باشگاه کتاب/
شوخیهای پشت صحنهای شکیبا در ˝دو تخم مرغ در مه˝
خرید دو تخم مرغ از مغازه، سوژه کتاب است که هر بار در این سوژه به یکی از فیلمسازان مطرح توجه و به شوخیهای گوناگونی با آثار این فیلمسازان پرداخته میشود.
باشگاه جوانی برنا/ "دو تخم مرغ در مه" عنوان کتاب طنزی است که در آن، "شهرام شکیبا" با آثار سینمایی چند سال اخیر شوخیهایی داشته که آن را در قالب کتابی طنز منتشر کرده است. همچنین مجموعه دلنوشتههای وی درباره ویژهنامه بیستوهفتمین جشنواره فیلم فجر است كه در سال 87 نوشته شدهاند.
شکیبا در این کتاب به فیلمسازان مطرح سینمای ایران از جمله عباس کیارستمی، مجید مجیدی، مسعود کیمیایی، ابراهیم حاتمیکیا، تهمینه میلانی و رخشان بنی اعتماد و شوخیهای گوناگونی که در فیلمهای آنها وجود دارد، پرداخته است.
به گفته شکیبا، این کتاب دارای یک سوژه کلی با عنوان خرید تخم مرغ از بقالی است و هر بار در این سوژه به یکی از فیلمسازان مطرح توجه و به شوخیهای گوناگونی با آثار این فیلمسازان پرداخته میشود.
"شهرام شکیبا" در مقدمه کتاب درباره داستانهایی که به نگارش درآورده توضیحاتی داده است، یعنی بیان کرده که در نوشتن این مطالب گاه به چند اثر خاص از هنرمند مذکور توجه داشته و گاه ارجاعات به چند فیلم بر میگردد که برخی از آنها عبارتند از:
مرد ذلیل مرده...
در نوشتن به این مطلب به وجه قالب فمنیسم در آثار خانم میلانی نظر داشتم. البته شاید کمی هم یاد فیلم «دو زن» بیفتید. ماجرای قتل هیبت هم بی شباهت به سکانس پایانی «غزل» ساخته مسعود کیمیایی نیست.
مرگ بر پولدارها....
در نوشتن این مطلب به وجه قالب فقر در آثار مجیدی نظر داشتم، با توجهی ویژه به سوژه اصلی «بچههای آسمان».
مرغانه...
در نوشتن این مطلب از نثر و ادبیات خاص فیلمنامهنویسی بیضایی، بالاخص در فیلمنامههای تاریخیاش مانند «سیاوش خوانی» کمک گرفتم البته با توجه خاص به «سگ کشی» و «وقتی همه خوابیم».
بعدازظهر سگی...
همه آنچه نوشتهام را از «آژانس شیشهای» وام گرفتم و رنگ طنز به آن زدهام. البته در یک دیالوگ هم اشارهای گذرا داشتم به سوژه «دعوت».
فولاد (فیلم مسعود کیمیایی)...
استفاده کردم از شکل فیلمنامهنویسی کیمیایی، نگاهش به سیاست، شخصیتهایی که میسازد، منطق آدمهای آثارش، شیوه دیالوگنویسی او و خیلی چیزهای دیگر که از همه آثارش گرفتم.
شکیبا در این کتاب به فیلمسازان مطرح سینمای ایران از جمله عباس کیارستمی، مجید مجیدی، مسعود کیمیایی، ابراهیم حاتمیکیا، تهمینه میلانی و رخشان بنی اعتماد و شوخیهای گوناگونی که در فیلمهای آنها وجود دارد، پرداخته است.
به گفته شکیبا، این کتاب دارای یک سوژه کلی با عنوان خرید تخم مرغ از بقالی است و هر بار در این سوژه به یکی از فیلمسازان مطرح توجه و به شوخیهای گوناگونی با آثار این فیلمسازان پرداخته میشود.
"شهرام شکیبا" در مقدمه کتاب درباره داستانهایی که به نگارش درآورده توضیحاتی داده است، یعنی بیان کرده که در نوشتن این مطالب گاه به چند اثر خاص از هنرمند مذکور توجه داشته و گاه ارجاعات به چند فیلم بر میگردد که برخی از آنها عبارتند از:
مرد ذلیل مرده...
در نوشتن به این مطلب به وجه قالب فمنیسم در آثار خانم میلانی نظر داشتم. البته شاید کمی هم یاد فیلم «دو زن» بیفتید. ماجرای قتل هیبت هم بی شباهت به سکانس پایانی «غزل» ساخته مسعود کیمیایی نیست.
مرگ بر پولدارها....
در نوشتن این مطلب به وجه قالب فقر در آثار مجیدی نظر داشتم، با توجهی ویژه به سوژه اصلی «بچههای آسمان».
مرغانه...
در نوشتن این مطلب از نثر و ادبیات خاص فیلمنامهنویسی بیضایی، بالاخص در فیلمنامههای تاریخیاش مانند «سیاوش خوانی» کمک گرفتم البته با توجه خاص به «سگ کشی» و «وقتی همه خوابیم».
بعدازظهر سگی...
همه آنچه نوشتهام را از «آژانس شیشهای» وام گرفتم و رنگ طنز به آن زدهام. البته در یک دیالوگ هم اشارهای گذرا داشتم به سوژه «دعوت».
فولاد (فیلم مسعود کیمیایی)...
استفاده کردم از شکل فیلمنامهنویسی کیمیایی، نگاهش به سیاست، شخصیتهایی که میسازد، منطق آدمهای آثارش، شیوه دیالوگنویسی او و خیلی چیزهای دیگر که از همه آثارش گرفتم.
نظر شما