوانی برنا / آزاده فضلی
یکی از مزیتهای فصل تابستان، عرق کردن بیش از حد تصور بدن است! چون تعریق بسیار برای بدن مفید است و به عنوان نشانهای از سلامت محسوب میشود. توانایی تعریق به انسان امکان میدهد که در شرایط آب و هوایی متفاوت زندگی کند. عرق کردن در واقع به خنک شدن بدن کمک میکند و دمای بدن را ثابت نگه میدارد. هرچند عرق کردن در واقع بویی ندارد، اما ممکن است عرق در تماس با باکتریهای روی پوست، بوی ناخوشایندی ایجاد کند. در تابستان وقتی به مکانها و معابر مختلف پا گذاشتهاید، تا به حال این بوهای سرگردان را استشمام کردهاید؟ اگر تا به حال متوجه این بوها نشدهاید بهتر است در ادامه بخوانید تا آگاه شوید. البته این امکان خیلی ضعیف است، چون برای خودتان حتما اتفاق افتاده است.
اپیزود اول: آقا پنجره رو کامل بده پایین!
در صندلی عقب تاکسی نشستهاید که ناگهان دو مسافر مسیرشان با شما یکی میشود و مجبور میشوید کمی کنار رفته تا آنها هم بنشینند، ولی نشستن آنها همان و خفه شدن همان. حالا نه تنها باید گرمای بیش از حد تابستان را تحمل کنید، بلکه باید بویی که به نظر میرسد از بوی زباله هم بدتر است، تحمل کنید. نه راه پسی وجود دارد نه راه پیش؛ البته خدا را شکر میکنید که جای نفر وسطی نبودید!
دقایقی که میگذرد، دیگر طاقتتان سر میرود و از راننده خواهش میکنید که قفل مربوط به پنجره عقب را باز کند و آن را پایین بکشد. راننده هم با عصبانیت کمی پنجره را پایین میدهد و نفس راحتی میکشید!
اپیزود دوم: جای خالی دستگیره در مترو!
چند تا قطار میگذرد و جمعیتی که معلوم نیست چطور درون کابینهای قطار جا شدهاند، بیرون میریزند و دو نفر پیاده میشوند؛ و بقیه با سیل جمعیت به داخل کشیده میشوند. دیگر مجبور میشوید قطار بعدی را سوار شوید، چارهای ندارید. در همین حین به جمعیت داخل سالن انتظار مترو افزوده میشود و به خود لعنت میفرستید که ای کاش سوار قطارهای قبلی میشدید!
بالاخره سوار میشوید! با هزار زور و فشار خود را به دستگیرهای در وسط کابین میرسانید تا دستتان را آویزان کنید. دستگیرهای تنها و خالی مییابید و آن را میگیرید، اما این دستگیره در کنار بقیه دستگیرهها و دستهای آویزان است. ناگهان بوهایی به مشامتان میرسد که از کرده خود پشیمان میشوید. در مترو که به هیچ وجه راه پس و پیشی وجود ندارد! به همین دلیل باید بویی که ناشی از عرق بدن افراد مختلف است را تحمل کنید. حالا بماند که بوهای دیگری هم که عمدتا بوی پا و دهان است را میشنوید.
اپیزود سوم: گربههایی که بو میدهند!
1. معابر عمومی مثلا پیادهروها، یکی دیگر از مکانهایی است که بسیار در معرض بوهای مختلف قرار دارند. در حال گذر از پیادهرویی هستید که ناگهان بویی بسیار مشمئزکننده را میشنوید. به دنبال منبع آن میگردید و بالاخره پس از طی مسافتی، منبع اصلی بوی گربه مرده را پیدا میکنید. سطلی که همه به آن سطل زباله میگویند، ولی هیچ نشانهای از این نام را یدک نمیکشد را میبینید. آنقدر در آن آشغالهای مختلف خشک و تر ریختهاند که در حال انفجار است و از همه بدتر بویی است که از آن ایجاد شده! افراد محلی هم کم نیاوردند و زبالههایشان را در کنار این سطل و در جوی آب ریختهاند که به بوی بد دامن زده است.
