درسهایی از قرآن/ كیفرها و عقوبتهای معنوی خداوند؛
تا سه روز بیشتر با هم قهر نکنید
اسلام گفته: تا سه روز بیشتر با هم قهر نكنید. كسی اگر بیش از سه روز با رفیقش قهر كند، پیغمبر فرمود: هیچ كدام از اینها در مدار ما نیستند. از مدار خارج میشوند. یعنی مؤمن واقعی نیستند.
باشگاه جوانی برنا/ بینندهها بعد از عاشورا بحث را تماشا میكنند. بحث امشب ما عقوبتهای معنوی در قرآن است.
یكی از عقوبتهای معنوی این است كه خداوند میفرماید: «فَأَعْقَبَهُمْ نِفاقاً فی قُلُوبِهِمْ إِلى یَوْمِ یَلْقَوْنَهُ بِما أَخْلَفُوا اللَّهَ ما وَعَدُوهُ» (توبه/77) اگر كسی وعده بدهد، وعدهاش را خلف كند این منافق میشود. نامه به امام حسین بنویسد بیا كمك میكنیم. به وعدهشان وفا نكردند. این وفای به وعده خیلی مهم است.
خداوند كمالات ابراهیم را وقتی میخواهد بگوید چند تا چند تا میگوید. میگوید: ابراهیم چنین و چنین و چنین و چنین بود... به وفا كه میرسد كلمهی وفا را در یك آیه مستقل میگذارد. میگوید: «وَ إِبْراهیمَ الَّذی وَفَّى» (نجم/37) وفادار بود. چیز دیگری كنار «وَفَّی» نمیگذارد. ولی آیات دیگری كه میخواهد تعریف ابراهیم را بكند، میگوید: «حَنیفاً مُسْلِماً وَ ما كانَ مِنَ الْمُشْرِكینَ» (آلعمران/67) «قانِتاً لِلَّه» (نحل/120) یعنی همهی كمالات یك فاكتور دارد، وفا هم یك فاكتور دارد. «وَ إِبْراهیمَ الَّذی وَفَّى»
1- نفاق، كیفر پیمان شكنی با خداوند
قرآن خیلی گله میكند جابه جای قرآن خدا گله میكند كه اینها بعضیهایشان نامرد هستند. وقتی میخواهند بچهدار شوند میگویند: «لَئِنْ آتَیْتَنا صالِحاً» (اعراف/189) اگر خدا یك اولاد صالحی به ما بدهد، «لَنَكُونَنَّ مِنَ الشَّاكِرینَ»، «فَلَمَّا آتاهُما صالِحاً» بچه به آنها میدهیم، «جَعَلا لَهُ شُرَكاء» (اعراف/190) خود این پدر و مادر بچه را چپه میكنند.
یك عده از فقرا نامرد هستند. گفت: «لَئِنْ آتانا مِنْ فَضْلِه» (توبه/75) اگر خدا وضع مرا خوب كند، «لَنَصَّدَّقَن» صدقه میدهیم. ولی همین كه وضعش خوب شد، «بَخِلُوا» (توبه/76) همین كه میبیند غرق میشود، «فَإِذا رَكِبُوا فِی الْفُلْك» (عنكبوت/65) وقتی میبیند دارد كشتیاش تاب میخورد، «دَعَوُا اللَّهَ مُخْلِصین» (عنكبوت/65) یا الله! «فَلَمَّا نَجَّاهُم» (عنكبوت/65) جفتك میزند. جا به جای قرآن میگوید: اینهایی كه حرف میزنند حرفشان با عملشان فرق میكند. طوری وارد میشوند كه خروجیشان با ورودیشان فرق میكند. خوشا به حال كسی كه «رَبِّ أَدْخِلْنی مُدْخَلَ صِدْقٍ وَ أَخْرِجْنی مُخْرَجَ صِدْقٍ» (اسراء/80) ورود و خروجش یك جور باشد.
یكی از عقوبتهای معنوی این است كه آدم منافق میشود. چطور آدم منافق میشود؟ «بِما أَخْلَفُوا اللَّهَ ما وَعَدُوه» (توبه/77) وعدههایی كه داده خلف وعده میكند، «فَأَعْقَبَهُمْ نِفاقاً فی قُلُوبِهِم» (توبه/77) نفاق هم در قلبش میگذارد. دیگر بیرون نمیآید. دعا میكنم آمین بگویید. خدایا ما را نسبت به دین، نسبت به قرآن، پیغمبر، اهل بیتش، خون شهدا، امام، مردم، نیاكان، ما را وفادار قرار بده. خیلی مهم است.
وفای به عهد شرطش اسلام هم نیست. لازم نیست كسی مسلمان باشد. به یهودی و مسیحی، به كافر هم شما قول دادی باید به قولت عمل كنی. سه چیز است از حقوق اسلامی نیست، از حقوق انسانی است. رد امانت، شمر هم خنجرش را نزد شما گذاشت، گفت: نزد شما باشد یك ساعت دیگر میآیم میگیرم، آمد به او بده. شمر است، خنجر است. رد امانت كن، «وَ بِالْوالِدَیْنِ إِحْسانا» (بقره/83) نگفته «وَ بِالْوالِدَیْنِ المؤمنین»، «وَ بِالْوالِدَیْنِ إِحْسانا»، احترام پدر و مادر، رد امانت، وفا، شرطش اسلام نیست. این یك مورد.
2- كینه و دشمنی، كیفر فراموش كردن آیات الهی
قرآن میفرماید: «فَنَسُوا حَظًّا مِمَّا ذُكِّرُوا بِهِ فَأَغْرَیْنا بَیْنَهُمُ الْعَداوَةَ وَ الْبَغْضاءَ إِلى یَوْمِ الْقِیامَة» (مائده/14) كینه یكی از عقوبتهاست.
1. نفاق؛ در اثر خلف وعد
2. كینه، كینه دائمی
بالاخره آدم كینه پیدا میكند، ناراحت میشود. ولی اسلام گفته: تا سه روز بیشتر با هم قهر نكنید. كسی اگر بیش از سه روز با رفیقش قهر كند، پیغمبر فرمود: هیچ كدام از اینها در مدار ما نیستند. از مدار خارج میشوند. یعنی مؤمن واقعی نیستند. محدوده كینه تا سه روز، ناراحتی. اما میگوید كه: «فَأَغْرَیْنا بَیْنَهُمُ الْعَداوَةَ وَ الْبَغْضاءَ إِلى یَوْمِ الْقِیامَة» یكی از دلایلی كه قمار حرام است همین است. دو نفر رفیق هستند مینشینند با هم قمار میكنند. یكی برنده میشود. وقتی بلند میشوند بازنده كینهی برنده را دارد، چون میبیند پولش به جیب او رفت. و قرآن میگوید: قمار « إِنَّمَا الْخَمْرُ وَ الْمَیْسِر» (مائده/90) تو میگویی: «یُریدُ الشَّیْطانُ أَنْ یُوقِعَ بَیْنَكُمُ الْعَداوَةَ وَ الْبَغْضاء» (مائده/91) با هم دوست هستیم مینشینیم، من صد هزار تومان برنده میشوم. شما دیگر من را دوست نداری. «یُریدُ الشَّیْطانُ» فلسفهی تحریم قمار، یكی این است.
هركس شما را فحش داده حلال كنید. غیبت، فحش، تهمت، هركس به شما ظلم كرده حلال كنید. مردم آنقدر قیامت گیر هستند، دیگر گیر تو یكی نباشند. و در ثانی آن كسی كه غیبت كرده میخواسته تو را خراب كند. عزت و ذلت شما دست او نیست. «الهی بِیَدِكَ لَا بِیَدِ غَیْرِكَ زِیَادَتِی وَ نَقْصِی» در مناجات شعبانیه داریم. 43 رادیو به امام جسارت میكرد و از صدام تعریف میكرد. حالا عزت امام بیشتر است، یا عزت صدام؟ اینطور نیست كه اگر تو را فحش دادند، بد شود. گاهی وقتها فحشها خوب میشود. به پیغمبر چقدر دری وری گفتند. شاعر! كاهن! ساحر! مجنون! «یُعَلِّمُهُ بَشَر» (نحل/103) یك آدم به تو یاد داده است. «أَعانَهُ عَلَیْهِ قَوْمٌ آخَرُون» (فرقان/4) یك باندی پشت پرده به تو كمك میكند. همه چیزی گفتند. ولی در مقابل همهی اینها قرآن میفرماید: «مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّه» (فتح/29) (صلوات حضار)
یك خاطره برای شما بگویم. خیلی قشنگ است زیادی گوش بدهید.
