کارشناس مسایل سیاسی و بین الملل تاکیدکرد

تاثیرگذاری بر نشست استانبول؛ هدف سفر کلینتون به منطقه

|
۱۳۸۹/۱۰/۲۲
|
۱۳:۵۶:۰۰
| کد خبر: ۶۶۹۸
تاثیرگذاری بر نشست استانبول؛ هدف سفر کلینتون به منطقه
سعدالله زارعی، کارشناس مسایل بین‌لملل در گفتگو با خبرنگار برنا هدف وزیر خارجه آمریکا از سفرهای متعدد به خاورمیانه را در راستای تاثیرگذاری بر اجلاس استانبول ارزیابی کرد و با اشاره به ناکارآمدی این سفرها، آنها را بیشتر نمایش تبلیغاتی قلمداد کرد.

سعدالله زارعی، کارشناس مسایل بین‌لملل در گفتگو با خبرنگار برنا هدف وزیر خارجه آمریکا از سفرهای متعدد به خاورمیانه را در راستای تاثیرگذاری بر اجلاس استانبول ارزیابی کرد و با اشاره به ناکارآمدی این سفرها، آنها را بیشتر نمایش تبلیغاتی قلمداد کرد.


** وزیر خارجه آمریکا در آستانه نشست استانبول برای بار دوم طی چند هفته اخیر عازم منطقه خلیج فارس شده است. به عقیده شما هیلاری کلینتون و سایر مقامات آمریکایی از سفرهای پی در پی به منطقه خاورمیانه چه هدفی را دنبال می کنند؟

اگر به سفرهای دیپلماتیک مقامات آمریکایی به خاورمیانه و به ویژه منطقه خلیج فارس نگاه کنیم، در می یابیم طی 2 الی 3 سال گذشته فاصله سفرهای سیاستمداران آمریکایی که شامل مقامات کاخ سفید، وزارت خارجه، کنگره و همین طور مقامات اطلاعاتی و فرماندهان نظامی آمریکا از جمله رییس ستاد مشترک ارتش می شود، به این منطقه به یک هفته و کمتر از یک هفته رسیده است. بنابراین سفر هیلاری کلینتون که به فاصله 10 روز دو بار در منطقه ما انجام شده، چندان تعجب آور نیست با این حال چند نکته در ارتباط با این سفر قابل توجه است.

نخست اینکه تکرار سفرها و کوتاه شدن فاصله میان سفرها نشان دهنده وجود یک مشکل در دستگاه سیاست خارجی آمریکاست. در گذشته آمریکایی‌ها با عباراتی کوتاه و گاهی بدون انجام سفر سیاست موردنظر خود را به کشورها به ویژه به کشورهایی که به نوعی کشورهای حاشیه ای آنها به شمار می روند، منتقل می کردند، از این رو، نیازی به سفرهای پی در پی نبود. کافی بود سفیر آمریکا در دیدار با یکی از سران کشورهای خلیج فارس مطلبی را بیان کند. آن کشور خود را موظف می‌دانست سیاست های ابلاغی را پیگیری کند و به مورد اجرا گذارد. اما در شرایط فعلی این کار عملا محقق نمی شود. بنابراین آمریکایی ها برای اجرایی کردن سیاست‎های خود نیازمند سفرهای پی در پی به منطقه هستند که خود این مسأله یک شکست برای آمریایی‌هاست مخصوصا از بعد پرستیژی به عنوان یک ابرقدرت، به حساب می‌آید. این در حالی است که سفرهای مکرر مقامات آمریکایی به منطقه اغلب فاقد دستاورد است و بیش از هر چیز سفری تبلیغاتی را تداعی می‌کند.

نکته دوم در رابطه با سفرهای اخیر هیلاری کلینتون به منطقه و شمال آفریقا، برگزاری آنها در آستانه نشست هسته‌ای استانبول است. مسایلی که کلینتون در این سفرها مطرح می‌کند، پیرامون ایران است که از آن جمله می‌توان به اظهارات وزیر خارجه آمریکا در مصر و سه کشور همسایه ایران اشاره کرد که همه به نوعی حول محور ایران و مبتنی بر ایران هراسی بوده است. این مسأله به این معنا نیست که آمریکایی ها واقعا به دنبال ایجاد وضعیت جدید و ویژه ای در رابطه با ایران آنهم با همکاری کشورهای منطقه هستند. کلینتون هم به واسطه تجربیات خود می داند که در عمل امکان ایجاد یک وفاق جمعی علیه ایران در خلیج فارس وجود ندارد و کشورهای منطقه قادر نیستند آن گونه‌ای که آمریکایی ها توقع دارند، در یک پروژه آمریکایی علیه ایران مشارکت کنند. بنابراین در این فضا سفر، عمدتا برای تحت تاثیر قرار دادن اجلاس استانبول انجام می شود تا جمهوری اسلامی خود را تحت شرایط تهدید آمیز فرض کند و به خواسته های آمریکا، انگلیس و فرانسه تمکین کند که البته این خواسته محقق شدنی نیست. این در حالی است که جمهوری اسلامی سالهاست دست آمریکایی ها را خوانده و دریافته آمریکایی ها توانایی به نتیجه رساندن آنچه ادعا می کنند، را ندارند.

