دغدغههای هفترنگ روزگار جوانی
باشگاه جوانی برنا/ لذت جوانی به جوان بودن است به این که برخی مواقع همه دنیا برایت قفس میشود و گاهی در گوشه اتاقت پادشاهی میکنی. خندههایت خوشیهایت، تفریحاتت حتی دغدغههایت هم رنگ جوانی دارد. جوان بالای شهر باشی و یا پایین شهر جوانی؛ و جوانی یعنی یک عالم فکر و دغدغه. جوانی یعنی یک عالم دغدغهای که گاه روی سرت آوار می شود و گاه...
یکی دغدغهاش کار است و دیگری ازدواج یکی دنبال تحصیل است و دیگری... دغدغه تو چیست توی جوانی که تا قد کشیدی و برچسب "جوان" رویت خورد جوانیات هم دغدغهات شد؟
*امین عراقی، 17 ساله و محصل است. او علاقه به برنامهنویسی کامپیوتری و تحت وب دارد و تا به حال تعدادی سایت را برنامهنویسی و طراحی کرده است. به پارکور هم علاقه دارد و در روزهای تابستان به همراه تعدادی از دوستانش برای این ورزش به پارکها میرود. دغدغه او رسیدن به اهدافش است و هدفهایش، برنامهنویس حرفهای شدن وب و پیشرفت در رشته پارکور است تا درآمدی مناسب خودش از این راه کسب کند.
*فاطمه فروزش، 25 ساله، دانشجوی رشته پزشکی دانشگاه آزاد و در حال گذراندن دوران "انترنی" خود در یکی از بیمارستانهای دولتی است، دغدغهای جز درس خواندن و رسیدن به مرحله دکتری ندارد و به هیچ چیز دیگری در حال حاضر فکر نمیکند.
*علی احمدی، 27 ساله و دانشجوی رشته مدیریت صنعتی، حدود 7 سال سابقه شغلی دارد و دغدغههای او، به ترتیب ادامه تحصیل، آینده شغلی و ازدواج است.
*پریسا حسینیان ، 26 ساله ، فارغ التحصیل رشته اقتصاد بازرگانی است و کارمند یکی از بانک های خصوصیی. او معتقد است: داشتن برنامه درست و حسابی برای زندگی دغدغه خیلی از جوانان است. اینکه بدانند در آینده می خواهند چه کنند، برای زندگی شان برنامه ریزی کنند و مسئله مهم این است که بتوانند برنامه ریزی هایشان را درعملی کنند. یعنی شرایط جامعه برای پیشرفت جوانان مهیا باشد تا اگر برنامه ای برای زندگی شان ریختند بتوانند آن را عملی کنند. خیلی از جوانان در حال حاضر برنامه ای برای زندگی شان ندارند و این اصلا اتفاق خوبی نیست. چون وقتی برنامه ای نداشته باشی یعنی هدفی در زندگی نداری و بنابراین نمی توانی به هیچ کجا برسی. دغدغه اصلی جوانان در حال حاضر داشتن برنامه ای مشخص برای آینده است واینکه بدانند می توانند در آینده به اهدافی که برای خودشان مشخص کرده اند برسند.
*نگار مرادی 22 ساله است و عاشق ورزش شنا. میگوید شنا را از درس خواندن هم بیشتر دوست دارد تابستان تا وقت پیدا کند میپرد داخل آب! میگوید که دغدغه اش شرکت در مسابقات است تا بتواند در آنها مدالهای خوش رنگ را نصیب خود کند.
* فرناز ج 25 ساله و آرایشگر است چند وقتی است نامزد کرده است اما به دلیل نداشتن پول کافی برای اجاره خانه فعلا نمیتواند با همسرش زیر یک سقف زندگی کند. می گوید: سخت است خیلی سخت است هم باید کار کنم تا جهیزیه خودم را تکمیل کنم و هم برای اجاره خانه پول جمع کنم.
*ملیحه س 30 است نه دغدغه کار دارد و نه دغدغه ازدواج . دغدغهاش کنکور کارشناسی ارشد است و بس. 5 سال است پشت کنکور ارشد مانده و هر سال مصممتر از سال قبل به این موضوع فکر میکند. فقط هم دانشگاه دولتی و روزانه میخواهد. کلاس کنکور و آموزشگاهی نیست که آمارش را نداشته باشد. می گوید: بالاخره قبول می شوم
*سپیده فتاحی،27 ساله، فارغ التحصیل رشته مطالعات خانواده، کارمند بیمه است می گوید:فکر می کنم اصلی ترین دغدغه جوانان در حال حاضر پیدا کردن شغل مناسب است. من بعد از فارغ التحصیل شدن توانستم در شرکت دایی ام مشغول به کار شوم، اما خیلی از دوستان دوره دانشگاه که آشنایی ندارند تا برایشان کار مناسب دست و پا کند با مدرک لیسانس در رشته های مختلف مثل روانشناسی، مدیریت، حسابداری و اقتصاد هنوز بدون شغل هستند.
*حمید 25 سال سن دارد واز 22 سالگی مشغول به حرفه خانوادگی یعنی مینی بوس رانی است او با توجه به اینکه مینیبوساش فرسوده شده است و هنوز ابلاغی درجهت نوسازی خودروش صورت نگرفته مهمترین دغدغهاش را تعویض مینیبوس فرسوده خود میداند.
*فرزانه فراهانی ، 26 ساله، فارغ التحصیل رشته حسابداری و بیکار معتقد است که بعد از فارغ التحصیل شدن از دانشگاه شغلی مرتبط با تحصیلات خود پیدا کردن دغدغه خیلیهاست. در واقع اگر این اتفاق بیفتد انگار شانس آورده ای. این موضوع ذهن همه جوانان را بعد از فارغ التحصیل شدن مشغول خود می کند.همه جوانان تحصیلکرده دوست دارند در فضای کاری مرتبط با رشته تحصیلی خود کار کنند و از چیزهایی که آموخته اند استفاده کنند.خیلی از دوستانم که با هم در دانشگاه هم کلاسی بودیم الان منشیگری میکنند. یعنی بعد از 12 سال تحصیل در مدرسه و 4 سال تحصیل در دانشگاه باید بروند سراغ کاری که هر کسی میتواند انجام بدهد. بنابراین اگر بخواهید بدانید اصلیترین دغدغه جوانان از دیدگاه من چیست میخواهم بگویم مهمترین مسئله پیدا کردن شغلی متناسب با تحصیلات و شان اجتماعیشان است.
*محسن 26 ساله به صورت پروژهای در شهرداری تهران کار میکند .کار ثابت نیست و پرداخت حقوقش دیر از موعود مقرر است. مهمترین دغدغه زندگی خود را داشتن شغل ثابت و داشتن آینده شغلی میدانند.
اینها بخشی از دغدغههای جوانان امروز است که خیلی از آنها منطقی به نظر می رسد اما در میان برخی جوانان دغدغههای غیر منطقی هم وجود دارد که البته به اعتقاد خودشان منطقی است مثل "تنها با کسی ازدواج می کنم که مرا خارج ببرد" و یا اینکه "تمام دنیا را با پای پیاده بگردم" و یا "تمام ثانیههای بازی تیم مورد علاقه ام را ببینم آنهم در ورزشگاه" و...
قطعا مسوولان آمارهای بسیاری در دستشان از دغدغههای جوان ایرانی است دغدغههایی که گاه تمام زندگی یک جوان میشود. دغدغههایی که دنبال راهکارند نه پاککنی برای پاک شدن...