3- پاك كردن نام خود، زمینه ثبت در دفتر الهی
پیغمبر در چهل سالگی كه به پیغمبری رسید، سیزده سالی در مكه بود. 53 ساله شد. سه سال مخفی، 10 سال علنی، مدینه آمد. بعد خواست یك سال عمره بیاید. چون مكه دست مشركین بود آمدند بیرون، صف بندی كردند گفتند: نمیگذاریم بیایی. نزدیك بود درگیری شود، صلح شد، صلح حدیبیه! در صلحنامه نوشتند: این قرارداد بین محمد رسول الله و مردم مكه است.گفتند: ما قبول نداریم اینكه محمد رسول الله است و نمیگذاریم بیایید. چك و چانه كردند، بالاخره پیغمبر فرمود: من خودم پاك میكنم. خود پیغمبر دستش را گذاشتند روی محمد رسول الله، خود پیغمبر رسول الله را پاك كرد. تا پیغمبر خودش را پاك كرد، آیه نازل شد. «مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّه» (فتح/29) (صلوات حضار)
گرفتید چه شد؟ اگر خودت را پاك كنی خدا مینویسد. هرجا خودت را بنویسی خدا پاك میكند. من بحثهایی كه در تلویزیون كردم، شك دارم. چون ولو از تلویزیون پول نگرفتم، ولی شهرت كه گرفتم. پولش نبوده ولی پز بوده است. ولی اگر یادداشت مرا شما از سیدی بردارید و در یك شهر دیگر بگویید. آن برای قیامت من میماند. چون آنجا دیگر نه قرائتی مطرح است، نه پلو نه پول و نه پز! هركاری به دست دیگران شد، خدمات شما اگر به اسم دیگران تمام شد این ذخیره قیامت شما است. اما اگر به اسم خود شما است، شاید ذخیره قیامت باشد، شاید هم نباشد. وقتی خود آدم مطرح است، خیلی باید ولی خدا باشد كه از درون شهرت بتواند خالص هم باشد. مثل من و امثال من نمیتوانند هم شهرت داشته باشند و هم مخلص باشند. خودتان را پاك كنید خدا ثبت میكند.
یكی از آقایان میگفت، من رفتم بیمارستان عیادت، چند تا جعبهی گز هم زیر عبای من بود. بالاخره دور مریض خیلی شلوغ بود. جعبه را گذاشتم در یك كمد كنار بیمار و احوالپرسی كردم و بیرون آمدم بعد گفتم: من چند تا گز در میز گذاشتم هیچكس نفهمید.هیچكس نفهمید. همان كه نفهمید، همان را خدا مینویسد، هرچه بنویسید، خدا پاك میكند.
4- خودفراموشی، كیفر فراموش كردن خداوند
«نَسُوا اللَّهَ فَأَنْساهُمْ أَنْفُسَهُمْ» (حشر/19) این هم یكی از عقوبتهای معنوی است. خودفراموشی! اینها خدا را فراموش كردند، خدا هم یك كاری میكند كه اینها خودشان را فراموش كنند.
پای فوتبال مینشیند كه فلان كشور به فلان كشور گل میزند. خوب خودت بلند شو ورزش كن. مثل اینكه آدم بنشیند پولهای بانك را بشمرند. خوب به تو چه! تماشای پول بانك كه برای تو پول نیست. او ورزش میكند تو چه گیرت میآید؟ خودت ورزش كن. این خودش را فراموش میكند. مینشیند توپ بلژیك كجا رفت تا نفهمد نفت خودش كجا میرود. تا نفهمد جوانی خودش كجا می رود. این خود فراموشی بزرگترین خسارت است. اینكه میگویند: چوب خدا صدا ندارد، همین است. انسان یكوقت میبیند اِ... خودش را به چه كسی فروخت.
خودش را به چه كسی فروخت. چند فروخت؟ چرا چنین شد؟
بعد از ماجرای كربلا یك نفر همینطور بر سرش میزد و میگفت: باختم! باختم! باختم! گفتند: چه شده؟ گفت: به من گفتند: برو كربلا امام حسین را بكش بیا جایزه بگیر. ده درهم دادم خرج خودم و اسب و شمشیرم. رفتم امام حسین را كشتم و برگشتم شش درهم به من دادند. این را میگویند: «خَسِرَ الدُّنْیا...» (حج/11) اینطور نیست كه اینهایی كه برای دنیا میروند به دنیا برسند. بگذار من یك فرمول ریاضی بگویم.
اگر كسی برای خدا كار بكند، صد در صد قیامت را دارد. دنیایش هم یكوقت میبینی خوب شد، یك وقت میبینی خوب نشد. دنیایش شرط نیست. آدمهای مومن و مخلص حتماً زندگیشان مرفه نیست. ممكن است مؤمن و مخلص باشد، به هزار و یك مشكل هم گرفتار باشد. ممكن هم هست، زندگیاش خوب باشد. پس دنیایش را میگوییم: پنجاه درصد! بالاخره آدم مخلص چقدر دارد؟ یك صد در صد قیامت در دارد، یك پنجاه درصد هم در دنیا. اما غیر مخلص چه؟ غیر مخلص آخرتش كه صفر است. دنیایش هم معلوم نیست برسد، خیلیها دزدی میروند گیر پلیس میافتند.
اینطور نیست كه حالا اگر آخرت را دیدند، حتما به دنیا یكبار میبینی عمر سعد شدیم، امام حسین را كشتیم حكومت ری را هم به ما ندادند. اینكه میگویم: بگویید... دو تا فایده دارد. یكی اینكه من نفسم حال میآید. یكی هم اینكه فكر میكنم شما حضور داری حرف میزنی. ببینید این فایده!
5- عاقبت مؤمن و كافر در دنیا و آخرت
این سیمای مجرم است. این سیمای مخلص. برنده مخلص است. چون قیامت صد در صد دارد، دنیا هم شاید رسید. «وَ مَنْ أَرادَ الْآخِرَةَ وَ سَعى لَها سَعْیَها» (اسراء/19) اگر كسی هدفش آخرت باشد، «نُوَف» قیامت را حتماً دارد. اما او «ما لَهُ فِی الْآخِرَةِ مِنْ نَصیبٍ» (شوری/20) قیامتش صفر است. تازه به دنیا هم میگوید: «ما نُرید» (هود/79) «ما نَشاء» (اسراء/18) «ما نَشاءُ لِمَنْ نُرید» (اسراء/18) اینطور نیست كه حتماً به دنیا برسد. ممكن است مجرم كه قیامتش را از دست داد و سراغ دنیا رفت، اما به دنیا هم نرسید، چون میگوید: هرچه ما بخواهیم «ما نَشاءُ» تازه «لِمَنْ نُرید» او پنجاه درصد است.
خودفراموشی این است كه آدم یادش میرود محاسبات. یك وقت میبینی كه مفت، مفت مفت... شما اگر درس میخوانید برای خدا قطعاً قیامت دارید. دنیا هم یكوقت میبینید خوب شد. اگر برای مدرك درس بخوانید، برای پول، پز، مقام، آخرت صفر و شاید دنیا هم بد بخت شدی. ممكن است مدرك بگیرید، گیر یك زنی بیافتید، گیر یك شریكی بیفتید، در یك حادثهای در یك تصادفی اصلاً ناكام میشود. یك دعا میكنم آمین بگویید. خدایا هرچه باختیم گذشتهی ما را ببخش، از الآن تا ابد ما را از باختهها قرار نده. عقوبتهای معنوی؛ اینكه میگویند: «نَسُوا اللَّهَ فَنَسِیَهُم» (توبه/67) این تك و پاتك خدا زیاد در قرآن است.
6- عمل و عكس العمل در سنت خداوند
قرآن خیلی آیه دارد كه خدا میگوید: من عین تو عمل میكنم. ببینید...«نَسُوا اللَّهَ فَنَسِیَهُم» نصفش را من میگویم، نصفش را شما بگویید. «فَاذْكُرُونی أَذْكُرْكُم» (بقره/152) «شَكَرْتُمْ لَأَزیدَنَّكُمْ» (ابراهیم/7) «وَ مَكَرُوا وَ مَكَرَ اللَّه» (آل عمران/54) «یَكِیدُونَ كَیْدًا، وَ أَكِیدُ كَیْدًا» (طارق/15 و16) «یُحِبُّهُمْ وَ یُحِبُّونَه» (مائده/54) «رَضِیَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَ رَضُوا عَنْه» (مائده/119) «إِنْ تَنْصُرُوا اللَّهَ یَنْصُرْكُم» (محمد/7) «وَ لْیَعْفُوا وَ لْیَصْفَحُوا أَ لا تُحِبُّونَ أَنْ یَغْفِرَ اللَّهُ لَكُمْ» (نور/22) تو ببخش، خدا هم تو را میبخشد. «زاغُوا أَزاغ» (صف/5) «انْصَرَفُوا صَرَفَ اللَّه» (توبه/127) «تَعُودُوا نَعُد» (انفال/19) «وَ ما أَنْفَقْتُمْ مِنْ شَیْءٍ فَهُوَ یُخْلِفُه» (سباء/39) بده، «یَخلِفُه» یعنی خلیفه، جایش را پر میكند. «اِرحَم تُرحَم» (بحارالانوار/ج71/ص100)، «وَ مَنْ عَابَ عِیب» (بحارالانوار /ج75/ص79) «عَابَ عِیب» كسی كه عیب مردم را گفت، مردم هم عیب او را خواهند گفت.«عَابَ عِیب»، «عِفُّوا عَنْ نِسَاءِ النَّاسِ تَعِفَّ نِسَاؤُكُم» (بحارالانوار/ج68/ص270) به ناموس مردم نگاه بد نكن، به ناموست نگاه بد نمیكنند.
