گشتی در وبلاگ ها؛

ده روز، از آغاز تا پرواز ...

|
۱۳۸۹/۱۰/۱۰
|
۱۶:۳۰:۰۰
| کد خبر: ۶۴۸
ده روز، از آغاز تا پرواز ...
امروز هم وقتی کنار مزارت نشسته بودم، روی "بسم رب الشهدا و الصدیقین" دست کشیدم و گفتم "پدر شهید می گفتند امیرحسام در دانشگاه هم بالای همه نوشته هایش بسم رب الشهدا و الصدیقین می نوشته و به این خاطر مسخره اش می کردند ..."
باشگاه جوانی برنا/برادرم؛ شش ماه گذشت از روز اول نوشتن برای تو!

و یکسال از روز شهادتت ...

حسین قدیانی چه خوب گفت "شهر من شهر دی ماه است"! شهر من شهر دی ماه است چون یک دی سالگرد تولد توست و ده دی سالگرد شهادتت، نه؛ ده دی سالگرد تولد دوباره توست...

و خوشحالم که امروز برایت می نویسم در حالی که میدانم از هفت سالگی روزه می گرفتی، در حالی که میدانم از کودکی بالای همه برگه هایت " بسم رب الشهدا و الصدیقین" می نوشتی، در حالی که میدانم وقتی موسیقی خلاف شرعی پخش می شد بلند " حسین، حسین" می گفتی، در حالی که میدانم همیشه و همه جا سعی ات بر این بوده همه را جذب کنی؛ همان که رهبرت خواسته بود، و در حالی که میدانم محل کارت را عوض کردی تنها به خاطر اینکه نمی توانستی تحمل کنی خانم های هموطنت به همین سادگی از حجابشان می گذرند و ....

خوشحالم که توانستم از تو بیشتر بدانم و با عشق بیشتری برایت بنویسم؛

و هر آنچه که از تو نمیدانم و هرگز نخواهم فهمید...

دوست ندارم شعاری برایت بنویسم، اصلا برای یک شهید می توان شعار داد بی عمل ...؟

وقتی شش ماه پیش برایت نوشتم، کم نبودند کسانی که مسخره کردند و شهادتت را زیر سوال بردند، وقتی دوستانم بعد از دیدار با خانواده ات از مظلومیتت گفتند هر کس و ناکسی با حرف های بی معنی اش آزارمان داد، و چند ماه پیش بالای مزارت به تو توهین می کردند و شهادتت را مسخره ...

و امروز هم وقتی کنار مزارت نشسته بودم، روی "بسم رب الشهدا و الصدیقین" دست کشیدم و گفتم "پدر شهید می گفتند امیرحسام در دانشگاه هم بالای همه نوشته هایش بسم رب الشهدا و الصدیقین می نوشته و به این خاطر مسخره اش می کردند ..."

و وقتی روی تاریخ شهادتت دست کشیدم یادم افتاد پدرت می گفتند عاشورای سال پیش آخر هیئت تاب نیاوردی و چند بار گفتی "خدایا دیگر مرگ ما را برسان و مرگ ما را شهادت قرار ده. ما نباشیم و ببینیم که به امام حسین (ع) بی حرمتی کنند، به رهبر و امام(ره) توهین کنند..."

فقط می خواستم برایت بنویسم جای تو خالی نیست، چون در قلب ما حضور دائم داری و خون تو، تشدید عشق ماست به ولایت ...

و تجلی عشقی، و تجلی شور، و شعور، و تمام باورهای دوست داشتنی ما ... 


*به نقل از وبلاگ پا به پای ماه

***
نظر شما
captcha
پیشنهاد سردبیر