مهدویت...
ماجرای لعنت شدن یکی از علما توسط امام زمان(عج)
هر چه مىگذشت حسین بن روح به صلاح و درستى نزدیكتر مىشد و شلمغانى از صلاح دور مىگشت تا جایى كه امام عصر(عج) در یكى از نامه هاى خود به شلمغانى لعنت فرستاد.
به گزارش سرویس قاب نقره برنا، خداوند در وجود انسان چراغى قرار داده كه در پرتو نورافشانى آن، تاریكىها براى او روشن شده و راه را از بیراهه مىشناسد. كلید این چراغ در دست خود انسان است و اوست كه باید با اراده اى قوى كلید این چراغ را بزند و آن را روشن كند، این چراغ همان «عقل» است كه مىتواند انسان را به راه راست هدایت كند. عقل، بال و پر آدم و شهوت و غضب بال و پر شیطان است.
از امام على(ع) پرسیدند كه، بهترین بندگان خدا بعد از انبیاء و اولیاء چه كسانى هستند؟ ایشان فرمودند: «العلماء إذا صلحوا» ایشان در پاسخ نفرمودند كسى كه نماز شب مىخواند، كسى كه خمس مى دهد و ... بلكه فرمودند بهترین بندگان خدا بعد از اینها علما هستند زمانى كه صالح باشند.
عالم صالح و فاسد
"حسین بن روح و شلمغانى" هر دو در برهه اى از زمان، از علماى اسلام محسوب مى شدند. آیت الله سید محمد صادق شیرازی در کتاب"ای ابوذر اینگونه باش"مینویسد: ریشه علم در هر دوى آنها وجود داشته است، اما جوهره صلاح فقط در حسین بن روح رشد كرده و تكامل یافت و شلمغانى از صلاح و درستى دور بود.
در این میان شلمغانى از حسین بن روح مشهورتر بود و مردمِ بیشترى براى رفع و رجوع مسائل شرعى به او مراجعه مىكردند، اما مىبینیم كه حسین بن روح سومین نائب خاص حضرت ولى عصر(عج) شد. سالیان متمادى این دو، گره گشاى مشكلات مردم بودند و مسائل شرعى آنان را پاسخ مىدادند، اما هر چه مىگذشت حسین بن روح به صلاح و درستى نزدیكتر مىشد و شلمغانى از صلاح دور مىگشت تا جایى كه امام عصر(عج) در یكى از نامه هاى خود به شلمغانى لعنت فرستاد.
نباید تصور شود كه این حدیث درباره مراجع و علماى طراز اول وارد شده است، بلكه این حدیث درباره تمام كسانى است كه به اندازه خود به كسب علم پرداختهاند.
همه دانشجویان و طلاب علوم مختلف باید نفس خویش را با این فرمایش امیرمؤمنان(ع) تطبیق دهند. موضوع عالم یك موضوع مشكك است، یعنى با وجود تفاوت بسیار بین علماى مختلف، همگى در واژه «عالم» با هم مشترك بوده و مانند یكدیگرند. یك طلبه مبتدى نیز به اندازه یك عالم و دانشمندِ مشهور، باید مواظب باشد كه از جوهره صلاح و درستى و پاكى فاصله نگیرد. همگى باید سعى كنند كه صالح بودن و عالم بودن را با هم جمع كنند.
براى عملى شدن این كار، تصمیم تنها فایده ندارد، بلكه تلاش و استمرار و تمرین پى در پى لازم است. دعا نیز مانند تصمیم از لوازم كار است، اما باز كافى نیست و نباید به صِرف دعا اكتفا كرد.
آدمى باید یك عمر با شیطان و نفس اماره و شهوات خویش در مبارزه و جنگ و جهاد باشد. همه جوهره لازم را براى رسیدن به مقامِ حسین بن روح، حتى بالاتر از آن را نیز دارند، هیچ وقت به حسین بن روح تضمین داده نشده كه كسى بالاتر از شما نخواهد رفت، اما كلید این ارتقا به دست خود انسان است.
از حضرت على (ع)پرسیده شد كه: بعد از ابلیس و نمرود و فرعون، بدترین مردم چه كسانى هستند؟ در جواب فرمودند: علما و دانشمندان، هنگامى كه فاسد شوند. پس اساس كار در دست خود عالم است و معلول اراده اوست. اگر تلاش كند و علم را با اصلاح جمع كند، از بهترینِ مردمان مى شود و اگر در مبارزه با نفس و شیطان موفق نشود، از بدترین انسان ها خواهد بود.