«بَرُّوا آبَاءَكُم» به پدرانت احترام بگذار. «یَبَرَّكُمْ أَبْنَاؤُكُم» (كافی/ج5/ص554) بچهات به تو احترام میگذارد. «فَإِنَّمَا قَلْبُ غَیْرِكَ لَكَ كَقَلْبِكَ لَه» (بحارالانوار/ج71/ص182) میخواهی ببینی دیگران دوستت دارند تو این مردم را دوست داری یا نه؟
یك كسی یك آبكش برداشت جلوی صورتش گذاشت. آبكش سوراخ سوراخ است. برادرش گفت: من را چطور میبینی؟ گفت: همینطور كه تو مرا میبینی. یعنی سوراخ سوراخ میبینم. هركس دنبال این باشد كه یك نقطه ضعفی را از كسی دربیاورد، یك كسی هم دنبال این است كه نقطه ضعفش را... خیلی تك و پاتك است. «مَنْ غَشَّ غُش» (كافی/ج5/ص160) كلك بزنی، به تو كلك میزنند.
قرآن عجیب است. هر كلمهی قرآن یك دریا است. اینكه میگویم مبالغه نیست. یعنی مسألهای نیست مگر اینكه قرآن از آن موج میزند. منتها خوب حالا ما به این نرسیدهایم كه دقت بكنیم. صلواتی بفرستید. (صلوات حضار)
7- مهر خوردن بر دل افراد فاسق
«خَتَمَ اللَّهُ عَلى قُلُوبِهِمْ وَ عَلى سَمْعِهِم» (بقره/7) این هم از عقوبتهای معنوی است. «طَبَعَ» داریم. «خَتَمَ» داریم. یك مثلی برای شما بزنم. چطور خدا به دل من مهر زده است. من كور باطن شدم. «خَتَمَ اللَّهُ» خدا به دلی مهر میزند كه خودش مجرم باشد. ببینید شما وارد خانهات میشوی میبینی، یك دزدی وارد خانه شده است. نگاه میكنی میبینی دزد در سرداب رفت. تا میبینی دزد در سرداب رفت در را روی او قفل میكنی. زنگ به پلیس میزنی، اَلو سریع بیایید! وقتی آمدند دزد میتواند بگوید: آقا این در را روی من قفل كرده است. بله! من در را روی تو قفل كردم. ولی چون دزد بودی با خیانت به قصد بد در خانهی من آمدی، من در را قفل كردم. خدا در را قفل میكند.
«خَتَمَ اللَّهُ»، «طَبَعَ اللَّهُ» خدا مهر میزند، ولی خدا الكی به یك كسی كه در خیابان راه میرود، بر قلبش مهر نمیزند. كسی كه «فی قُلُوبِهِمْ مَرَض» (بقره/10) او یك چیزی میشد، تا یك چیزی شد. ماست را به آب بزنی كه ماست نمیشود. این معلوم میشود خودش شیر بوده. اگر شیر بوده، تا ماست به آن میزنی، ماست میشود. این روایاتی كه میگوید: اگر كسی یك قطره اشك برای امام حسین بریزد بهشت میرود، «من بكى أو أبكى» (اللهوف/ص10) به شرط اینكه آدم خوش ذاتی باشد.
یعنی مثل اینكه میگویند: یك سوییچ بده ماشین را راه میبرم. خوب به شرطی كه اگر ماشین سالم باشد با یك سوییچ راه میرود. وگرنه شما بهترین سوییچها را در بشكه بریز. خوب راه نمیرود. ماشین به شرطی راه میرود كه... به شرطی سوییچ ماشین را راه میاندازد كه... شما فلش كامپیوتر را بزنی حرفهایی از آن كامپیوتر در این كامپیوتر میآید. اما پاشنهكش را بزنی كه داخل این نمیرود. این باید یك سنخیتی، یك آمادگی داشته باشد. وگرنه هرچه شما پاشنهكش جای فلش فرو كنی، چیزی ضبط نمیكند. باید هم جنس باشد. «فَأَصَمَّهُمْ وَ أَعْمى أَبْصارَهُمْ» (محمد/23) قرآن میگوید: بعضیها را خدا كر میكند. بعضیها را خدا كور میكند. «لَهُمْ قُلُوبٌ لا یَفْقَهُون» (اعراف/179) اینها عذابهای معنوی است. دل دارد نمیفهمد. واقعاً دست خداست.
بنده خودم گاهی وقتها هرچه فكر میكنم، چیزی نمیفهمم. گاهی از خواب میپرم یك چیزی به ذهنم میآید تند تند مینویسم. دیشب یك مسالهای را خواستم بنویسم، حدود 50 نكته راجع به یك مسأله گیرم آمد. اگر هم ننویسم صبح دیگر یادم میرود. قلم و كاغذ باید در رختخواب هم باشد. در آشپزخانه هم باشد. چون استكان میشویی، یك چیزی یادت میآید. یعنی هر دانشجو و طلبه باید یك دفتر در آشپزخانه داشته باشد. یك دفتر در رختخواب داشته باشد. یك دفتر در ماشینش باشد. یك دفتر پشت موتورش باشد. یك دفتر در جیبش باشد.
حدیث داریم امام صادق قلم پشت گوشش بود. مثل نجارها كه قدیم قلم را اینجا میگذاشتند. حدیث داریم پیغمبر ما مسواكش پشت گوشش بود. آنی جدا نشوید، چون رزق است، میاید و نگیری میپرد. «اغتنم الفرص» دست خداست. هیچ ربطی هم به بودجه نمیدانم تامین اعتبار و... خدا یك آیه دارد میگوید: ببین، حرف تأمین اعتبار را نزن. میگوید: «لَوْ أَنْفَقْت»، «أَنْفَقْت» را به پیغمبر میگوید. میگوید: اگر خرج كنی. چه چیزی؟ «ما فِی الْأَرْضِ جَمیعاً» (انفال/63) اگر همهی بودجه زمین را، نیروی انسانیاش چه كسی است؟ «أَنْفَقْت» خود پیغمبر. نیروی انسانیاش از تو پیغمبر. بودجه «ما فِی الْأَرْضِ جَمیعاً» یعنی هم نیروی انسانی تأمین است. هم بودجه تأمین است. اما تو نمیتوانی آشتی بدهی. «ما أَلَّفْتَ بَیْنَ قُلُوبِهِم» (انفال/63) اگر نیروی انسانی شخص پیغمبر باشد، یعنی اشرف مخلوقات، تأمین اعتبار بودجهی كرهی زمین، شخص پیغمبر نیروی انسانی، بودجهی كرهی زمین هم تأمین اعتبار، اما دل دست خداست. «ما أَلَّفْتَ بَیْنَ قُلُوبِهِم» ما فكر میكنیم كه اگر انگشتر ما قشنگ بود مردم جذب میشوند.
به یك كسی گفتم: خیلی انگشترت گران است. انگشترش یك میلیون و چهارصد هزار تومان بود. گفت: شما نمیدانی وقتی من با این انگشتر در دانشگاه میروم. دانشجوها جذب میشوند. گفتم: پس خدا كج رفته و تو درست میروی. چون خدا میگوید: «ادْعُ إِلى سَبیلِ رَبِّكَ بِالْحِكْمَة وَ الْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ وَ جادِلْهُمْ بِالَّتی هِیَ أَحْسَن» (نحل/125) میگوید: راه دعوت حكمت، موعظه، احسن. ولی شما میگویی: ادْعُ إِلى سَبیلِ رَبِّكَ به انگشتر گران قیمت!
ما فكر میكنیم كه اگر مثلاً كتابخانه خیلی مدرن بود باسواد میشویم. حاج احمد آقا میگفت: امام كتابهایش هیچوقت از 200 تا بیشتر نشد. با دویست تا كتاب هم رهبر شد، هم مرجع. من الآن هفت هزار جلد كتاب دارم. یكی را نشان نمیدهم... مُهر كه آدم را نمازخوان نمیكند. بعضی از آدمها هستند، سجادهشان به اندازهی یك بقچهی حمام وزن دارد. ناخنگیر، شانه، مسواك، یك پارچه از مكه، یك پارچه از مدینه، چطور دوختن، مُهر یك وجب در یك وجب! نمیدانم... نماز هم خواندی یا سجادهات...
یك شاهزادهای قدیم یك لنگ قیمتی بست در حمام رفت. یك پیرمردی در حمام بود. میخواست پزی بدهد. نزد پیرمرد رفت گفت: پیرمرد من چند میارزم؟ پیرمرد هم این لنگش را گرفت یك نگاهی كرد و گفت: هفتصد تومان، حالا هفتصد تومانی كه میشد با آن زمان قدیم چند تا خانه خرید. گفت: هفتصد تومان! گفت: احمق! هفتصد تومان پول لنگ من است. گفت: ببخشید من لنگ شما را قیمت كردم، خود شما ارزشی ندارید!
