آیت الله جوادی آملی:

بزرگمردی به زور نیست/ برخورد خوب با مردم مسلمان و کافر نمی شناسد

|
۱۳۹۰/۰۴/۲۳
|
۱۷:۳۹:۴۵
| کد خبر: ۶۳۲۵۲
بزرگمردی به زور نیست/ برخورد خوب با مردم مسلمان و کافر نمی شناسد
آن چه که مربوط به جهان بشریت است به انسان بر می‌گردد خواه مسلمان یا غیر مسلمان باشد قرآن کریم درباره آن دستوری دارد.
به گزاش سرویس قاب نقره برنا، حضرت آیت الله جوادی آملی فرمودند: این طور نیست که فضیلت اخلاقی، رادمردی و بزرگواری، مسلط بر زر و زور شدن و مسلط بر دنیا شدن بدون سحر خیزی حاصل شود، چرا که رقیبی در کنار ما است و به میدان آمده و ما را به محاربه دعوت می‌کند که سابقه شش هزار ساله عبادت دارد، همه این شش هزار سال عبادت را در اثر لجبازی یک ساعته اش به آتش کشید و آن شیطان است.

ایشان در درس اخلاق خود در مسجد احمد آباد دماوند افزودند: هر حقیقتی که در قرآن وجود دارد عترت نیز دارای آن حقایق است، قرآن ما را در سه محور به معارف الهی دعوت کرده است که به سه بخش محلی، منطقه ای و بین المللی تقسیم می‌شود. در بخش محلی یعنی ما مسلمانان چگونه با یکدیگر رابطه برقرار کنیم، در منطقه ای یعنی ما موحدان اعم از مسلمانان، مسیحیان و یهودی ها که خدا و پیامبر را قبول دارند چگونه با هم زندگی کنیم.

آیت الله جوادی آملی ادامه دادند: در بخشی هم بین المللی است باید ببینیم که چگونه باید با جهان بشریت زندگی کنیم، آن‌ها که موحد هستند یا غیر موحد، دین دارند یا دین ندارند، در هر سه بخش قرآن کریم برنامه دارد.

مفسر قرآن کریم ادامه دادند: ادعیه نورانی امام سجاد(ع) نیز این سه بخش را به ما تعلیم می‌دهد، آن چه که مربوط به جهان بشریت است به انسان بر می‌گردد خواه مسلمان یا غیر مسلمان باشد قرآن کریم درباره آن دستوری دارد.

معظم له افزودند: خدا در قرآن فرمود " قولوا للناس حسنا "با مردم به نیکی زندگی کنید، این قول در مقابل فعل نیست، این قول مطلق روش و منش است، اگر در تعبیرات ادبی سخن از خوردن است این خوردن کنایه از مطلق تصرف است.

ایشان افزودند: اگر خدا در قرآن فرمود مال مردم را نخورید "لا تاکلوا اموال الناس بالباطل " یعنی برخورد نکنید، نه نخورید، لذا در ادبیات فارسی هم اگر کسی زمین یا خانه کسی را غصب کرد می‌گویند مال مردم را خورد یعنی برخورد کرد.

حضرت آیت الله جوادی آملی فرمودند: وقتی خدا می‌گوید مال مردم را نخوردید یعنی برخورد حرام نکنید، هنگامی‌که خدا در قرآن می‌گوید" قولوا للناس حسنا" یعنی با مردم سخن خوب بگویید، یعنی برخورد خوب داشته باشید چه مسلمان و چه کافر روش ما مسلمان ها نسبت به جامعه بشری باید طوری باشد که بشریت بپذیرد، عقل بپذیرد.

ایشان ادامه دادند: این مطلب نورانی را در سخنان نورانی امام سجاد(ع) می‌بینیم که وجود مبارک ایشان به خدا عرض کرد که خدایا آن توفیق را به من بده که به بشر خدمت کنم ،نه تنها مسلمانان این نظر بلند امام است که می‌گوید ما مکه نرفتیم، مِنا نرفتیم اما مکه و منا مال ما است، ما منا و عرفات را زنده کردیم، ما حرمی‌ن را زنده کنیم.

معظم له فرمودند: این که می‌گویند ابن مکه وقتی گفتند ابوالفضل یا ابن الفضل یعنی ما با این بیت رابطه داریم، با حرمین رابطه داریم، این مکه به حرمت کعبه محترم شد و این کعبه اگر چنانچه وجود مبارک رسول خدا (ص) و اهلبیت فرمودند تعبیر به بت کده شده بود اگر معصوم نباشد همی‌ن کعبه که خانه خدا است خانه بت می‌شود.

پایگاه اطلاع رسانی اسراء در این باره نوشت: استاد حوزه علمیه قم افزودند: آن کسی که کعبه را تطهیر می‌کند اهلبیت هستند، لذا فرمود ما کعبه، مکه و حرمی‌ن را زنده کردیم، ما عرفات، مشعرو منا را زنده کردیم، این را امام سجاد(ع) می‌گوید، با مردم ولو غیر مسلمان هم با خیر و برکت رفتار کنید تا به اسلام گرایش پیدا کنند.

ایشان ادامه دادند : آنان زمانی که عمل شما مسلمانان را دیدند مسلمان می‌شوند، این دعای امام سجاد است و خدایا تو که به مردم خیر می‌رسانی توفیق بده که به دست من به مردم خیر برسد.

