دختران جوان، طعمه سرقت از منزل!
سارق که مرد جوانی است، به بهانه دوستی با دختران جوان، آنها را طعمه قرار داده و از خانه پدریشان سرقت میكرد.
به گزارش سرویس اجتماعی برنا، 20 تیر فردی با مراجعه به کلانتری 169 مشیریه به مأموران اعلام کرد: شب گذشته به همراه اعضای خانوادهام به منزل یکی از بستگان رفته بودیم؛ پس از بازگشت به منزل، همسرم متوجه به هم ریختگی تعدادی از لوازم و اسباب و اثاثیه داخل خانه شد که با بررسیهای بیشتر متوجه سرقت مبلغ سه میلیون تومان وجه نقد داخل خانه، سرویس طلای همسرم و تعدادی دیگر از لوازم داخل خانه شدیم.
با تشکیل پرونده مقدماتی و به دستور بازپرس شعبه دوازدهم دادسرای ناحیه 14 تهران، پرونده برای رسیدگی تخصصی در اختیار پایگاه ششم پلیس آگاهی تهران بزرگ قرار گرفت.
با آغاز تحقیقات و حضور تیم مبارزه با سرقت اماکن پایگاه ششم در محل ارتکاب سرقت، کارآگاهان با بررسی صحنه ارتکاب سرقت اطمینان پیدا کردند که سارق یا سارقان بدون هیچگونه تخریبی وارد منزل شده و از محل نگهداری اموال با ارزش سرقت شده نیز اطلاع کافی داشتهاند.
در شرایطی که کارآگاهان پایگاه ششم، تحقیقات خود را درباره افراد مرتبط با خانواده مالباخته در دستور کار خود قرار داده بودند، مالباخته با مراجعه به کارآگاهان به آنها گفت: دخترم سارق خانه را به هویت جوانی به نام حمید رضا معرفی کرده است.
مالباخته در اظهارات خود به کارآگاهان گفت: در مسیر بازگشت به منزل بودم که ناگهان به صورت کاملاً اتفاقی دخترم را به همراه یک جوان حدوداً 20 ساله، سوار بر یک دستگاه خودروی سواری پژو 206 سفید رنگ مشاهده کردم که در گوشهای از خیابان در منطقه مشیریه، در حال صحبت کردن با یکدیگر بودند. بلافاصله از ماشین پیاده شده و دخترم را از ماشین آن جوان پیاده کردم و او را به خانه آوردم. درباره ارتباط او با آن جوان سؤال کردم و در کمال تعجب دخترم عنوان كرد از حدود یک سال پیش با این جوان به نام "حمید رضا" ارتباط دوستانه دارم.
وی مدعی شد: زمانی که دخترم موضوع ارتباط دوستانه خود با این جوان را مطرح کرد، ناگهان شروع به گریه کرد و در همین زمان عنوان کرد که سرقت منزل توسط حمیدرضا و با کمک او صورت گرفته است.
با توجه به اظهارات مالباخته، کارآگاهان به تحقیقات از دختر وی پرداختند؛ دختر جوان در اظهارات خود به کارآگاهان گفت: از حدود یک سال پیش با حمیدرضا که او هم همانند ما به همراه پدر و مادرش در منطقه مشیریه زندگی میکند، آشنا شدم و هر روز ارتباطمان بیشتر شد و این در حالی بود که من با اطلاع از اخلاق پدر و مادرم که به شدت با این نوع ارتباطات دوستانه میان دختر و پسر مخالف هستند، همواره تلاش داشتم تا کسی از اعضای خانواده و حتی بستگانمان از این ارتباط اطلاع پیدا نکند و همین موضوع باعث شد تا حمیدرضا نیز به تدریج متوجه ترس و نگرانی من از این موضوع شود؛ حمیدرضا با طرح این ادعا که به زودی به همراه خانوادهاش به خانه ما خواهد آمد تا مرا از پدرم و مادرم رسما خواستگاری كند، تا حدودی مرا آرام میکرد و همین صحبتها باعث شد تا هر روز اطمینان من به حمیدرضا بیشتر شود. تا اینکه چند وقت پیش حمیدرضا با طرح این موضوع که باید در سرقت خانه پدرم با او همکاری کرده و در غیر این صورت کاری خواهد کرد که تمامی اعضای خانواده و بستگانم از ارتباط ما 2نفر اطلاع پیدا کنند و آبرویم را خواهد برد.