اینكه مهم است جوهر است. فرق بین ما و دیگران این است كه دیگران میگویند: كد خدا را ببین ده را بچاپ. ما باید اینطور بگوییم. بگوییم: خدا را ببین و دل را بچاپ. كدخدا را ببین دل را بچاپ. خدا را ببین ده را بچاپ. گاهی وقتها عروس زیبا، داماد زیبا، همه تحصیل كرده، امكانات مادی، مدركی، شكلی، همه چیز آنها... همدیگر را دوست ندارند. گاهی هم یك زن و شوهر نه شكلی دارند، نه زندگی دارند، قربون هم میروند. «وَ جَعَلَ بَیْنَكُمْ مَوَدَّة» (روم/21) «جَعَلَ» یعنی خدا قرار داد. «فَاجْعَلْ أَفْئِدَةً مِنَ النَّاس تَهْوی إِلَیْهِمْ » (ابراهیم/37) خدایا تو دلها را به سمت مكه هُل بده. «مَحَبَّةً مِنِّی» (طه/39) محبوبیت از خداست. «كَرِهَ اللَّهُ انْبِعاثَهُمْ فَثَبَّطَهُمْ» (توبه/46)
این هم یكی از عقوبتهای معنوی است.
«وَ إِنَّها لَكَبیرَةٌ إِلاَّ عَلَى الْخاشِعینَ» (بقره/45) قرآن میگوید: نماز سنگین است. ولایت حضرت علی سنگین بود. به امیرالمؤمنین گفتند: یاعلی! فلانی را پول ندهی سمت معاویه میرود. فرمود: «وَ إِنَّها لَكَبیرَةٌ إِلاَّ عَلَى الْخاشِعینَ»، «اِنَّها» به نماز برمیگردد ولی حضرت امیر اینجا برای خودش گفت. یكی از هنرهای امامان ما این بود كه مصداق را توسعه میدادند. وقتی قرآن میگوید: «فَلْیَنْظُرِ الْإِنْسانُ إِلى طَعامِهِ» (عبس/24) انسان به غذایش نگاه كند.
امام میفرماید: «الی علمه عمّن یاخذ» طعام فقط این نیست كه در معده برود. مطلبی هم كه وارد ذهن میشود هم طعام است. «وَ الرُّجْزَ فَاهْجُرْ» (مدثر/5) هجرت را برای پلیدی به كار برده... هجرت فقط هجرت مادی نیست. از این شهر به آن شهر... هجرت معنوی، «وَ الرُّجْزَ فَاهْجُرْ»، «فَفِرُّوا إِلَى اللَّهِ» (ذاریات/50) این فرار مادی نیست، فرار معنوی است. هرچه مادی هست، تقریباً معنویاش هم هست.
«كَرِهَ اللَّهُ» (توبه/46) ما خودمان هم متأسفانه اینطور هستیم. مثلاً نماز كه خواندیم، میگوییم: نماز خواندیم راحت شدیم. یعنی چه؟ یعنی گیر افتادیم. یا به رفیقش میگوید: ببین! بلند شو نمازت را بخوان راحت شوی. گاهی هم میگوییم: نمازِ را خواندیم، نمازِ... ببین اصلاً از نماز بدمان میآید. مثل اینكه شما بگویی: كجا بودی؟ رفته بودم جلسهی قرائتیه!
آخر وقتی میگویی: قرائتیه، یعنی چه؟ یعنی من برای تو آدم پستی هستم. وقتی نمیگویی: قرائتی، میگویی: قرائتیه! نمازِ... اصلاً تعقیب نماز ما خوب نیست. باید 33 مرتبه بگویی: «سبحان الله، سبحان الله، سبحان الله» میگوییم: سب... سب... سب... یك طوری سبحان الله میگویی، مثل اینكه میگوییم: پلیس، پلیس، پلیس! میگوید: كوفت! (خنده حضار)
«كَرِهَ اللَّهُ» بعضیها جبهه برایشان سنگین است. «فَثَبَّطَهُمْ»
آیهی عقوبتهای معنوی، «وَ یَمُدُّهُمْ فی طُغْیانِهِمْ یَعْمَهُونَ» (بقره/15) طغیان هست، سركشی میكند. ببین گناه، گناه میآورد. گناه، گناه میآورد. یعنی اگر سیگار كشیدی، تریاك هم میكشی. تریاك كشیدی تا آخرش میروی. مرغ بكشی، بز میكشی. بز بكشی، میتوانی آدم هم بكشی. شتر هم میتوانی بكشی. هرچه هم بزرگتر شد، میكشی.
اولین گناه خطرناك است. «اللهم اغْفِرْ لِیَ الذُّنُوبَ الَّتِی تَهْتِكُ الْعِصَم» قاضی میگفت: تروریست را گرفتیم، هجده نفر را ترور كرده است. به او گفتم: تو هجده نفر را ترور كردی، دلت آمد. گفت: اولی را كه زدم، ترسیدم. اما دوم و سوم آسان بود. سیگار اول را آدم سرفه میكند. سیگار بعد را اصلاً ممكن است كیف هم بكند. غلط كردیم و سیگار كیفی هم ندارد.
كیفرهای معنوی، خدا مسخرهشان میكند. «فَیَسْخَرُونَ مِنْهُمْ سَخِرَ اللَّهُ مِنْهُم» (توبه/79) خیلی مهم است. اینها خدا را مسخره میكنند، خدا هم اینها را مسخره میكند.
8- قساوت قلب، كیفر تكرار گناه
«ثُمَّ قَسَتْ قُلُوبُكُمْ» (بقره/74) قساوت قلب از كیفرهای معنوی است. سنگدل شده است. ما باید وقتی دیدیم پاكستان سیل میآید همانجا دست در كیسهمان، حالا اگر زیاد داریم، زیاد. كم داریم، كم. « لا یُكَلِّفُ اللَّهُ نَفْساً إِلاَّ وُسْعَها » (بقره/286) یك آیه دیگر هم داریم «لا یُكَلِّفُ اللَّهُ نَفْساً إِلاَّ ما آتاها» (طلاق/7) «وسعها» یعنی چقدر جان داری. «ما آتاها» یعنی چقدر پول داری. «عَلَى الْمُوسِعِ قَدَرُهُ وَ عَلَى الْمُقْتِرِ قَدَرُهُ» (بقره/236) هرچه پول داری. سیل پاكستان را دیدی، فوری. حزب الله لبنان فوری. هرچه هست. مهم نیست كم باشد یا زیاد. مهم این است كه شما تصمیم بگیرید.
اگر تصمیم گرفتی آنوقت خدا راههایی را برای شما باز میكند. شما دو تا حدیث بلدی به دیگران یاد بده، یك شعر خوب داری به دیگران بده، ببین خدا چطور جایش را پر میكند. «ثُمَّ قَسَتْ قُلُوبُكُمْ» از كیفرها قساوت قلب است.
امام زین العابدین در ابوحمزه، در دعای ابوحمزه در سحرهای ماه رمضان میگوید: چرا سحرها خواب هستم؟ خوابم میگیرد؟ میگوید: یازده دلیل دارد. بروید وارسی كنید. «أَوْ لَعَلَّك»، «أَوْ لَعَلَّك» یازده تا «لَعَلَّ» دارد. این را تحلیل روانی میگویند. چرا مثلاً من از این خوشم میآید، از این بدم میآید؟ اگر از خوب خوشمان آمد، معلوم میشود مورد لطف خدا هستم. «حَبَّبَ إِلَیْكُمُ الْإیمانوَ زَیَّنَهُ فی قُلُوبِكُم» (حجرات/7) همینكه ایمان را دوست دارید. «وَ كَرَّهَ إِلَیْكُمُ الْكُفْرَ وَ الْفُسُوق» (حجرات/7) آدم ممكن است به عكس باشد. داشتیم آدمهایی را كه از كشتن سید لذت میبردند. الآن داریم آدمهایی را كه از مسخره كردن مؤمنین لذت میبرند. لذت میبرد. مؤمن را مسخره میكنند لذت میبرند.
رفتم بهزیستی دیدم دستهای یك نفر را به تخت بستند. گفتم: این آزار به خودش یا دیگران میدهد؟ گفت: نه! این آشغال خور است. تا دستش را باز كنیم هرچه آشغال است میخورد. بیسكویت به او میدهیم نمیخورد. ولی آشغال میخورد. همینكه ما خوب را دوست داریم خیلی نعمت است. امام حسین را دوست داریم. جلسه عزاداری را دوست داریم. و باید هم دوست داشته باشیم.
من زیمباوه آفریقا رفتم. یك زن و شوهر شیعه پیدا كردم. مسلمان زیاد بودند، اهل سنت بودند. شیعه یك زن و شوهر بود، از این شیعههای هندوستان، رفتیم بازار پیدایش كردیم. مغازهاش بسته بود. آدرس گرفتیم خانهاش رفتیم. بالاخره دیدم بله یك پیرمرد تقریباً هشتاد ساله است. گفتیم: خوب چه میكنی؟ گفت: هیچ! ما شیعه هستیم، از هندوستان آمدیم. اسم بچههایت چیست؟ صادق، باقر، كاظم، گفتیم: خوب یك زن و شوهر چه كار میكنید؟ گفت: خبر داریم شب عاشورا چه وقت است. شام كه خوردیم یا قبل از شام، یا بعد از شام، تاریخ عاشورا را میخوانم و زن و بچهام گریه میكنند. بعد او مینشیند میخواند من گریه میكنم. یك روضهی دو نفری داریم. یك سال پولهایمان را جمع كردیم با هواپیما فلان كشور رفتیم، روضهی امام حسین گوش دادیم. یك كسی را هم میبینی سر امام حسین را میبرد برای حكومت ری.خدایا تو را به مقام محمد و آل محمد، همهی ما را از عقوبتهای مادی و معنوی حفظ بفرما.