2. منتظر بودید هوا کمی از گرمیاش را پشت سر گذاشته و گرمای خورشید کمتر شود تا برای خرید بیرون بروید. در حال دیدن مغازهها هستید که باز هم بوهایی را که اصلا دوستشان ندارید، به مشامتان میرسد؛ بوهای سرگردانی که ناشی از حمام نکردن و یا رعایت نکردن بهداشت شخصی افراد است. سعی میکنید از کنار هیچ کس رد نشوید، اما نمیشود. از دور میبینید که فردی هیکلی که انگار همین الان دوش گرفته، نزدیک میشود، خودتان را جمع میکنید و آماده میشوید که از کنار او با مصیبت رد شوید، اما ...
اپیزود چهارم: ادکلنهایی که بوی پا میدهند
بوهای خوش تابستانی در همه نوع مکانی یافت میشوند که محل کار، یکی از آنهاست. تصور کنید شانه به شانه همکارهایتان نشستهاید که ناگهان خودکارتان به زیر میز میافتد. سرتان را پایین میبرید تا آن را پیدا کنید. اما ناگهان دماغتان از بوی "پا" شوکه میشود و دیگر بویی که به مشامتان رسیده را فراموش نمیکند. دیگر نمیتوانید روی صندلیتان بنشینید. بلند شده و به بیرون میروید، وقتی داخل اتاق میشوید بوی غیر قابل تحمل را که شدتش بیشتر هم شده میشنوید و ...
اپیزود پنجم: عمق فاجعه از کجا ناشی میشود؟
و در پایان باید حتما ذکر کنیم که از این اپیزودها در تابستان زیاد پیدا میشوند، اما برای اینکه همشهریها و دوستان و همکارانمان را ناراحت نکنیم، بهتر است هر روز لباسهایمان را عوض کنیم و یا حداقل عطری مصرف کنیم. به قولی دیگر تو رو به خدا اگر هر روز حمام نمیروید، حداقل از عطرهایتان استفاده کنید!
یکی از مزیتهای فصل تابستان، عرق کردن بیش از حد تصور بدن است! چون تعریق بسیار برای بدن مفید است و به عنوان نشانهای از سلامت محسوب میشود. توانایی تعریق به انسان امکان میدهد که در شرایط آب و هوایی متفاوت زندگی کند. عرق کردن در واقع به خنک شدن بدن کمک میکند و دمای بدن را ثابت نگه میدارد. هرچند عرق کردن در واقع بویی ندارد، اما ممکن است عرق در تماس با باکتریهای روی پوست، بوی ناخوشایندی ایجاد کند. در تابستان وقتی به مکانها و معابر مختلف پا گذاشتهاید، تا به حال این بوهای سرگردان را استشمام کردهاید؟ اگر تا به حال متوجه این بوها نشدهاید بهتر است در ادامه بخوانید تا آگاه شوید. البته این امکان خیلی ضعیف است، چون برای خودتان حتما اتفاق افتاده است.
اپیزود اول: آقا پنجره رو کامل بده پایین!
در صندلی عقب تاکسی نشستهاید که ناگهان دو مسافر مسیرشان با شما یکی میشود و مجبور میشوید کمی کنار رفته تا آنها هم بنشینند، ولی نشستن آنها همان و خفه شدن همان. حالا نه تنها باید گرمای بیش از حد تابستان را تحمل کنید، بلکه باید بویی که به نظر میرسد از بوی زباله هم بدتر است، تحمل کنید. نه راه پسی وجود دارد نه راه پیش؛ البته خدا را شکر میکنید که جای نفر وسطی نبودید!
دقایقی که میگذرد، دیگر طاقتتان سر میرود و از راننده خواهش میکنید که قفل مربوط به پنجره عقب را باز کند و آن را پایین بکشد. راننده هم با عصبانیت کمی پنجره را پایین میدهد و نفس راحتی میکشید!
اپیزود دوم: جای خالی دستگیره در مترو!