ایشان افزودند : امام عرض کرد که خدایا ممکن است کسی این توفیق را داشته باشد، حداقل در محلش، از آن وسیع تر منطقه ای و بازتر بین اللملی خیر باشد و خیر جهانی بکند اما آن ظرفیت را نداشته باشد که نگوید و ریا نکند و با منت کار خود را باطل نکند، خدایا آن توفیق را به من بده که اگر خدمتی کردم آن توفیق را بتوانم با بزرگواری حفظ کنم.

معظم له افزودند : حضرت فرمودند که خدایا توفیق بده ظرفیتی داشته باشم که خدمت بکنم و نگویم، چرا که این گفتن مانند آن است که کار خیری که کردید و چند بار گفتید مانند آن است که برگ گل را سه بار دست بشید که این برگ پژمرده می‌شود.

این مرجع تقلید در ادامه سخنانش ادامه داد: حضرت فرمودند که خدایا گاهی ممکن است کسی در جهاد اصغر پیروز باشد ،جهاد مالی و خیر داشته باشد اما آن فضائل اخلاقی را فاقد باشد، خدایا همه کارهای شما بخشش است و ما طلبی نداریم آن برجسته ترین فضائل اخلاقی را به ما بده که ما دارای خلق حسن باشیم نه تنها کار خوب بلکه وصف خوب داشته باشیم.

ایشان افزودند : امام سجاد (ع) عرض کردند که خدایا اگر به ما آن فضیلت را دادی که از اخلاق برجسته برخوردار باشیم توفیقی بده که فخر فروشی نکنیم و نگوییم که من هستم که دارای فلان علم هستم، این فخر یک آفتی برای فضیلت اخلاقی است.

حضرت آیت الله جوادی آملی ادامه دادند: ما چه در بخش محلی، منطقه ای یا بین المللی نیاز به وحدت و انسجام داریم، جامعه بدون وحدت به مقصد نمی‌رسد، وحدت با توصیه، نصیحت، سفارش و سخنرانی حل نمی‌شود و وحدت حقیقتی جز از راه توحید بدست نمی‌آید.

ایشان بیان فرمودند : باید معتقد باشیم که منشا خیر یکی است، از او بخواهیم و از دیگری نخواهیم، اگر دیگری پیشرفت کرده است نکوشیم که از او بکاهیم بلکه بجوشیم که از مبدا خیر بگیریم این فرد توحید طلب می‌کند.

معظم له ابرازداشتند: جز ذات اقدس اله کسی نمی‌تواند وحدت را به دیگری هدیه کند، امام سجاد(ع) در دعای نورانی صحیفه به خدای سبحان عرض می‌کند که خدایا آن توفیق را به من بده که من از جامعه جدا نشوم، برای خود نخواهم، مردم را محترم بشمارم نه مردم را إِرباً اربا کنم، نه مردم را از خود جدا کنم و نه خودم را تافته جدا بافته بدانم.

این مرجع تقلید ادامه دادند :بیانی نورانی از امام علی (ع) که همه اهلبیت قرآن ناطق هستند و حرف آنها از ذات اقدس اله است که فرمود آن روز که رمه داری و دامداری رسم بود، رمه دار می‌دانست که اگر گوشه ای علف سبزی است این بره به طمع آن علف سبز از گله فاصله بگیرد، گرگ او رامی‌درد.

معظم له ابرازداشتند :گرگ همیشه در کمین است تا انسان را از چراگاه جدا کند، این خطر را امام سجاد(ع) با نیایش به درگاه خدای سبحان عرض کرد که خدایا آن توفیق را به من بده که من مردمی فکر کنم، در شب برخیزید به تعبیر برخی بزرگان که اگر سر برود سحر نرود همین است اگرکسی خواست به جایی برسد چاره ای جز سحر خیزی نیست.

مفسر قرآن کریم افزودند: این طور نیست که فضیلت اخلاقی، رادمردی و بزرگواری، مسلط بر زر و زور شدن و مسلط بر دنیا شدن بدون سحر خیزی حاصل شود، چرا که رقیبی در کنار ما است و به میدان آمده و ما را به محاربه دعوت می‌کند که سابقه شش هزار ساله عبادت دارد، همه این شش هزار سال عبادت را در اثر لجبازی یک ساعته اش به آتش کشید و آن شیطان است.

ایشان ادامه دادند :او که شش هزار سال طبق بیان نورانی علی ابن ابیطالب (ع) عبادت کرده و در اثر لجبازی و غرور همه را یکجا به آتش کشیده است به خدا قسم خورد که به عزت تو قسم انسان را از پا در می‌آورم، جدال با این دشمن بدون شب زنده داری و سحر خیزی و ضجه و ناله شبانه مقدور نیست.

معظم له افزودند : بسیاری از ما مشکلات جدی داریم، همین است که اگر کسی خواست راحت سفر کند و فهمید که مرگ پوسیدن نیست و از پوست به در آمدن است و مرگ آخر خط نبوده و آغاز هجرت از قفس طبیعت پروازکردن است و پروازش آباد می‌شود نه این که فقط گور را ببیند و پوسیدن آخر خط است را ببیند، این اگر فهمید مرگ از پوست به در آمدن است باید برای آینده ذخیره کند.
نظر شما
captcha
پیشنهاد سردبیر
پرونده ویژه