** مئیر داگان، رییس سابق موساد هفته گذشته اعلام کرد به واسطه خرابکاری هایی که در برنامه هسته ای ایران صورت گرفته، این کشور تا سال 2015 قادر به تولید تسلیحات هسته ای نیست. علت بیان چنین ارزیابی از سوی داگان یک هفته پس از واگذاری ریاست موساد به فردی دیگر چیست؟

نکته کلیدی در این رابطه این است که اظهارات مئیر داگان پس از محول شدن سمت ریاست موساد به شخصی دیگر بیان شد آنهم درست زمانی که سازمان تحت امر او در معرض انواع سوال ها قرار گرفته است. داگان در سال 2002 با حکم آریل شارون، نخست وزیر وقت رژیم صهیونیستی مسوولیت موساد را برعهده گرفت و به مدت 8 سال عهده دار این مسوولیت بود. طی این 8 سال، اسراییل متحمل شکست های بزرگی شده و اسراییلی ها نتوانستند در عرصه اطلاعاتی قدرت واقعی و حد توانایی حزب الله را شناسایی کنند و برای ضربه زدن به کادر رهبری حزب الله و سلاح های آن اطلاعات دقیق را در اختیار ارتش اسراییل قرار دهند. افتضاح اطلاعاتی موساد، در جریان جنگ 33 روزه منجر به شکست سنگین نظامی اسراییل شد، درحالی که این رژیم برای پیروزی از انواع بمب افکن ها استفاده کرد و مکان های مختلفی از لبنان را در معرض آماج حملات خود قرار داد.

نکته دیگر، افتضاحی است که اسراییل در جریان مساله هسته ای ایران به بار آورده است. موساد وانمود کرد قادر است به فعالیت هسته ای ایران آسیب جدی وارد کند و بارها اعلام شد این سازمان جاسوسی برنامه های خود را برای این منظور آماده کرده اما تا پایان ماموریت داگان این مسأله محقق نشد و برنامه هسته ای ایران مطابق جدول زمانی پیش رفت و به موفقیت های بزرگی نایل آمد. در واقع داگان در پایان ماموریت خود برای سرپوش گذاشتن به شکست های فاحش به مواردی اشاره می کند که این موارد ارزش عملیاتی ندارند و عملا تاثیری در فعالیت ایران و مقاومت در سطح منطقه نخواهند داشت. به همین دلیل اظهارات داگان یک مانور سیاسی است تا دوره مسوولیتی خود را دوره ای موفق ارزیابی کند و بر شکست‌های فاحش اسراییل سرپوش گذارد. به همین دلیل بنیامین نتانیاهو، نخست وزیر رژیم صهیونیستی در مقابل گزارش داگان که مسوولیت‎هایی را متوجه اسراییل کرده، موضع‎گیری کرد. البته اظهارات داگان درباره اینکه اسراییل موفق شده وقفه‌ای چهارساله در برنامه هسته ای ایران ایجاد کند، ادعایی بی اساس است و در عین حال نشان دهنده بی اطلاعی وی از فعالیت هسته ای ایران و یا دروغ گویی او برای سرپوش گذاشتن بر شکست این رژیم است.

**اظهارات داگان در این باره با واکنش هیلاری کلینتون هم روبرو شد. وزیرخارجه آمریکا پس از ورود به فرودگاه ابوظبی پایتخت امارات متحده عربی اعلام کرد که چنین سخنانی نباید مطرح شود و ارزیابی های این چنینی نباید مانع اجماع بین المللی برای اعمال فشار بر ایران شود. علت موضع گیری کلینتون چه بود؟

نگرانی آمریکایی ها این است که ادعای وقفه در برنامه هسته ای ایران به واسطه خرابکاری، مخمصه جدی برای سیاست خارجی آمریکا به حساب می آید چراکه سیاست آنها مبتنی بر تشدید فشارها بر ایران است. به همین دلیل کلینتون در برابر گزارش داگان موضع گرفت.

نظر شما
captcha
پیشنهاد سردبیر
پرونده ویژه