ای بندگان من! صلاح خود را به من یاد ندهید / در دعا انصاف را رعایت کنید
چه بسا انسان امور مادّی را از خدا بخواهد و صلاحش در آن نباشد؛ آنگاه اگر اصرار کند خدا میگوید خواستهاش را بدهید تا ببیند دچار چه مشکلاتی میگردد.
به گزارش سرویس قاب نقره برنا، جلسات درس اخلاق و معارف اسلامی حضرت آیت الله مجتبی تهرانی، در ماه مبارک رمضان با موضوع «دعا» برگزار میشود. این جلسات هر شب ساعت 21:30 با اقامه نماز جماعت مغرب و عشاء آغاز شده و پس از تلاوت قرآن کریم، علاقه مندان از فیض سخنان معظّم له بهره مند می شوند.
با توجه به اهمیت دعا در این ماه مبارک، آیت الله مجتبی تهرانی از سال 1386 در جلسات درس اخلاق و معارف اسلامی خود در ماه مبارک رمضان، موضوع «دعا» را مورد بررسی عمیق و عالمانه قرار داده و ظرایف و دقایق فراوانی از این موضوع مهم را واکاوی فرمودهاند؛ امسال پنجمین حلقه از سلسله مباحث دعا توسط معظّم له عرضه می شود.
آنچه در ادمه میخوانید سخنان ایشان در جلسه بیست و چهارم از این سلسله جلسات است:
در باب شرایط دعا اموری را مطرح کردیم؛ از جمله اینکه هنگامی که از خدا طلب میکنی و حاجت میخواهی، در دعایت مصلحتاندیشی نکن. امام علی(ع) میفرمایند: خداوند از بالای عرش میفرماید ای بندگان من! مرا در آن چیزهایی که به شما امر کردم، پرستش کنید و صلاح خود را به من یاد ندهید! من به مصالح شما داناتر هستم و در آنچه که به مصلحت شما است، بخل نمیورزم.
در روایت گفته شد از خدا بخواه آنچه از امور مادّی که به خیر و صلاح من است، به من بده؛ حالا ممکن است این اشکال مطرح شود که اگر ما از خدا کفاف بخواهم، مصلحتاندیشی کردهایم! اگر کفاف خواستی، معنایش تعیین تکلیف برای خدا است! پاسخ این اشکال روشن است. در این اشکال از یک مورد غفلت شده و آن، این است که آیا کفاف و بلاغ را ما از نزد خودمان گفتیم؟ خیر! این مسأله را اولیای خدا از ناحیه خدا به ما آموختهاند.
امام علی(ع) فرمودند که در ارتباط با امور مادّی بیش از کفاف از خدا نخواهید. حضرت فرمودند: در دنیا بیش از کفاف از خدا نخواهید. پیغمبر اکرم در دعای خود میفرمایند: «اللَّهُمَّ ارْزُقْ مُحَمَّداً وَ آلَ مُحَمَّدٍ الْكَفَافَ». خدایا به محمّد و آل محمّد به اندازه کفاف روزی بده! معنی این عبارات مصلحتاندیشی برای خدا نیست، بلکه آنچه که خدا در ارتباط با امور مادّی دنیوی برای ما مصلحتاندیشی کرده است را به وسیله اولیائش به ما ارائه فرموده و ما نیز همان را از خدا درخواست میکنیم. خداوند گفته این مصلحت تو است؛ اگرخواستی دعا کنی، سقفش این است!
انسان زیاده خواه است
اگر خداوند کار را به من واگذار کند، میگویم تمام عالم را به من بده! زیرا هوای نفسانی من اینطور اقتضا میکند. انسان هر چه بیشتر به خواستههای نفسانیاش برسد، تشنهتر میشود؛ در روایات این مسأله را به آب شور دریا تشبیه کردهاند که هر چه بیشتر بخوری، تشنهتر میشوی. آنچه که از ناحیه رب برای من در امور مادّی دنیوی مصلحتاندیشی شده، این است که سقف تعیین کردهاند و به ما گفتهاند که بیش از این نخواه. بنابر این هیچ تعارضی در این مسأله وجود ندارد.
درخواست کفاف منافاتی با انصاف در دعا ندارد
در باب شرایط دعا گفتیم که انصاف را باید رعایت کرد. در روایتی نقل شده است: مردی خدمت علی(ع) رسید و عرض کرد که از خدا درخواستی داشتم و اجابتی ندیدم. حضرت به او فرمودند: آنگونه که باید دعا کنی، از خدا درخواست نکردهای و شرایطش را رعایت نکردهای. در دعا چهار خصوصیّت نهفته است؛ اوّل: «اخلاص در دعا» است که قبلاً بحث کردیم. دوم: جدّی بودن نیّت. سوم: شناخت وسیله. چهارم: در دعایت انصاف را رعایت کن. آیا وقتی دعا کردی، اینها را میدانستی و رعایت کردی؟ آن مرد پاسخ داد خیر، نمیدانستم.