«والسلام علیكم و رحمة الله و بركاته»
*برگرفته از سایت حجت الاسلام محسن قرائتی
یكی از عقوبتهای معنوی این است كه خداوند میفرماید: «فَأَعْقَبَهُمْ نِفاقاً فی قُلُوبِهِمْ إِلى یَوْمِ یَلْقَوْنَهُ بِما أَخْلَفُوا اللَّهَ ما وَعَدُوهُ» (توبه/77) اگر كسی وعده بدهد، وعدهاش را خلف كند این منافق میشود. نامه به امام حسین بنویسد بیا كمك میكنیم. به وعدهشان وفا نكردند. این وفای به وعده خیلی مهم است.
خداوند كمالات ابراهیم را وقتی میخواهد بگوید چند تا چند تا میگوید. میگوید: ابراهیم چنین و چنین و چنین و چنین بود... به وفا كه میرسد كلمهی وفا را در یك آیه مستقل میگذارد. میگوید: «وَ إِبْراهیمَ الَّذی وَفَّى» (نجم/37) وفادار بود. چیز دیگری كنار «وَفَّی» نمیگذارد. ولی آیات دیگری كه میخواهد تعریف ابراهیم را بكند، میگوید: «حَنیفاً مُسْلِماً وَ ما كانَ مِنَ الْمُشْرِكینَ» (آلعمران/67) «قانِتاً لِلَّه» (نحل/120) یعنی همهی كمالات یك فاكتور دارد، وفا هم یك فاكتور دارد. «وَ إِبْراهیمَ الَّذی وَفَّى»
1- نفاق، كیفر پیمان شكنی با خداوند
قرآن خیلی گله میكند جابه جای قرآن خدا گله میكند كه اینها بعضیهایشان نامرد هستند. وقتی میخواهند بچهدار شوند میگویند: «لَئِنْ آتَیْتَنا صالِحاً» (اعراف/189) اگر خدا یك اولاد صالحی به ما بدهد، «لَنَكُونَنَّ مِنَ الشَّاكِرینَ»، «فَلَمَّا آتاهُما صالِحاً» بچه به آنها میدهیم، «جَعَلا لَهُ شُرَكاء» (اعراف/190) خود این پدر و مادر بچه را چپه میكنند.
یك عده از فقرا نامرد هستند. گفت: «لَئِنْ آتانا مِنْ فَضْلِه» (توبه/75) اگر خدا وضع مرا خوب كند، «لَنَصَّدَّقَن» صدقه میدهیم. ولی همین كه وضعش خوب شد، «بَخِلُوا» (توبه/76) همین كه میبیند غرق میشود، «فَإِذا رَكِبُوا فِی الْفُلْك» (عنكبوت/65) وقتی میبیند دارد كشتیاش تاب میخورد، «دَعَوُا اللَّهَ مُخْلِصین» (عنكبوت/65) یا الله! «فَلَمَّا نَجَّاهُم» (عنكبوت/65) جفتك میزند. جا به جای قرآن میگوید: اینهایی كه حرف میزنند حرفشان با عملشان فرق میكند. طوری وارد میشوند كه خروجیشان با ورودیشان فرق میكند. خوشا به حال كسی كه «رَبِّ أَدْخِلْنی مُدْخَلَ صِدْقٍ وَ أَخْرِجْنی مُخْرَجَ صِدْقٍ» (اسراء/80) ورود و خروجش یك جور باشد.
یكی از عقوبتهای معنوی این است كه آدم منافق میشود. چطور آدم منافق میشود؟ «بِما أَخْلَفُوا اللَّهَ ما وَعَدُوه» (توبه/77) وعدههایی كه داده خلف وعده میكند، «فَأَعْقَبَهُمْ نِفاقاً فی قُلُوبِهِم» (توبه/77) نفاق هم در قلبش میگذارد. دیگر بیرون نمیآید. دعا میكنم آمین بگویید. خدایا ما را نسبت به دین، نسبت به قرآن، پیغمبر، اهل بیتش، خون شهدا، امام، مردم، نیاكان، ما را وفادار قرار بده. خیلی مهم است.
وفای به عهد شرطش اسلام هم نیست. لازم نیست كسی مسلمان باشد. به یهودی و مسیحی، به كافر هم شما قول دادی باید به قولت عمل كنی. سه چیز است از حقوق اسلامی نیست، از حقوق انسانی است. رد امانت، شمر هم خنجرش را نزد شما گذاشت، گفت: نزد شما باشد یك ساعت دیگر میآیم میگیرم، آمد به او بده. شمر است، خنجر است. رد امانت كن، «وَ بِالْوالِدَیْنِ إِحْسانا» (بقره/83) نگفته «وَ بِالْوالِدَیْنِ المؤمنین»، «وَ بِالْوالِدَیْنِ إِحْسانا»، احترام پدر و مادر، رد امانت، وفا، شرطش اسلام نیست. این یك مورد.
2- كینه و دشمنی، كیفر فراموش كردن آیات الهی
قرآن میفرماید: «فَنَسُوا حَظًّا مِمَّا ذُكِّرُوا بِهِ فَأَغْرَیْنا بَیْنَهُمُ الْعَداوَةَ وَ الْبَغْضاءَ إِلى یَوْمِ الْقِیامَة» (مائده/14) كینه یكی از عقوبتهاست.
1. نفاق؛ در اثر خلف وعد
2. كینه، كینه دائمی
بالاخره آدم كینه پیدا میكند، ناراحت میشود. ولی اسلام گفته: تا سه روز بیشتر با هم قهر نكنید. كسی اگر بیش از سه روز با رفیقش قهر كند، پیغمبر فرمود: هیچ كدام از اینها در مدار ما نیستند. از مدار خارج میشوند. یعنی مؤمن واقعی نیستند. محدوده كینه تا سه روز، ناراحتی. اما میگوید كه: «فَأَغْرَیْنا بَیْنَهُمُ الْعَداوَةَ وَ الْبَغْضاءَ إِلى یَوْمِ الْقِیامَة» یكی از دلایلی كه قمار حرام است همین است. دو نفر رفیق هستند مینشینند با هم قمار میكنند. یكی برنده میشود. وقتی بلند میشوند بازنده كینهی برنده را دارد، چون میبیند پولش به جیب او رفت. و قرآن میگوید: قمار « إِنَّمَا الْخَمْرُ وَ الْمَیْسِر» (مائده/90) تو میگویی: «یُریدُ الشَّیْطانُ أَنْ یُوقِعَ بَیْنَكُمُ الْعَداوَةَ وَ الْبَغْضاء» (مائده/91) با هم دوست هستیم مینشینیم، من صد هزار تومان برنده میشوم. شما دیگر من را دوست نداری. «یُریدُ الشَّیْطانُ» فلسفهی تحریم قمار، یكی این است.
هركس شما را فحش داده حلال كنید. غیبت، فحش، تهمت، هركس به شما ظلم كرده حلال كنید. مردم آنقدر قیامت گیر هستند، دیگر گیر تو یكی نباشند. و در ثانی آن كسی كه غیبت كرده میخواسته تو را خراب كند. عزت و ذلت شما دست او نیست. «الهی بِیَدِكَ لَا بِیَدِ غَیْرِكَ زِیَادَتِی وَ نَقْصِی» در مناجات شعبانیه داریم. 43 رادیو به امام جسارت میكرد و از صدام تعریف میكرد. حالا عزت امام بیشتر است، یا عزت صدام؟ اینطور نیست كه اگر تو را فحش دادند، بد شود. گاهی وقتها فحشها خوب میشود. به پیغمبر چقدر دری وری گفتند. شاعر! كاهن! ساحر! مجنون! «یُعَلِّمُهُ بَشَر» (نحل/103) یك آدم به تو یاد داده است. «أَعانَهُ عَلَیْهِ قَوْمٌ آخَرُون» (فرقان/4) یك باندی پشت پرده به تو كمك میكند. همه چیزی گفتند. ولی در مقابل همهی اینها قرآن میفرماید: «مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّه» (فتح/29) (صلوات حضار)
یك خاطره برای شما بگویم. خیلی قشنگ است زیادی گوش بدهید.