چند تا قطار میگذرد و جمعیتی که معلوم نیست چطور درون کابینهای قطار جا شدهاند، بیرون میریزند و دو نفر پیاده میشوند؛ و بقیه با سیل جمعیت به داخل کشیده میشوند. دیگر مجبور میشوید قطار بعدی را سوار شوید، چارهای ندارید. در همین حین به جمعیت داخل سالن انتظار مترو افزوده میشود و به خود لعنت میفرستید که ای کاش سوار قطارهای قبلی میشدید!
بالاخره سوار میشوید! با هزار زور و فشار خود را به دستگیرهای در وسط کابین میرسانید تا دستتان را آویزان کنید. دستگیرهای تنها و خالی مییابید و آن را میگیرید، اما این دستگیره در کنار بقیه دستگیرهها و دستهای آویزان است. ناگهان بوهایی به مشامتان میرسد که از کرده خود پشیمان میشوید. در مترو که به هیچ وجه راه پس و پیشی وجود ندارد! به همین دلیل باید بویی که ناشی از عرق بدن افراد مختلف است را تحمل کنید. حالا بماند که بوهای دیگری هم که عمدتا بوی پا و دهان است را میشنوید.
اپیزود سوم: گربههایی که بو میدهند!
1. معابر عمومی مثلا پیادهروها، یکی دیگر از مکانهایی است که بسیار در معرض بوهای مختلف قرار دارند. در حال گذر از پیادهرویی هستید که ناگهان بویی بسیار مشمئزکننده را میشنوید. به دنبال منبع آن میگردید و بالاخره پس از طی مسافتی، منبع اصلی بوی گربه مرده را پیدا میکنید. سطلی که همه به آن سطل زباله میگویند، ولی هیچ نشانهای از این نام را یدک نمیکشد را میبینید. آنقدر در آن آشغالهای مختلف خشک و تر ریختهاند که در حال انفجار است و از همه بدتر بویی است که از آن ایجاد شده! افراد محلی هم کم نیاوردند و زبالههایشان را در کنار این سطل و در جوی آب ریختهاند که به بوی بد دامن زده است.
2. منتظر بودید هوا کمی از گرمیاش را پشت سر گذاشته و گرمای خورشید کمتر شود تا برای خرید بیرون بروید. در حال دیدن مغازهها هستید که باز هم بوهایی را که اصلا دوستشان ندارید، به مشامتان میرسد؛ بوهای سرگردانی که ناشی از حمام نکردن و یا رعایت نکردن بهداشت شخصی افراد است. سعی میکنید از کنار هیچ کس رد نشوید، اما نمیشود. از دور میبینید که فردی هیکلی که انگار همین الان دوش گرفته، نزدیک میشود، خودتان را جمع میکنید و آماده میشوید که از کنار او با مصیبت رد شوید، اما ...
اپیزود چهارم: ادکلنهایی که بوی پا میدهند
بوهای خوش تابستانی در همه نوع مکانی یافت میشوند که محل کار، یکی از آنهاست. تصور کنید شانه به شانه همکارهایتان نشستهاید که ناگهان خودکارتان به زیر میز میافتد. سرتان را پایین میبرید تا آن را پیدا کنید. اما ناگهان دماغتان از بوی "پا" شوکه میشود و دیگر بویی که به مشامتان رسیده را فراموش نمیکند. دیگر نمیتوانید روی صندلیتان بنشینید. بلند شده و به بیرون میروید، وقتی داخل اتاق میشوید بوی غیر قابل تحمل را که شدتش بیشتر هم شده میشنوید و ...
اپیزود پنجم: عمق فاجعه از کجا ناشی میشود؟
و در پایان باید حتما ذکر کنیم که از این اپیزودها در تابستان زیاد پیدا میشوند، اما برای اینکه همشهریها و دوستان و همکارانمان را ناراحت نکنیم، بهتر است هر روز لباسهایمان را عوض کنیم و یا حداقل عطری مصرف کنیم. به قولی دیگر تو رو به خدا اگر هر روز حمام نمیروید، حداقل از عطرهایتان استفاده کنید!
نظر شما