اشکالی که در اینجا مطرح میشود این است که آیا تعیین کردن کفاف بر اساس انصاف هست یا خیر؟ جواب این سؤال نیز همانند جواب سؤال قبلی است. چون همان کسی که گفته در دعایت انصاف را رعایت کن، هماو به من میگوید که در امور مادی، کفاف را بخواه و نه بیشتر؛ پس معلوم میشود درخواست کفاف، عین انصاف است.
بررسی آثار سوء خواستههای غیر واقعی
دعای انسان در امور مادی دنیوی به بینش و نگرش انسان نسبت به خلقت خودش و دنیا و رابطه خلقت خود با دنیا بستگی دارد؛ انسان باید برای بینش خود دعا کند و از خدا بخواهد به او بینشی بدهد که احتیاجش را به اندازه کفاف ببیند. از خدا بخواهید که به شما بینش صحیح بدهد تا اسیر توهّمات و تخیّلات نفسانیتان نشوید و به تعبیر دیگر، واقعیتگرا باشید و درخواستهایتان معقول باشد.
نکتهای که باید در اینجا مورد توجه قرار بگیرد، این است که اگر انسان آثار سوئی که بر خواستههای تخیّلی و توهّمیاش مترتّب میشود را بررسی کند، متوجه میشود که نباید بیش از کفاف از خداوند بخواهد. آیات و روایات زیادی به مسأله دنیا و نکوهش زیادهطلبیها پرداخته و همه اینها ناظر به این مطلب است که اینها بر انسان اثر سوء دارد.
خداوند در قرآن کریم میفرماید:چه بسا شما چیزهایی را دوست داشته باشید، ولی برای شما شرّ باشد؛ چه بسا پول زیاد دوست داشته باشی، ولی برای تو شرّ باشد. خدا میداند، ولی شما نمیدانید.
چه بسا انسان امور مادّی را از خدا بخواهد و صلاحش در آن نباشد و بر اساس هوای نفس باشد؛ آنگاه اگر اصرار کند، بر اساس روایات، خدا میگوید خواستهاش را بدهید تا ببیند دچار چه مشکلاتی میگردد. پس از آنکه بنده دچار مشکلات میگردد، پشیمان میشود. تنها راه برای اینکه این دیدگاه در ما پایدار شود که کفاف به نفع ما است و بیش از کفاف به صلاح ما نیست، این است که آثار سوء زیادهخواهی را ببینیم. مبادا از خدا در امور دنیوی بیش از حدّ کفاف بخواهی! خیال میکنی خیر تو در این است، ولی در واقع، شرّ تو در این است؛ خدا میداند و تو نمیدانی.
با توجه به اهمیت دعا در این ماه مبارک، آیت الله مجتبی تهرانی از سال 1386 در جلسات درس اخلاق و معارف اسلامی خود در ماه مبارک رمضان، موضوع «دعا» را مورد بررسی عمیق و عالمانه قرار داده و ظرایف و دقایق فراوانی از این موضوع مهم را واکاوی فرمودهاند؛ امسال پنجمین حلقه از سلسله مباحث دعا توسط معظّم له عرضه می شود.
آنچه در ادمه میخوانید سخنان ایشان در جلسه بیست و چهارم از این سلسله جلسات است:
در باب شرایط دعا اموری را مطرح کردیم؛ از جمله اینکه هنگامی که از خدا طلب میکنی و حاجت میخواهی، در دعایت مصلحتاندیشی نکن. امام علی(ع) میفرمایند: خداوند از بالای عرش میفرماید ای بندگان من! مرا در آن چیزهایی که به شما امر کردم، پرستش کنید و صلاح خود را به من یاد ندهید! من به مصالح شما داناتر هستم و در آنچه که به مصلحت شما است، بخل نمیورزم.
در روایت گفته شد از خدا بخواه آنچه از امور مادّی که به خیر و صلاح من است، به من بده؛ حالا ممکن است این اشکال مطرح شود که اگر ما از خدا کفاف بخواهم، مصلحتاندیشی کردهایم! اگر کفاف خواستی، معنایش تعیین تکلیف برای خدا است! پاسخ این اشکال روشن است. در این اشکال از یک مورد غفلت شده و آن، این است که آیا کفاف و بلاغ را ما از نزد خودمان گفتیم؟ خیر! این مسأله را اولیای خدا از ناحیه خدا به ما آموختهاند.