3- پاك كردن نام خود، زمینه ثبت در دفتر الهی
پیغمبر در چهل سالگی كه به پیغمبری رسید، سیزده سالی در مكه بود. 53 ساله شد. سه سال مخفی، 10 سال علنی، مدینه آمد. بعد خواست یك سال عمره بیاید. چون مكه دست مشركین بود آمدند بیرون، صف بندی كردند گفتند: نمیگذاریم بیایی. نزدیك بود درگیری شود، صلح شد، صلح حدیبیه! در صلحنامه نوشتند: این قرارداد بین محمد رسول الله و مردم مكه است.گفتند: ما قبول نداریم اینكه محمد رسول الله است و نمیگذاریم بیایید. چك و چانه كردند، بالاخره پیغمبر فرمود: من خودم پاك میكنم. خود پیغمبر دستش را گذاشتند روی محمد رسول الله، خود پیغمبر رسول الله را پاك كرد. تا پیغمبر خودش را پاك كرد، آیه نازل شد. «مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّه» (فتح/29) (صلوات حضار)
گرفتید چه شد؟ اگر خودت را پاك كنی خدا مینویسد. هرجا خودت را بنویسی خدا پاك میكند. من بحثهایی كه در تلویزیون كردم، شك دارم. چون ولو از تلویزیون پول نگرفتم، ولی شهرت كه گرفتم. پولش نبوده ولی پز بوده است. ولی اگر یادداشت مرا شما از سیدی بردارید و در یك شهر دیگر بگویید. آن برای قیامت من میماند. چون آنجا دیگر نه قرائتی مطرح است، نه پلو نه پول و نه پز! هركاری به دست دیگران شد، خدمات شما اگر به اسم دیگران تمام شد این ذخیره قیامت شما است. اما اگر به اسم خود شما است، شاید ذخیره قیامت باشد، شاید هم نباشد. وقتی خود آدم مطرح است، خیلی باید ولی خدا باشد كه از درون شهرت بتواند خالص هم باشد. مثل من و امثال من نمیتوانند هم شهرت داشته باشند و هم مخلص باشند. خودتان را پاك كنید خدا ثبت میكند.
یكی از آقایان میگفت، من رفتم بیمارستان عیادت، چند تا جعبهی گز هم زیر عبای من بود. بالاخره دور مریض خیلی شلوغ بود. جعبه را گذاشتم در یك كمد كنار بیمار و احوالپرسی كردم و بیرون آمدم بعد گفتم: من چند تا گز در میز گذاشتم هیچكس نفهمید.هیچكس نفهمید. همان كه نفهمید، همان را خدا مینویسد، هرچه بنویسید، خدا پاك میكند.
4- خودفراموشی، كیفر فراموش كردن خداوند
«نَسُوا اللَّهَ فَأَنْساهُمْ أَنْفُسَهُمْ» (حشر/19) این هم یكی از عقوبتهای معنوی است. خودفراموشی! اینها خدا را فراموش كردند، خدا هم یك كاری میكند كه اینها خودشان را فراموش كنند.
پای فوتبال مینشیند كه فلان كشور به فلان كشور گل میزند. خوب خودت بلند شو ورزش كن. مثل اینكه آدم بنشیند پولهای بانك را بشمرند. خوب به تو چه! تماشای پول بانك كه برای تو پول نیست. او ورزش میكند تو چه گیرت میآید؟ خودت ورزش كن. این خودش را فراموش میكند. مینشیند توپ بلژیك كجا رفت تا نفهمد نفت خودش كجا میرود. تا نفهمد جوانی خودش كجا می رود. این خود فراموشی بزرگترین خسارت است. اینكه میگویند: چوب خدا صدا ندارد، همین است. انسان یكوقت میبیند اِ... خودش را به چه كسی فروخت.
خودش را به چه كسی فروخت. چند فروخت؟ چرا چنین شد؟
بعد از ماجرای كربلا یك نفر همینطور بر سرش میزد و میگفت: باختم! باختم! باختم! گفتند: چه شده؟ گفت: به من گفتند: برو كربلا امام حسین را بكش بیا جایزه بگیر. ده درهم دادم خرج خودم و اسب و شمشیرم. رفتم امام حسین را كشتم و برگشتم شش درهم به من دادند. این را میگویند: «خَسِرَ الدُّنْیا...» (حج/11) اینطور نیست كه اینهایی كه برای دنیا میروند به دنیا برسند. بگذار من یك فرمول ریاضی بگویم.
اگر كسی برای خدا كار بكند، صد در صد قیامت را دارد. دنیایش هم یكوقت میبینی خوب شد، یك وقت میبینی خوب نشد. دنیایش شرط نیست. آدمهای مومن و مخلص حتماً زندگیشان مرفه نیست. ممكن است مؤمن و مخلص باشد، به هزار و یك مشكل هم گرفتار باشد. ممكن هم هست، زندگیاش خوب باشد. پس دنیایش را میگوییم: پنجاه درصد! بالاخره آدم مخلص چقدر دارد؟ یك صد در صد قیامت در دارد، یك پنجاه درصد هم در دنیا. اما غیر مخلص چه؟ غیر مخلص آخرتش كه صفر است. دنیایش هم معلوم نیست برسد، خیلیها دزدی میروند گیر پلیس میافتند.
اینطور نیست كه حالا اگر آخرت را دیدند، حتما به دنیا یكبار میبینی عمر سعد شدیم، امام حسین را كشتیم حكومت ری را هم به ما ندادند. اینكه میگویم: بگویید... دو تا فایده دارد. یكی اینكه من نفسم حال میآید. یكی هم اینكه فكر میكنم شما حضور داری حرف میزنی. ببینید این فایده!
5- عاقبت مؤمن و كافر در دنیا و آخرت
این سیمای مجرم است. این سیمای مخلص. برنده مخلص است. چون قیامت صد در صد دارد، دنیا هم شاید رسید. «وَ مَنْ أَرادَ الْآخِرَةَ وَ سَعى لَها سَعْیَها» (اسراء/19) اگر كسی هدفش آخرت باشد، «نُوَف» قیامت را حتماً دارد. اما او «ما لَهُ فِی الْآخِرَةِ مِنْ نَصیبٍ» (شوری/20) قیامتش صفر است. تازه به دنیا هم میگوید: «ما نُرید» (هود/79) «ما نَشاء» (اسراء/18) «ما نَشاءُ لِمَنْ نُرید» (اسراء/18) اینطور نیست كه حتماً به دنیا برسد. ممكن است مجرم كه قیامتش را از دست داد و سراغ دنیا رفت، اما به دنیا هم نرسید، چون میگوید: هرچه ما بخواهیم «ما نَشاءُ» تازه «لِمَنْ نُرید» او پنجاه درصد است.
خودفراموشی این است كه آدم یادش میرود محاسبات. یك وقت میبینی كه مفت، مفت مفت... شما اگر درس میخوانید برای خدا قطعاً قیامت دارید. دنیا هم یكوقت میبینید خوب شد. اگر برای مدرك درس بخوانید، برای پول، پز، مقام، آخرت صفر و شاید دنیا هم بد بخت شدی. ممكن است مدرك بگیرید، گیر یك زنی بیافتید، گیر یك شریكی بیفتید، در یك حادثهای در یك تصادفی اصلاً ناكام میشود. یك دعا میكنم آمین بگویید. خدایا هرچه باختیم گذشتهی ما را ببخش، از الآن تا ابد ما را از باختهها قرار نده. عقوبتهای معنوی؛ اینكه میگویند: «نَسُوا اللَّهَ فَنَسِیَهُم» (توبه/67) این تك و پاتك خدا زیاد در قرآن است.
6- عمل و عكس العمل در سنت خداوند
قرآن خیلی آیه دارد كه خدا میگوید: من عین تو عمل میكنم. ببینید...«نَسُوا اللَّهَ فَنَسِیَهُم» نصفش را من میگویم، نصفش را شما بگویید. «فَاذْكُرُونی أَذْكُرْكُم» (بقره/152) «شَكَرْتُمْ لَأَزیدَنَّكُمْ» (ابراهیم/7) «وَ مَكَرُوا وَ مَكَرَ اللَّه» (آل عمران/54) «یَكِیدُونَ كَیْدًا، وَ أَكِیدُ كَیْدًا» (طارق/15 و16) «یُحِبُّهُمْ وَ یُحِبُّونَه» (مائده/54) «رَضِیَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَ رَضُوا عَنْه» (مائده/119) «إِنْ تَنْصُرُوا اللَّهَ یَنْصُرْكُم» (محمد/7) «وَ لْیَعْفُوا وَ لْیَصْفَحُوا أَ لا تُحِبُّونَ أَنْ یَغْفِرَ اللَّهُ لَكُمْ» (نور/22) تو ببخش، خدا هم تو را میبخشد. «زاغُوا أَزاغ» (صف/5) «انْصَرَفُوا صَرَفَ اللَّه» (توبه/127) «تَعُودُوا نَعُد» (انفال/19) «وَ ما أَنْفَقْتُمْ مِنْ شَیْءٍ فَهُوَ یُخْلِفُه» (سباء/39) بده، «یَخلِفُه» یعنی خلیفه، جایش را پر میكند. «اِرحَم تُرحَم» (بحارالانوار/ج71/ص100)، «وَ مَنْ عَابَ عِیب» (بحارالانوار /ج75/ص79) «عَابَ عِیب» كسی كه عیب مردم را گفت، مردم هم عیب او را خواهند گفت.«عَابَ عِیب»، «عِفُّوا عَنْ نِسَاءِ النَّاسِ تَعِفَّ نِسَاؤُكُم» (بحارالانوار/ج68/ص270) به ناموس مردم نگاه بد نكن، به ناموست نگاه بد نمیكنند.
