«قیصر» هیچ وقت نمیمیرد
به گزارش خبرنگار خبرگزاری برنا؛ «غزل تاجبخش» صاحب آثاری چون یادنامه و سفرنامهٔ حج، دل خواستهها، مجموعه شعر نشر ساکوپیران، آدمکها، دوست نادیده، بر بالهای پرواز، قلمها و سایهها و... است. به مناسبت سالروز درگذشت «قیصر امین پور» مصاحبه ای با «غزل تاجبخش» داشتیم و او درباره ویژگی های آثار این شاعر سخن گفت.
در طول این سالها شعرای جوان چقدر تحت تأثیر سبک و گونه «قیصرامین پور» هستند؟
شعرای جوان هر کدام برای خود راهی می سازند باور کنید اصلا نمی توان گفت هر کدام پیرو سبک چه کسی هستند، با توجه به اینکه حدود 7 سال است که در برنامه های جوان های هنرمند شرکت دارم متوجه شده ام عده ای از جوان هایی که استعدادی دارند سبکی را دنبال می کنند و خیلی از این سبک ها هم عالی هستند. آنها حتی شاید بتوانند پایه گذار سبک جدیدی شوند مثلا یک غزلسرا حتما عین غزلیات حافظ و مولوی را نمی سراید بلکه غزل نو ایجاد می کند و حرف هایی نویی را می گوید. اما بعضی مواقع هم پیش میآید که حرف آنها را نمی فهمم مثل حوزه موسیقی که وقتی رپ وارد کار شد نمی توان گفت که موسیقی و استادان این هنر هنوز مثل گذشته هستند. در کل از خروجی کار جوانا می توان فهمید که پیرو سبک چه هنرمندی هستند. جوان ها حق دارند سبک و راه خود را انتخاب کنند ما نمی توانیم ایراد بگیریم و تعیین کننده باشیم شاید این سبک ها نقطه آغاز و شروع یک برنامه خوبتر باشد ولی امیدوارم دنبال کارهای عجیب و غریبی که متاسفانه سر راه جوان های ما است نروند مادرانه دعا می کنم که همگی راهی را بروند که راه ثواب و مورد قبول خداوند باشد، خود و مردم هم آن را قبول داشته باشند.
قریب به ده سال از درگذشت قیصر امین پور می گذرد. به نظر شما اقداماتی که تاکنون برای زنده نگه داشتن آثار امین پور انجام شده کافی بوده است؟
بله درهر شرایط و هر زمانه ای افرادی که ارادتی به هم دارند سعی خود را انجام می دهند نمی توان گفت کدام کافی است مگر برای مشفق یا سلمان هراتی کارهایی که انجام شده کافی است! بازمانده ها با توجه به شرایط و در حد توان سعی خود را می کنند مانند فاطمه راکعی نازنین بانوی توانایی که پایه گذاری این برنامه ها با اوست حتی فراموشم نمیشود وقتی که پیکر مرحوم «قیصرامین پور» را در خانه شاعران لب پله ها گذاشته بودند که طرفدارانش از او خداحافظی کنند چطور سرش را در کنار پیکر بی جانش گذاشته و از ته دل اشک می ریخت. امیدوارم خداوند توان بیشتری برای اداره ای این مسئولیت به او بدهد.

از سویی دیگر به نظرتان مسئولین و تصمیم گیرندگان حوزه ادبیات در طول این 10 سالی که «قیصرامین پور» فوت شده است اقدامات لازم را برای معرفی آثار و ماندگاری یاد این شاعر انجام داده اند یا خیر؟
بله، شاید توقعات ما زیاد است ولی مسئولین در حد توان با کتاب هایی که منتشر شده، چاپ نوشته های آنها در مجلات و روزنامه ها و .....برای هر کدام از هنرمندان تلاش و زحمت کشیده اند، این کارها همه یاد خیر است و الا نه من می توانم آنطور که باید و شاید کلامی در حد ویژگی های امین پور بگویم و نه روزگار به ما مجال می دهد همه محدودیم.
اگر بخواهیم یادی از آثار او بکنیم بهترین غزلی که «قیصرامین پور» گفته است به زعم شما کدام است؟
همه غزل های قیصر خیلی جالب هستند اما یکی از غزل های او که روی تابلویی در روبرویم می بینم که یادگاری از قیصر است روی آن نوشته شده: «ناگه چه زود دیر می شود» به نظرم این بهترین غزلی است که به یادگار گذاشته و بهترین حرف، پیام و پیشنهادی است که گفته است به این معنی که فرصت های ما برای نفس کشیدن، شعر خوب گفتن، کار، هر عمل خوب و خیر کردن کم است.
«قیصرامین پور» در سبک های مختلفی کار کرده است به نظر شما در کدامیک از سبک های شعری موفق تر بوده است؟
در سبک هایی که خیلی صمیمی و روراست بوده است حتی وقتی که با کودکان حرف زده است. سبک هایی که از آداب و قافیه پردازی ها فاصله گرفته بود البته نه به این معنا که بد باشند چون بخشی از ادبیات ما هستند ولی هر جایی که نهاد زلال خودش را راحت تر نشان داده است به نظرم در آنجا بهتر بوده است.
پر رنگ ترین خاطره ای که در ذهن شما از این شاعر به یاد دارید را برایمان بگویید؟
گاهی از طرف خانه شاعران با دوستان شاعر مسافرت می رفتیم در یکی از این سفرها که سوار اتوبوس بودیم با چند نفر از شاعران مشغول گپ و گفتگو در مورد شعر بودیم، صندلی قیصر از ما فاصله داشت اما یک لحظه متوجه نگاه مشتاق و صمیمی او شدم که از آن فاصله دور سرش را از ته اتوبوس به سمت جلو آورده بود و با حالت عجیبی که کنجکاوی و هم صمیمیت در آن بود در حال گوش دادن است و در این بحث شرکت کرده است، از دیدن چشم ها و حالت چهره قیصر که چقدر با علاقه و بی سرو صدا شریک آن گفتگوی چند نفره شده خنده ام گرفته بود و همزمان برایم این کنجکاوی قابل تحسین بود.