وی ادامه داد: این فرد مرا مجبور کرد تا کلید در ورودی مجتمع و آپارتمان و همچنین محل دقیق نگهداری وجوه نقد و دیگر اموال با ارزش خانه از قبیل طلا و جواهرات مادرم و غیره را در اختیار آو قرار داده و من نیز که بیش از هر چیز ترس آنرا داشتم که پدرم از ارتباط من و حمیدرضا اطلاع پیدا نکند، به ناچار قبول کردم و کلید در مجتمع و آپارتمان را در اختیار حمیدرضا قرار داده و او نیز پس از تهیه کلیدهای مشابه، کلیدهای اصلی خانه را باز پس داد و من نیز بدون آنکه پدر و مادرم متوجه موضوع شوند آنها را در جای خودشان گذاشتم.
دختر مالباخته گفت: در روز 19 تیر به همراه اعضای خانواده به خانه یکی از بستگان رفته بودیم؛ حمیدرضا که منتظر تماس من درباره اطلاع از خالی بودن خانه بود، پس از تماس من با او و اطمینان از خالی بودن خانه، با استفاده از کلیدهای یدک منزل، به خانه ما آمد و تمامی پولها و طلا و جواهرات داخل خانه را سرقت کرد. روزی هم که پدرم مرا به همراه او در خیابان دیده بود، با او قرار ملاقات گذاشته بودم تا از او خواهش كنم دیگر با من کاری نداشته باشد که پدرم ما 2 نفر را با یکدیگر دید و آن اتفاقی که همیشه از آن میترسیدم افتاد.
با توجه به اظهارات مالباخته و دخترش، کارآگاهان با انجام تحقیقات پلیسی و اطمینان از صحت اظهارات مطرح شده از سوی دختر مالباخته، با شناسایی مخفیگاه متهم در منطقه مشیریه، با اخذ دستور قضایی درباره دستگیری متهم و بازرسی از مخفیگاه وی، در روز 16 مرداد ضمن دستگیری متهم، در بازرسی از مخفیگاه او موفق به کشف مقادیری از طلا و جواهرات متعلق به همسر مالباخته و تعدادی دیگر از اموال مسروقه شدند.
سرهنگ کارآگاه محمد اشراقی، رییس پایگاه ششم پلیس آگاهی تهران بزرگ، گفت: با توجه به کشف مقادیری از اموال مسروقه و اعتراف صریح متهم به خرید خودروی سواری پژو 206 با پول حاصل از سرقت و فروش مقادیری از طلا و جواهرات سرقت شده، متهم جهت انجام تحقیقات تکمیلی درباره شناسایی دیگر جرایم ارتکابی با قرار صادره از سوی مقام قضایی در اختیار پایگاه ششم پلیس آگاهی تهران بزرگ قرار گرفته است.
با تشکیل پرونده مقدماتی و به دستور بازپرس شعبه دوازدهم دادسرای ناحیه 14 تهران، پرونده برای رسیدگی تخصصی در اختیار پایگاه ششم پلیس آگاهی تهران بزرگ قرار گرفت.
با آغاز تحقیقات و حضور تیم مبارزه با سرقت اماکن پایگاه ششم در محل ارتکاب سرقت، کارآگاهان با بررسی صحنه ارتکاب سرقت اطمینان پیدا کردند که سارق یا سارقان بدون هیچگونه تخریبی وارد منزل شده و از محل نگهداری اموال با ارزش سرقت شده نیز اطلاع کافی داشتهاند.
در شرایطی که کارآگاهان پایگاه ششم، تحقیقات خود را درباره افراد مرتبط با خانواده مالباخته در دستور کار خود قرار داده بودند، مالباخته با مراجعه به کارآگاهان به آنها گفت: دخترم سارق خانه را به هویت جوانی به نام حمید رضا معرفی کرده است.
مالباخته در اظهارات خود به کارآگاهان گفت: در مسیر بازگشت به منزل بودم که ناگهان به صورت کاملاً اتفاقی دخترم را به همراه یک جوان حدوداً 20 ساله، سوار بر یک دستگاه خودروی سواری پژو 206 سفید رنگ مشاهده کردم که در گوشهای از خیابان در منطقه مشیریه، در حال صحبت کردن با یکدیگر بودند. بلافاصله از ماشین پیاده شده و دخترم را از ماشین آن جوان پیاده کردم و او را به خانه آوردم. درباره ارتباط او با آن جوان سؤال کردم و در کمال تعجب دخترم عنوان كرد از حدود یک سال پیش با این جوان به نام "حمید رضا" ارتباط دوستانه دارم.