امام علی(ع) فرمودند که در ارتباط با امور مادّی بیش از کفاف از خدا نخواهید. حضرت فرمودند: در دنیا بیش از کفاف از خدا نخواهید. پیغمبر اکرم در دعای خود میفرمایند: «اللَّهُمَّ ارْزُقْ مُحَمَّداً وَ آلَ مُحَمَّدٍ الْكَفَافَ». خدایا به محمّد و آل محمّد به اندازه کفاف روزی بده! معنی این عبارات مصلحتاندیشی برای خدا نیست، بلکه آنچه که خدا در ارتباط با امور مادّی دنیوی برای ما مصلحتاندیشی کرده است را به وسیله اولیائش به ما ارائه فرموده و ما نیز همان را از خدا درخواست میکنیم. خداوند گفته این مصلحت تو است؛ اگرخواستی دعا کنی، سقفش این است!
انسان زیاده خواه است
اگر خداوند کار را به من واگذار کند، میگویم تمام عالم را به من بده! زیرا هوای نفسانی من اینطور اقتضا میکند. انسان هر چه بیشتر به خواستههای نفسانیاش برسد، تشنهتر میشود؛ در روایات این مسأله را به آب شور دریا تشبیه کردهاند که هر چه بیشتر بخوری، تشنهتر میشوی. آنچه که از ناحیه رب برای من در امور مادّی دنیوی مصلحتاندیشی شده، این است که سقف تعیین کردهاند و به ما گفتهاند که بیش از این نخواه. بنابر این هیچ تعارضی در این مسأله وجود ندارد.
درخواست کفاف منافاتی با انصاف در دعا ندارد
در باب شرایط دعا گفتیم که انصاف را باید رعایت کرد. در روایتی نقل شده است: مردی خدمت علی(ع) رسید و عرض کرد که از خدا درخواستی داشتم و اجابتی ندیدم. حضرت به او فرمودند: آنگونه که باید دعا کنی، از خدا درخواست نکردهای و شرایطش را رعایت نکردهای. در دعا چهار خصوصیّت نهفته است؛ اوّل: «اخلاص در دعا» است که قبلاً بحث کردیم. دوم: جدّی بودن نیّت. سوم: شناخت وسیله. چهارم: در دعایت انصاف را رعایت کن. آیا وقتی دعا کردی، اینها را میدانستی و رعایت کردی؟ آن مرد پاسخ داد خیر، نمیدانستم.
اشکالی که در اینجا مطرح میشود این است که آیا تعیین کردن کفاف بر اساس انصاف هست یا خیر؟ جواب این سؤال نیز همانند جواب سؤال قبلی است. چون همان کسی که گفته در دعایت انصاف را رعایت کن، هماو به من میگوید که در امور مادی، کفاف را بخواه و نه بیشتر؛ پس معلوم میشود درخواست کفاف، عین انصاف است.
بررسی آثار سوء خواستههای غیر واقعی
دعای انسان در امور مادی دنیوی به بینش و نگرش انسان نسبت به خلقت خودش و دنیا و رابطه خلقت خود با دنیا بستگی دارد؛ انسان باید برای بینش خود دعا کند و از خدا بخواهد به او بینشی بدهد که احتیاجش را به اندازه کفاف ببیند. از خدا بخواهید که به شما بینش صحیح بدهد تا اسیر توهّمات و تخیّلات نفسانیتان نشوید و به تعبیر دیگر، واقعیتگرا باشید و درخواستهایتان معقول باشد.
نکتهای که باید در اینجا مورد توجه قرار بگیرد، این است که اگر انسان آثار سوئی که بر خواستههای تخیّلی و توهّمیاش مترتّب میشود را بررسی کند، متوجه میشود که نباید بیش از کفاف از خداوند بخواهد. آیات و روایات زیادی به مسأله دنیا و نکوهش زیادهطلبیها پرداخته و همه اینها ناظر به این مطلب است که اینها بر انسان اثر سوء دارد.
خداوند در قرآن کریم میفرماید:چه بسا شما چیزهایی را دوست داشته باشید، ولی برای شما شرّ باشد؛ چه بسا پول زیاد دوست داشته باشی، ولی برای تو شرّ باشد. خدا میداند، ولی شما نمیدانید.
چه بسا انسان امور مادّی را از خدا بخواهد و صلاحش در آن نباشد و بر اساس هوای نفس باشد؛ آنگاه اگر اصرار کند، بر اساس روایات، خدا میگوید خواستهاش را بدهید تا ببیند دچار چه مشکلاتی میگردد. پس از آنکه بنده دچار مشکلات میگردد، پشیمان میشود. تنها راه برای اینکه این دیدگاه در ما پایدار شود که کفاف به نفع ما است و بیش از کفاف به صلاح ما نیست، این است که آثار سوء زیادهخواهی را ببینیم. مبادا از خدا در امور دنیوی بیش از حدّ کفاف بخواهی! خیال میکنی خیر تو در این است، ولی در واقع، شرّ تو در این است؛ خدا میداند و تو نمیدانی.
نظر شما