نامه یك فرزند شهید به پدرش/

باباجان زودتر دشمنان را بكش و پیش ما بیا

|
۱۳۹۰/۰۴/۲۰
|
۱۴:۵۰:۴۰
| کد خبر: ۶۲۴۲۱
باباجان زودتر دشمنان را بكش و پیش ما بیا
باباجان من و سوده دلمان برایت تنگ شده است. زودتر دشمنان را بكش و پیش ما بیا و ما را بیرون ببر زیرا از وقتی كه شما به جبهه رفتید مامان ما را هیچ جا نبرده.
شهید محمد اصغریخواه، فرمانده گردان كمیل لشكر قدس گیلان بود كه در 9 فروردین ماه 1367 در عملیات والفجر 10 به شهادت رسید.

همسرش در خاطراتی كه از این شهید بیان می كند، آورده است: توی صحبت های مقدماتی قبل از ازدواج قول پنج سال زندگی رو بیشتر به من نداده بود. اواخر كه به شش سال رسیده بود به رُخ می كشید و می گفت: « خلف وعده كردم. (كول دار بون آغوز پیداودی) یعنی زیر درختی بی ثمر، گردو پیدا كردی.»

ثمره این ازدواج دوفرزند به نام های «سجاد و سوده» است كه یقیننا در حال حاضر به یك زن و مرد كامل تبدیل شده اند.

حضور پدر در صحنه های نبرد باعث شده بود كه كودكان دلشان برای بابا بیشتر تنگ بشود و برایش نامه بنویسند. به گزارش فارس این خطوط سطرهای از نامه آقا سجاد به پدرش است كه با دست خط خود آن را نوشته است.

یكی از همرزمان شهید اصغریخواه می گوید:

« برای اولین بار بود كه پسرش براش نامه نوشته بود. با افتخار نامه رو می خوند و به ماها كه مجرد بودیم می گفت: "شما ها چه می دونید متاهل بودن یعنی چی؟ ببینید پسرم برام چی نوشته؟ " او چندین بار نامه رو خوند و گریه كرد.

متن نامه سجاد به پدرش:

به نام خدا

خدمت پدر بزرگوارم سلام

امیدوارم كه حالتان خوب باشد. باباجان من و سوده دلمان برایت تنگ شده است. زودتر دشمنان را بكش و پیش ما بیا و ما را بیرون ببر زیرا از وقتی كه شما به جبهه رفتید مامان ما را هیچ جا نبرده. من همیشه به مدرسه و سوده به كودكستان می رود. ما همیشه سفارش شما را به یاد می آوریم. باباجان من به شما قول می دهم كه پسر خوبی و مانند شما دلیر باشم و نمرات خوب بگیرم.

خدانگهدار شما پسرت سجاد

نامه سجاد به پدر شهیدش
نظر شما
captcha
پیشنهاد سردبیر
پرونده ویژه