بزرگداشت احمدرضا احمدی در خانه هنرمندان/۲/

احمدی: دلم می‌خواهد در همین خاکی که متولد شدم، بمیرم

|
۱۳۸۹/۱۰/۲۴
|
۰۰:۳۸:۰۰
| کد خبر: ۷۲۵۵
احمدی: دلم می‌خواهد در همین خاکی که متولد شدم، بمیرم
احمدرضا احمدی که به دلیل کسالت نتوانسته بود به مراسم بزرگداشت خود بیاید، در ارتباط تلفنی خطاب به حاضران در مراسم گفت: دلم می‌خواهد در همین خاکی که متولد شدم، بمیرم. نمی‌خواهم جای دیگری بروم.
به گزارش خبرنگار ادبیات برنا، در نیمه مراسم بزرگداشت احمدرضا احمدی و از آن جایی که وی به دلیل کسالت نتوانسته بود به خانه هنرمندان بیاید، ارتباط تلفنی با وی برقرار شد. احمدی در این ارتباط چند دقیقه‌ای برای حاضران صحبت و آن‌ها را به شنیدن شعری مهمان کرد.

وی گفت: در فیلمی که در مراسم برای شما پخش شد، گفتم که من 30 کتاب زیر چاپ دارم. چنین چیزی نیست! یکی از مشکلات من در زندگی‌ام این است که وقتی ابراهیم حقیقی (فیلم‌بردار و تهیه کننده فیلم بزرگداشت احمدرضا احمدی)، را می‌بینم، به شدت دست و پایم را گم می‌کنم.

احمدی همچنین شوخی دیگری را نیز با شورای کتاب کودک کرد و افزود: شنیدم که از شورا هم در مراسم هستند. از آن‌ها بسیار متشکرم. شورای کتاب کودک لطف بسیاری به من دارد و هر سال اول فروردین من را امیدوار می‌کند تا فروردین سال دیگر کارم را منتشر کنند.

این نویسنده و شاعر سپس از برخی از دوستان خود نام برد و از آن‌ها در کنار ناشرانی چون کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان، نشر چمشه، افق و ... تشکر کرد.

او با شنیدن صدای تشویق حاضران و حضور جمعیت بسیار در سالن بتوون، اظهار کرد: من بسیار احساساتی شده‌ام و امیدوارم همه کسانی که زحمت کشیده‌اند و در این مراسم حاضر شده‌اند، سلام و تشکر من را بپذیرند.

احمدی سپس حاضران را به شعری که به گفته خود، شهره حیدری همسرش بسیار دوست دارد، میهمان کرد:

زیباترین قول تو این است
که هرگز باز نخواهی آمد
زاده قول تو هستم
در غبار
پس می دانم
که رنج در خانه است
در انتهای پله ها خانه دارد
تنها انزوای من است
که در باران مرا شکر می کند
که تا صبح فردا زنده هستم
چرا
تمام هفته را با پاروی شکسته
در خانه ماندم
خانه کوچک بود
در خلوتی خانه
از میان همه عادت ها
و سوگندها
فقط ترا صدا کردم.
زیباترین قول تو این است
که هرگز باز نخواهی آمد.

این شاعر و نویسنده سپس گفت: شاید یک کار کوچکی در ادبیات کودک و نوجوان کرده باشم. نهالی است که تازه کاشته شده و من نمی‌گویم کارم کامل است. اشکال زیاد دارد.

وی در پایان خطاب به حاضران در بزرگداشت خود اظهار کرد: امیدوارم لایق این محبت باشم. شاید سهمی بیشتر از محبت شما گرفته باشم و از حد من بیشتر باشد. دلم می‌خواهد در همین خاکی که متولد شدم، بمیرم و دوست ندارم جای دیگری بروم.


صبح امروز به مادرم گفتم
برای احمدرضا مداد رنگی بخرید
مادرم خندید:
درد شما را واژه دوا می‌كند
نظر شما
captcha
پیشنهاد سردبیر