ماجرای بچهای که در تنور روشن نانوایی افتاد و سالم ماند!
یكی از افراد خانه، این بچه كوچك چند روزه یا یك روزه را به آشپزخانه آورد،بچه را داخل تنور انداخت. آتش از آن تنور فروزان بود. درب تنور را بست و برگشت.
به گزارش خبرنگار سرویس قاب نقره برنا، حجت الاسلام والمسلمین شیخ حسین انصاریان در جلسات سخنرانی خود با عنوان "نفس" درباره حاكمیت خداوند بر همه قوانین و مقررات میگوید: همه امور در كف اراده خداوند است. چیزی را كه بخواهد بشود اراده میكنم، و آن چیز موجود میشود. هیچ محدودیتی هم در این زمینه برای وجود مقدّس او نیست، و این چهار چوب مقرراتی است كه در تمام عالم ملاحظه میكنید.
خداوند تبارك و تعالی محدود بر این مقررات نیست، بلكه بر این مقدمات قوانین و مقررات عالم حاكمیت دارد. این طور نیست كه برای به وجود آمدن یك موجود، این اصل جزئی كه باید یك نر و ماده وجود داشته باشد، مانع شود، خدا بر این قانون حاكمیت دارد. اگر بخواهد، موجودی را بیافریند، در حالی كه یك طرف را نداشته باشد، مانند حضرت عیسی(ع) میآفریند. حبس در مقررات سنتها نیست و اگر بخواهد موجودی را بیافریند كه دو طرف را نداشته باشد، مانند ناقه صالح، باز میآفرید.
به دل كوه اشاره میكند كه شتر زنده بیرون بده، دل كوه شتر زنده بیرون میدهد. این طور نیست كه آتشی را كه آفریده، همه جا سوزندگی داشته باشد، بلكه اگر اراده وجود مقدّس او نباشد، نمیسوزاند.
وی همچنین در ادمه سخنانش به اراده خداوند در ماجرای کودکی حضرت موسی(ع) اشاره کرد و گفت: وقتی مأموران فرعون وارد خانه مادر موسی(ع) شدند، بچه در دامن مادر بود، خواهر و خاله و عمه نشسته بودند، بچه تازه به دنیا آمده بود، اهل خانه از به دنیا آمدن این طفل خوشحال بودند، ولی وقتی صدای مأموران فرعون بلند شد، یكی از افراد خانه، این بچه كوچك چند روزه یا یك روزه را به آشپزخانه آورد، اعصاب این زن به اندازهای از آمدن مأموران به اضطراب افتاده بود كه گویی بینایی چشم و حس لامسه را از دست داده بود. بچه را داخل تنور انداخت. قرآن مجید میفرماید : آتش از آن تنور فروزان بود. درب تنور را بست و برگشت.
مأموران كنار درب اتاق آمدند و گفتند : گزارش داده شده كه داخل این خانه پسری متولد شده است. اگر در زمان فرعون در قوم بنیاسرائیل پسری متولد میشد، به اعدام محكوم بود و سر او را میبریدند. به مأموران گفتند : خانه را بگردید، گشتند، اما بچهای را ندیدند. از خانه كه بیرون رفتند، خانمی كه بچه را در تنور انداخته بود، تازه خبردار شد كه چه عملی را انجام داده است.
قرآن مجید برای پیامبر(ص) تعریف میكند كه فریاد زد : وای كه این موجود را به دست خودمان نابود كردیم. گریهكنان مادر و خواهر و خاله سر تنور میآیند، درب تنور را كنار میزنند، آتش شعله میكشد و بچه مانند كسی كه وسط باغ و گلستان باشد، در یك نسیم اول صبح بهاری به آن راحتی وسط آت خوابیده بود بچه را بیرون میآورند: « إِنَّ رَبَّكَ فَعَّالٌ لِمَا یُرِیدُ ». بیتردید پروردگارت هر چه را اراده میكند ، انجام میدهد.
علتها برای پروردگار اهمیتی ندارد. فلسفهها برای پروردگار اهمیتی ندارد، آن چه هست خود او و اراده و فعل و خواست اوست؛ از این رو فرمود: ای ملائكه، میخواهم نمونهای در زمین برای خود بسازم، از این جهت، انسان نمونه خدا، اراده و قدرت آزاد دارد.
حجت الاسلام انصاریان در ادامه با اشاره به لقای حق و كمال لایق انسان در نگاه قرآن میگوید: خدای منزه، چنان كه تمام موجودات عالم را منزه از عیب و نقص آفرید و دست قدرت معیوب كردن را از همه موجوداتی كه خود را معیوب كنند، قطع كرد و دست قدرت به كمال رساندن موجودات را به واسطه خود موجودات از موجودات گرفت، انسان را هم بیعیب آفرید، چون خودش خالق بیعیب و نقص است.