«بَرُّوا آبَاءَكُم» به پدرانت احترام بگذار. «یَبَرَّكُمْ أَبْنَاؤُكُم» (كافی/ج5/ص554) بچهات به تو احترام میگذارد. «فَإِنَّمَا قَلْبُ غَیْرِكَ لَكَ كَقَلْبِكَ لَه» (بحارالانوار/ج71/ص182) میخواهی ببینی دیگران دوستت دارند تو این مردم را دوست داری یا نه؟
یك كسی یك آبكش برداشت جلوی صورتش گذاشت. آبكش سوراخ سوراخ است. برادرش گفت: من را چطور میبینی؟ گفت: همینطور كه تو مرا میبینی. یعنی سوراخ سوراخ میبینم. هركس دنبال این باشد كه یك نقطه ضعفی را از كسی دربیاورد، یك كسی هم دنبال این است كه نقطه ضعفش را... خیلی تك و پاتك است. «مَنْ غَشَّ غُش» (كافی/ج5/ص160) كلك بزنی، به تو كلك میزنند.
قرآن عجیب است. هر كلمهی قرآن یك دریا است. اینكه میگویم مبالغه نیست. یعنی مسألهای نیست مگر اینكه قرآن از آن موج میزند. منتها خوب حالا ما به این نرسیدهایم كه دقت بكنیم. صلواتی بفرستید. (صلوات حضار)
7- مهر خوردن بر دل افراد فاسق
«خَتَمَ اللَّهُ عَلى قُلُوبِهِمْ وَ عَلى سَمْعِهِم» (بقره/7) این هم از عقوبتهای معنوی است. «طَبَعَ» داریم. «خَتَمَ» داریم. یك مثلی برای شما بزنم. چطور خدا به دل من مهر زده است. من كور باطن شدم. «خَتَمَ اللَّهُ» خدا به دلی مهر میزند كه خودش مجرم باشد. ببینید شما وارد خانهات میشوی میبینی، یك دزدی وارد خانه شده است. نگاه میكنی میبینی دزد در سرداب رفت. تا میبینی دزد در سرداب رفت در را روی او قفل میكنی. زنگ به پلیس میزنی، اَلو سریع بیایید! وقتی آمدند دزد میتواند بگوید: آقا این در را روی من قفل كرده است. بله! من در را روی تو قفل كردم. ولی چون دزد بودی با خیانت به قصد بد در خانهی من آمدی، من در را قفل كردم. خدا در را قفل میكند.
«خَتَمَ اللَّهُ»، «طَبَعَ اللَّهُ» خدا مهر میزند، ولی خدا الكی به یك كسی كه در خیابان راه میرود، بر قلبش مهر نمیزند. كسی كه «فی قُلُوبِهِمْ مَرَض» (بقره/10) او یك چیزی میشد، تا یك چیزی شد. ماست را به آب بزنی كه ماست نمیشود. این معلوم میشود خودش شیر بوده. اگر شیر بوده، تا ماست به آن میزنی، ماست میشود. این روایاتی كه میگوید: اگر كسی یك قطره اشك برای امام حسین بریزد بهشت میرود، «من بكى أو أبكى» (اللهوف/ص10) به شرط اینكه آدم خوش ذاتی باشد.
یعنی مثل اینكه میگویند: یك سوییچ بده ماشین را راه میبرم. خوب به شرطی كه اگر ماشین سالم باشد با یك سوییچ راه میرود. وگرنه شما بهترین سوییچها را در بشكه بریز. خوب راه نمیرود. ماشین به شرطی راه میرود كه... به شرطی سوییچ ماشین را راه میاندازد كه... شما فلش كامپیوتر را بزنی حرفهایی از آن كامپیوتر در این كامپیوتر میآید. اما پاشنهكش را بزنی كه داخل این نمیرود. این باید یك سنخیتی، یك آمادگی داشته باشد. وگرنه هرچه شما پاشنهكش جای فلش فرو كنی، چیزی ضبط نمیكند. باید هم جنس باشد. «فَأَصَمَّهُمْ وَ أَعْمى أَبْصارَهُمْ» (محمد/23) قرآن میگوید: بعضیها را خدا كر میكند. بعضیها را خدا كور میكند. «لَهُمْ قُلُوبٌ لا یَفْقَهُون» (اعراف/179) اینها عذابهای معنوی است. دل دارد نمیفهمد. واقعاً دست خداست.
بنده خودم گاهی وقتها هرچه فكر میكنم، چیزی نمیفهمم. گاهی از خواب میپرم یك چیزی به ذهنم میآید تند تند مینویسم. دیشب یك مسالهای را خواستم بنویسم، حدود 50 نكته راجع به یك مسأله گیرم آمد. اگر هم ننویسم صبح دیگر یادم میرود. قلم و كاغذ باید در رختخواب هم باشد. در آشپزخانه هم باشد. چون استكان میشویی، یك چیزی یادت میآید. یعنی هر دانشجو و طلبه باید یك دفتر در آشپزخانه داشته باشد. یك دفتر در رختخواب داشته باشد. یك دفتر در ماشینش باشد. یك دفتر پشت موتورش باشد. یك دفتر در جیبش باشد.
حدیث داریم امام صادق قلم پشت گوشش بود. مثل نجارها كه قدیم قلم را اینجا میگذاشتند. حدیث داریم پیغمبر ما مسواكش پشت گوشش بود. آنی جدا نشوید، چون رزق است، میاید و نگیری میپرد. «اغتنم الفرص» دست خداست. هیچ ربطی هم به بودجه نمیدانم تامین اعتبار و... خدا یك آیه دارد میگوید: ببین، حرف تأمین اعتبار را نزن. میگوید: «لَوْ أَنْفَقْت»، «أَنْفَقْت» را به پیغمبر میگوید. میگوید: اگر خرج كنی. چه چیزی؟ «ما فِی الْأَرْضِ جَمیعاً» (انفال/63) اگر همهی بودجه زمین را، نیروی انسانیاش چه كسی است؟ «أَنْفَقْت» خود پیغمبر. نیروی انسانیاش از تو پیغمبر. بودجه «ما فِی الْأَرْضِ جَمیعاً» یعنی هم نیروی انسانی تأمین است. هم بودجه تأمین است. اما تو نمیتوانی آشتی بدهی. «ما أَلَّفْتَ بَیْنَ قُلُوبِهِم» (انفال/63) اگر نیروی انسانی شخص پیغمبر باشد، یعنی اشرف مخلوقات، تأمین اعتبار بودجهی كرهی زمین، شخص پیغمبر نیروی انسانی، بودجهی كرهی زمین هم تأمین اعتبار، اما دل دست خداست. «ما أَلَّفْتَ بَیْنَ قُلُوبِهِم» ما فكر میكنیم كه اگر انگشتر ما قشنگ بود مردم جذب میشوند.
به یك كسی گفتم: خیلی انگشترت گران است. انگشترش یك میلیون و چهارصد هزار تومان بود. گفت: شما نمیدانی وقتی من با این انگشتر در دانشگاه میروم. دانشجوها جذب میشوند. گفتم: پس خدا كج رفته و تو درست میروی. چون خدا میگوید: «ادْعُ إِلى سَبیلِ رَبِّكَ بِالْحِكْمَة وَ الْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ وَ جادِلْهُمْ بِالَّتی هِیَ أَحْسَن» (نحل/125) میگوید: راه دعوت حكمت، موعظه، احسن. ولی شما میگویی: ادْعُ إِلى سَبیلِ رَبِّكَ به انگشتر گران قیمت!
ما فكر میكنیم كه اگر مثلاً كتابخانه خیلی مدرن بود باسواد میشویم. حاج احمد آقا میگفت: امام كتابهایش هیچوقت از 200 تا بیشتر نشد. با دویست تا كتاب هم رهبر شد، هم مرجع. من الآن هفت هزار جلد كتاب دارم. یكی را نشان نمیدهم... مُهر كه آدم را نمازخوان نمیكند. بعضی از آدمها هستند، سجادهشان به اندازهی یك بقچهی حمام وزن دارد. ناخنگیر، شانه، مسواك، یك پارچه از مكه، یك پارچه از مدینه، چطور دوختن، مُهر یك وجب در یك وجب! نمیدانم... نماز هم خواندی یا سجادهات...
یك شاهزادهای قدیم یك لنگ قیمتی بست در حمام رفت. یك پیرمردی در حمام بود. میخواست پزی بدهد. نزد پیرمرد رفت گفت: پیرمرد من چند میارزم؟ پیرمرد هم این لنگش را گرفت یك نگاهی كرد و گفت: هفتصد تومان، حالا هفتصد تومانی كه میشد با آن زمان قدیم چند تا خانه خرید. گفت: هفتصد تومان! گفت: احمق! هفتصد تومان پول لنگ من است. گفت: ببخشید من لنگ شما را قیمت كردم، خود شما ارزشی ندارید!
اینكه مهم است جوهر است. فرق بین ما و دیگران این است كه دیگران میگویند: كد خدا را ببین ده را بچاپ. ما باید اینطور بگوییم. بگوییم: خدا را ببین و دل را بچاپ. كدخدا را ببین دل را بچاپ. خدا را ببین ده را بچاپ. گاهی وقتها عروس زیبا، داماد زیبا، همه تحصیل كرده، امكانات مادی، مدركی، شكلی، همه چیز آنها... همدیگر را دوست ندارند. گاهی هم یك زن و شوهر نه شكلی دارند، نه زندگی دارند، قربون هم میروند. «وَ جَعَلَ بَیْنَكُمْ مَوَدَّة» (روم/21) «جَعَلَ» یعنی خدا قرار داد. «فَاجْعَلْ أَفْئِدَةً مِنَ النَّاس تَهْوی إِلَیْهِمْ » (ابراهیم/37) خدایا تو دلها را به سمت مكه هُل بده. «مَحَبَّةً مِنِّی» (طه/39) محبوبیت از خداست. «كَرِهَ اللَّهُ انْبِعاثَهُمْ فَثَبَّطَهُمْ» (توبه/46)
این هم یكی از عقوبتهای معنوی است.