وی مدعی شد: زمانی که دخترم موضوع ارتباط دوستانه خود با این جوان را مطرح کرد، ناگهان شروع به گریه کرد و در همین زمان عنوان کرد که سرقت منزل توسط حمیدرضا و با کمک او صورت گرفته است.
با توجه به اظهارات مالباخته، کارآگاهان به تحقیقات از دختر وی پرداختند؛ دختر جوان در اظهارات خود به کارآگاهان گفت: از حدود یک سال پیش با حمیدرضا که او هم همانند ما به همراه پدر و مادرش در منطقه مشیریه زندگی میکند، آشنا شدم و هر روز ارتباطمان بیشتر شد و این در حالی بود که من با اطلاع از اخلاق پدر و مادرم که به شدت با این نوع ارتباطات دوستانه میان دختر و پسر مخالف هستند، همواره تلاش داشتم تا کسی از اعضای خانواده و حتی بستگانمان از این ارتباط اطلاع پیدا نکند و همین موضوع باعث شد تا حمیدرضا نیز به تدریج متوجه ترس و نگرانی من از این موضوع شود؛ حمیدرضا با طرح این ادعا که به زودی به همراه خانوادهاش به خانه ما خواهد آمد تا مرا از پدرم و مادرم رسما خواستگاری كند، تا حدودی مرا آرام میکرد و همین صحبتها باعث شد تا هر روز اطمینان من به حمیدرضا بیشتر شود. تا اینکه چند وقت پیش حمیدرضا با طرح این موضوع که باید در سرقت خانه پدرم با او همکاری کرده و در غیر این صورت کاری خواهد کرد که تمامی اعضای خانواده و بستگانم از ارتباط ما 2نفر اطلاع پیدا کنند و آبرویم را خواهد برد.
وی ادامه داد: این فرد مرا مجبور کرد تا کلید در ورودی مجتمع و آپارتمان و همچنین محل دقیق نگهداری وجوه نقد و دیگر اموال با ارزش خانه از قبیل طلا و جواهرات مادرم و غیره را در اختیار آو قرار داده و من نیز که بیش از هر چیز ترس آنرا داشتم که پدرم از ارتباط من و حمیدرضا اطلاع پیدا نکند، به ناچار قبول کردم و کلید در مجتمع و آپارتمان را در اختیار حمیدرضا قرار داده و او نیز پس از تهیه کلیدهای مشابه، کلیدهای اصلی خانه را باز پس داد و من نیز بدون آنکه پدر و مادرم متوجه موضوع شوند آنها را در جای خودشان گذاشتم.
دختر مالباخته گفت: در روز 19 تیر به همراه اعضای خانواده به خانه یکی از بستگان رفته بودیم؛ حمیدرضا که منتظر تماس من درباره اطلاع از خالی بودن خانه بود، پس از تماس من با او و اطمینان از خالی بودن خانه، با استفاده از کلیدهای یدک منزل، به خانه ما آمد و تمامی پولها و طلا و جواهرات داخل خانه را سرقت کرد. روزی هم که پدرم مرا به همراه او در خیابان دیده بود، با او قرار ملاقات گذاشته بودم تا از او خواهش كنم دیگر با من کاری نداشته باشد که پدرم ما 2 نفر را با یکدیگر دید و آن اتفاقی که همیشه از آن میترسیدم افتاد.
با توجه به اظهارات مالباخته و دخترش، کارآگاهان با انجام تحقیقات پلیسی و اطمینان از صحت اظهارات مطرح شده از سوی دختر مالباخته، با شناسایی مخفیگاه متهم در منطقه مشیریه، با اخذ دستور قضایی درباره دستگیری متهم و بازرسی از مخفیگاه وی، در روز 16 مرداد ضمن دستگیری متهم، در بازرسی از مخفیگاه او موفق به کشف مقادیری از طلا و جواهرات متعلق به همسر مالباخته و تعدادی دیگر از اموال مسروقه شدند.
سرهنگ کارآگاه محمد اشراقی، رییس پایگاه ششم پلیس آگاهی تهران بزرگ، گفت: با توجه به کشف مقادیری از اموال مسروقه و اعتراف صریح متهم به خرید خودروی سواری پژو 206 با پول حاصل از سرقت و فروش مقادیری از طلا و جواهرات سرقت شده، متهم جهت انجام تحقیقات تکمیلی درباره شناسایی دیگر جرایم ارتکابی با قرار صادره از سوی مقام قضایی در اختیار پایگاه ششم پلیس آگاهی تهران بزرگ قرار گرفته است.
نظر شما