ولی انسان بیعیب و نقص را نمونه خودش در قدرت و اراده قرار داد، به او اراده آزاد داد تا بتواند خودش را با تصمیم و ارادهاش، به كمالی كه شایسته آن است، برساند و كمال شایسته انسان، تنها رسیدن به لقای حق است. این كمال از همه كمالاتش برتر است. رسیدن به جایی كه میان او و وجود مقدّسش در مقام نوری، حجابی باقی نماند ؛ البته هر كسی به اندازه استعداد و ظرفیتی كه دارد. سلمان به اندازه استعداد خودش، پیامبران و اولیای خدا به اندازه استعدادی كه دارند، ما هم به اندازه استعدادی كه داریم.
خداوند تبارك و تعالی محدود بر این مقررات نیست، بلكه بر این مقدمات قوانین و مقررات عالم حاكمیت دارد. این طور نیست كه برای به وجود آمدن یك موجود، این اصل جزئی كه باید یك نر و ماده وجود داشته باشد، مانع شود، خدا بر این قانون حاكمیت دارد. اگر بخواهد، موجودی را بیافریند، در حالی كه یك طرف را نداشته باشد، مانند حضرت عیسی(ع) میآفریند. حبس در مقررات سنتها نیست و اگر بخواهد موجودی را بیافریند كه دو طرف را نداشته باشد، مانند ناقه صالح، باز میآفرید.
به دل كوه اشاره میكند كه شتر زنده بیرون بده، دل كوه شتر زنده بیرون میدهد. این طور نیست كه آتشی را كه آفریده، همه جا سوزندگی داشته باشد، بلكه اگر اراده وجود مقدّس او نباشد، نمیسوزاند.
وی همچنین در ادمه سخنانش به اراده خداوند در ماجرای کودکی حضرت موسی(ع) اشاره کرد و گفت: وقتی مأموران فرعون وارد خانه مادر موسی(ع) شدند، بچه در دامن مادر بود، خواهر و خاله و عمه نشسته بودند، بچه تازه به دنیا آمده بود، اهل خانه از به دنیا آمدن این طفل خوشحال بودند، ولی وقتی صدای مأموران فرعون بلند شد، یكی از افراد خانه، این بچه كوچك چند روزه یا یك روزه را به آشپزخانه آورد، اعصاب این زن به اندازهای از آمدن مأموران به اضطراب افتاده بود كه گویی بینایی چشم و حس لامسه را از دست داده بود. بچه را داخل تنور انداخت. قرآن مجید میفرماید : آتش از آن تنور فروزان بود. درب تنور را بست و برگشت.
مأموران كنار درب اتاق آمدند و گفتند : گزارش داده شده كه داخل این خانه پسری متولد شده است. اگر در زمان فرعون در قوم بنیاسرائیل پسری متولد میشد، به اعدام محكوم بود و سر او را میبریدند. به مأموران گفتند : خانه را بگردید، گشتند، اما بچهای را ندیدند. از خانه كه بیرون رفتند، خانمی كه بچه را در تنور انداخته بود، تازه خبردار شد كه چه عملی را انجام داده است.
قرآن مجید برای پیامبر(ص) تعریف میكند كه فریاد زد : وای كه این موجود را به دست خودمان نابود كردیم. گریهكنان مادر و خواهر و خاله سر تنور میآیند، درب تنور را كنار میزنند، آتش شعله میكشد و بچه مانند كسی كه وسط باغ و گلستان باشد، در یك نسیم اول صبح بهاری به آن راحتی وسط آت خوابیده بود بچه را بیرون میآورند: « إِنَّ رَبَّكَ فَعَّالٌ لِمَا یُرِیدُ ». بیتردید پروردگارت هر چه را اراده میكند ، انجام میدهد.
علتها برای پروردگار اهمیتی ندارد. فلسفهها برای پروردگار اهمیتی ندارد، آن چه هست خود او و اراده و فعل و خواست اوست؛ از این رو فرمود: ای ملائكه، میخواهم نمونهای در زمین برای خود بسازم، از این جهت، انسان نمونه خدا، اراده و قدرت آزاد دارد.
حجت الاسلام انصاریان در ادامه با اشاره به لقای حق و كمال لایق انسان در نگاه قرآن میگوید: خدای منزه، چنان كه تمام موجودات عالم را منزه از عیب و نقص آفرید و دست قدرت معیوب كردن را از همه موجوداتی كه خود را معیوب كنند، قطع كرد و دست قدرت به كمال رساندن موجودات را به واسطه خود موجودات از موجودات گرفت، انسان را هم بیعیب آفرید، چون خودش خالق بیعیب و نقص است.
ولی انسان بیعیب و نقص را نمونه خودش در قدرت و اراده قرار داد، به او اراده آزاد داد تا بتواند خودش را با تصمیم و ارادهاش، به كمالی كه شایسته آن است، برساند و كمال شایسته انسان، تنها رسیدن به لقای حق است. این كمال از همه كمالاتش برتر است. رسیدن به جایی كه میان او و وجود مقدّسش در مقام نوری، حجابی باقی نماند ؛ البته هر كسی به اندازه استعداد و ظرفیتی كه دارد. سلمان به اندازه استعداد خودش، پیامبران و اولیای خدا به اندازه استعدادی كه دارند، ما هم به اندازه استعدادی كه داریم.
نظر شما