«وَ إِنَّها لَكَبیرَةٌ إِلاَّ عَلَى الْخاشِعینَ» (بقره/45) قرآن میگوید: نماز سنگین است. ولایت حضرت علی سنگین بود. به امیرالمؤمنین گفتند: یاعلی! فلانی را پول ندهی سمت معاویه میرود. فرمود: «وَ إِنَّها لَكَبیرَةٌ إِلاَّ عَلَى الْخاشِعینَ»، «اِنَّها» به نماز برمیگردد ولی حضرت امیر اینجا برای خودش گفت. یكی از هنرهای امامان ما این بود كه مصداق را توسعه میدادند. وقتی قرآن میگوید: «فَلْیَنْظُرِ الْإِنْسانُ إِلى طَعامِهِ» (عبس/24) انسان به غذایش نگاه كند.
امام میفرماید: «الی علمه عمّن یاخذ» طعام فقط این نیست كه در معده برود. مطلبی هم كه وارد ذهن میشود هم طعام است. «وَ الرُّجْزَ فَاهْجُرْ» (مدثر/5) هجرت را برای پلیدی به كار برده... هجرت فقط هجرت مادی نیست. از این شهر به آن شهر... هجرت معنوی، «وَ الرُّجْزَ فَاهْجُرْ»، «فَفِرُّوا إِلَى اللَّهِ» (ذاریات/50) این فرار مادی نیست، فرار معنوی است. هرچه مادی هست، تقریباً معنویاش هم هست.
«كَرِهَ اللَّهُ» (توبه/46) ما خودمان هم متأسفانه اینطور هستیم. مثلاً نماز كه خواندیم، میگوییم: نماز خواندیم راحت شدیم. یعنی چه؟ یعنی گیر افتادیم. یا به رفیقش میگوید: ببین! بلند شو نمازت را بخوان راحت شوی. گاهی هم میگوییم: نمازِ را خواندیم، نمازِ... ببین اصلاً از نماز بدمان میآید. مثل اینكه شما بگویی: كجا بودی؟ رفته بودم جلسهی قرائتیه!
آخر وقتی میگویی: قرائتیه، یعنی چه؟ یعنی من برای تو آدم پستی هستم. وقتی نمیگویی: قرائتی، میگویی: قرائتیه! نمازِ... اصلاً تعقیب نماز ما خوب نیست. باید 33 مرتبه بگویی: «سبحان الله، سبحان الله، سبحان الله» میگوییم: سب... سب... سب... یك طوری سبحان الله میگویی، مثل اینكه میگوییم: پلیس، پلیس، پلیس! میگوید: كوفت! (خنده حضار)
«كَرِهَ اللَّهُ» بعضیها جبهه برایشان سنگین است. «فَثَبَّطَهُمْ»
آیهی عقوبتهای معنوی، «وَ یَمُدُّهُمْ فی طُغْیانِهِمْ یَعْمَهُونَ» (بقره/15) طغیان هست، سركشی میكند. ببین گناه، گناه میآورد. گناه، گناه میآورد. یعنی اگر سیگار كشیدی، تریاك هم میكشی. تریاك كشیدی تا آخرش میروی. مرغ بكشی، بز میكشی. بز بكشی، میتوانی آدم هم بكشی. شتر هم میتوانی بكشی. هرچه هم بزرگتر شد، میكشی.
اولین گناه خطرناك است. «اللهم اغْفِرْ لِیَ الذُّنُوبَ الَّتِی تَهْتِكُ الْعِصَم» قاضی میگفت: تروریست را گرفتیم، هجده نفر را ترور كرده است. به او گفتم: تو هجده نفر را ترور كردی، دلت آمد. گفت: اولی را كه زدم، ترسیدم. اما دوم و سوم آسان بود. سیگار اول را آدم سرفه میكند. سیگار بعد را اصلاً ممكن است كیف هم بكند. غلط كردیم و سیگار كیفی هم ندارد.
كیفرهای معنوی، خدا مسخرهشان میكند. «فَیَسْخَرُونَ مِنْهُمْ سَخِرَ اللَّهُ مِنْهُم» (توبه/79) خیلی مهم است. اینها خدا را مسخره میكنند، خدا هم اینها را مسخره میكند.
8- قساوت قلب، كیفر تكرار گناه
«ثُمَّ قَسَتْ قُلُوبُكُمْ» (بقره/74) قساوت قلب از كیفرهای معنوی است. سنگدل شده است. ما باید وقتی دیدیم پاكستان سیل میآید همانجا دست در كیسهمان، حالا اگر زیاد داریم، زیاد. كم داریم، كم. « لا یُكَلِّفُ اللَّهُ نَفْساً إِلاَّ وُسْعَها » (بقره/286) یك آیه دیگر هم داریم «لا یُكَلِّفُ اللَّهُ نَفْساً إِلاَّ ما آتاها» (طلاق/7) «وسعها» یعنی چقدر جان داری. «ما آتاها» یعنی چقدر پول داری. «عَلَى الْمُوسِعِ قَدَرُهُ وَ عَلَى الْمُقْتِرِ قَدَرُهُ» (بقره/236) هرچه پول داری. سیل پاكستان را دیدی، فوری. حزب الله لبنان فوری. هرچه هست. مهم نیست كم باشد یا زیاد. مهم این است كه شما تصمیم بگیرید.
اگر تصمیم گرفتی آنوقت خدا راههایی را برای شما باز میكند. شما دو تا حدیث بلدی به دیگران یاد بده، یك شعر خوب داری به دیگران بده، ببین خدا چطور جایش را پر میكند. «ثُمَّ قَسَتْ قُلُوبُكُمْ» از كیفرها قساوت قلب است.
امام زین العابدین در ابوحمزه، در دعای ابوحمزه در سحرهای ماه رمضان میگوید: چرا سحرها خواب هستم؟ خوابم میگیرد؟ میگوید: یازده دلیل دارد. بروید وارسی كنید. «أَوْ لَعَلَّك»، «أَوْ لَعَلَّك» یازده تا «لَعَلَّ» دارد. این را تحلیل روانی میگویند. چرا مثلاً من از این خوشم میآید، از این بدم میآید؟ اگر از خوب خوشمان آمد، معلوم میشود مورد لطف خدا هستم. «حَبَّبَ إِلَیْكُمُ الْإیمانوَ زَیَّنَهُ فی قُلُوبِكُم» (حجرات/7) همینكه ایمان را دوست دارید. «وَ كَرَّهَ إِلَیْكُمُ الْكُفْرَ وَ الْفُسُوق» (حجرات/7) آدم ممكن است به عكس باشد. داشتیم آدمهایی را كه از كشتن سید لذت میبردند. الآن داریم آدمهایی را كه از مسخره كردن مؤمنین لذت میبرند. لذت میبرد. مؤمن را مسخره میكنند لذت میبرند.
رفتم بهزیستی دیدم دستهای یك نفر را به تخت بستند. گفتم: این آزار به خودش یا دیگران میدهد؟ گفت: نه! این آشغال خور است. تا دستش را باز كنیم هرچه آشغال است میخورد. بیسكویت به او میدهیم نمیخورد. ولی آشغال میخورد. همینكه ما خوب را دوست داریم خیلی نعمت است. امام حسین را دوست داریم. جلسه عزاداری را دوست داریم. و باید هم دوست داشته باشیم.
من زیمباوه آفریقا رفتم. یك زن و شوهر شیعه پیدا كردم. مسلمان زیاد بودند، اهل سنت بودند. شیعه یك زن و شوهر بود، از این شیعههای هندوستان، رفتیم بازار پیدایش كردیم. مغازهاش بسته بود. آدرس گرفتیم خانهاش رفتیم. بالاخره دیدم بله یك پیرمرد تقریباً هشتاد ساله است. گفتیم: خوب چه میكنی؟ گفت: هیچ! ما شیعه هستیم، از هندوستان آمدیم. اسم بچههایت چیست؟ صادق، باقر، كاظم، گفتیم: خوب یك زن و شوهر چه كار میكنید؟ گفت: خبر داریم شب عاشورا چه وقت است. شام كه خوردیم یا قبل از شام، یا بعد از شام، تاریخ عاشورا را میخوانم و زن و بچهام گریه میكنند. بعد او مینشیند میخواند من گریه میكنم. یك روضهی دو نفری داریم. یك سال پولهایمان را جمع كردیم با هواپیما فلان كشور رفتیم، روضهی امام حسین گوش دادیم. یك كسی را هم میبینی سر امام حسین را میبرد برای حكومت ری.خدایا تو را به مقام محمد و آل محمد، همهی ما را از عقوبتهای مادی و معنوی حفظ بفرما.
«والسلام علیكم و رحمة الله و بركاته»
*برگرفته از سایت حجت الاسلام محسن قرائتی
نظر شما