این دو عبارت نشانگر تأثیر مستقیم و مهم اراده انسان و خواست اوست. البته شرایط جامعه و تربیت نیز هر كدام نقش و اثرى در تربیت و چگونگى پرورش انسان دارند، اما اینها، هیچ كدام دلیل اصلى و عامل اولى نیستند.
از امام على(ع) پرسیدند كه، بهترین بندگان خدا بعد از انبیاء و اولیاء چه كسانى هستند؟ ایشان فرمودند: «العلماء إذا صلحوا» ایشان در پاسخ نفرمودند كسى كه نماز شب مىخواند، كسى كه خمس مى دهد و ... بلكه فرمودند بهترین بندگان خدا بعد از اینها علما هستند زمانى كه صالح باشند.
عالم صالح و فاسد
"حسین بن روح و شلمغانى" هر دو در برهه اى از زمان، از علماى اسلام محسوب مى شدند. آیت الله سید محمد صادق شیرازی در کتاب"ای ابوذر اینگونه باش"مینویسد: ریشه علم در هر دوى آنها وجود داشته است، اما جوهره صلاح فقط در حسین بن روح رشد كرده و تكامل یافت و شلمغانى از صلاح و درستى دور بود.
در این میان شلمغانى از حسین بن روح مشهورتر بود و مردمِ بیشترى براى رفع و رجوع مسائل شرعى به او مراجعه مىكردند، اما مىبینیم كه حسین بن روح سومین نائب خاص حضرت ولى عصر(عج) شد. سالیان متمادى این دو، گره گشاى مشكلات مردم بودند و مسائل شرعى آنان را پاسخ مىدادند، اما هر چه مىگذشت حسین بن روح به صلاح و درستى نزدیكتر مىشد و شلمغانى از صلاح دور مىگشت تا جایى كه امام عصر(عج) در یكى از نامه هاى خود به شلمغانى لعنت فرستاد.
نباید تصور شود كه این حدیث درباره مراجع و علماى طراز اول وارد شده است، بلكه این حدیث درباره تمام كسانى است كه به اندازه خود به كسب علم پرداختهاند.
همه دانشجویان و طلاب علوم مختلف باید نفس خویش را با این فرمایش امیرمؤمنان(ع) تطبیق دهند. موضوع عالم یك موضوع مشكك است، یعنى با وجود تفاوت بسیار بین علماى مختلف، همگى در واژه «عالم» با هم مشترك بوده و مانند یكدیگرند. یك طلبه مبتدى نیز به اندازه یك عالم و دانشمندِ مشهور، باید مواظب باشد كه از جوهره صلاح و درستى و پاكى فاصله نگیرد. همگى باید سعى كنند كه صالح بودن و عالم بودن را با هم جمع كنند.
براى عملى شدن این كار، تصمیم تنها فایده ندارد، بلكه تلاش و استمرار و تمرین پى در پى لازم است. دعا نیز مانند تصمیم از لوازم كار است، اما باز كافى نیست و نباید به صِرف دعا اكتفا كرد.
آدمى باید یك عمر با شیطان و نفس اماره و شهوات خویش در مبارزه و جنگ و جهاد باشد. همه جوهره لازم را براى رسیدن به مقامِ حسین بن روح، حتى بالاتر از آن را نیز دارند، هیچ وقت به حسین بن روح تضمین داده نشده كه كسى بالاتر از شما نخواهد رفت، اما كلید این ارتقا به دست خود انسان است.
از حضرت على (ع)پرسیده شد كه: بعد از ابلیس و نمرود و فرعون، بدترین مردم چه كسانى هستند؟ در جواب فرمودند: علما و دانشمندان، هنگامى كه فاسد شوند. پس اساس كار در دست خود عالم است و معلول اراده اوست. اگر تلاش كند و علم را با اصلاح جمع كند، از بهترینِ مردمان مى شود و اگر در مبارزه با نفس و شیطان موفق نشود، از بدترین انسان ها خواهد بود.
این دو عبارت نشانگر تأثیر مستقیم و مهم اراده انسان و خواست اوست. البته شرایط جامعه و تربیت نیز هر كدام نقش و اثرى در تربیت و چگونگى پرورش انسان دارند، اما اینها، هیچ كدام دلیل اصلى و عامل اولى نیستند.
نظر شما